سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، لیلا مکتبیفرد، کتابدار کودک و کارشناس بخش فارسی کتابخانه بینالمللی کودکان مونیخ: پاییز سال۱۳۷۳ وقتی مطالعه برای آزمون کارشناسی ناپیوسته کتابداری را آغاز کردم، در میان منابع به مقالهای با نامی عجیب برخوردم: «چرا ما رانگاناتان نداریم؟» و به این ترتیب اولین مواجهه من با نوش آفرین انصاری روی داد. اعتراف میکنم که آن زمان از آن مقاله چیز زیادی دستگیرم نشد، اما گویی روح رانگاناتان از همان زمان بر این رابطه دمیده شد!
مهرماه ۱۳۷۴ وقتی برای اولینبار در کلاس خدمات عمومی او را از نزدیک ملاقات کردم، باز هم اولین مکالمه ما پیرامون رانگاناتان شکل گرفت. وقتی به انگلیسی پرسید چه کسی کتابدار معروف هندی را میشناسد؟ و من بلافاصله پاسخ دادم رانگاناتان! تحسینی که وقتی این پاسخ را از من شنید، در نگاهش بود، آبشخور و انگیزه من برای ادامه دادن در این حرفه تا همین امروز است.
گمان میکنم آن زمان هنوز عبارت «کتابداری اجتماعی» چندان رایج نشده بود، یا دستکم در متون آن زمان حرفی از آن نبود. اما آنچه نوشآفرین در قالب درسهایی همچون خدمات فنی، مواد و خدمات کتابخانه برای افراد با نیازهای ویژه، اصول کار مرجع، و ... به ما میآموخت، همه مصادیق کتابداری اجتماعی بودند. در حقیقت اعتقاد راسخ او به اصل «کتاب برای همه» و اصالت و اهمیتی که او برای کاربر قائل بود، پایههای کتابداری اجتماعی را در ایران شکل داد.
با او آموختم که هر انسان جهان کوچک و شگفتانگیزی است و مهمترین رسالت ما بهعنوان کتابدار برقراری ارتباط میان انسانها و کتابهاست. آموختم آنچه یک کتابخانه را کتابخانه می کند، نه مجموعه منابع، نه ساختمان و تجهیزات و میز و صندلیها، بلکه کتابداری آماده به خدمت است.
سال ۲۰۱۸ وقتی کارم را در نهاد کتابخانههای عمومی مونیخ به عنوان کتابدار کودک آغاز کردم، آنچه باعث شد در سیستم جدید، که کمترین شباهتی با سیستمهای کتابداری ایران نداشت، به سرعت راهم را بیابم و به قول امروزیها ادغام شوم، نه آموزههای دوازده ساله آکادمیکم بهویژه در حوزههای سازماندهی و فناوری اطلاعات، نه تجربه سالها کار و مدیریت در کتابخانههای تخصصی ایران، و نه حتی تجربههای تدریس در دانشگاه، بلکه همه آن چیزهایی بود که در محضر نوشآفرین انصاری بهعنوان دانشجو و همکار شورای کتاب کودک آموخته بودم.
در حقیقت دیدگاه و نگرشی که در طول زمان و آشنایی با افکار و عقاید او در من شکل گرفته بود، موجب شد که پستیها و بلندیهای شغل جدید آسان تر از آنچه انتظار میرفت برایم هموار شود. اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم در سیستم کتابداری آلمان خدمات عمومی تا حد زیادی بر خدمات فنی ارجحیت دارد.
لازم است یادآوری کنم که بر چنین رویکردی البته نقدهایی هم وارد است، کما اینکه برای من که از نخستین سال تحصیلیام همواره با تاکید بر درسهای فهرستنویسی و سازماندهی مواجه بودم و بخش زیادی از انرژی کتابدارانهام در طول سالها مصروف این مباحث شده بود، سازگاری با چنین محیطی می توانست بسیار دشوار و چالشبرانگیز باشد، اما تجربه سالها کار داوطلبانه در شورای کتاب کودک و آنچه در نظر و عمل در حوزه ادبیات کودک آموخته بودم، همچنین عشقی که به کتابخانههای عمومی در کلاسهای خانم انصاری در درونم شکل گرفته بود، موجب شد کار در یکی از شلوغترین و پر مراجعهترین شعبههای مجموعه کتابخانههای عمومی مونیخ برایم کاری لذتبخش باشد. و اینها همه را مدیون بزرگ بانویی هستم که امروز ۸۷ ساله میشود. برای وجود نازنینش تندرستی و بهروزی آرزومندم.
نظر شما