سه‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۷:۰۳
طعمه‌اي نيمه جان بين هيتلر و استالين

پرفسور تيموتي اسنايدر، استاد تاريخ دانشگاه ييل چندي پيش حاصل مطالعات تازه‌اش را درباره اروپاي شرقي دوران جنگ جهاني دوم، در اثري به نام «سرزمين‌هاي خونين: اروپاي بين هيتلر و استالين» منتشر كرد. قدرت تحليلي و ارائه جزييات مستند در اين كتاب دانشگاهيان هاروارد را بر آن داشت اين كتاب را در نشستي ويژه معرفي كرده و به نقد بكشانند./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) به نقل از تلگراف، تيموتي اسنايدر بدون ترديد از چهره‌هاي پيشتاز و محققان سرشناس تاريخ اروپاي مركزي و شرقي به شمار مي‌آيد. او تا كنون آثار ارزشمندي از تاريخ لهستان و اوكراين گرفته تا عصر ويلهلم هابسبورگ در اتريش و مجارستان، منتشر كرده است.
 
اثر تازه اسنايدر نگاهي جامع به عصر رژيم‌هاي تماميت خواه حاكم در روسيه و آلمان دهه‌هاي سي ‌و چهل قرن بيستم داشته و سعي دارد از منظري غيرمتعارف تاريخ آن روزگار را به مخاطب معرفي مي‌كند. قلمرو مورد نظر اثر نيز گستره‌اي جغرافيايي از درياي بالتيك تا درياي سياه ميان آلمان و روسيه يا برلين و مسكوست. اين منطقه شامل استوني، ليتواني، لتوني، بلاروس، لهستان، اوكراين و بخش‌هايي از روسيه است. اين مناطق در خلال سال‌هاي 45-1933 خونبارترين صحنه‌هاي دوران سياه جنگ جهاني دوم بودند كه كشتار ميليون ها سرباز و ميليون ها غيرنظامي در اين بخش جغرافيايي رقم خورد.
 
امروزه هر مورخ يا فرد آگاهي كمابيش از اطلاعات كافي درباره جنايات متقابل آلمان‌ها و روس‌ها در دوره جنگ جهاني دوم در اين مناطق و عليه هم برخوردار است. اما تلاش تيموتي اسنايدر در جهت انطباق نقشه‌هاي كلي اين فجايع و ارائه پاسخي به اين سؤال است كه آيا در رويدادهاي به وجود آمده در اين منطقه، نظم مشخص و قابل مشاهده‌اي وجود دارد؟
 
او اتفاقاً مي‌گويد داشتن اطلاعات فراوان و عميق درباره هر يك از كشورهاي اوكراين، لهستان، بلاروس يا يهودي‌ها به تنهايي نمي‌تواند به ما دلايل روشن رقم خوردن كشتارهاي وسيع آن دوران را ارائه كند. بلكه تنها ارزيابي و مطالعه دقيق تاريخ اين قلمرو با تاريخ رژيم‌هاي سياسي هيتلر و استالين مي‌تواند به كشف دلايل آن جنايت‌ها كمك كند.
 
نويسنده در اثرش تأكيد دارد كه در اين مطالعه، رژيم‌هاي هيتلري و استاليني با هم مورد مطالعه قرار گرفته‌اند چرا كه اين دو رژيم علت اصلي اتحاد و شكل‌گيري همه تاريخ‌‌هاي ملي كشورهاي فيمابين در يك پيكره كلي اند.
 
در اين راستا هم به شباهت‌هاي اين دو رژيم در مباني و تفكرات سياسي‌شان اشاره مي‌كند. هر دو رژيم از جنگ جهاني اول برخاسته‌اند كه نتيجه فروپاشي امپراتوري‌هاي آلماني و روسي و فجايع و انقلاب‌هاي ابتداي قرن بيستم ميلادي‌اند. نحوه تعامل رژيم سوسيال-استالينيست شوروي و رژيم سوسيال-ناسيوناليست حزب نازي با نهادهاي دموكراتيك،‌ مسايل مربوط به حدود و قلمرو و موضوعات دهقانان نيز مانند هم است.
 
حتي از لحاظ زماني نيز توسعه‌ اين دو رژيم مشابه بود. سال 1933 براي هر دوي آنها نقطه حساس تاريخي بود. كه از آن به بعد به زعم اسنايدر سه دوره كشتار وسيع بر سر اروپاي شرقي فرو مي‌ريزد. نخستين دوره 39-1933 ميلادي است كه تحت امر استالين جنايت‌هاي گسترده‌اي بر ضد انسانيت در داخل و خارج روسيه صورت مي‌گيرد.

در 41-1939 جنايت‌هاي دو رژيم هيتلري و استاليني در حد و اندازه‌هاي هم هستند و سومين دوره مربوط به 44-1941 است كه هيتلر در رأس امور قرار مي‌گيرد. در مجموع  44-1933 در قلب اروپا قريب به 14 ميليون انسان به كام مرگ مي‌روند.
 
نويسنده در اين رقم سربازان كشته شده جنگ جهاني دوم را وارد نكرده بلكه تنها به ذكر اين نكته بسنده مي‌كند كه اين مناطق به تنهايي نصف فجايع بزرگترين جنگ تاريخ بشري را شامل مي‌شوند.
 
بخش ويژه‌اي از اثر اسنايدر به فجايع هولودومور در اوكراين به عنوان نقطه آغازين شكل‌گيري تراژدي اروپاي شرقي در دهه سي، اختصاص يافته است.
 
اسنايدر در اين زمينه به نقش اصلي شخص استالين در رهبري فاجعه هولودومور، شهادت بي‌تفاوت اروپا بر كشتار جمعي مردم اوكراين، تلاش براي برآورد ميزان كشتار در آن دوران، ارائه مدارك قانوني و حقوقي اين جنايت ضد بشري و ارزيابي اهميت و عواقب آن مي‌پردازد. در فاجعه هولودومور در بهار سال 1933 روزانه 10 هزار اوكرايني بر اثر قحطي مي‌مردند. در مجموع 3.3 ميليون نفر بر اثر اين فاجعه انساني جانشان را از دست دادند.
 
رافال لمكين هولودومور را «مثالي تاريخي از كشتار جمعي رژيم شوروي» مي‌داند. از سويي هم اسنايدر عواقب رواني و سياسي هولودومور را اين گونه ارزيابي مي‌كند. از بين كساني كه در اوكراين از هولودومور جان سالم به در بردند صدها هزار نفر تبديل به شهروندان شوروي شدند كه ديگر اوكرايني نيستند. در برابر نيز اروپاييان چشم بر  فجايع اوايل دهه سي در او كراين بستند و به تبليغات شوروي اعتماد كامل نشان مي‌دهند.
 
در اين رهگذر نويسنده به بازديد نخست‌وزير فرانسه در اوت 1933 از اوكراين اشاره مي‌كند. ورود بازديدكنندگان خارج از كيف به داخل شهر ممنوع شده، به همه مردم گفته مي‌شود بهترين لباس‌هايشان را پوشيده و از همه شهرهاي اطراف ماشين‌هايي به خيابان‌هاي كيف آورده مي‌شوند و فروشگاه‌هاي شهر پر از غذا مي‌شوند. نخست وزير فرانسه هم سوار بر مركب از شهر بازديد كرده و همه‌ گفته‌هاي مقامات رسمي روسي را باور مي‌كند. اما گارت جونز روزنامه‌نگاري كه توانسته بود در آن سال از ديوار سكوت و ترس به قلب اوكراين نفوذ كند روايتي هولناك از خاركف قحطي زده آن زمان روايت مي‌كند.

در مجموع ضمن اشاره به جنايت‌هاي وسيع آلماني‌ها در لهستان و روس‌ها در اوكراين عامل بسياري از كشتارهاي دسته جمعي در ساير كشورها را پارتيزان‌هاي تحت سلطه رژيم استاليني قلمداد كرده و بلاروس تبديل به قرباني اصلي اين فاجعه مي‌شود.

پس از جنگ جهاني نيز نويسنده به جنايت‌هاي متفقين در حق مردم آلمان اشاره دارد و كوچ اجباري و پاكسازي نژادي ميليون‌ها آلماني را به گردن متفقين مي‌اندازد.

سرانجام نويسنده با در نظر گرفتن ميزان كشتار و اهميت جنگ آلمان‌ها و روس‌ها در اوكراين، اين كشور را مركز جنايات و فجايع انساني جنگ دوم جهاني قلمداد مي كند.

كتاب «سرزمين‌هاي خونين: اروپاي بين هيتلر و استالين» در 544 صفحه و قيمت 30 دلار توسط بيسيك بوكس روانه بازار شده است.  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها