سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امید طبیبزاده، مترجم: ملتهای بزرگ را ملاطهای محکم فرهنگی و تاریخی متحد نگاه میدارد و مانع از فروپاشی و تجزیهشان در شرایط دشوار و بحرانی مانند جنگ میشود، اما نباید فراموش کرد که پیششرط ضروری چنین اتحادی درهمهحال، وجود یک حکومت قوی و بااراده است. به همین علت آمریکا و اسراییل، هر دو جنگ خود را علیه ایران با ترور رهبران نظامی و سیاسی بلندپایهٔ کشور آغاز کردند، اما ازیکسو بیخبری آنان از ساختار پیچیدهٔ حکومت در ایران سبب شد تا تیرشان هر دو بار به سنگ بخورد، و ازسویدیگر بقا و مقاومت حکومت سبب شد تا اتحاد مردم ایران بیشتر و بیشتر بشود.
یکی دیگر از دلایل شکست ترامپ و نتانیاهو در این دو جنگ این بود که فکر میکردند مفاهیمی چون «ملیت» و «هویت تاریخی» صرفاً برساختهٔ ذهن استادان بیکار علوم انسانی در دانشگاههاست، و این مفاهیم هیچ تاثیری در نتیجهٔ جنگها ندارند! آنان صرفاً براساس برداشتهای شخصی و محدود خودشان از مفهوم ملیت، یا براساس گزارشهای ناقص جاسوسانشان از اوضاع فکری طبقات نیمه مرفه شهری (آن هم عمدتاً در تهران)، جنگی را بر علیه ایران آغاز کردند که نتیجهاش از ابتدا برای اهل فن قابل پیشبینی بود! شاید اگر انگلستان بجای آمریکا و اسراییل با ایران میجنگید، اتفاقات دیگری رخ میداد، زیرا استعمار پیر انگلستان طی قرنها فعالیت در مشرقزمین دریافته بود که بدون استفاده از دانش و تجربهٔ عظیم دانشمندان شرقشناس، هرگز نمیتواند به اهداف مورد نظرش دست یابد.
هویت ملی مقولهٔ بسیار پیچیدهای است که درک کیفیت آن در قد عقل ترامپ و نتانیاهو نمیگنجد، زیرا هیچیک از آنها به کشورهایی با هویت ملی دیرپا تعلق نداشتهاند تا درکی از این مقولات داشته باشند، و هیچیک نیز اهمیتی برای مطالعات شرقشناسان قائل نبودهاند تا بتوانند با هوشیاری بیشتری وارد میدان جنگ بشوند!
هویت ملی، به شرط وجود ارادهای قوی در درون حکومت، میتواند در شرایط دشوار و طاقتفرسا، آحاد ملت را متحد گرداند، و آنها را از بلایای رایج در جنگهای استعماری (مانند مهاجرتهای عظیم، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت مملکت، شورش و بلوا علیه هیئت حاکمه، پیوستن به صفوف دشمن و غیره) محفوظ بدارد. مثلاً بعد از تجاوز متفقین به ایران در سال ۱۳۲۰، به علت ناتوانی و بیارادگی حکومت مرکزی در برابر نیروهای متجاوز، اتحادی نیز در میان مردم شکل نگرفت، اما در جنگ اخیر، صرفاً به علت ایستادگی حکومت مرکزی، بهتدریج اتحادی میان مردم شکل گرفت و قویتر شد.
باری شاید در آغاز جنگ دوازده روزه عدهای زیادی از مردم ایران انتظار سقوط حکومت را میکشیدند و حتی نگاهی خوشبینانه به نیروهای متجاوز داشتند، اما در پایان جنگ چهل روزه نه تنها چنین انتظاری به کلی از میان رفت (مگر فقط در میان عدهٔ محدودی از طبقات نیمه مرفه شهرنشین)، بلکه نفرت از جنگ و نیروهای متجاوز در میان ایرانیان به نحو فزایندهای شدت گرفت.
نظر شما