«گريهي تنهي درخت بر محمد(ص)» نام كتابي از مجموعه قصههاي نبوي براي نوجوانان است. اين كتاب را «كريم باوفا» نوشته و انتشارات احرار آن را منتشر كرده است.
روزي يكي از زنهاي ثروتمند نزد پيامبر آمد و براي ساختن منبر با ايشان مشورت كرد و سپس به غلامش دستور داد منبري زيبا براي هديه دادن به پيامبر بسازد. غلام آن زن نيز خوشحال شد؛ زيرا نخستين نجاري بود كه ميخواست براي پيامبر(ص) منبر بسازد.
زماني كه ساختن منبر به پايان رسيد، آن را در مسجد پيامبر(ص) گذاشتند و ايشان براي خطبههاي بعد از نماز روي منبر نشست كه ناگهان درخت خرما به زمين افتاد و گريه كرد.
پيامبر آن درخت را در آغوش گرفت تا درخت آرام شد. سپس از آن پرسيد، تو را در جايي كه بودي بكارم يا اگر خواستي تو را در بهشت بكارم تا آب بهشت را بنوشي، از گياهان فردوس استفاده كني، ميوه دهي و دوستان خداوند از تو ميوه بخورند؟ درخت هم بهشت را انتخاب كرد.
پيامبر به يارانش گفت اگر اين درخت را در آغوش نميگرفتم تا روز رستاخيز گريه ميكرد.
نظر شما