سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مهدیس میرزادی اعتمادی: تصور کنید صبح یک روز معمولی، فرزند پنجسالهتان را با ذوق و شوق برای یک اردوی مدرسه راهی میکنید. او عاشق کارتونهایش است و قرار است روز شادی را در کنار همکلاسیهایش بگذراند. اما چند ساعت بعد، خبری میرسد که زندگیتان را از هم میپاشد. این نقطه آغاز کتاب «یک روز از زندگی عابد سلامه» نوشته ناتان ترال استکه با ترجمه ناهید صفایی و ماهفرید منصوریان از سوی انتشارات چشمه منتشر شده است؛ روایتی که از یک سانحه آغاز میشود و به بررسی شرایطی میرسد که زندگی روزمره فلسطینیان را تحت تأثیر قرار داده است.
این کتاب صرفاً گزارشی از یک تصادف دلخراش نیست. ترال از دل یک تراژدی انسانی، سازوکارهای سیاسی و اداری مؤثر بر زندگی فلسطینیان را بررسی میکند؛ هرچند گستردگی این بررسی، گاهی بر ریتم روایت تأثیر میگذارد و پرسشهایی درباره نسبت میان روایت انسانی و تحلیل سیاسی به وجود میآورد.
نقطه شروع؛ وعده صبحانه و یک فاجعه
ترال کتاب را با جزئیات زندگی روزمره آغاز میکند؛ با کودکی که قرار است روزی شاد را در کنار دوستانش بگذراند. در مقدمه مترجمان میخوانیم: «میلاد سلامه پسر بچهی پنج ساله، موطلایی و شیرینزبان است که مثل بسیاری از بچههای همسنوسال خود عاشق شخصیت کارتونی باباسفنجی است. قرار است میلاد همراه با دوستانش از طرف مدرسه به اردوی یکروزهای برود... اما اتوبوسشان دچار سانحه میشود و هیچیک از بچهها به اردو نمیرسند.» این شروع، فاصله میان یک روز عادی و فاجعهای را نشان میدهد که زندگی چندین خانواده را دگرگون میکند. ترال برای ورود به مسئلهای بزرگتر، به سراغ جزئیاتی میرود که در گزارشهای معمول خبری ممکن است در حاشیه بمانند؛ مانند برنامه یک کودک، انتظار خانواده و روزی که قرار بود مثل روزهای دیگر بگذرد.
داستان یک جستوجوی دردناک
قلب روایت، جستوجوی عابد سلامه برای یافتن پسرش میلاد است. پس از برخورد یک تانکر با اتوبوس حامل کودکان فلسطینی در نزدیکی اورشلیم، عابد سراسیمه به دنبال فرزندش میگردد. ترال او را قدمبهقدم همراهی میکند؛ از مواجهه با اتوبوس سوخته و دود غلیظ تا سرگردانی میان بیمارستانها و سردخانهها. پدری که نمیداند فرزندش کجاست، باید در میان مجروحان و اجساد، نشانی از او پیدا کند.
جزئیات این جستوجو، به روایت کتاب نیروی عاطفی میدهد؛ اما اهمیت آن فقط در برانگیختن اندوه خواننده نیست. سرگردانی عابد بهتدریج پرسشهایی درباره امکان رفتوآمد، دسترسی به اطلاعات و دشواری امدادرسانی در شرایط حاکم بر زندگی فلسطینیان مطرح میکند. به این ترتیب، رنج یک پدر از تجربهای شخصی فراتر میرود و باعث دیدن شرایطی تبدیل میشود که این فاجعه در آن رخ داده است.
نگاه یک خبرنگار یهودیآمریکایی
ناتان ترال، روزنامهنگار یهودیآمریکایی، سالها درباره مناقشه اسرائیل و فلسطین پژوهش کرده و در اورشلیم زندگی کرده است. او در این کتاب با تکیه بر مصاحبهها و اسناد، میکوشد حادثه را در بستر سیاسی و اجتماعی آن بررسی کند. بهجای آنکه روایت را به تقابل ساده دو گروه یا مجموعهای از قضاوتهای قطعی محدود کند، سراغ آدمها، پیشینههای خانوادگی و سازوکارهای اداری و امنیتی میرود که بر زندگی روزمره آنها اثر میگذارند.
بااینحال، شیوه روایت کتاب جای تأمل دارد. ترال با تمرکز بر تجربه عابد، پیامدهای انسانی سیاستها و محدودیتهای حاکم بر زندگی فلسطینیان را ملموس میکند؛ اما این انتخاب روایی ممکن است در بخشهایی، توجه خواننده را بیش از اندازه به رنج فردی معطوف کند و فرصت کمتری برای بررسی مستقیم مسئولیت نهادها و سازوکارهای اعمال قدرت باقی بگذارد.

ترال در بخشهایی از کتاب از «جاده مرگ» میگوید؛ جادههای فرعی و پرخطری که فلسطینیان برای رفتوآمد از آنها استفاده میکنند و محدودیتهای ناشی از ایستهای بازرسی و شرایط تردد، بر دشواری این مسیرها میافزاید. این جزئیات نشان میدهد که تصادف را نمیتوان جدا از محیطی بررسی کرد که حادثه در آن رخ داده است. البته برای نسبتدادن مستقیم سانحه به یک سیاست مشخص، باید میان علت حادثه و شرایط ساختاریای که خطر را افزایش میدهند یا امدادرسانی را دشوار میکنند، تمایز گذاشت. اهمیت روایت ترال در این است که خواننده را به دیدن همین زمینهها وادار میکند. در این زمینه نویسنده در ابتدای کتاب به جملهای از استنلی کاول استناد میکند: «ما نقش خود را در آنچه اتفاق میافتد نمیبینیم تا بتوانیم بعضی از اتفاقات معین را سانحه بخوانیم؛ در حالی که آنها نتایج اجتنابناپذیر کارهای ما هستند، اما بعضی از رویدادها را ضروری میخوانیم، تنها از آن رو که مایل نیستیم نظر خود را تغییر دهیم.» این نقلقول، یکی از کلیدهای ورود به کتاب است: مرز میان حادثه و پیامد شرایطی که انسانها ساختهاند، همیشه روشن نیست. ترال میکوشد نشان دهد آنچه در نگاه نخست یک تصادف به نظر میرسد، ممکن است در بستر محدودیتها و تصمیمهای سیاسی، معنایی فراتر از یک اتفاق منفرد پیدا کند.
عابد سلامه؛ فراتر از تصویر یک قربانی
ترال برای توضیح زمینههای شکلگیری این فاجعه، به تاریخ سیاسی و خانوادگی شخصیتهای داستان نیز میپردازد. این گستردگی پژوهش، به خواننده کمک میکند آدمهای روایت را بیرون از لحظه حادثه بشناسد؛ اما در عین حال، حجم اطلاعات تاریخی و خانوادگی، از جمله شرح تحولات سیاسی و فعالیتهای گروههای چپگرا در دهههای گذشته، گاهی از سرعت روایت میکاهد. خوانندهای که انتظار دارد کتاب تا پایان با ریتمی شبیه یک گزارش داستانی پیش برود، ممکن است در بخشهایی احساس کند مسیر اصلی روایت زیر بار اطلاعات جانبی کند شده است. این ویژگی، همزمان یکی از نقاط قوت و محدودیت کتاب است؛ ترال میخواهد فاجعه را از زمینه تاریخی و سیاسی آن جدا نکند، اما هر اطلاعاتی که به این زمینه مربوط میشود، لزوماً به یک اندازه به پیشبرد روایت کمک نمیکند.
یکی از امتیازهای کتاب این است که عابد را به شخصیتی یکبعدی تبدیل نمیکند. او نه قهرمانی بیعیب است و نه صرفاً قربانیای که تمام هویت او در مصیبتی که بر سرش آمده خلاصه شود. ترال به گذشته، روابط خانوادگی، تجربههای عاطفی و فعالیتهای سیاسی او میپردازد و اجازه میدهد خواننده با انسانی آشنا شود که زندگیاش پیش از فاجعه نیز پیچیدگیهای خودش را داشته است. نویسنده حتی لحظههای فروپاشی عابد را نیز روایت میکند: «عابد به اتاق خواب رفت. حیفا و خواهرش روی تخت نشسته و در حال گفتوگو بودند. ... با دیدن تخت خالی عابد فرو ریخت.... حیفا صدای عابد را شنید، او بدن عابد را که به شدت تکان میخورد در آغوش گرفت و سعی کرد آرامش کند.»
این صحنه، بهجای آنکه عابد را به نمادی ثابت از رنج تبدیل کند، او را در موقعیتی انسانی و شکننده نشان میدهد. ترال همچنین به سراغ اسرائیلیهایی میرود که در جریان حادثه یا پیامدهای آن درگیر شدهاند؛ از مددکاران اجتماعی تا نیروهای امدادی. حضور این افراد، امکان دیدن موقعیتهای متفاوت را فراهم میکند، هرچند برای ارزیابی میزان چندصدایی روایت باید بررسی کرد که تجربهها و مسئولیتهای متفاوت تا چه اندازه مجال حضور یافتهاند. کتاب به لحظه حادثه محدود نمیماند و سرنوشت خانواده را در سالهای پس از آن نیز دنبال میکند. نویسنده مینویسد: «مادر عابد یک سال پس از سانحه درگذشت. بیماری فراموشی او را از درک کامل آنچه بر میلاد رفته بود حفظ کرد.»این جمله کوتاه، بدون نیاز به توضیحی طولانی، بعد دیگری از پیامدهای فاجعه را نشان میدهد؛ پیامدهایی که به لحظه حادثه ختم نمیشوند و در زندگی خانواده، روابط و حافظه آنها ادامه پیدا میکنند.
از رنج یک خانواده تا واقعیتی بزرگتر
«یک روز از زندگی عابد سلامه» در پی آن است که نشان دهد چگونه یک فاجعه انسانی را باید در پیوند با شرایط سیاسی و اجتماعی پیرامون آن خواند. نقطه قوت کتاب، کنار هم قراردادن جزئیات زندگی روزمره و زمینههای تاریخی و سیاسی است؛ روشی که به خواننده امکان میدهد پیامدهای این شرایط را نه فقط در قالب مفاهیم انتزاعی، بلکه در زندگی آدمها ببیند. البته گستردگی اطلاعات تاریخی، گاهی از کشش روایت میکاهد و تمرکز بر تجربه عابد نیز ممکن است در بعضی بخشها جای تحلیل مستقیمتر سازوکارهای قدرت را خالی بگذارد. بااینحال، این محدودیتها از اهمیت پرسشی که کتاب مطرح میکند کم نمیکنند: وقتی یک حادثه در بستری از محدودیتها و تصمیمهای انسانی رخ میدهد، تا کجا میتوان آن را صرفاً یک سانحه دانست؟
ترال خواننده را با پدری همراه میکند که در جستوجوی فرزندش است؛ اما در پایان، مسئله فقط سرنوشت یک خانواده نیست. کتاب نشان میدهد که رفتن به اردوی مدرسه، عبور از جاده یا یافتن فرزند پس از یک حادثه، در شرایطی خاص میتواند به تجربهای دشوار و فرساینده تبدیل شود. ارزش این روایت در پیوندزدن همین تجربه ملموس با واقعیتی سیاسی است؛ پیوندی که هرچند همیشه از نظر روایی و تحلیلی بینقص نیست، خواننده را به بازاندیشی در مرز میان حادثه، مسئولیت و شرایطی که انسانها در آن زندگی میکنند، دعوت میکند.
نظر شما