سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نمایشنامه «ساوُنارول» نوشته میشل سوفران توسط نشر عنوان منتشر شده و برای نخستین بار اثری از این نویسنده در ایران ترجمه و معرفی میشود. سوفران، نویسنده معاصر فرانسوی، که بهتازگی درگذشته، پزشک بود و در کنار حرفه پزشکی، آثار متعددی برای صحنه و همچنین رسانههایی مانند تلویزیون و رادیو نوشته است؛ آثاری که در فرانسه شناخته شدهاند.
محمدرضا خاکی، مترجم این نمایشنامه، درباره انتخاب اثری از سوفران و شیوهای که برای معرفی نویسندگان خارجی دنبال میکند، به ایبنا گفت: تقریباً بیشتر نمایشنامههایی که ترجمه کردهام، متعلق به نویسندگانی است که برای نخستین بار در ایران معرفی شدهاند و پیش از آن اثری از آنها در ایران منتشر نشده بود. این کار را بهدلیل علاقه و مطالعهای که نسبت به این نویسندگان دارم انجام میدهم.
خاکی درباره محتوای نمایشنامه «ساوُنارول»، بیان کرد: این نمایشنامه زندگی ساوُنارول، روحانی و شخصیت تاریخی، را دستمایه قرار داده است. زندگی یک کشیش که رشد میکند و به مقام حکومت و جایگاه مهمی میرسد، داستان حول او شکل میگیرد. «ساوُنارول» علاوه بر معرفی میشل سوفران، نمایشنامهنویس فرانسوی تلاشی است برای آشنا کردن خواننده فارسیزبان با متنی که در پیوند با یک شخصیت تاریخی، فضای سیاسی و اجتماعی فلورانس و یکی از دورههای مهم تاریخ اروپا شکل گرفته است. این اثر قابل توجه، دادگاه انکیزیسیون (تفتیش عقاید) را در دوره رنسانس در فلورانس که یکی از مهمترین شهرهای ایتالیا در این دوره است را به نمایش می گذارد. مطالعه این نمایشنامه را به همه مدرسان، هنرمندان و دانشجویان تئاتر توصیه میکنم.
ماشین پیچیدگیهای نمایشنامه را نمیداند
او با این توضیح که ترجمه فقط برایش برگرداندن متن از یک زبان به زبان دیگر نیست، ادامه داد: پیش از ترجمه، شناخت نویسنده و جهان فکری او اهمیت زیادی دارد. ترجمه آثار نمایشی نیازمند شناختی عمیق از نویسنده، شیوه و روش نویسندگی و همچنین فضای ادبی و فرهنگی است که اثر در آن شکل گرفته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به گسترش استفاده از ترجمه ماشینی، گفت: افرادی که برای ترجمه سراغ ماشین میروند، باید این را بدانند که خوشبختانه هنوز ماشینی پیدا نشده که پیچیدگیهای نمایشنامه را بداند. مسئله فقط پیچیدگی زبان نیست، بلکه درک لایههای انسانی و هنری اثر نیز اهمیت دارد. برنامهای نیامده که از توان مغز انسانی فراتر باشد. همه این ماشینها ساخته دست انسان هستند.
خاکی با تاکید بر اینکه ماشینهای ترجمه تخصص و شناخت ندارند، افزود: مترجم باید شناخت کاملی از زندگی نویسنده، شیوه و فرم آثار او داشته باشد. با اطلاعات و آگاهی کافی میتواند اثری را ترجمه کند. مترجم باید نمایشنامهخوان باشد و متن را بفهمد.
انتقاد از ترجمههای سطحی
این کارگردان تئاتر با اشاره به ترجمه نمایشنامه «آتشسوزیها» نوشته وجدی معود، ادامه داد: خودم ترجمه این کتاب را برای اولین بار انجام دادم و شاید هزاران نفر آن را خوانده باشند. اخیراً در فضای مجازی دیدم، جوانی این اثر را ترجمه کرده و کاملاً مشخص است که ترجمه توسط ماشین انجام شده است.
او با این توضیح که افزایش تعداد ترجمهها لزوماً بهمعنای افزایش کیفیت ترجمه در ایران نیست، ادامه داد: این موضوع از نگرانیهای جدی امروز حوزه ادبیات است. سالهایی که در دانشگاه تهران، دانشجو بودم، با اینکه دانشکده زبانهای خارجی هم داشتیم و رشتههای زبان و ادبیات آلمانی، فرانسه و انگلیسی در دانشگاه بسیار جدی و فعال بودند، تعداد مترجمان به زحمت از انگشتان دست فراتر میرفت. امروز همه دارند کتاب ترجمه میکنند، البته همه واقعاً ترجمه نمیکنند. ای کاش ترجمه بود. ترجمه نیازمند دانش زبانی، ادبی و فرهنگی است و نمیتوان فقط با کنار هم قرار دادن معادل واژهها، متنی را ترجمهشده تلقی کرد.

خاکی با انتقاد از برخی ترجمههای سطحی، افزود: اینکه واژههای زبان لاتین را برداریم، دیکشنری فرانسوی را با حروف فارسی بچینیم و بنویسیم، واقعاً غمانگیز است، متأسفم از این اتفاق. یک کتاب اگر قرار باشد ترجمه شود، اول باید یک معرفی از آن نویسنده ارائه شود؛ اینکه کیست، چه کارهایی انجام داده، اصلاً چرا سراغ او رفتهایم، ویژگی اثرش چیست، برای اجرا چه ارزشی دارد و چه اهمیتی برای مخاطب ما در ایران و در زبان فارسی دارد.
شناخت نویسنده و جامعه
او با تاکید بر اینکه انتخاب یک نمایشنامه بدون شناخت جایگاه نویسنده، ادبیات و جامعهای که اثر در آن شکل گرفته، نمیتواند ترجمهای کامل و قابل اتکا ایجاد کند، گفت: در دنیا هزاران نمایش وجود دارد. در مطالعه یک نمایشنامه خارجی باید زمانه و تاریخ نویسنده و جایگاه او در ادبیات کشورش نیز مورد توجه قرار بگیرد. اول باید راجع به نویسنده، زمان، تاریخ و جایگاهش در ادبیات مثلاً انگلستان، آلمان، فرانسه، ایتالیا یا اسپانیا مطالعه کرد. زبان را بلد بود و جامعه آنجا را شناخت. باید دید چه کارگردانانی آثار او را اجرا کردهاند.
خاکی با این توضیح که متأسفانه در حوزه ترجمه با روشی که ماشینها ایجاد کردهاند و با سرعتی که جوانان کار میکنند، اصلاً به جای خوبی نخواهیم رسید، ادامه داد: یکی از مشکلات این است که گاهی مترجم حتی در معرفی اثر نیز نمیتواند درباره نویسنده و آثار دیگر او اطلاعات کافی ارائه کند. حتی اگر جلسه معرفی برگزار شود، نمیتوانند راجع به نویسنده حرف بزنند یا بگویند آثار دیگرش چیست، چه محتوا و ایدههایی دارد و سابقه اجرایی آثارش چیست.
تئاتر امروز و سلبریتیها
او که این مسئله را به وضعیت تئاتر نیز مرتبط میداند، افزود: تئاتر امروز تبدیل شده به سلبریتیها. در حالی که وقتی سلبریتی وارد صحنه میشود، ادبیات روی صحنه نابود میشود و شیوه و نویسنده کلاً از بین میرود. متأسفانه حتی بسیاری از کارگردانان ما زبان خارجی بلد نیستند و اگر متن خارجی باشد، این مسئله خودش را بیشتر نشان میدهد.
این مترجم با اشاره به وضعیت آموزش دانشگاهی تئاتر در ایران، بیان کرد: بسیار متأسفانه بگویم که ترجمه و تئاتر پیچیدهتر یا بیاهمیتتر از همیشه شده است. وقتی سالی ۸۵۰۰ نفر دانشجو در حوزه تئاتر داریم، در حالی که دیگر تفاوتی بین فردی که فوقلیسانس بازیگری دارد و کسی که لیسانس بازیگری دارد وجود ندارد.
خاکی این وضعیت را با تجربه آموزش هنر در گذشته مقایسه کرد و افزود: در ایران پیش از انقلاب هم دانشکده هنرهای زیبا و دانشکده هنرهای دراماتیک را در تهران داشتیم و تعداد ورودی دانشجو را کنترل میکردند. قرار نبود فقط برویم فرمولی یاد بگیریم و بگوییم من لیسانس بازیگری دارم یا فوقلیسانس دارم. چند نفر از اعضای هیئت علمی و دکترای رشتههای هنر امروز ایران میتوانند کتابی را بردارند و از روی آن، از انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی یا هر زبان دیگری ترجمه کنند؟
او با این توضیح که مشکلات حوزه کتاب و ترجمه تنها به کیفیت ترجمه محدود نمیشود، گفت: حقوق مترجمان نیز با چالشهایی مواجه است. مسئلهای که درباره کتاب وجود دارد، حتی بدتر از این چیزهاست. ناشرانی هستند که کتاب مترجمان را سرقت میکنند. بدون اجازه مترجم، کتاب چاپ دیجیتال و پخش میشود و حتی قیمت و لیبل قیمتی روی آن میخورد که در هیچ قراردادی وجود ندارد. این اتفاق یکی و دوتا و سهتا نیست و چندین مورد را میشناسم.
نظر شما