به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی انتشارات آسمانا اثری پژوهشی را به قلم مریم جعفری آذرمانی، شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی در اختیار علاقهمندان فارسی زبان ادبیات معاصر قرار داده که «از قافیه تا قانون» نام دارد. نویسنده در این اثر به تحلیل شناختی از گفتمان مشروطه در آثار شاعران شاخص پرداخته و در این اثر نگاهی جامع به مفاهیم قانون، مشروطیت و آزادی در شعر مقطعی مهم از تاریخ معاصر ایران داشته است.
از مریم جعفری آذرمانی پیش از این ۱۷ مجموعه شعر و دو کتاب پژوهشی با نامهای «معنای دیگر» و «بایستههای پژوهش در شعر معاصر» منتشر شده و کتاب «از قافیه تا قانون» سومین پژوهش اوست. همچنین طی سه دهه مقالات و یادداشتهای متعددی در زمینههای ادبی و نظری در مطبوعات داشته است. ترجمه شعر فرانسه نیز بخشی از فعالیتهای حرفهای او را تشکیل میدهد و شعرها و کتابهای او برنده و نامزد جوایز متعدد ادبی بوده است. مریم جعفری آذرمانی اکنون در دانشکده ادبیات دانشگاه ژنو زبان فارسی تدریس میکند و در ارائه مباحث مرتبط با شعر و ادبیات ایران فعالیت دارد.
در ادامه گفتوگوی ما را با این نویسنده و منتقد ادبی میخوانید:
چه شد که تصمیم گرفتید شعر دورهی مشروطه را موضوع این پژوهش قرار دهید و در روند کار، چه تصویری از این دوره به دست آوردید که پیش از آغاز پژوهش برایتان وجود نداشت؟
شعردوره مشروطه به دلیل داشتن تضارب آرا و نوعی تکاپو برای تغییر، در نظر بسیاری از پژوهشگران و علاقمندان شعر و ادبیات، دورهای بسیار جالب توجه است و من به خاطر علاقهای که همواره به نحو زبان و معانی ثانوی داشتهام، تلاش کردم با اساس قرار دادن نحو و نگاه شناختی در دستور، شعر این دوره را بررسی کنم. کتاب «از قافیه تا قانون» با زیرتیتر «تحلیلِ شناختی از گفتمان مشروطه در آثار شاعران شاخص» برگرفته از رساله دکتری من است با موضوع «جهانهای گفتمانی در بافت نحوی شعر شاعران مشروطه» که به راهنمایی مهبود فاضلی و نسرین فقیه ملک مرزبان، در اسفند ۱۴۰۰ در دانشگاه الزهرا از آن دفاع کردم و به تازگی در همین تابستان ۱۴۰۵ به همت نشر آسمانا منتشر شد. پیش از بررسی دیوانهای شاعران دوره مشروطه، شناخت من بیشتر معطوف به آن پژوهشهایی بود که به صورت اجمالی این دوره را توصیف کرده بودند، اما در جریان پژوهش وقتی دیوانهای این شاعران را صفحه به صفحه مرور کردم، با جهانی بسیار وسیعتر آشنا شدم. یک نکته مهم در بررسی این دوره این است که پیش از این عموماً از منظر دستور سنتی به آن نگاه شده و بعضی شاعران به دلیل ایرادهای دستوری که در بیتهایشان هست ضعیفتر معرفی شدهاند، در حالی که با نگاه دستور شناختی که نحو زبان را به صورت توصیفی بررسی میکند، بهتر میتوان دیدگاههای شاعران را درباره مفاهیم جدید فهمید و تصویری دقیقتر از وضعیت ادبی و فکری این دوره ارائه داد. سالها پیش در پایاننامهارشدم نیز تحلیل گفتمان و بررسی بافت نحوی و معانی ثانوی در شعرهای حسین منزوی را انجام داده بودم که در سال ۱۳۹۴ با عنوان «معنای دیگر» از سوی نشر فصل پنجم منتشر شد. در واقع، معانی ثانوی و تحلیل بافت نحوی همواره از علایق من بوده است.

برای انجام این پژوهش، چه مسیری را طی کردید و بر اساس چه معیارهایی شاعران و اشعار مورد بررسی را انتخاب کردید؟ در این میان، رویکرد شناختی چه تغییری در شیوهی بررسی و دستهبندی شعرهای دورهی مشروطه ایجاد کرد؟
مسئلهای که در این دوره شاید بیشتر از هر دوره ادبی دیگری مشخص است، تفاوت سطح ادبی شاعران است و همین باعث شده که فرضاً شاعرانی مثل عارف قزوینی به دلیل ایرادهای دستوری در شعرهاشان، سهم کمتری در بررسی جدی ادبی داشته باشند و از سوی دیگر شاعرانی مثل بهار، به دلیل سطح بالای سواد ادبی، جدیتر بررسی شوند، اما در رویکرد شناختی، هر شاهد مثال، فارغ از این مسائل بررسی میشود و مسئله پژوهشگر در این رویکرد، قضاوت ادبی و ارزشگذاریهای معمول نیست. رویکرد شناختی شامل مباحث فراوانی است از جمله دستور شناختی، زنجیره کنش، آمیزههای مفهومی و غیره که زبان را نه بر مبنای درست و غلطِ دستوری بلکه آن را به صورت توصیفی بررسی میکند تا گفتمان یا گفتمانهای هر شاعر را استخراج کند و بر این اساس، دستهبندی جدیدی از شاعران این دوره در انتهای این پژوهش به دست داده شده است. از میان دیدگاههای متعدد دستورِ شناختی و بوطیقای شناختی، مدل کمینهگرای لانگاکر در نحو زبان که چهار ردۀ کانون توجه، برجستگی، تخصیص و چشمانداز را مد نظر دارد و در کنار آن، زنجیره کنش نحوی استاکول و همچنین مبحث آمیزه مفهومی از فوکونیه و ترنر را به کار گرفتم. پس از بررسی بافت نحوی، با توجه به نظر لانگاکر که گفتمان را «کاربرد زبان» تعریف میکند و همچنین با کمک دو مبحث نظری دیگری که اشاره شد، نظامهای گفتمانی شاعران با هم مقایسه شدند تا به این پرسش پاسخ داده شود که چند گفتمان را میتوان جدا از هم دانست؛ ممکن است در یک گفتمان دو شاعر یا بیشتر قرار گیرند، و در یک گفتمان فقط یک شاعر حضور داشته باشد. دیوانهای این شاعران را پایه قرار دادم و تمام شعرها مبنای بررسی بودند و در این میان آن شعرهایی که به مفاهیم قانون، مشروطیت و آزادی مرتبط بود مورد پژوهش نحوی و شناختی قرار گرفتند.
برای انتخاب شاعران مورد بررسی در این پژوهش چه معیارهایی داشتید و این انتخاب چه تصویری از تنوع فکری و اجتماعی شاعران دورهی مشروطه به شما نشان داد؟
سعی بر این بود که تا جای ممکن تمام صداهای مختلف در دوره مشروطه در این پژوهش، نمایندهای داشته باشند، انتخاب این شاعران، هم به دلیل اهمیت شعرشان بود و هم به دلیل تمایزهایی که در نگاهشان از یکدیگر داشتند. خاستگاه اجتماعی و خانوادگی شاعران بسیار با هم متفاوت بود و یکی از دلایل تضارب آرا در این دوره همین است، ادیب پیشاوری که در اوایل عمرش، بر اثر درگیری نظامیان انگلیسی بعضی خویشاوندان خود را از دست داد، مخالف مشروطه بود و بیشتر تمایل به تبلیغ و تحسین سیاستهای آلمانِ آن دوره را داشت. ادیبالممالک فراهانی از خانوادهای متشخص از نظر طبقه اجتماعی برآمد و با وجود فراز و نشیبهایی که در زندگی و تأمین معیشت متحمل شد، از اطرافیان دربار و نزدیک به قدرت حاکم بود. اشرفالدین حسینی گیلانی معروف به نسیم شمال، از میان مردم برآمد و از همان منظر هم شعر گفت. ایرج میرزا از خاندان قاجار بود و با وجود بعضی شعرهای انتقادی، نگاهی بسیار متفاوت نسبت به شاعرانی مثل عارف قزوینی یا نسیم شمال داشت. عارف قزوینی از خانوادهای میانه از نظر اجتماعی بود اما با توجه به همراهی آثارش با موسیقی و آواز، شاعر بودنش در پیوند با مردم بیشتر از بقیه جلوه کرد. علیاکبر دهخدا نیز از قشر متوسط جامعه بود و ارتباطاتی هم با قشر روحانیت داشت و با وجود آنکه دیوانش حجیم نیست، شعرهای انتقادی مهمی را سرود. ملکالشعرای بهار که ملکالشعرایی را از پدرش به ارث برد، مثل بسیاری از شاعران به حامیان مشروطه پیوست و دورههای مختلفی از نظر سیاسی و ادبی طی کرد. فرخی یزدی هم از قشر متوسط و شاید پایینتر از متوسط برخاست و در شعرهایش بیشتر تقابل سرمایهداری و کارگری را توصیف کرد، ابوالقاسم لاهوتی هم از خانوادهای نسبتاً متوسط بود اما بعدها با پیوستن به جریانها و عقاید کمونیستی، شعرهایش محدود به همان حیطه شد و در نهایت میرزاده عشقی هم که از همین قشر متوسط جامعه بود، با نگاهی رادیکالتر از بسیاری شاعران دیگر، شعرهایی با انتقادات تند به اوضاع سیاسی و اجتماعی سرود. با این اوصاف، طبیعی است که شاعران دورۀ مشروطه در توصیف و اشاره به رویدادها و مفاهیم جدید در شعرهایشان، بسیار متنوع و بعضاً متضاد از هم باشند و به همین دلیل است که انتخاب میان شاعران این دوره آسان نیست و باید تمام دیدگاهها را در نظر داشت تا به نگاهی نسبتاً جامعتر رسید.
در بررسی شعر شاعران مشروطه، چه مفاهیم و مضامینی را بهعنوان محور اصلی پژوهش انتخاب کردید و این مفاهیم چه نسبتی با تحولات اجتماعی و سیاسی این دوره دارند؟
در این کتاب سه مفهوم مشروطه، قانون، آزادی و مشابهاتش یعنی مشروطیت، کنستیتوسیون، قوانین و لیبرته از منظر ۱۰ شاعر دوره مشروطه که به نامشان در بالا اشاره کردم، بررسی شده است. مفاهیمی که پیش از این دوره، یا اصلاً وجود نداشتند یا معناهای دیگری داشتند. این سه مفهوم و بسامدهای مختلفی که در آثار این شاعران دارند، میتواند تصویری از این دوره ارائه دهند، دورهای که با تمام ضعفها و قوتها، چه در شعر و چه در زیست اجتماعی و سیاسی ایرانیان نقطه شروع جهان جدید است. به عبارت دیگر، مفاهیم مشروطه، قانون و آزادی بیشترین ارتباط را با تغییراتی که در این دوره صورت گرفت دارند. در جریان همین تغییرات، شاعران نیز سهمی بزرگ در توصیف و انتقاد از وضعیت سیاسی اجتماعی دارند. نه این که قبل از آن، شعر اجتماعی سیاسی وجود نداشته، بلکه مهم این است که در این دوره این نوع شعر، موضوعیت جدیتر و فراگیرتری پیدا میکند.
بررسیهای محتوایی و مفهومی از شعر در چه نسبتی با بررسیهای ادبی صرف قرار دارد و به نظر شما محققان و منتقدان آیا باید جداگانه به این موضوع بپردازند؟
در کنکاش یک دوره شعری، به ویژه با رویکرد شناختی، این دو نوع بررسی در واقع چندان از هم جدا نیستند، اگر منظور از بررسی ادبی، فرضاً تحلیل استعارهها، تشبیهات، تصویرسازیهای ادبی و غیره باشد، این کار بدون بررسی محتوایی و مفهومی شعر عملاً امکانپذیر نیست و از سوی دیگر، بررسی محتوایی و مفهومی شعر، فهم ظرفیتهای ادبی مثل استعارهها، تشبیهات و نحو زبان و غیره را میطلبد.
با گذشت بیش از یک قرن از مشروطه، ماندگاری شعر شاعران این دوره را چگونه میتوان ارزیابی کرد و آیا میتوان میان آنها از نظر میزان ماندگاری تفاوتی قائل شد؟
نمیتوان به طور قطعی گفت که کدام شاعر این دوره، اکنون ماندگارتر است، زیرا سلیقهها و اهداف استفاده از شعر برای افراد مختلف، متفاوت است، بعضی مخاطبان ممکن است از شعرهای سنتگرای ادیب پیشاوری لذت ببرند و تمایلی مثلاً به منظومهی سه تابلو مریم از میرزاده عشقی نداشته باشند یا برعکس. بعضی دیگر، فقط ترانه معروف عارف قزوینی را زمزمه میکنند، گروهی ممکن است کارنامه ادبی ملک الشعراء بهار توجهشان را از همه بیشتر جلب کند.
نظر شما