شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۹
مواجهه مدرسه و فناوری

یونیسف نیز در راهنمای جدید خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، ضمن تأکید بر ضرورت حفاظت از کودکان، به فرصت‌هایی مانند پشتیبانی از یادگیری، افزایش دسترسی آموزشی برای کودکان دارای معلولیت، آموزش شخصی‌سازی‌شده و ارائه بازخورد اشاره کرده است. البته این سازمان تأکید می‌کند که استفاده از چنین سامانه‌هایی باید بر پایه شواهد، همراه با حفاظت از حریم خصوصی و رعایت حقوق کودک باشد.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مدرسه و کلاس درس را با پرسشی جدی مواجه کرده است؛ پرسشی که دیگر نمی‌توان پاسخ آن را به آینده موکول کرد: آیا باید استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی را ممنوع کرد؟ نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از ابزارهایی که می‌توانند در چند ثانیه متن تولید کنند، مسئله‌ای واقعی است؛ اما پاسخ به این نگرانی لزوماً نمی‌تواند ممنوعیت باشد. مسئله اساسی‌تر این است که نظام آموزشی چگونه می‌تواند دانش‌آموز را برای زندگی در جهانی آماده کند که هوش مصنوعی در آن بخشی از زندگی روزمره، تحصیل و آینده شغلی او خواهد بود.

هوش مصنوعی اکنون دیگر صرفاً یک فناوری تخصصی نیست. دانش‌آموز می‌تواند از یک ابزار هوش مصنوعی برای توضیح یک مفهوم درسی، خلاصه‌کردن یک متن، حل یک مسئله، تولید ایده برای نوشتن یا حتی انجام کامل تکلیف استفاده کند. همین قابلیت دو چهره متفاوت از این فناوری را مقابل نظام آموزشی قرار می‌دهد: از یک سو ابزاری برای تسهیل و شخصی‌سازی یادگیری و از سوی دیگر وسیله‌ای که اگر بدون نظارت مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند خودِ فرایند یادگیری را کنار بزند.

مواجهه مدرسه و فناوری

وقتی تکلیف جای یادگیری را می‌گیرد

مهم‌ترین نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی، نه صرفاً تقلب، بلکه از بین رفتن فرصت یادگیری است. دانش‌آموزی که از هوش مصنوعی می‌خواهد انشا، تحقیق یا پاسخ یک مسئله را به‌طور کامل برای او تولید کند، ممکن است محصول نهایی قابل‌قبولی تحویل دهد، اما الزاماً مهارتی در او شکل نگرفته است.

مدرسه فقط محل دریافت پاسخ صحیح نیست؛ بخش مهمی از کارکرد آن، تمرین فکرکردن، پرسیدن، اشتباه‌کردن، بازنویسی، استدلال و رسیدن به پاسخ است. اگر فناوری تمام این مراحل را به جای دانش‌آموز انجام دهد، ممکن است فاصله میان «انجام تکلیف» و «یادگیری» بیشتر شود.

از این منظر، نگرانی معلمان قابل درک است. اگر دانش‌آموز بتواند تکالیف خود را با چند دستور به هوش مصنوعی بسپارد، شیوه‌های سنتی ارزیابی نیز کارایی خود را از دست می‌دهند. دیگر نمی‌توان صرفاً با یک تحقیق کتبی یا یک انشای تحویل‌داده‌شده فهمید که دانش‌آموز واقعاً چه چیزی آموخته است.

اما این مسئله به همان اندازه که ضرورت نظارت را نشان می‌دهد، نیاز به تغییر روش‌های آموزشی و ارزیابی را نیز آشکار می‌کند.

مواجهه مدرسه و فناوری

ممنوعیت، مسئله را حل می‌کند یا آن را پنهان؟

ممنوعیت کامل هوش مصنوعی در مدرسه ممکن است در نگاه نخست راه‌حلی ساده به نظر برسد، اما اجرای آن با دشواری‌های جدی روبه‌رو است. دانش‌آموزان خارج از مدرسه همچنان به این ابزارها دسترسی خواهند داشت و بنابراین حذف هوش مصنوعی از کلاس لزوماً به معنای حذف آن از زندگی دانش‌آموز نیست.

از سوی دیگر، اگر مدرسه درباره هوش مصنوعی سکوت کند، دانش‌آموز ممکن است استفاده از آن را بدون شناخت محدودیت‌ها و خطراتش بیاموزد. این در حالی است که یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای دانش‌آموزان، به جای حذف این فناوری، بر ایجاد توانایی‌هایی مانند قضاوت انتقادی درباره خروجی‌های هوش مصنوعی، شناخت ملاحظات اخلاقی و کسب دانش پایه درباره این فناوری تأکید کرده است. این چارچوب ۱۲ شایستگی را در چهار حوزه اصلی تعریف می‌کند و دانش‌آموز را نه فقط مصرف‌کننده، بلکه در نهایت «هم‌آفرین» فناوری می‌بیند.

به بیان دیگر، شاید سؤال درست این نباشد که «چگونه دانش‌آموز را از هوش مصنوعی دور کنیم؟» بلکه باید پرسید «چگونه او را به کاربری تبدیل کنیم که هوش مصنوعی نتواند به جای او فکر کند؟»

مواجهه مدرسه و فناوری

هوش مصنوعی می‌تواند معلم را هم توانمندتر کند

وجه دیگر ماجرا، فرصت‌هایی است که استفاده درست از هوش مصنوعی می‌تواند در اختیار آموزش قرار دهد. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در توضیح دوباره یک مفهوم، تولید تمرین‌های متناسب با سطح دانش‌آموز، ارائه نمونه‌های بیشتر و کمک به دسترسی دانش‌آموزان به منابع آموزشی نقش داشته باشند.

یونیسف نیز در راهنمای جدید خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، ضمن تأکید بر ضرورت حفاظت از کودکان، به فرصت‌هایی مانند پشتیبانی از یادگیری، افزایش دسترسی آموزشی برای کودکان دارای معلولیت، آموزش شخصی‌سازی‌شده و ارائه بازخورد اشاره کرده است. البته این سازمان تأکید می‌کند که استفاده از چنین سامانه‌هایی باید بر پایه شواهد، همراه با حفاظت از حریم خصوصی و رعایت حقوق کودک باشد.

در چنین شرایطی، معلم نیز باید از نقش سنتی خود فاصله نگیرد، بلکه نقش او در هدایت یادگیری پررنگ‌تر شود. یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای معلمان، بر مهارت‌هایی از جمله اخلاق هوش مصنوعی، کاربردهای آن، روش‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی و استفاده حرفه‌ای از این فناوری تأکید کرده است.

مواجهه مدرسه و فناوری

مرز استفاده درست و نادرست کجاست؟

شاید بتوان یک اصل ساده برای مدرسه تعریف کرد: هوش مصنوعی باید دستیار دانش‌آموز باشد، نه جایگزین دانش‌آموز.

برای نمونه، اگر دانش‌آموز متنی را خودش نوشته و از هوش مصنوعی برای پیدا کردن ایرادهای نگارشی یا دریافت پیشنهادهای اصلاحی کمک بگیرد، ماهیت فرایند یادگیری با زمانی که تمام متن را به هوش مصنوعی می‌سپارد متفاوت است. اگر دانش‌آموز ابتدا مسئله ریاضی را حل کند و سپس از هوش مصنوعی بخواهد روش او را بررسی کند، استفاده از فناوری می‌تواند بخشی از یادگیری باشد؛ اما اگر تنها پاسخ نهایی را دریافت و بدون فهم آن ثبت کند، فناوری عملاً جای یادگیری را گرفته است.

بنابراین، مدرسه به سیاستی نیاز دارد که دقیقاً مشخص کند استفاده از هوش مصنوعی در چه فعالیت‌هایی مجاز، در چه فعالیت‌هایی محدود و در چه مواردی ممنوع است. این سیاست همچنین باید به دانش‌آموز آموزش دهد که خروجی هوش مصنوعی الزاماً درست نیست، اطلاعات شخصی خود را در اختیار سامانه‌های ناشناخته قرار ندهد و محتوای تولیدشده را بررسی و ارزیابی کند.

مواجهه مدرسه و فناوری

به جای جنگ با فناوری، سواد هوش مصنوعی را آموزش دهیم

واقعیت این است که نسل جدید احتمالاً در آینده‌ای وارد بازار کار خواهد شد که استفاده از هوش مصنوعی در بسیاری از مشاغل یک مهارت معمول محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، مدرسه‌ای که صرفاً ممنوعیت را انتخاب کند، ممکن است دانش‌آموز را از فناوری دور نگه دارد، اما لزوماً او را برای آینده آماده نمی‌کند.

یونیسف نیز در راهنمای خود بر ضرورت آماده‌سازی کودکان برای تحولات فعلی و آینده هوش مصنوعی تأکید کرده و هم‌زمان حفاظت از ایمنی، حریم خصوصی، عدالت و رفاه کودکان را ضروری دانسته است.

البته این به معنای رهاکردن دانش‌آموز در برابر هوش مصنوعی نیست. برعکس، هرچه ابزار قدرتمندتر می‌شود، نقش مدرسه در آموزش نحوه استفاده از آن مهم‌تر خواهد شد. دانش‌آموز باید بداند چه زمانی از هوش مصنوعی کمک بگیرد، چگونه پرسش درست مطرح کند، چگونه پاسخ آن را راستی‌آزمایی کند و مهم‌تر از همه، کدام بخش از فرایند باید همچنان حاصل تفکر و تلاش خودش باشد.

در نهایت، ممنوعیت می‌تواند برای برخی فعالیت‌های مشخص و در سنین یا شرایط خاص ضروری باشد؛ اما ممنوعیت فراگیر، پاسخ پایداری برای مسئله هوش مصنوعی در آموزش نیست. آنچه نظام آموزشی به آن نیاز دارد، مجموعه‌ای از قواعد روشن، آموزش سواد هوش مصنوعی، توانمندسازی معلمان و بازطراحی شیوه‌های ارزیابی است.

مدرسه اگر قرار است دانش‌آموز را برای آینده آماده کند، نمی‌تواند فناوری‌ای را که آینده را شکل می‌دهد نادیده بگیرد. مسئله اصلی این نیست که دانش‌آموز هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکند؛ مسئله این است که یاد بگیرد در حضور هوش مصنوعی همچنان خودش فکر کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها