سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیستوهفتمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم ع.رجاییان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، آیتالله سیّدشهابالدین مرعشی نجفی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
آیتالله سیدشهابالدین مرعشی نجفی، در تلاقیِ سنت و مدرنیته، قامت بلندِ دانشی بود که تنها در کتابها خلاصه نمیشد. او که در نجف متولد شد و نامش را بزرگانِ آن دیار با نیتِ برکت انتخاب کردند، از همان آغاز، مسیرِ «سیروا فی الارض» را در پیش گرفت. مرعشی نجفی تنها یک فقیه نبود؛ او با دریافت بیش از ۴۵۰ اجازه روایت از فرقههای مختلف اسلامی، لقب «شیخالاجازه» را برازنده نام خود کرد.
اما قلبِ تپنده زندگی او نه در کرسیهای تدریس، که در قفسههای کتابخانه شخصیاش میتپید. او که برای خریدِ هر نسخه خطیِ کهن، سالها روزه و نماز استیجاری میگرفت و شبها کار میکرد تا میراثِ در حالِ خروج از کشور را نجات دهد، نمادِ یک «مبارزه فرهنگی» تمامعیار بود.
این کتابخانه، امروزنه فقط مجموعهای از کاغذها، که میراثی جهانی و سومین گنجینه بزرگِ جهان اسلام است که به همتِ او و فرزندش دکتر سیدمحمود مرعشی برپا شد. او کتابها را فقط جمع نمیکرد، آنها را از نیستی به هستی و از غربت به وطن بازمیگرداند؛ میراثداری که تاریخ، نامش را با حراست از حافظه مکتوب شیعه گره زده است.

از تولد تا کتابشناسی
حضرت آیتالله العظمی ابوالمعالی سیّدشهابالدین مرعشی نجفی، چهره درخشان دانایی و پارسایی، در روز پنجشنبه ۲۰ صفر ۱۳۱۵ هجری قمری، برابر با ۱۲۷۶ هجری شمسی و ۱۸۹۷ میلادی، در نجف اشرف، دیده به جهان گشود .
براساس رسمی خانوادگی در نجف، هر مولودی را برای نامگذاری نزد عالمان میبردند، و به همین منوال، کودک را به محضر حاج میرزا حسین نوری، صاحب مستدرکالوسائل رسانده و او پس از گفتن اذان و اقامه در گوش او نام خود را، که محمّدحسین بود، به وی مرحمت کرد؛ سپس کودک را به حضور آقا سیّد مرتضی کشمیری رساندند و او نیز کنیۀ ابوالمعالی را بر وی نهاد، و سرانجام سیّد اسماعیل صدر، لقب شهاب الدین را برای وی برگزید.
نسب سیّدشهابالدین، از طرف پدر به میرقوامالدین مرعشی، مشهور به میربزرگ، سرسلسله و مؤسس سلطنت مرعشیان طبرستان، یکی از اصیلترین و شریفترین خانوادههای علویان طبرستان، منتهی میشود، که به سه خصلت شهرهاند: دانش دینی، تخصص در طب و تسلط بر علم انساب. همچنین نسب او چنانکه در شجرهنامۀ خاندانش آمده است، با ۳۳ واسطه به امام سجاد(ع)، سر حلقۀ عارفان و ساجدان متصل می شود.
سلسلۀ نسب آیتالله مرعشی نجفی از دو سوی پدر و مادر، به خاندان مطهر ولایت و رسالت میپیوندد، چنانکه آیتالله مرعشی نجفی، خود در کتاب ارزنده مشجرات آل رسولاللّٰه اکرم (ص) و دیگر یادداشتهای خویش، بارها به آن اشاره کرده است که در کمتر سلسلهای از سادات چنین اتفاقی افتاده است.
از موهبتهای خداوند که نصیب سیّدشهابالدین شد، این بود که در مدت شیرخوارگی، مادر وی هیچگاه بدون وضو شیرش نداد، و پس از دوران شیرخوارگی لقمهای غذای حرام و مشتبه به او ندادند. دوران کودکی را در خانوادهای سپری کرد که جز فضل و تقوا نمیدید و جز کلام حق نمیشنید. نخستین کانون تربیتش خانه و اولین معلمانش، پدر و مادرش بودند.
نخستین جملهای که در خارج از محیط خانه آموخت، جملۀ «هو الفتاح العلیم» بود، که شیخالمشایخ العظام، آقا شیخ علی رُفَیش به او تلقین نمود. سپس پدر بار دیگر او را به روضۀ منوّر امیرالمؤمنین (ع) برد و در مقابل ضریح مقدس حضرت، حروف الفبا را به او آموخت.
آیتالله مرعشی از این بانو و پدر بزرگوار خود، که در امر تعلیم و تربیت وی نقش مهم و ارزنده ای داشتند، همیشه با احترام یاد میکرد و بارها میگفت: «من به این مقام نرسیدم مگر به برکت دعای پدرم»، و دکتر سیّدمحمود مرعشی نجفی درباره نقش این بانو در تربیت پدرش میگوید: «بانو شمس اشرف بیگم در شکل گیری شخصیت ایشان در کودکی خیلی مؤثر بودند.»

وی در عمر خویش نزد بیش از صد استاد زانو بر زمین زد و شا گردی کرد؛ از این رو او را یکی از پُراستادترین چهرههای علمی معاصر دانستهاند که برشمردن استادان و شیوخ وی در این مختصر میسر نیست. آیتالله مرعشی پس از سپری کردن درسهای مقدّماتی، آماده تحصیل در دوره سطح گردید و به فرا گیری شاخههای گونا گونی همچون فقه، اصول، حدیث، درایه، رجال، تراجم، کلام، عقاید، ادیان، فلسفه، منطق، اخلاق، عرفان و انساب پرداخت. سپس قدم به دوره تحصیلات عالی گذاشت و دروس خارج فقه و اصول را نزد بزرگانی نظیر شیخ ضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، میرزا آقا اصطهباناتی، شیخ محمداسماعیل محلاتی و شیخ احمد کاشف الغطاء نجفی فرا گرفت.
استعداد کامل، حافظۀ شگفتآور، شوق فراوان برای یادگیری، کوششهای خستگیناپذیر، لذت جمعآوری ذخایر و آثار گرانقدر فقها و عالمان پیشین، انس با دانشمندان بزرگ روزگار، شجاعت علمی، فضایل اخلاقی و بصیرت فقهی و صفات برجستۀ بسیار دیگری، او را در قلۀ علم و ستیغ اجتهاد و بلندای شرف و فضیلت قرار داد، تا اینکه موفق به دریافت بیش از ۴۵۰ اجازۀ روایت از مشاهیر حوزۀ نجف و دیگر شخصی تهای جهان اسلام شد، و در سالگی به اجتهاد رسید.
وی که از خاکساران خاندان عصمت و طهارت بود، برای تحصیل حتی به نزد عالمان سنی و زیدی رسید و اجازۀ روایت دریافت کرد. چنین موفقیتی در سدههای اخیر در میان عالمان شیعه بیسابقه است، و بیجهت نیست که ایشان را «شیخ الاجازه» نامیدهاند.
حضرت آیتالله العظمی مرعشی، پدر بزرگوار خویش را در سال ۱۳۳۸ قمری از دست داد. پس از این بود که به سفارش قرآنی «سیروا فی الارض» عمل کرد و برای تعلیم و تحصیل بیشتر راهی کاظمین و سامرا و کربلا شد. چند سالی در حوزههای علمیۀ این سه شهر و در محضر اساتید گرانقدر به فراگیری علوم، تدریس، تألیف و فعالیتهای فرهنگی پرداخت. او کوششهای خود را در راه تحصیل علوم اینگونه توصیف میکرد:
هیچگاه در ایام جوانی به دنبال تمایلات نفسانی نرفتم .همیشه در پی تحصیل بودم، به صورتی که شبانه روز بیش از چند ساعت نمیخوابیدم، و هرکجا نشانی از استاد یا عالمی و یا جلسۀ درسی که مفید تشخیص می دادم، مییافتم، لحظهای در رفتن به نزد آن استاد عالم و جلسۀ درس درنگ نمیکردم.
آیتالله العظمی مرعشی نجفی از سال ۱۳۴۳ق، به دستور آیتالله حائری یزدی، به تدریس دروس سطح حوزه پرداخت. او خود میفرمود که در تدریس، تقیدی به نوع درس نداشتم، از این رو رشتههای مختلف علوم ادبی، معانی، بیان، منطق، اصول، فقه و آنچه را مورد نیاز طلاب بود، تدریس میکردم.
آیتالله مرعشی در کنار تلاشهای علمی و آموزشی میکوشید به گرفتاریهای مردم رسیدگی کند و از مشکلات آنان بکاهد. تهیۀ مسکن برای طلاب علوم دینی، تهیه وسایل زندگی اقشار محروم، پرداخت دیون برخی افراد نیازمند، کمک به زلزلهزدگان، سیلزدگان، پناهندگان جنگ تحمیلی و فعالیتهایی از این قبیل، مؤید ادعای مذکور است.
آیتالله مرعشی از بدو ورود به قم با امام خمینی آشنا شد و اولین ارتباطش با ایشان اجازهنامهای است که در سال ۱۳۰۸ش، برای امام صادر کرد و همزمان با اوجگیری نهضت مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی علیه نظام شاهنشاهی، همواره ایشان را همراهی میکرد.
او با جمعیت فدائیان اسلام ارتباط صمیمی و عاطفی داشت و ضمن اینکه سنگصبور مشکلات سیاسی و اجتماعی تشکل مزبور بود، از کمکهای معنوی و مادی به آنان امتناع نمیکرد و یکبار برای نجات شهید نواب صفوی از شر دژخیمان رژیم پهلوی، او را در منزل خود مخفی ساخت و پس از شهادت این روحانی مبارز، با وجود خطرات فراوان، قبری در وادیالسلام قم برایش مهیا ساخت و وی را به خا ک سپرد. وی در ماجرای لایحۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی، اعلامیهها و تلگرافهای اعتراضآمیز بسیاری صادر کرد، و شرکت در انتخابات (رفراندوم) شاه را جایز ندانست.

در آن ایام دولت استکباری آمریکا در ارتش ایران هزاران مستشار نظامی داشت و در صدد بود تا آنان را از قید و بند قوانین و مقررات دادگاههای ایران آزاد کند. دولت ایران که در برابر آمریکا مطیع بود، مادۀ واحدهای همراه قرارداد وین کرد و از مجلس خواست که آن را تصویب کند، تا تمامی کارکنان نظامی و حتی مستخدمین غیرنظامی و خانوادههای آنان را از مصونیت لازم و معافیتهای قرارداد وین ـ که مربوط به مأموران سیاسی کشوری در کشور دیگر است ـ برخوردار سازد.
پس از پیروزی انقلاب نیز آیتالله مرعشی از هیچ کوشش خالصانهای برای پیشبرد اهداف و آرمانهای امام خمینی دریغ نکرد، و همواره یکی از سرمایههای گرانقدر و پشتوانههای ارزشمند نهضت اسلامی مردم ایران و مسلمانان جهان بود.
حیات کتابشناسانه
یکی از برجستهترین خدمات فرهنگی آیتالله العظمی مرعشی نجفی، کتابخانۀ بزرگی است که در جهان از شهرت و اعتبار ویژهای برخوردار است. انگیزۀ وی از این تلاش ارزشمند، ایجاد یک مرکز فرهنگی بود تا دستاوردهای عظیم علمی دانشمندان مسلمان طی قرنهای گذشته را بنمایاند، پژوهشگران و محققان را از وجود منابع مکتوب آگاه کند و با گردآوری نسخه های خطی نفیس اسلامی و تجمیع آنها در یک مرکز بزرگ، این ثروت علمی را از تاراج سودا گران بینالمللی نجات دهد؛ به علاوه فرهنگ تحقیق را در جامعه با استناد به منابعی اصیل گسترش دهد.
آیتالله مرعشی که عشقی سرشار به کتاب و کتابخانه داشت، از همان زمان که در نجف اشرف مشغول تحصیل بود، به فکر گردآوری آثار دانشمندان جهان اسلام، بهویژه علما و فقها بود، و آنها را میراث گرانقدر اسلام و شیعه میدانست. از این رو آنچه به دستش میرسید خرج خرید کتاب میکرد، تا آنجا که برای خریداری یک نسخۀ خطی و یا کتابی چاپی، سالها نماز و روزۀ استیجاری به جا میآورد و گاهی هم شبها را کار میکرد تا بتواند سرمایهای به دست آورد و کتابی از آثار علما و فقهای اسلام را از دست اجانب و دستبرد دلالان کتاب خارج سازد و از خروج این میراث عظیم فرهنگی از کشورهای اسلامی جلوگیری کند.
آیتالله مرعشی پس از عزیمت به ایران و سکونت در قم نیز به کار خرید و جمعآوری نسخ خطی و آثار عالمان ادامه داد، و دیری نگذشت که منزل او گنجایش نسخهها و کتب را نداشت و حیاط بیرونی منزل و اتاقها مملو از کتاب شده بود. از این رو تعداد چشمگیری کتاب خطی و نفیس به دیگر کتابخانهها، ازجمله به کتابخانۀ دانشکدۀ معقول و منقول دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران کتابخانۀ آستان قدس رضوی در مشهد، کتابخانۀ آستانۀ حضرت معصومه، آستانۀ شاهچراغ در شیراز و مدرسۀ فیضیۀ قم و دهها کتابخانۀ دیگر اهدا کرد.
او به سال ۱۳۸۳ق، مدرسۀ علمیهای (مدرسۀ مرعشیه) برای طلاب علوم دینی در قم بنا نهاد و دو اتاق آن مدرسه را به کتابخانه اختصاص داد، که در حقیقت این کتابخانۀ کوچک سنگ بنای اولیۀ کتابخانۀ عمومی فعلی گردید. پس از چندی، چون استقبال مراجعهکنندگان به فزونی گرایید و به منابع بیشتری نیاز افتاد، طبقۀ سوم همان مدرسه را برای ایجاد کتابخانه ساختند، که با دههزار جلد کتاب چاپی و دو هزار جلد کتاب خطی افتتاح شد. دیری نپایید که آیتالله مرعشی به فکر تأسیس کتابخانهای بزرگ و مستقل و عمومی افتاد. در این هنگام قطعه زمینی به مساحت ۱۵۰۰ متر مربع، مقابل همان مدرسه در خیابان آیتالله مرعشی )ارم سابق( خریداری کرد، که با زیربنای ۳۵۰۰ متر در پنج طبقه ساخته شد و در نیمۀ شعبان ۱۳۹۴، با هزاران جلد کتاب چاپی و خطی و با حضور آیتالله مرعشی و جمعی از علما، فضلا، طلاب و مردم متدین قم افتتاح گردید.
گسترش روزافزون کتب و استقبال بیش از حد طلاب و مراجعان، تولیت کتابخانه را به فکر گسترش و توسعۀ ساختمان کتابخانه انداخت. کمبود فضا و مشکلات مالی آن را، تولیت کتابخانه، حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمود مرعشی، به امام خمینی منتقل ساخت، و امام طی حکمی دولت وقت را مأمور فراهم ساختن امکانات و گسترش کتابخانه کرد، و دولت هم قطعه زمینی در کنار کتابخانه با مساحت ۲۴۰۰ متر مربع فراهم کرد و در اختیار تولیت کتابخانه قرار داد، و کلنگ بنای ساختمان جدید در ۲۰ ذی الحجۀ ۱۴۱۰/ ۲۳ تیر ۱۳۶۹/ ۱۴ ژوئیه ۱۹۹۰، طی مجلس باشکوهی توسط آیتالله العظمی مرعشی نجفی به زمین زده شد.
این کتابخانه در حال حاضر از شهرت جهانی برخوردار است و از لحاظ تعداد و کیفیت نسخههای نفیس کهن خطی اسلامی، نخستین کتابخانه در ایران و سومین کتابخانه در جهان اسلام به شمار میآید، و با نزدیک به چهارصد مؤسسۀ علمی، مرکز تحقیقی، دانشگاهی و کتابخانهای در سراسر جهان ارتباط مستقیم دارد. بیشتر این شهرت در مرحلۀ اول مدیون همت والا و کوشش های خستگی ناپذیر حضرت آیتالله مرعشی نجفی، و در مرحلۀ دوم مرهون تلاشهای مداوم و پیگیر حجتالاسلام و المسلمین دکتر سیّدمحمود مرعشی نجفی است، که از همان روز گشایش تا امروز، تولیت کتابخانه بنا بر وصیت واقف، بر عهدۀ اوست .آیت الله مرعشی و فرزندش، نه تنها در گردآوری و حفاظت از میراث عظیم فرهنگ اسلامی و شیعی و آثار و تألیفات علمای بزرگ اسلامی بسیار کوشیدهاند، بلکه با چاپ بسیاری از آنها، در حقیقت احیاکنندۀ آن آثار نیز هستند؛ زیرا بسیاری از این آثار برای نخستینبار به چاپ رسیدهاند.
او که سخت شیفتۀ دانش و کتاب و کتابخانه بود، از همان سالهای آغازین سکونت در قم، به فکر تشکیل کتابخانههای مختلف و مساعدت به کتابخانههای موجود و مراکز علمی و دانشگاهی بود، و هر کتابخانهای که بهوسیلۀ مسلمانان، و بهویژه شیعیان، در گوشه و کنار جهان تأسیس میشد، از طرف ایشان، هم کمکهای مالی فراوان به آنها میشد، و هم کتابهای بسیاری به آنها هدیه میشد، و این سنت اهدای کتاب که خود گامی در جهت رشد فکری و فرهنگی جامعه است، هم اکنون به اهتمام فرزند او، که تولیت کتابخانه را به عهده دارد، ادامه می یابد.
آیتالله مرعشی نقش بسیار ارزندهای در ایجاد وحدت میان حوزههای علمیه و دانشگاهیان داشته است و خود در ایجاد ارتباط و وحدت میان آنان پیشقدم بوده است. منزل او همواره محل رجوع دانشگاهیان بود و شخصیتهای بزرگ دانشگاهی، مانند سیّدمحمد مشکوة، محمد قزوینی، عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، محمدتقی مدرس رضوی، محمود شهابی، جلالالدین همایی، ناظرزادۀ کرمانی و دیگر اساتید دانشگاهها، روزهای جمعه به آنجا میآمدند و به مطالعه و تحقیق و مباحثات علمی میپرداختند. مکاتبات مکرر او با اساتید دانشگاهها و شخصیتهای علمی کشور نیز خود گواه صادقی بر این مدعاست.

پس از کتابشناسی
آیت الله مرعشی از همان آغاز جوانی، دست به مسافرتهای علمی، تبلیغی و فرهنگی زد و با استادان، مشایخ و مشاهیر زیادی ملاقات، و از محضر آنان استفاده کرد، و یا آنکه با برخی علما و محققان بحثهای علمی داشت. یکی دیگر از انگیزههای سیاحت او، تحقیق در ملل و نحل و ادیان و مذاهب بود، که موفق شد در مسافرتهایی به کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوبی، با علمای چهار مذهب اهل سنت، زیدیه، اسماعیلیه، شیخیه و دیگر فرقههای مسلمان، نصارا، یهود، زرتشتی، بودایی و سیک ملاقات کند، و با آنها مذا کرات و مباحثاتی داشته باشد.
او حتی در جوانی که به سامرا رفت، با طلاب علوم دینی اهل تسنن طرح دوستی ریخت، و چنانکه گذشت مدتی هم با شیخ عبدالسلام کردستانی ملاقات کرد و وی را متمایل به مذهب شیعه ساخت. در سال ۱۳۴۰ق در کاظمین با عالمانی چون سیّد ابراهیم رفاعی بغدادی شافعی، ملاقات کرد، و در کربلا و دیگر شهرهای عراق نیز این دیدارها را ادامه داد. وی به هند هم مسافرتی کرد، و در شهر بمبئی با رؤسای مذاهب گوناگون بودایی و هندی بحثهایی داشت و برای آنان حقایقی را روشن کرد. او همچنین در سال ۱۳۴۵ق که تا گور، فیلسوف و شاعر هندی، به ایران آمد، با وی مباحثاتی داشت.
دیدارهای وی با پروفسور هانری کربن فرانسوی، آندره گدار، فؤاد سزگین، رشید بیضون، سیّد محمد رشید رضا ـ شا گرد شیخ محمد عبده مصری و صاحب تفسیر المنار ـ ، دکتر حسن قاسم مصری، پروفسور ولستر انگلیسی و صدها دانشمند دیگر نیز در عرصههای تاریخی، کلامی و تحقیقی، بسیار پربار بوده است.
فرزند ارشد او، حجتالاسلام و المسلمین حاج سیّدمحمود مرعشی نجفی، نقل کرده است:
پس از رحلت پدرم روزی برای شرکت در جلسۀ ترحیمی ـ که از طرف مقام معظم رهبری برگزار شده بود ـ به تهران رفتم .پیش از شرکت در آن جلسه برای استراحت مختصری به دفتر یکی از دوستان رفتم. پس از ورود به دفتر دوستمان، دیدم ایشان شدیداً متأثر است، و به من گفت: مطلبی را امروز بایستی برایتان بازگو کنم، و آن این است که مرحوم آقا بوسیلۀ من و تنی از بازاریهای تهران وجوه قابل توجهی را در اول هر ماه حواله می فرمود. آن وجوه را من و دوستانم می بایست براساس لیستی که قبلاً به ما داده بودند، بین فقرا و مستمندان تقسیم کنیم. در آن لیست فقط نشانی منازلی در جنوب شهر تهران و محلات فقیرنشین بود، اما نام صاحبان منازل و اشخاص در آن قید نشده بود. مرحوم آقا ما را مکلف فرموده بودند که پول ها و وجوهی که میفرستادند و در آن لیست معین کرده بودند، به نشانیهای فوق ببریم و هیچ گاه نبایستی سؤال کنیم که آنجا منزل چه کسی است.
شاید خیلی از صاحبان آن منازل هم نمی دانستند که این پول از کجا حواله شده است. مرحوم آقا ما را قسم داده بودند که تا من زنده هستم، نباید هیچ کس، حتی فرزندانم، متوجه این موضوع بشوند.۲۴روزی شخصی از ایشان پرسید: با وجود اینکه وجوهاتی در اختیارتان می باشد، و مبالغی از آن را به طلاب و فقرا و دیگران می دهید، چطور برای برگزاری حج واجب مستطیع نمی باشید؟ جواب داد: این پولها از آن من نیست، بلکه سهم امام و سادات، و کفارۀ روزه و مانند آن است و هرکدام باید در جای خودش مصرف گردد. زمانی به حج مشرف میشوم که از دسترنج خودم پولی به دست آورده باشم. تا آخر عمر هم برایش میسر نگردید این برنامۀ عبادی را برگزار کند. گروهی از تاجران اعلام کردند که حاضرند هزینۀ ایشان را تأمین کنند، ولی ایشان نپذیرفت. البته بعد از ارتحال آیتالله مرعشی نجفی، بیش از یکصد حج به نیابت او انجام گرفت.

آثار
تعداد تألیفات آیتالله العظمی مرعشی متجاوز از ۱۵۰ عنوان است، و شماری از آنها هنوز به چاپ نرسیده است. شمارش آثار او، که در شاخههای مختلف علوم نگاشته شده است، ازجمله تفسیر، تجوید، حدیث، ادعیه و زیارات، رجال و تراجم، انساب (اهمیت آثار او در انساب و تبارشناسی بیشتر از دیگر آثار اوست) سفرنامه و علوم غریبه، در حوصلۀ چنین رسالهای نیست، و در اینجا به ذکر مهمترین آنها بسنده میشود:
. کلام
ـ ملحقات احقاق الحق. تعلیقات بر کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل، از علامه قاضی نورالله شوشتری(۹۵۶ ـ ۱۰۱۹ق)، که شهابالدین مرعشی بیش از سی سال از عمرش را، با مساعدت بیست تن از شا گردانش، در نگارش این کتاب گذراند.
فقه و اصول
رسالۀ توضیح المسائل. کتاب فقهی فارسی از طهارت تا دیات که بیش از پنجاه بار به چاپ رسیده است.
ـ حاشیه بر کتاب متاجر شیخ مرتضی انصاری.
ـ سبیل النجاة که بیش از دو بار به چاپ رسیده است و اولین رسالۀ عملیۀ ایشان است.
رجال، انساب و تاریخ
یکی از رشتههای تخصصی که آیتالله مرعشی در آن چیره دست بود و مانندی نداشت، علم انساب است. اصولاً خاندان او در طول تاریخ پاسدار انساب آل رسولالله بودهاند. وی این دانش را، که در آستانۀ فراموشی قرار داشت، از انزوا بیرون آورد؛ سپس در این رشته به نشر آثار علمای گذشته پرداخت، و خود نیز به تألیف کتابهای مهم و ارزنده و رسائل مختلفی در این رشته دست یازید. او مشجرات سادات را از پدرش آموخت. علامۀ نسابه، سیّدمحمدرضا فرزند سیّدعلی موسوی، مشهور به صائغ بحرانی غُرَیفی (متوفای ۱۳۳۹ق) و آیتالله سیّدمهدی موسوی بحرانی (متوفای ۱۳۴۳ق) از دیگر استادانش در این عرصه هستند.
ـ مشجرات آل رسولاللّٰه الا کرم که اثری برجسته و عظیم شامل انساب کلیۀ علویین و سادات در ممالک دنیاست .آیت الله مرعشی نیمی از عمر خویش را صرف تألیف این اثر سترگ کرد، و کتب و رسائل بسیاری را جهت جمع آوری این کتاب مطالعه کرد و این کتاب را به طریق تشجیر فراهم آورد.
نوادر و علوم غریبه
ـ سلوة الحزین و مونس الکئیب که کشکولی در فواید علم جفر و رمل و حروف و اعمال شمسی و زحلی و زهری و مریخی و ختومات و اوراد و اذکار مجرب و مثلثات و بعض مجربات طبی و غیر آن از مطالب متنوع و نفیس است.
ـ حاشیه بر کتاب مفتاح علامه در اعمال شمسی و قمری.
ـ حاشیه بر کتاب سرخاب در رمل، شامل فواید متفرقۀ این علم و واضع آن و اسامی مشهورترین عالمان این علم و کتب معروف آنان.
نظر شما