سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: بادبادک برای بسیاری از ما تنها یک اسباببازی ساده و خاطرهای از روزهای کودکی نیست؛ گاهی میتواند نقطه آغاز تجربهای باشد که در آن ساختن، آزمون و خطا، خلاقیت و حتی یادگیری مفاهیم علمی در کنار بازی قرار میگیرند. «کولاره بازی» نوشته جلال وزیری نیز از همین نگاه شکل گرفته است؛ کتابی که تلاش دارد بادبادک را از یک سرگرمی صرف فراتر ببرد و کودک را به ساختن، تجربه کردن و کشف کردن دعوت کند.
وزیری که علاقهاش به ساخت بادبادک به سالهای کودکی بازمیگردد، در سالهای فعالیت خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تجربه برگزاری جشن بادبادکها، این سرگرمی را از نزدیک و در ابعادی گستردهتر دنبال کرده است. مواجهه با هزاران بادبادک و البته تجربه ساخت بادبادکهایی که گاهی به دلیل مشکلاتی در طراحی و تعادل پرواز نمیکردند، به تدریج او را به این نتیجه رساند که جای کتابی که به جای ارائه یک الگوی ثابت، اصول طراحی و پرواز را به کودک آموزش دهد، خالی است.
«کولاره بازی» حاصل نزدیک به یک دهه گردآوری، تجربه و بازنویسی است؛ اثری که در آن مفاهیمی مانند تعادل، وزن، استحکام سازه، مقاومت در برابر باد و نحوه اتصال اجزا با زبانی ساده برای مخاطب کودک و نوجوان توضیح داده شدهاند. ویژگی مهم کتاب این است که کودک را صرفاً به خواندن و تقلید از یک نمونه دعوت نمیکند، بلکه او را وارد فرآیند ساختن، آزمایش کردن، پیدا کردن ایراد و اصلاح آن میکند؛ فرآیندی که میتواند یادگیری را به تجربهای ملموس و لذتبخش تبدیل کند.
انتشار کتاب به زبانهای مختلف از جمله کردی نیز وجه دیگری به این تجربه افزوده است. وزیری که ترجمه کردی اثر را خود بر عهده داشته، تلاش کرده است در کنار حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، پیوند بادبادک با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان را نیز حفظ کند؛ هرچند معتقد است بادبادکبازی مرز جغرافیایی و فرهنگی نمیشناسد و میتواند در فرهنگهای مختلف با شکلها و شیوههای متفاوت، همچنان سرگرمی و تجربهای مشترک برای کودکان باشد.
در گفتوگوی پیشرو، جلال وزیری از سالها تجربه خود در ساخت بادبادک، شکلگیری ایده کتاب، نقش تجربه و شکست در نگارش آن، پیوند بادبادک با فرهنگ کردستان، اهمیت بازیهای دستساز در روزگار گسترش بازیهای دیجیتال و ظرفیت این سرگرمی برای پرورش خلاقیت کودکان و نوجوانان میگوید. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
ایده اولیه نگارش کتاب «اصول طراحی و ساخت بادبادکبازی» از کجا شکل گرفت و چه شد که تصمیم گرفتید موضوعی مانند ساخت و پرواز بادبادک را در قالب یک کتاب آموزشی برای کودکان و نوجوانان روایت کنید؟
علاقه من به ساخت بادبادک به دوران کودکی برمیگردد. هر سال در فصل تابستان، چند بار برای خودم بادبادک میساختم و این علاقه به مرور زمان ادامه پیدا کرد. بعدها، با حضور و همکاری حرفهای در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بهویژه در برنامه «جشن بادبادکها»، نگاه من به این موضوع جدیتر و تخصصیتر شد.
سالها در روابط عمومی کانون درگیر برگزاری جشن بادبادکها بودم و پرواز هزاران بادبادک را از نزدیک تجربه کردم. همان زمان، این فکر در ذهنم شکل گرفت که شاید لازم باشد یک شیوهنامه ساده و کاربردی برای کودکان تهیه شود تا بتوانند بادبادکهای خودشان را بسازند و با اصول درست پرواز آشنا شوند. این فکر، نخستین جرقه شکلگیری کتاب بود.
البته بخش مهمی از این مسیر از دل تجربه و حتی شکست شکل گرفت. در طول سالها، تعداد بسیار زیادی بادبادک ساختم که پرواز نکردند! گاهی کاغذ روزنامه به دلیل نازکی در برابر باد پاره میشد، گاهی دم یا گوشوارههای بلند بادبادک به هم میپیچید و باعث سقوط آن میشد و گاهی بزرگی بادبادک باعث پاره شدن نخ و از دست رفتن آن میشد. همین تجربهها و تلاش برای پیدا کردن علت و رفع اشکال، به مرور ایده نوشتن یک کتاب جامعتر را در ذهنم پررنگ کرد.
در بررسی کتابها و آموزشهای موجود نیز بیشتر با روش ساخت یک بادبادک مشخص روبهرو شدم؛ در حالی که به دنبال این بودم که کودک فقط یک الگو را تکرار نکند، بلکه اصل طراحی و پرواز را یاد بگیرد و بتواند ایده خودش را بسازد.
در کانون، مفهومی داریم که گاهی از آن با عنوان «فعالیت کانونی» یاد میکنیم؛ فعالیتی خلاقانه که بتوان آن را با سادهترین امکانات تجربه کرد. برای من، بادبادک دقیقاً ظرفیت چنین فعالیتی را داشت.
به همین دلیل، گردآوری مطالب و جمعبندی محتوای این کتاب حدود ده سال به طول انجامید. هدفم این بود که کتاب صرفاً روش ساخت یک بادبادک نباشد، بلکه کودک با شناخت چند اصل ساده و علمی، بتواند شکلهای مختلف و حتی غیرمعمول را طراحی کند و به پرواز درآورد.

کتاب به زبان اصلی کردی نوشته شده است. انتخاب زبان کردی برای نگارش این اثر چه نقشی در انتقال مفاهیم و ارتباط کودکان و نوجوانان با محتوای کتاب داشته است؟
کتاب در ابتدا به زبان فارسی نوشته شد و پس از تأیید و تصویب و دریافت مجوز انتشار از سوی انتشارات کانون، به زبانهای کردی، عربی و انگلیسی نیز ترجمه شد. ترجمه نسخه کردی را خودم انجام دادهام.
برای من، ترجمه کردی اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا بادبادکبازی با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان پیوند نزدیکی دارد و سالها برگزاری جشن بادبادکها در این منطقه را از نزدیک تجربه کردهام. تلاش کردم در ترجمه، ضمن حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، زبان کتاب برای کودکان و نوجوانان کُردزبان روان و قابل فهم باشد.
از طرف دیگر، ترجمه این کتاب نشان میدهد که موضوع آن محدود به یک منطقه یا فرهنگ خاص نیست. بادبادک یک سرگرمی جهانی است و اصول طراحی و پرواز آن میتواند برای کودکان فرهنگهای مختلف قابل درک و تجربه باشد.
در این کتاب تلاش کردهاید ساخت بادبادک را با ابزارهایی ساده و کمهزینه آموزش دهید. چقدر برایتان مهم بود که کودک بتواند پس از خواندن کتاب، بدون نیاز به امکانات تخصصی، خودش دست به ساخت بادبادک بزند؟
این موضوع از ابتدا یکی از اصول مهم کتاب بود. برای من مهم بود که ساخت بادبادک به امکانات تخصصی یا مواد گرانقیمت وابسته نباشد و کودک بتواند با وسایلی ساده، ارزان و در دسترس، دست به ساختن بزند.
به همین دلیل در کتاب از مواد اولیهای استفاده شده که تهیه آنها برای بیشتر کودکان امکانپذیر است و حتی استفاده از مواد بازیافتی نیز مورد توجه قرار گرفته است. این نگاه با همان مفهوم «فعالیت کانونی» ارتباط دارد؛ یعنی فعالیتی خلاقانه که بتوان آن را با سادهترین امکانات تجربه کرد.
هدف این است که کودک پس از خواندن کتاب، فقط اطلاعاتی درباره بادبادک نداشته باشد؛ بلکه بتواند واقعاً چیزی بسازد، آن را آزمایش کند، اگر درست پرواز نکرد علت را پیدا کند و دوباره آن را اصلاح کند. به نظرم همین فرآیند، بخش مهمی از لذت و یادگیری است.
بادبادک در فرهنگ و خاطرات بسیاری از مردم کردستان جایگاه ویژهای دارد. آیا هنگام نگارش کتاب، به جنبههای فرهنگی و بومی بادبادکبازی در کردستان نیز توجه داشتهاید؟
بادبادک در کردستان، بهویژه در فصل تابستان، بخشی از خاطرات و فضای کودکی بسیاری از مردم بوده است. من نیز در سالهایی که در کانون فعالیت داشتم، بارها شاهد آسمانهایی بودم که پر از بادبادکهای رنگارنگ بود و همین تجربه، نگاه من به این سرگرمی را عمیقتر کرد.
تنوع رنگی و فضای شاد کتاب نیز تا حدی از همین خاطرات و فضای فرهنگی الهام گرفته است. با این حال، بادبادک را یک بازی جهانی میدانم که در هر فرهنگ و منطقهای میتواند شکل و شیوه ساخت متفاوتی پیدا کند و با شرایط و امکانات بومی همان منطقه سازگار شود.
به همین دلیل تلاش کردم کتاب در عین برخورداری از محتوای علمی و کاربردی، ارتباط خود را با این فضای فرهنگی و خاطرهانگیز نیز حفظ کند.

یکی از ویژگیهای کتاب، ترکیب آموزشهای علمی و فنی با زبانی ساده برای مخاطب کودک و نوجوان است. چگونه تلاش کردید مفاهیمی مانند طراحی، تعادل، نیروی باد و اصول پرواز را به شکلی قابل فهم برای این گروه سنی منتقل کنید؟
کتاب ابتدا بر اساس مطالب علمی و فنی شکل گرفت، اما بعد از آن چندین مرحله بازنویسی و ویرایش انجام دادم تا مفاهیم برای کودک و نوجوان ساده و قابل فهم شوند.
بخش مهمی از این مفاهیم نیز حاصل تجربههای عملی خودم است. در ساخت بادبادک، بارها با مشکلاتی مانند پارگی کاغذ، پیچیدن دم یا گوشوارهها، برهم خوردن تعادل یا پاره شدن نخ مواجه شدهام. همین تجربهها باعث شد مسئله فقط توضیح یک اصل علمی نباشد، بلکه راه پیدا کردن مشکل و اصلاح آن نیز اهمیت پیدا کند.
در کتاب، موضوعاتی مانند وزن و تعادل، استحکام سازه، مقاومت در برابر باد و نحوه صحیح اتصال اجزا، در کنار روشهای رفع اشکال مطرح شدهاند. تلاش کردم کودک به جای روبهرو شدن با توضیحات پیچیده، این مفاهیم را از طریق ساختن و آزمایش کردن تجربه کند.
در واقع، کودک فقط درباره پرواز نمیخواند؛ خودش چیزی میسازد، آن را امتحان میکند و نتیجه انتخابها و تغییراتش را میبیند. این تجربه میتواند مفاهیم علمی را برای او ملموستر کند.
کتاب با تصویرگری محمدعلی عدیلی منتشر شده است. همکاری میان متن و تصویر در این اثر چگونه شکل گرفت و تصویرها تا چه اندازه در آموزش مراحل ساخت و پرواز بادبادک به مخاطب کمک میکنند؟
پس از تأیید و تصویب کتاب، متن به همراه اتودهای اولیه تصاویر در اختیار تصویرگر قرار گرفت. تصویرگر از همان ابتدا با محتوای کتاب و جزئیات فنی آن آشنا شد و کار تصویرسازی بهصورت مرحلهبهمرحله پیش رفت؛ به این معنا که هر صفحه طراحی و ترسیم میشد، جزئیات و نکات فنی آن مورد بررسی و اصلاح قرار میگرفت و پس از نهایی شدن، کار صفحه بعد آغاز میشد.
با توجه به حجم زیاد تصاویر آموزشی، جزئیات فنی و تعداد بالای مراحل ساخت، تصویرگری این کتاب کاری بسیار پرجزئیات و زمانبر بود و آقای محمدعلی عدیلی در تمام این مسیر با دقت و همراهی بسیار، در شکلگیری و اجرای تصاویر کتاب نقش مهمی داشت.
در این کتاب، تصاویر صرفاً جنبه تزئینی ندارند؛ بخش عمده آنها آموزشی است و در کنار متن، مراحل ساخت و نکات فنی را برای مخاطب روشنتر میکنند. به نوعی، تصویر و متن در کنار یکدیگر یک مسیر آموزشی را شکل دادهاند.
با توجه به گسترش بازیهای دیجیتال و کاهش حضور کودکان در بازیهای سنتی و دستساز، فکر میکنید بادبادکبازی چه ظرفیتی برای بازگرداندن کودکان به تجربههای واقعی، ساختن و بازیکردن در فضای باز دارد؟
فناوری امروز بخش جداییناپذیر زندگی ماست و به نظرم مسئله، مقابله با فناوری نیست؛ بلکه حفظ تعادل میان دنیای دیجیتال و تجربههای واقعی است.
ساختن، فکر کردن، تأمل، آزمون و خطا، استفاده از دستها و تجربه کار گروهی، همگی میتوانند زمینه بروز خلاقیت را در کودک فراهم کنند. بادبادکبازی فرصت خوبی برای تجربه همه این موارد است؛ کودک خودش چیزی را میسازد، آن را به فضای واقعی میبرد، پروازش را میبیند و اگر نتیجه مطلوب نبود، دوباره فکر میکند و تغییر میدهد.
به نظرم کودکان و نوجوانان، و البته والدین، نباید از این بخش مهم تجربه انسانی دور شوند. گاهی لازم است از صفحه نمایش فاصله بگیریم، چیزی را با دستهایمان بسازیم و اجازه بدهیم تجربه واقعی، بخشی از فرآیند یادگیری و سرگرمی ما باشد.
آیا «اصول طراحی و ساخت بادبادکبازی» را میتوان فراتر از یک کتاب آموزشی، تلاشی برای حفظ و بازآفرینی بخشی از فرهنگ بازیهای سنتی دانست؟ اگر قرار باشد این مسیر را ادامه دهید، چه موضوعات بومی دیگری را برای کودکان و نوجوانان در قالب کتاب دنبال خواهید کرد؟
بادبادکبازی یک بازی جهانی است و محدود به یک فرهنگ یا منطقه خاص نیست؛ اما در هر فرهنگ، شکل ساخت، شیوه بازی و حتی نوع بادبادکها میتواند متناسب با شرایط بومی تغییر کند.
به همین دلیل، این کتاب را صرفاً تلاشی برای حفظ یک بازی قدیمی نمیدانم؛ بلکه تلاش کردهام این سرگرمی را با دانش علمی، خلاقیت و نیازهای کودک امروز پیوند بدهم. یعنی کودک فقط یک بادبادک قدیمی را بازسازی نکند، بلکه اصول آن را یاد بگیرد و بر اساس تخیل و ایده خودش، طرحی تازه خلق کند.
از این نظر، فکر میکنم کتاب در نوع خود رویکردی کمنظیر دارد؛ زیرا آموزش ساخت، اصول علمی پرواز، طراحی، رفع اشکال و خلاقیت را در کنار یکدیگر قرار داده است. همین ویژگی میتواند ظرفیت خوبی برای ترجمه و معرفی اثر در زبانها و کشورهای دیگر ایجاد کند؛ بهویژه اینکه بادبادک یک سرگرمی جهانی است و کودکان در فرهنگهای مختلف میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
اگر قرار باشد این مسیر را ادامه دهم، علاقهمندم سراغ موضوعاتی بروم که ریشه در بازی، ساختن، تجربه و فرهنگ بومی داشته باشند و بتوان آنها را با نگاه علمی و خلاقانه برای کودکان امروز بازآفرینی کرد.
نظر شما