یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
فیلسوفی در جست‌وجوی حقیقت

موسی اکرمی نوشت:‌اید بهترین شیوه بزرگداشت دکتر ریخته‌گران، نه تنها اندوهگین شدن از خاموشی صدایش، بلکه ادامه دادن گفت‌وگویی باشد که او در درازنای زندگی با فلسفه، هنر، سنت و حقیقت آغاز کرد. اندیشه تا هنگامی زنده است که پرسش زنده باشد؛ و استاد تا هنگامی در میان شاگردان خود حضور دارد که پرسشی که در آنان برانگیخته است، همچنان به حضور خود ادامه دهد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ موسی اکرمی، استاد فلسفه به یاد محمدرضا ریخته‌گران، استاد فقید فلسفه که به تازگی درگذشته، یادداشتی نگاشته که متن آن از نظر می‌گذرد؛

فیلسوفی در جست‌وجوی حقیقت
موسی اکرمی

دکتر محمدرضا ریخته‌گران، استاد ارجمند فلسفه دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته فلسفه هنر، هرمنوتیک و پدیدارشناسی، در هشتم شهریورماه ۱۴۰۵، پس از سال‌ها زندگی در قلمرو اندیشه‌ورزی، پژوهش و آموزش و سلوک معنوی، چشم بر جهان فروبست. با درگذشت ایشان، تنها یک استاد دانشگاه از میان ما نرفت، بلکه بخشی از حافظه زنده فلسفه معاصر ایران و یکی از صداهای متمایز آن خاموش شد.

فلسفه برای دکتر ریخته‌گران هیچ‌گاه صرفاً رشته‌ای دانشگاهی و مجموعه‌ای از آموزه‌های نظری نبود، بلکه بیش از هر چیز، راهی برای پرسیدن، دیدن و فهمیدن بود؛ کوششی برای نزدیک شدن به حقیقت از مسیر پرسش‌هایی که هرگز به پاسخ‌های نهایی و آسان تن نمی‌دهند.

یکی از مهم‌ترین وجوه کار فکری دکتر ریخته‌گران، تأمل در نسبت میان حقیقت و هنر بود. هنر، در نگاه فلسفی، صرفاً موضوعی برای داوری درباره زیبایی یا مجموعه‌ای از آثار و سبک‌ها نیست؛ هنر می‌تواند گونه‌ای از آشکارشدن جهان و یکی از راه‌های گشودن انسان به معنا باشد. از همین رو، پرسش از هنر در آثار ریخته‌گران به پرسشی درباره حقیقت، انسان و شیوه حضور ما در جهان پیوند می‌خورد.

توانایی دکتر ریخته‌گران در پیوند دادن مباحث انتزاعی پدیدارشناسی و هرمنوتیک با تجربه عینی و زنده هنر، از ویژگی‌های برجسته کار ایشان بود. او می‌کوشید نشان دهد که اثر هنری را نمی‌توان صرفاً همچون شیئی در برابر نگاه ما قرار داد. یک اثر هنری در نسبت با انسانی که آن را می‌آفریند، می‌بیند و تفسیر می‌کند، افقی از معنا می‌گشاید. از این دیدگاه، هنر نه چیزی بیرون از اندیشه، بلکه یکی از صورت‌های اندیشیدن و یکی از راه‌های رویارویی انسان با حقیقت است.

فزون بر سلوک شخصی، آثار مکتوب برجای‌مانده از دکتر ریخته‌گران را می‌توان نشانه‌های یک مسیر فکری ویژه دانست؛ مسیری که در آن پرسش از حقیقت، هنر، زیبایی، انسان و جهان، در چهره‌های گوناگون بارها بازگشته است. کتاب‌های او از این پس تنها نوشته‌های یک استاد درگذشته نیستند؛ آنها بخشی از گفت‌وگویی‌اند که می‌تواند پس از مرگ نویسنده نیز ادامه یابد، زیرا مرگ، هرچند انسان را از میان زندگان می‌رباید، لزوماً حضور او را از میان نمی‌برد.

زندگی هر انسانی در نسبت با دیگران شکل می‌گیرد و زندگی یک استاد، بیش از بسیاری دیگر، در ذهن و زبان شاگردان، در پرسش‌هایی که برمی‌انگیزد، در کتاب‌هایی که می‌نویسد و در شیوه اندیشیدنی که به دیگران می‌آموزد، امتداد می‌یابد. استاد، به معنای ژرف کلمه، تنها آن نیست که دانسته‌هایی را منتقل می‌کند، بلکه کسی است که در دیگری امکان اندیشیدن پدید می‌آورد. از این دیدگاه، مرگ نمی‌تواند به تمامی پایان کار او باشد.

اینجانب که سال‌ها افتخار همکاری با ایشان (در مقام استاد مدعو) در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی و نیز همراهی در راهنمایی و مشاوره رساله‌های دکتری دانشجویان را داشته‌ام، فرصت آن را یافتم که تا اندازه‌ای از نزدیک با ژرفای اندیشه، اخلاق نیکو، فروتنی علمی و دغدغه‌مندی ایشان آشنا شوم. آنچه در شخصیت ایشان برای من اهمیت ویژه داشت، نه هم‌افقی در نگرش و همانندی اندیشه و باور، بلکه پیوند دانش و منش در ایشان بود. ایشان فلسفه را صرفاً موضوع تدریس نمی‌دانست؛ فلسفه در زندگی‌اش با چگونگی نگاه کردن، پرسیدن، داوری کردن و زیستن پیوند داشت.

شاید وظیفه اصلی معلم فلسفه نیز چیزی جز این نباشد که دیگری را به اندیشیدن وادارد و او را به جست‌وجوی حقیقت فراخواند، نه اینکه حقیقت را همچون امری آماده و نهایی در اختیار او بگذارد.

از این دیدگاه، شاید بهترین شیوه بزرگداشت دکتر ریخته‌گران، نه تنها اندوهگین شدن از خاموشی صدایش، بلکه ادامه دادن گفت‌وگویی باشد که او در درازنای زندگی با فلسفه، هنر، سنت و حقیقت آغاز کرد. اندیشه تا هنگامی زنده است که پرسش زنده باشد؛ و استاد تا هنگامی در میان شاگردان خود حضور دارد که پرسشی که در آنان برانگیخته است، همچنان به حضور خود ادامه دهد.

شاید این همان معنای ژرف‌تر ماندگاری اهل اندیشه باشد: انسان می‌رود، اما پرسش‌هایی که با او زیسته‌اند بر جای می‌مانند؛ صدا خاموش می‌شود، اما اگر اندیشه‌ای توانسته باشد افقی را بگشاید، آن افق همچنان پیش روی دیگران خواهد بود.

در جهانی که انسان سرانجام از آنچه دوست می‌دارد و درمی‌یابد و می‌آفریند، جدا می‌گردد، شاید ماندگارترین صورت حضور او همان چیزی باشد که برای جست‌وجوی حقیقت در دیگری بیدار کرده است.

این‌جانب درگذشت این استاد ارجمند را به خانواده محترم ایشان، جامعه فلسفی و دانشگاهی ایران و همکاران و شاگردان آن زنده‌یاد صمیمانه تسلیت می‌گویم.

یادشان گرامی، آثارشان ماندگار و راهی که در جست‌وجوی حقیقت پیمودند، روشن‌تر باد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها