به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، غلامرضا امیرخانی در آیین رونمایی و گفتوگو درباره کتاب «ارمغان فکری» که عصر چهارشنبه در کتابخانه مرکزی امام خمینی(ره) برگزار شد، با اشاره به آشنایی خود با آثار زندهیاد رمضانعلی شاکری و تأثیر فعالیتهای او در حوزه کتاب و کتابداری گفت: خیلی از ما با نام مرحوم شاکری، یا همان «ر. ع. شاکری»، با کتاب «سیاحت غرب» آشنا شدیم. این کتاب در دهه شصت با استقبال بسیار زیادی مواجه شد و بعدها که بزرگتر شدیم، «سیاحت شرق» را نیز با همان تصحیح شاکری خواندیم. این دو، اتفاق مهمی بودند و هر دو از کتابهای قابل ذکر و حتی قابل تحلیل در چهل، پنجاه سال اخیر هستند. خود من هم زمانی که در دانشکده علوم درس میخواندم و به کار کتاب و کتابخانه علاقهمند بودم، بهطور اتفاقی با یکی از کتابهای آموزش کتابداری مرحوم شاکری آشنا شدم و برای نخستینبار فهمیدم کتابداری نیز علم، اصول، ردهبندی و فهرستنویسی دارد. شاید بتوان گفت مرحوم شاکری به نوعی مسیر ما را تغییر داد و باعث شد از آن رشته بیرون بیاییم و وارد رشته کتابداری و اطلاعرسانی شویم.
شاکری بخشی از مسیر من به سوی کتابداری را رقم زد
وی با تأکید بر جایگاه حرفه کتابداری در تاریخ علم و فرهنگ افزود: «کتابداری واقعاً شغل مقدسی است و ما افتخار داریم که در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران صدها تن از عزیزانی که این رشته را بهصورت آکادمیک یا تجربی فراگرفتهاند، به این شغل شریف اشتغال دارند. اگر بخواهیم فهرستی از کتابدارانی که در طول تاریخ بودهاند تهیه کنیم، با سیاههای بسیار بلند مواجه میشویم. شخصیتهای بزرگی در جهان و ایران در دورهای از زندگی خود کتابدار بودهاند و در همین کتابخانه ملی نیز نامهای بزرگی چون محمود اعتمادزاده «بهآذین»، مهدی اخوان ثالث، مهدی محقق، جلالالدین محدث ارموی، مسعود رجبنیا، مهستی بحرینی و زندهیاد کامران فانی با کتابداری پیوند داشتهاند. نقش کتابداران در تمدن اسلامی و ایرانی بسیار قابل توجه بوده و بسیاری از بزرگان در گذشته به کتابداری بهعنوان شغلی مهم و ارزشمند اشتغال داشتهاند.»
امیرخانی با اشاره به پیشینه تاریخی اصطلاح و حرفه کتابداری در ایران اظهار داشت: «در تحقیقی که بیش از بیست سال پیش انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که ظاهراً یکی از قدیمیترین موارد کاربرد لفظ «کتابدار» در متون تاریخی به قرن نهم بازمیگردد و این لفظ از اواخر قرن نهم رواج پیدا کرده است. پیش از آن تعبیرهایی مانند «خازن کتب» به کار میرفته است. این نشان میدهد کتابداری از گذشته شغلی شریف و مهم بوده و بسیاری از بزرگان عهدهدار آن بودهاند. کتابداران فقط نگهبان گنجینهها نبودند، بلکه نگاهبان و حافظ میراثی بودند که بخشی از حافظه علمی و فرهنگی جامعه را شکل میداد.»
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به پیشینه درخشان خراسان در حوزه کتاب و کتابخانه گفت: یاقوت حموی در «معجمالبلدان» درباره مرو عبارتی دارد که واقعاً حیرتآور است. میگوید زمانی که در مرو بوده، از کتابخانههای آن شهر 200 کتاب امانت گرفته است؛ دویست نسخه خطی در زمانی که هنوز چاپ وجود نداشته است. اینکه در قرن ششم، فردی که حتی اهل آن شهر نبوده و بهعنوان مسافر در آنجا حضور داشته، بتواند دویست کتاب از کتابخانههای مرو امانت بگیرد، نشاندهنده جایگاه فوقالعاده کتاب و کتابخانه در این سرزمین است. خراسان الحق و الانصاف مهد کتابخانهها بوده و امروز نیز به برکت وجود مضجع شریف امام رضا(ع)، کتابخانهای هزارساله و یکی از غنیترین گنجینههای کشور در این سرزمین قرار دارد. نقش کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی و ایرانی واقعاً اظهر من الشمس است.»
وی در پایان، انتشار «ارمغان فکری» را ادای دینی به زندهیاد رمضانعلی شاکری و دیگر چهرههای علمی و فرهنگی حاضر در این مجموعه دانست و بر تقویت ارتباط نخبگان فرهنگی خراسان با مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه شرق کشور تأکید کرد و گفت: مرحوم شاکری بهعنوان کتابداری که سالهای سال در این مجموعه خدمت کرده است، شایسته بزرگداشت بود و انتشار این کتاب کوچکترین کاری بود که ما و همکارانمان در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بزرگداشت نام و یاد ایشان انجام دادیم. در این مجموعه نام و یاد بسیاری از بزرگان نیز حفظ شده است، چه آنان که در قید حیات هستند و چه کسانی که دار فانی را وداع گفتهاند. از همه دوستان اهل فرهنگ خواهش میکنم ارتباط خود را با مرکز ما بیش از پیش گسترش دهند. این مرکز یکی از شعب مهم سازمان در کشور است و امور مربوط به خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی را پوشش میدهد. امیدوارم با همراهی اهل فرهنگ شاهد رشد و تعالی هرچه بیشتر مرکز اسناد و کتابخانه ملی در این منطقه باشیم.
شاکری با کتاب یکی شده بود
محمدجعفر یاحقی، استاد ممتاز زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به پیشینه آشنایی خود با زندهیاد رمضانعلی شاکری و جایگاه او در حوزه کتاب و فرهنگ گفت: شادروان شاکری حقیقتاً در کتاب مستحیل و با کتاب یکی شده بود. هم کتاب تولید میکرد، هم آن را ترویج میکرد و هم کسانی را که اهل کتاب بودند تشویق میکرد. من از سال ۱۳۴۵ با مرحوم شاکری آشنا شدم، زمانی که دانشآموز سال ششم دبیرستان بودم و به کتابخانه فرهنگ و هنر مشهد میرفتم. ایشان با مهر و محبت و رفتاری پدرانه مرا راهنمایی کردند و چنان مرا به آن کتابخانه علاقهمند کردند که آنجا برای من به خانه دوم تبدیل شد. این ارتباط از همان زمان آغاز شد و در طول سالهای بعد، چه در فضای کتابخانه و چه در فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی، ادامه پیدا کرد.
وی با بیان خاطرهای از زلزله سال ۱۳۴۷ در جنوب خراسان، وجه انسانی شخصیت شاکری را از برجستهترین ویژگیهای او دانست و افزود: پس از آن زلزله، من دانشجویی زلزلهزده بودم. روزی به کتابخانه رفتم و آقای شاکری مرا خواستند و با ملاطفت بسیار از من دلجویی کردند. هنگام رفتن، کیفی به من دادند و گفتند چون به کتاب علاقهمند هستی، چند کتاب برای مطالعه در آن گذاشتهام. وقتی به خانه رسیدم و کیف را باز کردم، دیدم علاوه بر کتاب و لوازمالتحریر، کمکهایی هم در آن قرار دادهاند. آنچنان شرمنده بزرگواری و انسانیت ایشان شدم که از آن پس هر بار او را میدیدم، احساسی شبیه احترام به پدر و معلم در وجودم زنده میشد. سالها آن کیف را نگه داشتم و وقتی خودم معلم شدم، کتاب در آن میگذاشتم و به دانشآموزان و دانشجویانم میدادم و احساس میکردم کار شادروان شاکری را ادامه میدهم.»
یاحقی با اشاره به تنوع چهرههایی که دستنوشتههای آنان در «ارمغان فکری» گردآوری شده است، این اثر را منبعی قابل توجه برای بررسی حیات اجتماعی و فرهنگی چند دهه دانست و اظهار داشت: اگر طیف افرادی را که در این کتاب یادداشت نوشتهاند نگاه کنید، با مجموعه بسیار متنوعی روبهرو میشوید، از روحانی و استاد دانشگاه و سیاستمدار گرفته تا کتابشناس و نسخهشناس. این تنوع نشاندهنده گستره روابط انسانی شادروان شاکری است. این مجموعه میتواند تطور تفکر طیفهای مختلف را در دورههای گوناگون نشان دهد و از این جهت معرف بخشی از حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه است. به نظر من این مطالب از منظر جامعهشناسی و انسانشناسی نیز شایسته تحلیل و بررسی است و میتوان درباره وجوه مختلف آن مقالات متعددی نوشت.
وی در تشریح پیوند علمی خود با آثار شاکری و نقش او در ترویج مطالعه ادامه داد: «شادروان شاکری از همان سالهای دانشجویی کتابهایش را به من هدیه میکرد. «سیاحت شرق» و «سیاحت غرب» را از ایشان گرفتم و همین تشویقها باعث شد «سیاحت شرق» را با دقت بخوانم و در سال ۱۳۵۲ مقالهای در معرفی و نقد آن در مجله «راهنمای کتاب» مرحوم ایرج افشار بنویسم. حتی در آن مقاله چند نقد نیز مطرح کرده بودم که شادروان شاکری با بزرگواری پذیرفت. در دهه هفتاد نیز هنگامی که مرکز خراسانشناسی را راهاندازی کردیم، از ایشان درخواست کردم با ما همکاری کنند و ایشان همراه مرحوم امامی در بخش تاریخی مرکز فعالیت کردند. بخشی از یادداشتها و نوشتههای ایشان نیز محصول همان فضای علمی و پژوهشی است.
این استاد دانشگاه فردوسی مشهد در پایان، رمضانعلی شاکری را نمونهای کمنظیر از «کتابدار واقعی» توصیف کرد و گفت: بسیار کماند کسانی که مانند شاکری در محیط کتابخانه رشد کنند و کتابخانه برایشان میدان علمآموزی و علمآزمایی باشد. او مصداق بارز یک کتابخوان، کتابشناس و کتابدار واقعی بود، کسی که نهتنها امکان استفاده دیگران از کتاب را فراهم میکرد، بلکه خودش نیز از این محیط برای آموختن، پژوهش و نوشتن بهره میگرفت. چنین انسانهایی را نباید صرفاً به چشم یک کارمند دید، زیرا برای خدمت به کتاب، کتابداری و مخاطب، زمان و مکان نمیشناسند و شاکری از همین گروه بود. یقین دارم خدمات استاد شاکری در پهنه فرهنگ، دانایی و حیات علمی خراسان ماندگار خواهد ماند و نسلهای بسیاری مدیون اعتقاد و تلاش او در راه کتاب و فرهنگ خواهند بود.
نظر شما