دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان

گفت‌وگو با مترجم کتاب «هندوئیزم: از دیانت تا سیاست»؛

بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان

ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابان‌ها بر جای مانده است

امیرحسین ذکرگو گفت: هندوستان برای دهه‌های متمادی به عنوان بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان بود. اما اینک به نظر می‌رسد سیاست، به نام دیانت، برای منافع فرقه‌ای، زور بازوی خود را بر معنویت تحمیل کرده است. درباره «ظرفیت همزیستی با ادیان دیگر» مطالعه تاریخ هند نشان می‌دهد که آئین هندو از انعطاف و پذیرایی بی‌مانندی نسبت به اقوام و ادیان دیگر برخوردار بوده است. ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابان‌ها بر جای مانده است.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: سنت دینی هند، خصوصاً آیین هندویی از پر رمز و رازترین سنن دینی جهان است و گم شدن در پیچ و خم لایه‌های بی‌شمار آن بسیار آسان شاید اولین و بنیادی‌ترین گام در شناخت هندوئیزم پذیرش سیال بودن آن است؛ سیال بودنی فرازمانی که تنها با انس با عالم اساطیر می‌توان آن را چشید و فهمید. «هندوئیزم را نمی‌توان تعریف کرد» این کلام ژرفی است که نویسنده کتاب آرویند شارما، تقریباً در تمام مراحل و بخش‌های مختلف کتاب مکرراً بر آن تأکید می‌کند. او به «توصیف» هندوئیزم با دقت و استادی تمام می‌پردازد و اشراف خود را - هم بر تاریخ تحول سنت دینی هندویی و هم به ابعاد فلسفی شریعتی و سیاسی آن - به نمایش می‌گذارد نویسنده با تمایز قایل شدن میان «تعریف» و «توصیف» می‌کوشد تا ذهن خواننده را نرم کند و با ساختارشکنی و سیال‌سازی ذهن زمینه را برای ادراک پدیده جذاب و غریبی که هندوئیزم نامیده می‌شود فراهم آورد. این کتاب می‌کوشد تا هندوئیزم را نه به عنوان یک مفهوم دینی انتزاعی، بلکه در ارتباط با عناصر ملموس و همجوار آن توصیف و تبیین کند. انگیزه این مطالعات چند وجهی ارائه تصویری تمام‌نما از هندوئیزم در گستره تاریخ دین و عرصه سیاست است. «هندوئیزم را نمی‌توان تعریف کرد!» این کلام ژرفی است که نویسنده کتاب، آرویند شارما، تقریبا در تمام مراحل و بخش‌های مختلف کتاب مکررا بر آن تاکید می‌کند. او به توصیف هندوئیزم بادقت و استادی تمام می‌پردازد و اشراف خود را –هم بر تاریخ تحول سنت دینی هندویی، و هم به ابعاد فلسفی، شریعتی و سیاسی آن- به نمایش می‌گذارد؛ و باز هم بر کلام خود استوار می‌ماند که هندوئیزم قابل «تعریف» نیست!

بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان
امیرحسین ذکرگو

آنچه بازگو شد بخشی از کتاب «هندوئیزم: از دیانت تا سیاست» نوشته آرویند شارما و با تحقیق، ترجمه و شرح امیرحسین ذکرگو است که از سوی انتشارات نگارستان اندیشه منتشر شده است. این کتاب به بررسی پیوندها، تحولات و مناسبات میان آیین هندویی و فضای سیاسی در کشور هند می‌پردازد. با مترجم کتاب که هم‌اکنون در کوالالامپور زندگی می‌کند گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

آیا می‌توان از هندوئیزم تعریفی واحد ارائه داد، یا تنوع درونی آن چنین تعریفی را ناممکن می‌کند؟

اساسا در تعریف ادیان، مگر در حیطه مبانی کلی عقیدتی که در کتب آسمانی و مضامین وحیانی آمده، نمی‌توان تعریف جامع و مانعی بدست داد. در گذر زمان، از پیکره اصلی و واحد هر دین، مذاهب و فرقه‌هایی منشعب می‌شوند که هر یک، ضمن حفظ نوعی ارتباط با پیکره اصلی، برداشت و تبیین خاص خود را از دین ارائه می‌دهند. این برداشت‌ها گاهی چنان در تضاد با هم قرار می‌گیرند که یک گروه گروه دیگر را تکفیر می‌کند و گاهی به جنگ و خونریزی می‌آنجامد.

هندوئیزم نیز از این قاعده مستثنی نیست. البته اغلب هندوها آئین خود را «دین» نمی‌دانند و بیشتر از آن با عبارتی چون «روش زندگی» یاد می‌کنند. این تفاوت از آنجا سرچشمه می‌گیرد که واژه دین (religion) از «ایمان به اصولی مشخص» و «پایبندی به شریعتی تبیین شده» حکایت می‌کند؛ این دو رکن مرزهای اعتقادی و عملی دین را مشخص می‌کنند. با این تعریف، متدینین به یک دین با محک‌های درونی (ایمان) و برونی (التزام عملی به شریعت) اندازه‌گیری می‌شوند. اما هندوئیزم دارای چنین ساختاری نیست، یعنی یک باور خاص (مثل توحید در اسلام یا تثلیث در مسیحیت) در هندوئیزم وجود ندارد که عدم باور به آن هندو را از عرصه دین خارج کند؛ مثلا یک شخص می‌تواند از اساس خداباور نباشد و هنوز خود را «هندو» بداند. در زمینه آداب و مناسک هم همین قاعده وجود دارد: گرچه آئین هندویی سرشار است از آداب و مناسک دینی، ولی ملتزم نبودن به آن مناسک فرد را از مرتد نمی‌کند.

در این کتاب، به موضوع سیال بودن مفهوم «هندوئیزم» و این‌که چه کسی را می‌توان «هندو» خواند، با ذکر مثال‌های ملموس پرداخته شده است. این مضمون، زیر عناوینی چون «هندوئیزم به عنوان دین قومی»، «هندوئیزم به مثابه یک دین جهانی»، «رابطه میان عناصر قومی و جهانی»، و «خدمات هندوئیزم به حیات دینی معاصر» مورد بحث قرار گرفته است.

بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان

شما در مقدمه کتاب نوشته‌اید: نویسنده با جسارت خردمندانه‌ای گاندی و قاتل او را معرفی می‌کند و با استناد به مستندات تاریخی و دینی می‌کوشد تا انگیزه و نگاه هر یک را بر اساس باورهای دینی‌شان توصیف و تبیین کند. این مساله چقدر به شناخت هندوئیزم و درک آن کمک می‌کند؟

حکایت قتل مهاتما گاندی توسط ناتورام گودس، که هر دو از متدینان مومن به آئین هندو بودند، تامل برانگیز است. این واقعه نه تنها شیوه اندیشیدن نسبت به فهم هندوئیزم را تحریک به بازنگری می‌کند، بلکه ذهن خواننده اندیشمند را به مقوله برداشت‌های متکثر و متضاد از دین واحد – هر دینی که باشد – سوق می‌دهد.

البته هندوئیزم از لحاظ تکثُرِ مفاهیم، از دیگر ادیان شناخته شده، خصوصا ادیان ابراهیمی، متنوع‌تر است. این تنوع، تنها محصول تفاسیر متضاد از یک پدیده واحد نیست، بلکه «سیال بودن» امری باطنی است که در جایجای متون هندویی به آن اشاره شده است. به عنوان مثال در یکی از سروده‌های ریگ‌ودا چنین می‌خوانیم:

اوست نخستین منشأ این آفرینش!

اما آیا به واقع «او» تمامیت «آن» را شکل داده یا نه؟!

هم اویی که چشمانش از فراز بلندترین افلاک نظاره گر جهان است!

به تحقیق، اوست که می¬داند،

و شاید هم که نداند!

(ریگ‌ودا: کتاب دهم، سرود ۱۲۹ آیه ۷)

در آیات فوق، از خداوند به عنوان «منشا آفرینش» یاد شده، ولی فورا همین مضمون بنیادین را مورد تردید قرار داده و آن را زیر سوال برده! (اما آیا به واقع «او» تمامیت «آن» را شکل داده یا نه؟)! همچنین در عبارت فرودینِ سرود، این احتمال را پیش کشیده که شاید آفریننده از چند و چون آفریده‌های خودناآگاه باشد! (به تحقیق، اوست که می‌داند، و شاید هم که نداند!)

استفاده از عبارت «و شاید هم که نداند» درباره ذات مطلق ِآفریننده هستی شایسته تامل بسیار است.

مطالب فوق این پرسش جدی را در ذهن تقویت می‌کند که:

آیا اساسا مقوله «دین» فارغ از «برداشت‌ها و تفاسیر» قابل تصور هست یا خیر؟

و نفسِ اندیشیدن به این پرسش، تا حدی از جزم‌اندیشی می‌کاهد.

از این رو حکایت گاندی و گودس بسیار معنی‌دار، و در فهم هندوئیزم راهگشا است.

مرکز جغرافیایی هندوئیزم هند است. هند کشوری است که از یک‌سو بافت وجودی‌اش با سنت‌های مناسک بی‌شمار دینی و معنوی و عرفانی گره خورده و از سوی دیگر به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی جهان توانایی تحمل ادیان مختلف و حتی تفکرات لائیک و مارکسیستی را - شاید بیش از هر کشور و فرهنگ دیگر - از خود نشان داده است. گرچه این مقوله قابل «تعریف» نیست، صد البته قابل «توصیف» هست!

بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان
جلد کتاب به انگلیسی

نویسنده تا چه اندازه نشان می‌دهد که مفهوم «هندو» محصول تاریخ و سیاست است، نه صرفاً یک هویت دینی؟ همچنین مرز میان «دیانت» و «سیاست» در فلسفه «هندوئیزم» چگونه تعیین شده است؟

بگذارید با تبیین این گزاره آغاز کنم که: دین هم وجه باطنی دارد و هم وجه ظاهری.

وجه باطنیِ دین مربوط می‌شود به رابطه مسقیم و بی واسطه شخص با خدا، به نیت پالایش درونی و رهایی از قیود نفسانی. دیندارِ مومن می‌کوشد از طریق نیایش و دعا و مراقبه و تسلط بر نفس، حضور دائمی پروردگار را در خود حفظ، و درون خود را از نیات ناپاک تطهیر کند.

وجه ظاهریِِ دین، خود به دو بخشِ امور فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود. بخش فردی، هم مناسک دینی را در برمی‌گیرد و هم اخلاق و رفتار فرد با دیگران را. امتداد این عرصه (رفتار فرد با دیگران) به گستره بزرگ اجتماع می‌رسد، و از این ناحیه است که تنش‌ها آغاز می‌شود و پای سیاست به میان می‌آید.

حتی اگر فرض کنیم «فرد» و «زمامدار» هر دو پیرو یک دین و آئین هستند، در بسیاری از مواقع تفسیر و برداشت‌شان از حکم دین متفاوت و گاهی متضاد است. در چنین شرایطی، چون زمامدار قدرت اجرایی بیشتری دارد و طیفی از هواداران خود را نماینگی می‌کند، می‌تواند نظر خود را بر فرد مخالف خود تحمیل کند و اختلاف و تنش از همین‌جا آغاز می‌شود.

در نتیجه «هویت دینی» در طول تاریخ و عرض جغرافیا دائم در حال تغییر بوده، و سیاست‌ها نیز در تغییر شکل آن موثر بوده‌اند. پس مرز میان «دیانت» و «سیاست» صرفا یک مرز انتزاعی است. در زندگی اجتماعی نمی‌توان مرزی ملموس و قابل اندازه گیری میان این دو عرصه تعیین کرد.

به این موضوع در کتاب با رویکردی جامع، واقع‌بینانه، و دور از تعصب پرداخته شده. متون دینی و فلسفی (مانند وداها، اوپانیشادها) را مورد بررسی و معرفی قرار داده، همچنین به متون حماسی و اساطیری (مانند رامایانا و مهابهاراتا) نظر داشته، و سرانجام سیر تحول باورهای دینی در پیکره اجتماع و در بستر تاریخ را به نقد و تحلیل کشیده؛ و در این میان کوشیده نمایی سیال و چند وجهی از مفهوم «هندو» بدست دهد.

به مطالب فوق در فصل «در جهان امروز هندو کیست؟» پرداخته شده است. همچنین، یکی از سرفصل‌های کتاب، «تاریخ هندوئیزم: نگاهی گذرا»، سیر تحول هندوئیزم را از «دوران پیش ـ وادیی»، تا «دوران کلاسیک»، بعد «دوران میانه»، و سرانجام «دوران مدرن» مورد بررسی قرار داده است. در جای دیگر، ذیل «گونه‌های هندوئیزم معاصر» به گرایشات عرفانی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی، و حتی شبه نظامی، در قالب عناوینی چون «مهارشی و هندوئیزم مطلق گرا»، «مهاتماگاندی و هندوئیزم کنش گرا»، «جنبش‌های دینی نوین در هندوئیزم»، و «هندوئیزم ستیزه جو» پرداخته شده است.

آیا هندوئیزم ظرفیت همزیستی با ادیان دیگر را دارد یا سیاست این ظرفیت را محدود کرده است؟ روابط مسلمان و هندوها در گذر تاریخ چگونه بوده است و امروزه این روابط چطور شکل گرفته است؟

در خصوص «ظرفیت همزیستی با ادیان دیگر» مطالعه تاریخ هند نشان می‌دهد که آئین هندو از انعطاف و پذیرایی بی‌مانندی نسبت به اقوام و ادیان دیگر برخوردار بوده است. ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابان‌ها بر جای مانده است.

-- در پایتخت هند یکی از خیابان‌های مهم به نام امپراطوری بودایی آشوکا (Ashoka Road) نامگذاری شده که در قرن سوم پیش از میلاد می‌زیست. گرچه آئین بودایی در در خاک هند ریشه ندواند و رشد نکرد، اما برای سال‌های طولانی گروه بزرگی از بودائیان تبتی بدون منع قانونی و نیاز به اخذ روادید در دهلی ساکن شدند و به کار و کسب درآمد و زندگی مشغول بودند. من در طول ده سال اقامتم در هند شاهد این تساهل و تسامح دلپذیر و تامل برانگیز بودم.

-- بخش شاخصی از تاریخ هند را حاکمیت مسمانان، خصوصا پادشاهان سلسله مغول (گورکانیان) تشکیل می‌دهد. نام این پادشاهان هنوز آذین بخش خیابان‌های پایتخت هند است. مثلا نام جلال‌الدین محمد اکبر بر یکی از اصلی‌ترین خیابان‌های دهلی نهاده شده (Akbar Road).

-- دوران استعمار انگلیس از ادوار پر تنش و پرقربانی تاریخ هند است. این دوران سلطه خونین بیگانه سرانجام با مقاومت ملت هند به رهبری مهاتما گاندی به استقلال هند ختم شد. با این حال هنوز نام افرادی چون سِر مالکوم هِیلی، افسر انگلیسی و استاندار ایالت پنجاب دوران استعمار، هنوز بر خیابانی باقی مانده (Hailey Road).

اما، و صد اما، هر قدر به دوران معاصر و امروز نزدیک‌تر می‌شویم، تاب و تحمل «دیگری» کمتر می‌شود. مشاهده این بی‌تابیِ خسارت‌بار در هند آزار دهنده‌تر است، چرا که هندوستان برای دهه‌های متمادی به عنوان بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان بود. اما اینک به نظر می‌رسد سیاست، به نام دیانت، برای منافع فرقه‌ای، زور بازوی خود را بر معنویت تحمیل کرده است. تخم کینه در میان مومنین به ادیان مختلف – که قرن‌ها در کنار هم همزیستی مسالمت‌آمیز را آموخته بودند – کاشته شده، و رگه‌های اختلاف و انزجار و خشونت، آشکارتر می‌شود. نظاره تنزل اخلاق و انسانیت و مروت در چنین مقیاسی واقعا دشوار است.

متاسفانه این فاجعه منحصر به هند و هندوئیزم نیست... یک ابتلای جهانی است.

مناسب می‌دانم ابیاتی منتخب از شعر بلندی را که چندی پیش سرودم، با شما به اشتراک بگذارم. وصف حال است و گزارش روزگار! دو بیت اول آن به نحوی منعکس‌کننده نگاه اساطیریِ هندوان است که با بحث ما بی ارتباط نیست.

عرصه هستی فریبی بیش نیست

خواب‌هایی کز حقیقت‌ها تهی است

بازیِ بازیگرانی خفته است

جنگ رویاهاست از یوم الست

جنگ، جنگ است و تخاصم ناگزیر

ظلم پیروز و عدالت سر به زیر

عالَمِ امکان چو بختِ واژگون

آدمیت ملتهب در خشم و خون

در غُل و زنجیر «وجدانِ بشر»

«خیر» در تبعید، حاکم گشته «شر»

«خامُشی بر ظلم» رسمِ روزگار

«حرفِ حق» را عاقبت تیغ است و دار

«ذبح اخلاق» است در «محراب سود»

«کین» دریده «مهر» را از تار و پود

از دغل، واز مکرِ این گردون سپهر

«کیشِ کین» در رزم با «آئین مهر»!

«کینه» پیروز است با «مال و سلاح»

«مهر» وامانده است در «یار و صلاح»

چون «منافع» حاکمِ میدان شود

«شرم» محو و «قتل» بس آسان شود...

ظلمی که امروز به مسلمانان در هند روا داشته می‌رود، از عوارض هندوئیزم نیست؛ آفت منفعت‌طلبی، تحریکات خارجی و سلطه‌جویی سیاسی است...

بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان
آرویند شارما

آرویند شارما، دارای مدرک دکترا (مطالعات سانسکریت و هند، دانشگاه هاروارد، ۱۹۷۸؛ کارشناسی ارشد مطالعات الهیات، مدرسه الهیات هاروارد، ۱۹۷۴؛ کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه سیراکیوز، ۱۹۷۰؛ کارشناسی تاریخ، اقتصاد و سانسکریت، دانشگاه اللهداد، ۱۹۵۸)، در سال ۱۹۸۷ به عنوان دانشیار دانشکده مطالعات دینی دانشگاه مک‌گیل در مونترال، کانادا منصوب شد، جایی که اکنون استاد بیرکس دین تطبیقی است. پیش از این، او با دانشگاه‌های سیدنی و کوئینزلند (بریزبن) در استرالیا و دانشگاه تمپل در فیلادلفیا، پنسیلوانیا همکاری داشته است.

به عنوان مترجم کتاب هندوئیزم لطفا درباره ترجمه این کتاب، ساختار آن، شیوه تحقیق و... توضیحات بیشتری بدهید؟ مطالبی که شما به کتاب افزودید تا چه اندازه آن را خاص، ممتاز، و مفید می‌کند؟

بیش از چهل سال است که در مورد ادیان، فرهنگ و هنر هند به پژوهش و نگارش اشتغال دارم. مجموعه نسبتا بزرگی از منابع مرتبط با هندوئیزم در کتابخانه شخصی‌ام دارم. کتاب‌ها معمولا به دو دسته‌اند:

۱. کتاب‌های بسیار تخصصی، و گاهی چند جلدی، با نگارشی پیچیده و ثقیل که صرفا برای ارجاع پژوهشگران متخصص مفید، ولی به علت سنگینی و پیچیدگیِ بیش از اندازه، حتی برای دانشجویان راهگشا نیستند.

۲. کتاب‌هایی که برای مخاطب عام تالیف شده و شمایی کلی از دیانت هندویی بدست می‌دهند. این کتاب‌ها برای آشنایی خوب‌اند، اما معمولا ارزشِ علمی و پژوهشیِ چندانی ندارند.

از ویژگی‌های کتاب حاضر این است که هندوئیزم را از منظرگاه‌های گوناگون مورد بررسی قرار داده‌؛ هم به تاریخ تحول سنت دینی هندویی پرداخته، هم ابعاد فلسفی آن را مورد بررسی قرار داده، و هم تعامل میان دیانت و سیاست را به نمایش گذاشته است.

البته ارتباط گرفتن با مطالب مندرج در کتاب، به رغم روان بودن شیوه نگارش (در زبان اصلی = انگلیسی)، هنوز برای خواننده غیرمتخصص چندان آسان نیست. این دشواری از یک سو معلول پیچیدگی و چندلایگیِ ذاتیِ مقوله‌ای بنام «هندوئیزم» است، و از سوی دیگر به واژگان بی‌شمار نا آشنا باز می‌گردد که حاوی معانی بغرنج هستند. همچنین در کتاب به شخصیت‌های تاریخی مهمی اشاره شده که در عرصه دین و سیاست نقشی کلیدی داشتند، ولی توضیحی در معرفی‌شان نیامده است.

واژگان تحقیق، ترجمه و شرح بر روی جلد حکایت از این دارد که کتاب گامی فراتر از ترجمه نهاده است. من این شیوه را چند دهه است که پیش گرفته‌ام و قصدم این بوده که خواننده متعارف را در فهم مطالب یاری، و از ارجاع به منابع دیگر تا حد ممکن بی‌نیاز کنم. در این کتاب:

برای تسهیل در تفهیم مطالب «واژگان تخصصی دینی و فلسفی» را تببین، و به «معرفی شخصیت‌های تاریخی و اساطیری» پرداخته‌ام. این افزوده‌ها خواننده را از مراجعه به منابع جانی بی‌نیاز، و ارتیاط با متن را آسان می‌کند.

علاوه بر اضافات فوق، بنا به سنت دیرینه تالیفات پیشینه‌ام، «مجموعه‌ای از تصاویر» را ـ اعم از شخصیت‌های شاخصِ دینی و سیاسی، مناسک و آداب نمادین، و شمایل‌های دینی ـ با دقت از میان صدها تصویر برگزیدم و در لابه‌لای متن جای دادم.

به نظرم کتاب «هندوئیزم» از آثار بسیار خوب آقای آرویند شارما است. او با اِشراف قابل تحسینی، به معرفی یک سنت دینی بسیار پیچیده پرداخته، و با موفقیتی چشمگیر، «جامعیت» و «ایجاز» را در کنار هم نشانده است. از دوست فاضلی که در ابتدا ترجمه کتاب را به من پیشنهاد کرد سپاسگزارم. مطالعه کتاب را به پژوهشگران و دانشجویان پیشنهاد می‌کنم، و از کاستی‌ها و ایرادهایی که از قلمم تراوش کرده پوزش می‌طلبم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها