به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «زن سفیدپوش» نوشته ویلکی کالینز، با صحنهای رازآلود و وهمانگیز آغاز میشود. والتر هارترایت، معلم طراحی جوانی است که در نیمههای شبی مهتابی در جادهای خلوت در لندن با زنی سراپا سفیدپوش و وحشتزده روبهرو میشود؛ این زن عجیب، به شکلی مرموز از یک آسایشگاه روانی گریخته است.
پس از این دیدار والتر برای تدریس نقاشی به عمارت لیمبریج در کامبرلند میرود؛ جایی که با لورا فیرلی، دختر جوان و ثروتمند خانواده و ماریان هالکامب، خواهر ناتنی باهوش و مصمم او آشنا میشود. میان والتر و لورا رابطهای عاطفی شکل میگیرد، اما شرایط اجتماعی و تصمیمهای خانوادگی، مسیر زندگی آنها را تغییر میدهد. حضور زنی که والتر پیشتر دیده بود، شباهت عجیب او به لورا و رازهایی که درباره گذشته افراد مختلف وجود دارد، به تدریج فضای داستان را پیچیدهتر میکند.
در این رمان هر شخصیت، بخشی از ماجرا را که خود شاهد آن بوده، بازگو میکند و نویسنده در پس این معمای پرکشش، نویسنده به مسائل اجتماعی مهم زمانهی خود نیز میپردازد. از تمهای اصلی زن سفیدپوش بررسی وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان در قرن نوزدهم است و کالینز با ظرافت نشانمان میدهد که چگونه هویت، استقلال و ثروت زنان به راحتی تحت کنترل مردان و نهادهای قانونی آن دوران قرار میگرفت.
در نوشته پشت جلد کتاب میخوانید: «بر سنگ گور او؛ نام کاملش، ویلیام ویلکی کالینز، تاریخ تولد و مرگ همراه با این جمله حک شده بود: در اینجا نویسنده کتاب زن سفیدپوش و آثار داستانی دیگری خفته است. به رغم نگارش اثر درخشانی به نام «ماه الماس» و ارزشهای غیرقابل انکار «آرمادیل و دیگر هیچ نامی» کالینز این چنین خواسته بود که او را با نام این کتاب به خاطر بسپارند.
بانوی سفیدپوش دلپذیرترین اثر ویلکی کالینز و به قول تی. اس. الیوت در دوران درخشش داستانهای مهیج و دلهرهآور این اثر یکی از درخشانترین ملودرامهای آن دوره است.
زندگی ویلکی کالینز ملغمه عجیبی است از شرافت و هرزگی، بزدلی و بیباکی! دوستانش طیف وسیعی بودند از نقاشان بیهویت دوره قبل از رافائل که برادر نقاشش چارلی با آنها حشر و نشر داشت تا همنشینی و دوری بسیار نزدیک با چهره درخشانی همچون چارلز دیکنز که آبروی ادبیات انگلیس است! دیکنز بسیار محترمش میداشت و میگفت: او به قدری مبادی آداب است- و یا حداقل چنین رفتار میکند!- که آدم خیال میکند با دونجیوانی طرف است!».
انتشارات نیلوفر بهتازگی این اثر را با ترجمه آذرمیدخت کاوهخوری و پروین قائمی در ۷۴۸ صفحه و با شمارگان ۷۷۰ نسخه عرضه کرده است.
نظر شما