یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۳
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از منظر منافع ملی

ولی نصر گفت: رهبران انقلاب اسلامی بر این باور بودند که ایران در دوران پهلوی، به‌ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در واقع به یک مستعمره تبدیل شده بود. البته من با این نظریه (که ایران صرفاً یک مستعمره بود) موافق نیستم و معتقدم آن کودتا بسیار ساده‌انگارانه به عنوان نبردی میان «خوب و بد»، «قدرت‌های خارجی در برابر ملی‌گرایی ایران» یا «دیکتاتوری در برابر دموکراسی» تحلیل شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا کتاب «استراتژی کلان ایران» تالیف ولی نصر با ترجمه مشترک حامد کاظم زاده و حسین قاجری در نگارستان اندیشه منتشر شد. این کتاب در پانزدهمین عصر بخارا در کتابفروشی دبا بررسی و نقد شد. احمد بستانی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و حبیب الله فاضلی، مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران در این جلسه به نقاط قوت و ضعف کتاب پرداختند.

علی دهباشی، مدیر مسئول و سردبیر بخارا در بررسی و نقد کتاب «استراتژی کلان ایران» گفت: این نشست به مناسبت انتشار کتاب تازه در انتشارات نگارستان اندیشه است. در این جلسه فیلمی از ولی نصر ضبط شده که مخصوص این جلسه است که آن هم پخش خواهد شد.

ولی نصر، مولف کتاب «استراتژی کلان ایران» گفت: مایل هستم تا اندکی درباره‌ «کلان استراتژی ایران» با شما گفت‌وگو کنم و هم انگیزه‌ خود را برای نگارش آن با شما در میان بگذارم و هم به این نکته بپردازیم که اهمیت این اثر در مقطع زمانی کنونی برای ایران و ایرانیان چیست؟ ما این نشست را در زمانی برگزار می‌کنیم که ایران دو جنگ بسیار بزرگ و سرنوشت‌ساز را پشت سر گذاشته و در فاصله‌ میان این دو جنگ، دورانی پرتلاطم را سپری کرده است. من که خارج از ایران ساکنم و از دور مسائل کشورم را دنبال می‌کنم، می‌بینم که این دوران برای تمامی دوستان و مردم ایران، سال‌های دشوار و پرچالش بوده است؛ با این حال، امید دارم که روزهایی بهتری در پیش داشته باشیم.

او افزود: اتفاقات اخیر، به‌ویژه وضعیت ایران پس از آن جنگ چهل‌روزه و مسأله‌ بلوکه شدن بندرهای ایران توسط نیروی دریایی آمریکا و سپس مذاکرات متوالی از طریق پاکستان، همان محورهایی بود که من در نگارش این کتاب داشتم و این وقایع، ضرورت و اهمیت دیدگاه‌های مطرح‌شده در کتاب را پررنگ‌تر کرد. هنگامی که نگارش این کتاب را آغاز کردم و منابع بسیار متعددی را که در ایران در دسترس بود بررسی کردم، متوجه شدم که در مورد مباحث مربوط به مسائل راهبردی سیاست خارجی و پیوند آن‌ها با ساختار حکومت و جامعه، خلأ به‌شدت احساس می‌شود؛ در حالی که ایران اساساً برای آمریکا، جهان غرب و به‌طور کلی برای جامعه‌ی جهانی، همواره یک دغدغه‌ مطرح و کلیدی بوده است.

این استاد دانشگاه بیان کرد: این موضوع به گونه‌ای یک «سردرد» (معمای پیچیده) است که به‌راحتی از نظر تئوریک یا بر اساس شناخت روندهای سیاسی قابل توجیه نیست. من بر این باور بودم که حجم زیادی از این ابهامات درباره‌ی ایران، به‌دلیل نگاه غرب است؛ نگاهی که ایران را صرفاً یک حکومت تک‌بعدیِ مذهبی و ایدئولوژیک می‌بیند و تصور می‌کند تمامی اقدامات و تصمیمات آن را می‌توان تنها از طریق انگیزه‌های مذهبی تبیین و تشریح کرد. اما اعتقاد من بر این است که ایران یک «کشور» است و حکومتی که مسئولیت اداره‌ این کشور را بر عهده دارد، مانند هر کشور دیگری، مجموعه‌ای از خواسته‌های امنیتی و منافع ملی دارد و در پی ارضای این خواسته‌هاست. حال شاید بتوان درباره‌ ماهیت این خواسته‌ها بحث کرد و آن‌ها را زیاد یا کم، یا غلط یا درست دانست؛ اما به‌طور کلی، اگر نگاه به ایران را نه به عنوان یک «ایدئولوژی»، بلکه به عنوان یک «کشور» آغاز کنیم، می‌توانیم عملکرد آن در روابط منطقه‌ای و خارجی را بهتر تحلیل کنیم و انگیزه‌ دولتمردان ایران را در مواجهه با مسائل داخلی و خارجی، درست‌تر بشناسیم.

بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد از منظر منافع ملی

نصر گفت: به نظر من، جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ به بعد، به‌ویژه بینشی بسیار واضح و ثابت در مورد منافع ملی و امنیت ملی داشته است و این نگرش، ریشه در تاریخ دارد. در واقع فکر می‌کنم انقلاب ایران در مقطع وقوعش، چه در جناح مذهبی‌اش که تحت مدیریت آیت‌الله خمینی بود و چه در بخش غیرمذهبی‌اش که در حیطه جریان‌های چپ و طرفداران جبهه ملی و دموکراسی قرار داشت، بینشی ویژه نسبت به تاریخ ایران داشتند. به‌خصوص کسانی که انقلاب را ممکن ساختند و رهبرانی که آن را تثبیت کردند، ایران را در طول دو قرن پیش از خود، مملکتی ضعیف می‌دیدند؛ یعنی ایرانی که در دوران قاجار، زیر سایه‌ استعمارگران بود.

او ادامه داد: ایران در آن دوران، حکومتی ضعیف بود و سایه‌ این ضعف، تأثیری عمیق بر تفکر دولتمردان ایران، حتی در دوران پهلوی و به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷ گذاشت. چنان‌که مشاهده می‌کنیم، هرگاه بحث از معاهده، قرارداد یا مذاکره‌ای به میان می‌آید، فوراً به قرارداد ترکمانچای و بازتاب‌های آن در تاریخ ایران اشاره می‌شود. در عین حال، رهبران انقلاب بر این باور بودند که ایران در دوران پهلوی، به‌ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در واقع به یک مستعمره تبدیل شده بود. البته من با این نظریه (که ایران صرفاً یک مستعمره بود) موافق نیستم و معتقدم آن کودتا بسیار ساده‌انگارانه به عنوان نبردی میان «خوب و بد»، «قدرت‌های خارجی در برابر ملی‌گرایی ایران» یا «دیکتاتوری در برابر دموکراسی» تحلیل شده است. به باور من، آنچه در آن مقطع رخ داد، در حقیقت تقابل و مناظره‌ای میان دو بینش اساسی در مورد «تهدیدات پیش روی منافع ملی ایران» بود. از یک سو، شاه، ارتش و حتی بسیاری از علمای بلندپای آن دوران مانند آیت‌الله بروجردی و بهبهانی، بر این باور بودند که بزرگ‌ترین خطری که ایران با آن مواجه است، اتحاد جماهیر شوروی است؛ کشوری که هفت سال پیش از آن، شمال ایران را اشغال کرده بود و خطر کمونیسم و حزب توده را به همراه داشت.

مولف کتاب عنوان کرد: بنابراین، آن‌ها معتقد بودند ایران با وجود تمام مشکلاتی که با انگلیس داشت، باید با غرب و به‌ویژه آمریکا تعامل کند تا بتواند در برابر روسیه و بزرگ‌ترین تهدیدش مقاومت نماید. در مقابل، دکتر مصدق دیدگاه متفاوتی داشت؛ او معتقد بود بزرگ‌ترین تهدید برای ایران، امپریالیسم (به‌ویژه در پوشش انگلیسی) است و کمونیسم و روسیه در مقایسه با تهدید انگلیس، خطری جزئی‌تر محسوب می‌شوند. در نهایت، نزاع میان شاه و ارتش از یک سو و دکتر مصدق از سوی دیگر، بر سر همین مسئله بود. در آن رویارویی، طرف‌هایی که مورد حمایت ارتش و شاه بودند، توانستند حمایت‌های خارجی را جلب کنند. جالب این است که در سال ۱۳۳۲، شاید بزرگ‌ترین واقعه تاریخی ایران، بر سر مسئله «منافع ملی» و راهبرد مواجهه با تهدیدات بود.

نصر گفت: با این حال، رهبران انقلاب بر این باور بودند که آن کودتا، عملی مدیریت شده از سوی واشنگتن و لندن بود و شاه، ارتش و متحدانشان، این کار را به نیابت از غرب انجام دادند؛ لذا از نظر آنان، ایران پس از ۱۳۳۲ عملاً به یک مستعمره تبدیل شده بود. بر همین اساس، انقلاب ایران خود را به عنوان یک «نهضت آزادی‌بخش» می‌شناخت. حتی به نظر من، دلیل تأکید آقای خمینی بر ضرورت تأسیس یک «حکومت اسلامی» این بود که ایشان معتقد بودند تنها یک حکومت اسلامی می‌تواند آزادی به معنای واقعی کلمه را به ایران ببخشد. از آن زمان تاکنون، جمهوری اسلامی همواره در نبردی برای حفظ و دفاع از همان استقلالی بوده است که باور دارد در وهله‌ی انقلاب به دست آورده است. رهبران انقلاب در طول زمان، همواره با اشاره به دوران شاه، تأکید داشتند که جمهوری اسلامی نخستین حکومتی است که آزادی را به ایران بازگردانده و معتقد بودند آمریکا می‌کوشد جمهوری اسلامی و انقلاب ایران را شکست دهد تا بار دیگر ایران را به وضعیت مستعمره بازگرداند.

او افزود: بینشی که من در این کتاب مطرح کرده‌ام نیز بر همین محور است که اگر به منابعی که عملکرد و تصمیم‌گیری‌های جمهوری اسلامی را تحلیل می‌کنند بازگردیم، می‌بینیم که این نظام از سال ۱۳۵۷ به تدریج خود را با راهبردی کلان عجین کرد که محور آن «حفظ استقلال ایران» است؛ راهبردی که در آن، جمهوری اسلامی حاضر است برای پاسداشت این استقلال، هر هزینه‌ای را بپردازد. در واقع، ایران در یک نبرد تقریباً پنج‌دهه‌ای با ایالات متحده برای حفظ این استقلال درگیر شده است. این روند ابتدا با بیرون راندن آمریکا از ایران (به‌ویژه پس از ماجرای گروگان‌گیری در سفارت) آغاز شد و از آن زمان، جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا آمریکا را از مرزهای خود دور کرده و گام‌به‌گام از خاورمیانه خارج سازد. نزاع با آمریکا در لبنان، تقابل در عراق و سرمایه‌گذاری در نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه، همگی در راستای تحقق این راهبرد کلان پدید آمده‌اند.


استاد دانشگاه جان هاپکینز اظهار کرد: در این کتاب مطرح می‌شود که شناخت این راهبرد کلان و درک این نکته که چرا تمامی نهادهای سیاست خارجی و حتی سیاست‌های داخلی نظام جمهوری اسلامی حول این محور شکل گرفته‌اند، بهتر می‌تواند سیاست‌های ایران را توجیه و تبیین کند. ایرانِ جمهوری اسلامی، بر پایه مفهومی از «مقاومت» در معنای بسیار مبسوط آن ساخته و پرداخته شده است؛ مقاومتی که در حقیقت، دفاع از استقلالِ ایجاد شده توسط انقلاب در برابر آمریکا است، چرا که آمریکا معاند اصلی این استقلال تلقی می‌شود. حتی دو جنگ اخیر را نیز باید از این منظر و به عنوان «جنگ‌های استقلال» (از دیدگاه امرای جمهوری اسلامی) تحلیل کرد.

بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد از منظر منافع ملی

نصر گفت: هدف من برای کسانی که نسخه انگلیسی این کتاب را در رونمایی اولیه مطالعه کردند، این بود که نشان دهم نمی‌توان جمهوری اسلامی و سیاست‌های آن را صرفاً از منظر مذهبی و ایدئولوژیک نگریست، و یا عملکرد آن در خاورمیانه را تنها به میل به «صدور انقلاب» (آن‌گونه که در سال‌های نخست انقلاب مطرح می‌شد) تقلیل داد؛ بلکه باید این راهبرد کلان را شناخت تا درک کنیم ایران به‌دنبال چیست. علاوه بر این، در کتاب مطرح شده است که توجه مفرط جمهوری اسلامی به مفهوم «مقاومت» و متمرکز کردن تمامی نهادها و سرمایه‌های حکومتی حول این محور، در واقع منجر به شکل‌گیری ساختار داخلی ایران نیز شده است. برای مثال، قدرت نیروهای امنیتی و نوع رابطه آن‌ها با جامعه، و یا اینکه چرا امرای جمهوری اسلامی لازم دانستند از دولت‌های خاصی دفاع کنند و از روی کار آمدن دولت‌های دیگر در انتخابات مختلف جلوگیری نمایند، همگی با این نظامی که «مقاومت» در ایران ایجاد کرده و توازن‌های داخلی را تغییر داده است، ارتباط مستقیم دارد.

او ادامه داد: این موضوع به این نظامی که مقاومت در ایران ایجاد کرده و اصولاً به توازن داخلی مربوط است. نیروهای سیاسی در ایران بسته و بند به مقاومتی است که ایران در سیاست خارجی به دنبال آن است. البته این مقاومت بدون هزینه نبوده، به‌خصوص برای مردم ایران؛ یعنی تحریم تقریباً چهار دهه‌ای علیه ایران، فشار اقتصادی بر مردم، انزوا در بسیاری از نقاط اقتصاد بین‌المللی و دیگر بخش‌های روابط بین‌المللی، همه هزینه‌هایی بوده که مردم ایران داده‌اند. در طول زمان هم خیلی واضح است که مردم در مقابل آن، بعضی وقت‌ها اعتراض کرده‌اند.

این اسلام‌شناس بیان کرد: فکر می‌کنم اکنون به این نقطه رسیده‌ایم که مقاومت، بالمعال، به جنگ با آمریکا و اسرائیل کشیده شده است. این جنگ نتوانسته مقاومت را از بین ببرد و آن استقلالی را که جمهوری اسلامی به دنبال آن بوده، از میان بردارد. یعنی فرضیه آمریکا و اسرائیل، به نظر من، این بوده که چه در جنگ ۱۲روزه و چه در ۴۰روزه، می‌تواند بالمعال این سیاست خارجی و راهبردی را که ایران به دنبال آن بوده، از میان بردارد و حتی خود جمهوری اسلامی را منهدم کند. این اتفاق نیفتاده است؛ یعنی این نظام و این راهبردی را که جمهوری اسلامی دنبال کرده، بالمعال توانسته در این دو جنگ جمهوری اسلامی را تست بکند، ولی از اینجا به جلو، آنچه مقابل ایران قرار دارد، بالمعاد یک نوع مناظره است بین اینکه مقاومت به چه چیزی احتیاج دارد و آیا کماکان قابل توجیه است یا آیا هزینه‌ای را که از مردم ایران خواهد خواست، برای مردم قابل قبول است؟

نصر گفت: من فکر می‌کنم، مناظره آینده ایران را شکل خواهد داد؛ بین مردم و حکومت و حتی در داخل حکومت. یعنی احتیاج به ایجاد یک توازن بین استقلال و آنچه مردم می‌خواهند، یعنی رفاه، آرامش و تعامل با بقیه جهان. ولی این مناظره قابل فهم خواهد بود، مگر اینکه ما ریشه‌های تاریخی‌اش را بشناسیم و بتوانیم دنبال بکنیم که چطور این ریشه‌های تاریخی در طول زمان و در حیطه منازعات و اتفاقات مختلفی که افتاده، از زمان انقلاب تا به امروز، شکل گرفته و اصولاً به این فهم برسیم که راهبرد کلان جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین ستون‌های جمهوری اسلامی، یکی از مهم‌ترین عوامل نظام و اصولاً از خصوصیات جمهوری اسلامی در ظرف پنج دهه گذشته بوده است.

او افزود: من امید دارم که دوستانی که در داخل ایران هستند و آنهایی که با ایران در بیرون از ایران سر و کار دارند، در سال‌هایی که در پیش است، حلاجی خواهند کرد آنچه را که در این دوره گذشته و فکر خواهند کرد و مناظره خواهند کرد درباره آنچه ایران باید با آن کنار بیاید و آینده را برای خودش بسازد. از این کتاب استفاده بکنند، حداقل به عنوان یک منبع کوچک برای مطرح کردن مسائلی که باید درباره‌شان مناظره بشود. در پایان، می‌خواهم تشکر بکنم از مترجمان کتاب و از ناشر کتاب برای زحمتی که در ترجمه دقیق این کتاب و در نشر این کتاب در اسرع وقت کشیدند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها