دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
چگونه می‌توان هم‌ محافظه‌کار بود، هم دچار تصلب فکری نشد

به‌گفته زینعلی: « از نظر اسکروتن، اگرچه در دنیای امروز مسائل و مشکلات بسیاری وجود دارد اما چیزهای زیبایی هم هست که از جهان قدیم برجا مانده و باید حفظ شوند. او این محافظت را نیز در گروی بازاندیشی مداوم درباره آن امور دانسته و از این منظر در میان محافظه‌کاران نیز شاید بتوان گفت جایگاه منحصر به‌فردی دارد، چراکه به‌صورت معمول، محافظه‌کاران خود به بدبینی شهره‌اند.»

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: «محافظه‌کاری» به‌قلم راجر اسکروتن فیلسوف انگلیسی با ترجمه شاهین زینعلی، از تازه‌های انتشارات هَزار کرمان است. اسکروتن که در این کتاب، به بررسی ریشه‌ها و چارچوب فکری سنت محافظه‌کاری در غرب می‌پردازد، بر این باور است که این سنت نه فقط یک گرایش سیاسی، بلکه نوعی نگاه به جهان است که بر ارزش نهادها، پیوستگی تاریخی، و حس مسئولیت در قبال جامعه تأکید دارد. ایبنا به‌مناسبت انتشار این کتاب، با مترجم به گفت‌وگو نشسته است.

چگونه می‌توان هم‌ محافظه‌کار بود، هم دچار تصلب فکری نشد

شاهین زینعلی

لطفاً در آغاز، در خصوص طرح کلی کتاب توضیح فرمایید و بگویید چرا به سراغ ترجمه این کتاب رفتید؟

اسکروتن اگرچه خود یک فیلسوف محافظه‌کار است که آثار بسیاری در این خصوص دارد، اما ردپای مستقیم اندیشه او را در این کتاب کمتر از آثار دیگرش می‌توان یافت. این اثر را که در واقع آخرین کتاب اوست می‌توان یک دانشنامه مختصر و مفید از تاریخچه و سیر تطور محافظه‌کاری دانست که در آن به اندیشه و آثار بسیاری از فیلسوفان و متفکران برجسته محافظه‌کاری پرداخته می‌شود. او همچنین در این اثر از پرداختن به فیلسوفان و اندیشمندانی که به‌طور معمول به‌عنوان محافظه‌کار شناخته نمی‌شوند، اما شیوه تفکر و اندیشه ایشان در هماهنگی با محافظه‌کاری بوده و یا به بسط آن یاری رسانده‌اند، غافل نشده است.

از سوی دیگر، در بررسی سیر تطور و تحول این شیوه تفکر، به تفکیک به بسترهای متفاوت آن در اروپا و تا حدودی آمریکا پرداخته است. یک فصل از این کتاب به‌صورت مشخص به بررسی محافظه‌کاری در مهم‌ترین بسترهای آن در جهان غیرانگلوساکسون یعنی آلمان و فرانسه اختصاص دارد. در نهایت، او در اثر مزبور به وضع امروز محافظه‌کاری در اروپا و به‌خصوص بریتانیا می‌پردازد؛ در این بخش از کتاب است که او به تجویز راه‌حل‌های محافظه‌کارانه برای مسائل جهان و بریتانیا از دید خود روی می‌آورد. این بخش شاید در نگاه نخست کم‌اهمیت‌تر از سایر بخش‌های کتاب جلوه کند، اما خواننده با قدری دقت و تأمل می‌تواند هدف این کتاب و تمام صغری و کبری نویسنده در سایر بخش‌ها را دریابد.

در کل، این کتاب دارای نثری ساده و قابل فهم برای عموم علاقه‌مندان به اندیشه سیاسی است و می‌تواند یک راهنمای به نسبت جامع و اولیه برای شناخت اندیشه محافظه‌کاری باشد که بر خلاف تصور در ایران بسیار ناشناخته و مبهم است. انگیزه من نیز برای ترجمه این اثر همین ابهام‌زدایی و شناساندن آن به عموم موافقان و مخالفان آن در حد توان است تا در تحلیل‌ها و داوری مسائل و مباحث مرتبط سیاسی که این قسم عناوین و اصطلاحات در آن‌ها بسیار به کار می‌رود، شناخت درستی از آن پیدا کنند.

اسکروتن کیست و چه جایگاهی در اندیشه سیاسی دارد؟

راجر اسکروتن یک فیلسوف محافظه‌کار بریتانیایی است که سهم بزرگی در بسط و توسعه این نحله فکری-سیاسی دارد. او تا زمان مرگ از سرسخت‌ترین مخالفان فمنیسم، تعریف هویت جنسی برای افراد به‌عنوان یک برساخته، علم‌گرایی محض و البته مارکسیسم و در کل چپ‌گرایی بود. گرچه این سرسختی او را به تعصب بی‌جا نکشاند و حتی در اثری که ذکر آن رفت، به تأثیراتی که سوسیالیسم بر اندیشه محافظه‌کارانه گذشته نیز پرداخت.

او در ارائه خود از محافظه‌کاری، ویژگی‌ها و ابداعاتی دارد که به‌نوبه خود قابل توجهند. برای نمونه از معدود فیلسوفان محافظه‌کاری است که به فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی می‌پردازد و زیبایی‌شناسی را یکی از ستون‌های محافظه‌کاری می‌داند و گاه از این منظر به آن ورود می‌کند. برای اسکروتن اساساً نقد اندیشه چپ با نقد بدبینی عمیق چپ‌گرایان به جهان همراه است. از نظر او، اگرچه در دنیای امروز مسائل و مشکلات بسیاری وجود دارد اما چیزهای زیبایی هم هست که از جهان قدیم برجا مانده و باید حفظ شوند. او این محافظت را نیز در گروی بازاندیشی مداوم درباره آن امور دانسته و از این منظر در میان محافظه‌کاران نیز شاید بتوان گفت جایگاه منحصر به‌فردی دارد، چراکه به‌صورت معمول، محافظه‌کاران خود به بدبینی شهره‌اند.

اسکروتن همچنین با وارد کردن اصطلاح Oikophilia به‌معنای عشق به خانه و سرزمین، پرداختن به محیط‌زیست و ضرورت حفظ آن را وارد فلسفه محافظه‌کاری کرد. او بر این اساس برای حفظ محیط‌زیست راه‌حل‌های محافظه‌کارانه‌ای ارائه داد. به‌صورت کلی، از دید او عشق و دوست‌داشتن دیگران و دیگران را دوستدار خود کردن برای فرد و نیز حفظ انسجام اجتماعی ضروری است. این ویژگی‌ها جایگاه مهمی به او در تاریخ اندیشه محافظه‌کاری اختصاص داده است.

مولف در چه زمانه‌ای به مفهوم محافظه‌کاری پرداخت و چرا این دوره را مخاطره‌آمیز دانسته‌اید؟

اسکروتن متولد ۱۹۴۴ میلادی در انگلستان است، یعنی زمانی که جنبش‌های مترقی دهه ۶۰ میلادی در اوج خود بودند. او یک جوان بیست‌وچندساله در کشوری بود که یکی از مراکز اصلی شکل‌گیری این جنبش‌ها به حساب می‌آمد؛ یعنی انگلستان. جوانی در این سن به‌صورت معمول باید جذب این جنبش‌ها می‌شد. اما او و تفکر او به راه دیگری رفت. این جنبش‌ها اگرچه در وجه سیاسی و خیابانی خود بعد از یک دهه و اندی فروکش کردند، اما تأثیر عمیقی بر فضای روشنفکری و آکادمیک بعد از خود برجا گذاشتند و بسیاری از فعالان آن در میان‌سالی به عضویت هیأت‌های علمی دانشگاه‌ها، نشریات برجسته و رسانه‌ها و سایر محافل فکری درآمدند. از این رو، سیطره مارکسیسم فرهنگی و تفکرات ترقی‌خواهانه بر این مراکز و محافل، می‌توانست کار را برای فیلسوفی که راه دیگری در پیش گرفته در جامعه روشنفکری و آکادمیک سخت کرده و به حذف و به حاشیه راندن او منجر شود. او خود در همین کتاب «محافظه‌کاری» اشاره می‌کند که ملاحظه‌کاری سیاسی برآمده از این فضا منجر به این شده که کمتر کسی جرأت بازاندیشی درباره مسائل موجود، روندی که طی می‌شود و توصیه به بازخوانی و حفظ میراث گذشته را به خود دهد. از این روست که پرداختن به محافظه‌کاری که درست در جهت عکس چنین فضایی حرکت می‌کند می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد.

چگونه می‌توان هم‌ محافظه‌کار بود، هم دچار تصلب فکری نشد

از چه زمانی توجه محافظه‌کاری از نهادهای سیاسی به مسائل فرهنگی جلب شد؟

همان‌طورکه در پاسخ پرسش قبلی گفته شد، به‌صورت طبیعی، غلبه مارکسیسم فرهنگی، برخی اندیشه‌های پست‌مدرن و مواضع ترقی‌خواهانه بر فرهنگ و تأثیر آن بر سیاست‌گذاری‌های فرهنگی از سوی دولت‌ها و یا بی‌توجهی آن‌ها به تبعات آن، توجه محافظه‌کارانی چون اسکروتن را به خود جلب کرد و هرچه این غلبه به پیش رفت و تبعات و مسائلی که این قسم تفکرات برای فرهنگ و جامعه ایجاد کرد، این توجه نیز بیشتر و عیان‌تر شد.

چه شد که اسکروتن پس از چند دهه قلم زدن در دفاع از محافظه‌کاری، دست به بازاندیشی در خصوص این پرسش زد که در قرن بیست‌ویکم، چه چیزی محافظه‌کارانه است و چه چیز باید باشد؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است ابتدا برگردیم به زمانی که محافظه‌کاری مدرن در بریتانیا شکل گرفت. محافظه‌کاری واکنشی بود به امواج انقلاب فرانسه. این انقلاب دستاوردهای بسیاری در زمینه آزادی و حقوق فردی و کم‌رنگ‌کردن منازعات مذهبی داشت، اما تبعات ویرانگری نیز داشت. درافتادن انقلابیون با بسیاری از نهادهای کهن و خشونتی که در پی آن در فرانسه برآمد هراس بسیاری در دل انگلیسی‌ها و بریتانیایی‌هایی که با دقت و وسواس و از دل حوادث بسیار نهادهای سیاسی و اجتماعی، خود را ساخته و به ثباتی نسبی در اجتماع خود رسیده بودند انداخت. جالب این‌که ادموند برک به‌عنوان نخستین اندیشمند محافظه‌کاری مدرن، عضو حزب ویگ بود؛ حزبی که در آن زمانه حزبی مترقی و خواستار تغییرات اساسی به شمار می‌رفت و اصلاً انگلیسی هم نبود، بلکه ایرلندی بود. زمانی که برک «تأملاتی بر انقلاب در فرانسه» را منتشر کرد، به این پرداخت که خواستار حفظ چه چیزی در برابر چه چیزی است. مطالعه کتاب برک به ما می‌گوید برای او و محافظه‌کاران دیگر تا چندی پس از او در خصوص این‌که چه چیز محافظه‌کارانه است، صحنه تقریباً روشن و خالی از ابهام بود. اما در زمانه اسکروتن به‌خصوص، تاریخ نگارش این کتاب به‌عنوان آخرین اثرش، جهان تغییرات بسیاری کرده است و محافظه‌کاران نیز تغییر کرده‌اند و بسیاری از این تغییرات را چنان پذیرفته‌اند که احتمالاً نسل نخست محافظه‌کاران با دیدن آن‌ها متعجب خواهند شد. در این شرایط، اسکروتن به این اندیشیده که چگونه می‌توان هم‌زمان محافظه‌کار بود و درعین‌حال دچار تصلب فکری نشد. او برای رسیدن به هسته اصلی تفکر محافظه‌کارانه با طرح این پرسش دست به بازاندیشی در این خصوص زد که امروز یک محافظه‌کار دقیقاً چه چیزی را می‌خواهد یا باید حفظ کند و در برابر چه چیزی؟ او با پاسخی که در این کتاب به این پرسش داده، به انسجام هویتی محافظه‌کاری در زمانه‌ای که به نظر می‌رسد رو به اضمحلال است پرداخته و امروز با گذشت چند سال از مرگ او شاهدیم که اندیشه‌های محافظه‌کارانه رونقی نسبی یافته‌اند.

چگونه می‌توان هم‌ محافظه‌کار بود، هم دچار تصلب فکری نشد

راجر اسکروتن

چرا از عنوان «محافظه‌کار قرن بیست‌ویکمی» برای اسکروتن استفاده کرده‌اید و این عنوان واجد چه ویژگی‌هایی است؟

محافظه‌کاری مانند دیگر نحله‌های فکری، فلسفی و سیاسی، از قرن هجدهم به این سو، یک مسیر به‌نسبت طولانی و پر فرازونشیب طی کرده که موجب تطور آن شده است؛ گرایش‌هایی از آن به حاشیه رفته و گرایش‌ها و برداشت‌های تازه‌ای سر برآورده است. همان‌طورکه جهان و تغییراتش بر زندگی روزمره ما تأثیر داشته و دارد، بر شیوه نگرش و تفکر نیز تأثیرات عمیقی گذاشته.

همین کتاب مزبور نیز با بازخوانی تاریخ زایش و مسیری که در زادگاه خود و برخی دیگر از کشورها طی کرده، این سیر تطور را به‌روشنی نشان می‌دهد. در پاسخ به پرسش پیشین نیز، اشاره به تغییرات جهان از یک سو و تأثیراتی که محافظه‌کاران به‌صورت کلی از سوی دیگر پذیرفته‌اند نیز اشاره شد. هرچند به تأسی از خود اسکروتن می‌توان گفت هسته اصلی این اندیشه در طول این دو سده و اندی حفظ شده اما تغییرات نیز بسیار بوده و بین یک محافظه‌کار و مواضعش در سده ۱۸ و ۲۱ تفاوت بسیاری است و اسکروتن نیز از این منظر با بازاندیشی‌های پیاپی فلسفی در این خصوص به این تغییرات جنبه‌ای فلسفی بخشیده.

خیلی خلاصه بخواهم توضیح دهم، محافظه‌کاری مانند اسکروتن همان‌قدرکه بر حفظ تأکید دارد، به‌دلیل این‌که می‌داند پذیرش تغییر، خود گاهی کلید ثبات و حفظ است، پذیرای تغییرات نیز هست و از تصلب دوری می‌کند. او و سایرین تنها به این اصل محافظه‌کارانه پایبندند که در هر تغییری، سهم تغییر باید کمینه و سهم حفظ بیشینه باشد تا از تبعات تغییرات ناگهانی اجتناب کنیم.

روشنگری اسکاتلندی چه جایگاهی در اندیشه اسکروتن دارد؟

پیشتر اشاره شد که اسکروتن در خوانش خود از تاریخ محافظه‌کاری به دیگرانی نیز می‌پردازد که به‌صورت معمول، محافظه‌کار نیستند. برخی از این چهره‌ها به جریان روشنگری اسکاتلندی تعلق دارند که ویژگی برجسته آن خردگرایی و تجربه‌گرایی است. آن‌ها همچنین هرگونه اقتداری که نتوان با خرد توجیه کرد را رد می‌کردند. این جریان تأثیرات فراوانی بر سیر تفکر و تاریخ سیاسی بریتانیا داشته و طبیعی است که هر فیلسوفی از آن تأثیر پذیرد. اسکروتن نیز از این امر مبری نیست و به‌خصوص تفکرات آدام اسمیت و دیوید هیوم در اندیشه او بیشترین تأثیر را داشته است. این اثر را در کتاب او با عنوان «در باب طبیعت انسان» و باور به اصل نظم خودانگیخته مشخصاً می‌توان دید. درعین‌حال، جریان روشنگری اسکاتلندی امروزه یک میراث برای بریتانیا به شمار می‌رود و اسکروتن با همان ویژگی‌های به اصطلاح یک محافظه‌کار قرن بیست‌ویکمی، خود را میراث‌دار آن می‌داند. او می‌پذیرد که این میراث شاید در کنار پیامدهای کلیدی و تعیین‌کننده آن مانند انقلاب صنعتی که پررنگ‌ترین میراث مدرن بریتانیا است، تبعات مخربی نیز داشته اما وظیفه محافظه‌کار را کم کردن از پیامدهای منفی و بازاندیشی در باب زیبایی‌های آن تعریف می‌کند و این از همان ویژگی تفکر شخصی او در دیدن زیبایی میراث گذشتگان نشأت می‌گیرد.

نه تنها روشنگری اسکاتلندی، بلکه این امر در خصوص پرداختن اسکروتن به دیگر اندیشمندان و متفکران غیرمحافظه‌کار نیز صادق است. او اگرچه محافظه‌کاری سرسخت است اما متعصب نیست و در این مسیر با ذهنی باز حرکت کرده است.

معنای ژورنالیستی محافظه‌کاری چه تفاوتی با این معنا از منظر اندیشه سیاسی دارد؟ و اصولاً چرا عمدتاً از محافظه‌کاری تفسیر ایدئولوژیک صورت می‌گیرد؟

به‌صورت معمول، بسیاری از مفاهیم سیاسی زمانی که در ادبیات سیاسی ژورنالیستی و مواضع و سخنان سیاستمداران به کار می‌روند ممکن است چندان نسبتی با معنای دقیق خود نداشته باشند. این مسئله گاه می‌تواند مشکل‌ساز باشد، به‌خصوص در جوامعی مانند ایران که این قبیل اندیشه‌ها در بیرون از آن شکل گرفته و کم‌وبیش وارداتی‌اند. مشکل این است که متفکران نیز خود اسیر ژورنالیسم شوند و مفاهیم را در معنای دقیق به کار نبرند و به اغتشاش فکری دامن زنند. در چنین شرایطی، تفکر عاجز از حل مسئله شده و حتی گاه به عمیق‌تر شدن آن منجر می‌شود. نه‌تنها محافظه‌کاری، بلکه در خصوص سایر واژگان، اصطلاحات و مفاهیم، ایدئولوژی‌ها و مکاتب فکری و فلسفی و سیاسی نیز باید این حساسیت وجود داشته باشد.

تفسیر ایدئولوژیک از محافظه‌کاری، امری اجتناب‌ناپذیر است و در هر جامعه‌ای، از آن‌جاکه پیکار و رقابت سیاسی وجود دارد و ایدئولوژی نیز ابزار آن است نمی‌توان انتظار داشت تفاسیر ایدئولوژیک از مکاتب سیاسی وجود نداشته باشد. حتی شاید بتوان گفت وجود آن‌ها لازم و ضروری است. اما مشکل از جایی ناشی می‌شود که ایدئولوژی جای تفکر فلسفی را گرفته و تبدیل به یگانه منبع تفکر شود. از آنجایی‌که به‌خصوص در جامعه ما خویشتن‌داری به‌عنوان یک فضیلت سیاسی چندان پررنگ نیست و باورمندان به ایدئولوژی‌ها به چیزی جز پیاده‌سازی بی‌کم‌وکاست آن رضایت نمی‌دهند، مسائل لاینحل و پیچیده‌تر می‌شوند.

محافظه‌کاران در اجتماعات سیاسی، چه چیز را فراتر از سیاست تصور می‌کنند و چرا؟

محافظه‌کارانی مانند اسکروتن معتقدند آن‌چه باعث می‌شود دموکراسی‌ها با وجود تمام مشکلاتی که به وجود آورده‌ و تنفری که گاه از سیاست‌مداران ایجاد کرده‌اند فرونپاشند، امری فراتر از سیاست است. آن‌ها اگرچه امروزه دیگر «فرد» و حقوق آن را به رسمیت می‌شناسند، اما مانند گذشتگان خود به یک «ما» و یک اول شخص جمع معتقدند که وجود آن است که جوامع را سرپا نگه می‌دارد. یک وفاداری ماقبل سیاسی پیش از قرارداد اجتماعی به‌عنوان نطفه زایش جامعه سیاسی وجود دارد که حفظ آن برای موجودیت جامعه سیاسی ضروری است و این وفاداری جمعی عمدتاً در نهادهای کهن مانند خانواده و مذهب و امثالهم و از طریق آن‌ها تبلور می‌یابد که مدت‌ها پیش از قرارداد فرضی عینیت یافته‌اند.

آزادی چه معنایی در محافظه‌کاری دارد؟

پاسخ به این پرسش بستگی دارد از زاویه کدام گرایش و تفکر کدام اندیشمند محافظه‌کار به موضوع پرداخته شود، چراکه برداشت‌های متفاوتی از آن می‌شود. اما تا جایی که به شخص اسکروتن و البته تفسیر او از تاریخچه محافظه‌کاری مربوط می‌شود، آزادی فردی در همان مفهوم لیبرال آن اگرچه پذیرفته‌شده و محترم است اما حفظ آن در گروی تأکید بر وظایف فرد در برابر نهادهایی است که فرد مصنوع آن‌ها است نه متقدم بر آن‌ها. از این دیدگاه، آزادی یک سیر دارد و مفهومی رو به رشد و تکامل است نه مفهومی قائم به ذات. از این رو آزادی نیز یک میراث جمعی است که حاصل توافقات پی‌درپی در اجتماع و تن دادن به محدودیت‌هایی است که حاصل انتخاب افرادند. به‌باور محافظه‌کاران دست‌کم آن‌طورکه اسکروتن به ما می‌گوید، این محدودیت‌های آزادانه و دفاع جمعی است که آزادی را محقق می‌سازد.

نهایتاً توضیح فرمایید که کتاب اسکروتن چه تغییری می‌تواند در برداشت از محافظه‌کاری در مخاطب ایرانی ایجاد کند؟

مهم‌ترین اثر خوانش این قبیل آثار، شناخت دقیق مفاهیم در بستر دستگاه فکری غربی به‌عنوان زادگاه آنان است. این شرط لازم پرداختن به پرسش در باب امکان و امتناع آن مفاهیم و مکاتب در ایران است و فارغ از هر پاسخی به این پرسش، طرح آن می‌تواند به احتیاط بیشتری در مواجه با مفاهیم و به کارگیری آن‌ها در تفکرات، تحلیل‌ها و به خصوص توصیه‌ها منجر شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها