دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۴
چرا کتاب می‌خوانیم؟

کتاب‌ها پادزهری در برابر تنهایی وجودی ما هستند، ‌آنها ما را با دیگری روبه‌رو می‌کنند و در همان حال به خودمان برمی‌گردانند. اما هیچ دانشی جایگزین تجربه مستقیم زندگی نمی‌شود. ماریا پاپووا در این متن با تکیه بر شعر کوتاه هرمان هسه و اشاره به تأملی از جیمز بالدوین و مارسل پروست، از نسبتی می‌گوید که میان خواندن، خودشناسی و تجربه مستقیم زندگی برقرار است.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: کتاب‌ها جهان دیگری را به ما نشان می‌دهند و هم‌زمان ما را به خودمان بازمی‌گردانند. ما می‌خوانیم تا زیستن را بیاموزیم، رنج‌ها را تاب بیاوریم و ارزش‌هایمان را شفاف کنیم؛ اما پارادوکس بزرگ این است که هیچ دانشی جایگزین خودِ تجربه زندگی نمی‌شود.

وقتی کتاب می‌خوانیم، دقیقاً چه اتفاقی در درک ما از خویشتن می‌افتد؟ آیا کلمات روی کاغذ می‌توانند جایگزین تجربه مستقیم زندگی شوند؟ هرمان هسه و جیمز بالدوین، دو چهره برجسته ادبیات قرن بیستم، هر یک به شکلی متفاوت به این پرسش پاسخ داده‌اند.

ماریا پوپووا در مقاله‌ای یادآور می‌شود که کتاب‌ها اگرچه پادزهری برای تنهایی وجودی ما هستند، اما هیچ دانشی نمی‌تواند جایگزین زیستن واقعی شود. هسه در سال ۱۹۱۸ و در ۴۰ سالگی، این پارادوکس را در قطعه شعری کوتاه از مجموعه فصل‌های روح: راهنمایی شاعرانه و حکمت معنوی هرمان هسه (The Seasons of the Soul) به تصویر کشید؛ جایی که تأکید می‌کند تمام کتاب‌های جهان خوشبختی نمی‌آورند، بلکه تنها راهی به سوی قلب خودمان می‌سازند. هسه بعدها در سال ۱۹۳۰ در مقاله معروف «جادوی کتاب» از گنجینه باور من: جستارهایی در باب زندگی و هنر (My Belief) به بازخوانی ارزش شگفت‌انگیز واژه مکتوب پرداخت.

از سوی دیگر، جیمز بالدوین نگاهی جامعه‌شناختی و همدلانه به امر خواندن دارد. او در گفتگوهایش و به‌ویژه در مقاله سال ۱۹۶۲ خود با عنوان «فرآیند خلاق» و مصاحبه معروفش با مجله لایف در سال ۱۹۶۳، از تجربه خواندن اثر داستایفسکی و دیکنز یاد می‌کند. بالدوین می‌گوید خواندن به ما یادآوری می‌کند که رنج‌هایمان بی‌سابقه نیستند و همین رنج‌ها ما را به بقیه انسان‌ها پیوند می‌زنند. از نظر او، هنرمند یک «تاریخ‌نگار عاطفی» است که وظیفه دارد شکوه و سرنوشت محتومِ شناختِ خویشتن را به تصویر بکشد.

جالب این‌جا است که پروست نیز پیش از آن‌ها به نتیجه مشابهی رسیده بود: پایانِ حکمت یک کتاب، تازه آغاز حکمتِ درونی خود ماست.

کتاب فصل‌های روح (The Seasons of the Soul) با ۶۸ شعر معنوی از هسه (نویسنده شاهکارهایی چون سیدارتا، گرگ بیابان و بازی مهره شیشه‌ای) و ترجمه لودویگ مکس فیشر به همراه پیش‌گفتار اندرو هاروی، راهنمایی برای یافتن معنا، پیوند با طبیعت و بازگشت به خویشتن است. هسه که از جوانی راه مطالعه مستقل در ادبیات، فلسفه و هنر را پیش گرفت، نشان می‌دهد که روشنی و اشراقی که در کتابخانه‌ها به دنبالش هستیم، در نهایت از درون خود ما می‌درخشد.

منبع: themarginalian, 2026/06/24

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها