به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شصتودومین شماره مجموعه «کاوشی در گنجینه کتابخانه ملی ایران» به معرفی کتاب Die traditionelle Literatur der Parsen in ihrem Zusammenhange mit den angränzenden Literaturen، اثر فریدریش فون اشپیگل، اختصاص دارد؛ اثری کلاسیک و مهم در حوزه ایرانشناسی و زرتشتپژوهی که تصویری منسجم از ادبیات پهلوی و پیوند آن با دیگر سنتهای ادبی ارائه میکند.
کتاب Die traditionelle Literatur der Parsen in ihrem Zusammenhange mit den angränzenden Literaturen در سال ۱۸۶۰ در وین چاپ و از سوی انتشارات ویلهلم انگلمان در لایپزیگ منتشر شد. مشخصات کتابشناختی این اثر به شرح زیر است:
Spiegel, Friedrich von (۱۸۶۰). Die traditionelle Literatur der Parsen in ihrem Zusammenhange mit den angränzenden Literaturen. Wien: K.K. Hof- und Staatsdruckerei; Leipzig: Wilhelm Engelmann.
این کتاب یکی از آثار کلاسیک و مهم ایرانشناسی و زرتشتپژوهی در قرن نوزدهم است و همچنان برای مطالعه تاریخ پژوهشهای پهلوی و ادبیات زرتشتی ارزش فراوانی دارد. اشپیگل در این اثر تصویری منسجم از ادبیات پهلوی ارائه میکند؛ تصویری که معرفی شماری از متون مهم پهلوی، بررسی تاریخ نگارش آنها، تعیین ارتباط میان آثار مختلف، مقایسه آنها با متون اوستایی و بررسی تأثیر ادبیات هندی، اسلامی و سامی را دربر میگیرد. در زمان انتشار کتاب، چنین پژوهشی کمسابقه بود.
این اثر به معرفی و تحلیل شماری از مهمترین متون پهلوی و زرتشتی، از جمله «بندهش»، «ارداویرافنامه»، «مینوی خرد»، «بهمنیشت» و «روایتهای پهلوی» میپردازد و متون حقوقی، دینی، اندرزی و اسطورهای این سنت را نیز بررسی میکند. اشپیگل درباره این متون، نسخههای موجود، قدمت، زبان، محتوای دینی، ارزش تاریخی و ارتباط آنها با دیگر آثار را مورد توجه قرار داده است.
آشنایی نویسنده با نسخههای خطی پهلوی، تسلط او بر زبانهای اوستایی و پهلوی، استفاده گسترده از منابع هندی، طبقهبندی منظم متون زرتشتی و ارائه نقلقولهای فراوان از متون پهلوی، بر ارزش این اثر افزوده است.
کتاب Die traditionelle Literatur der Parsen in ihrem Zusammenhange mit den angränzenden Literaturen با شماره کتابشناسی ملی ۴۳۸۵۹-۸۱م در مخازن کتابخانه ملی ایران نگهداری میشود و در اختیار پژوهشگران قرار دارد.
فریدریش فون اشپیگل، خاورشناس و ایرانشناس برجسته آلمانی، ۱۱ ژوئیه ۱۸۲۰ به دنیا آمد و ۱۵ دسامبر ۱۹۰۵ درگذشت. او از بنیانگذاران مطالعات نوین ایرانشناسی در جهان آلمانیزبان به شمار میرود. اشپیگل بیشتر عمر علمی خود را به پژوهش درباره زبانها و متون ایران باستان و آیین زرتشتی اختصاص داد و با تألیف آثار فراوان، به یکی از پرکارترین پژوهشگران روزگار خود در این حوزه تبدیل شد. کوششهای او نقشی تعیینکننده در استقرار ایرانشناسی بهعنوان رشتهای مستقل و علمی در دانشگاههای آلمانیزبان داشت.
اشپیگل در دوران پژوهش خود در کتابخانه سلطنتی کپنهاگ با یوستوس اولسهاوزن، الهیدان و خاورشناس برجسته، آشنا شد که در آن زمان استاد مطالعات شرقی در دانشگاه کیل بود. اولسهاوزن در سال ۱۸۴۱ بهطور رسمی مأمور شده بود نسخههای خطی عربی و فارسی کتابخانه سلطنتی را بهصورت انتقادی بررسی و بهطور کامل فهرستنویسی کند و آثار مهم آن را به انتشار برساند.
این آشنایی نزدیک، نقطه عطفی در زندگی علمی اشپیگل به شمار میرفت؛ زیرا اولسهاوزن در سال ۱۸۲۹ برای نخستینبار بخشی از «وندیداد»، یکی از مهمترین بخشهای اوستا، را منتشر کرده بود و از پیشگامان پژوهش در زبان و متون پهلوی نیز محسوب میشد.
این آشنایی، مسیر پژوهشی اشپیگل را از مطالعات زبان پالی بهسوی ایران باستان، زبان اوستایی و متون زرتشتی تغییر داد و زمینه تبدیلشدن او به یکی از برجستهترین ایرانشناسان سده نوزدهم را فراهم کرد.
اشپیگل مدتی را نیز در لندن و آکسفورد به مطالعه و استنساخ نسخههای خطی اوستایی و فارسی میانه یا پهلوی گذراند. سپس در سال ۱۸۵۲ راهی پاریس شد تا «روایتهای پهلوی» را بررسی کند؛ متونی که امیدوار بود از طریق آنها شناخت دقیقتری از آیینها و مناسک دینی پارسیان زرتشتی هند به دست آورد.
این فعالیتها در حالی انجام میشد که اشپیگل در سال ۱۸۴۹ به سمت استاد فوقالعاده زبانهای شرقی در دانشگاه ارلانگن منصوب شده بود. او از سال ۱۸۵۲ به مقام استادی تمام ارتقا یافت و علاوه بر تدریس زبانها و فرهنگهای هندوایرانی، به آموزش زبانهای سامی نیز پرداخت.
اشپیگل بهعنوان یکی از برجستهترین ایرانشناسان سده نوزدهم، شهرتی جهانی به دست آورد. او از سال ۱۸۴۸ عضو آکادمی علوم باواریا بود و همچنین به عضویت آکادمی علوم پروس، آکادمی علوم امپراتوری روسیه و آکادمی کتیبهها و ادبیات فرانسه درآمد.
اعتبار و منزلت اشپیگل در میان پارسیان هند نیز چشمگیر بود. گواه این جایگاه، کتاب یادبودی است که در سال ۱۹۰۸ در بمبئی به افتخار او منتشر شد و نزدیک به ۳۶ مقاله در حوزه ایرانشناسی را دربر داشت.
اهمیت تاریخی آثار اشپیگل در این است که او از نخستین ایرانشناسانی بود که کوشید با روشی علمی و زبانشناختی، پیوند میان فارسی نو، پازند، پهلوی و اوستایی را بهصورت نظاممند تبیین کند و از این رهگذر، بنیان پژوهشهای تطبیقی در زبانهای ایرانی را استوار سازد.
به ابتکار اشپیگل، حروف چاپی ویژه خط اوستایی برای چاپ مجموعه اوستا طراحی و ساخته شد؛ اقدامی که نقش مهمی در گسترش چاپ علمی متون اوستایی داشت. یکی دیگر از نوآوریهای مهم او این بود که متن اوستایی و ترجمه پهلوی را از یکدیگر جدا کرد و هرکدام را بهعنوان متنی مستقل منتشر ساخت. این روش با شیوه نسخههای خطی تفاوتی اساسی داشت؛ زیرا در دستنوشتههای سنتی، متن اوستایی و ترجمه پهلوی بهصورت درهمتنیده تنظیم شدهاند، بهگونهای که هر بخش کوتاه از متن اوستایی، بلافاصله با ترجمه لفظبهلفظ پهلوی آن دنبال میشود.
نظر شما