سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): ۱۰ سال پیش، در روزهای پایانی تیرماه ۱۳۹۵، گروهی از اهالی اندیشه و فرهنگ در شیراز گرد هم آمدند تا نخستین جلسه از سلسله نشستهای «گفتار و اندیشه» را برگزار کنند. این جلسات از آغاز بر محور یک دغدغه شکل گرفت؛ دغدغهای که شاید بتوان آن را در این عبارت خلاصه کرد: «مسئله ایران». اما مسئله ایران چیست؟
در این گفتوگو محمدرضا کدیور، دبیر نشستهای گفتار و اندیشه و رئیس کمیته آموزش شعبه فارس حزب اتحاد ملت از آیندهای سخن گفته است که در آن، «گفتار و اندیشه» میکوشد فراتر از یک جلسه نقد کتاب، به فضایی برای گفتوگوی نسلها درباره ایران تبدیل شود.
نشستهای گفتار و اندیشه با چه هدفی و چگونه شکل گرفت؟
نشستهای «گفتار و اندیشه» از آغاز بر محور یک دغدغه شکل گرفت؛ دغدغهای که شاید بتوان آن را در این عبارت خلاصه کرد: «مسئله ایران». اما مسئله ایران چیست؟ آیا مسئله ما توسعه اقتصادی است؟ آیا مسئله ما آزادی است؟ آیا ضعف نهادهای مدنی، بحران حکمرانی، شکافهای اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، یا نسبت سنت و تجدد است؟ هر یک از اینها بیتردید بخشی از واقعیتاند، اما به نظر میرسد هیچیک به تنهایی نمیتوانند تمام پیچیدگی وضعیت ایران را توضیح دهند.
ایران سرزمینی است با تاریخی طولانی، فرهنگی غنی، منابع فراوان و مردمانی توانمند؛ اما در عین حال، سرزمینی که بیش از یک قرن است در جستوجوی پاسخ به پرسشهایی بنیادین به سر میبرد: چگونه باید حکمرانی کرد؟ چگونه باید توسعه یافت؟ چگونه میتوان آزادی را با نظم، عدالت را با کارآمدی، و هویت تاریخی را با الزامات جهان جدید جمع کرد؟
شاید بتوان گفت تاریخ معاصر ایران، از مشروطه تا امروز، چیزی جز تلاشهای پیاپی برای پاسخ دادن به این پرسشها نبوده است. در نشستهای گفتار و اندیشه برای تامل پیرامون این پرسشها، سراغ کتاب، مطالعه و گفتوگو رفتیم؛ کتابهایی در حوزههای مختلف علوم اجتماعی، تاریخ، اقتصاد، فلسفه، اندیشه سیاسی و ...
البته هرگز مدعی نبودهایم که پاسخ نهایی را یافتهایم. کار ما بیش از آنکه ارائه پاسخ باشد، زنده نگه داشتن پرسش است. زیرا جامعهای که پرسشهای بزرگ خود را فراموش کند، دیر یا زود توان یافتن راهحل را نیز از دست خواهد داد. از همین رو، در طول این سالها کوشیدهایم از خلال کتابها، اندیشهها و گفتوگوها، به فهم عمیقتر ایران و مسائل آن نزدیک شویم. ما آثار متفکران گوناگون را خواندهایم؛ با دیدگاههای متفاوت و گاه متعارض آشنا شدهایم؛ نه برای آنکه بر اختلافها بیفزاییم، بلکه برای آنکه افق فهم خود را گستردهتر کنیم.
و اگر بخواهیم روح حاکم بر این نشستها را در یک پرسش خلاصه کنیم، آن پرسش همان است که بیش از یک قرن ذهن ایرانیان را به خود مشغول کرده است: «چه باید کرد؟». نه از سر شتابزدگی برای نسخهپیچی، بلکه از سر مسئولیت در برابر سرنوشت کشوری که دوستش داریم.
ما در طی این سالها دو مدل جلسه برگزار کردهایم؛ نشستهای گفتار و اندیشه که با حضور مهمان برگزار میشود، گزارشهای صوتی و تصویری و مکتوب آن منتشر میشود که اخیرا نودمین جلسه آن در سالروز دهمین سالگرد تاسیس، برگزار شده است.
جلسات کتاب_گفتوگو که بصورت هفتگی با یک جمع کوچکتر برگزار میشود و سالانه بیش از ۴۰ جلسه برگزار میشود.
شما اشاره کردید که کمتر جلساتی عمرشان به ۱۰ سال میرسد. به نظر شما رمز این استمرار چه بوده است؟ آیا برنامهریزی خاصی پشت آن بود، یا بیشتر برآمده از علاقه جمعی و همراهی دوستان بوده است؟
اگر بخواهم در یک جمله پاسخ بدهم، فکر میکنم رمز ماندگاری این جلسات بیش از هر چیز، مسئولیتپذیری و دغدغهمندی برگزارکنندگان آن بوده است. ما از ابتدا یک برنامه ۱۰ ساله از پیش طراحیشده نداشتیم و تصور نمیکردیم این مسیر تا امروز ادامه پیدا کند. البته برای انتخاب کتابها و موضوعات برنامهریزی میکنیم، اما معتقدیم برنامهریزی زمانی ارزشمند است که به عمل منجر شود.
کاپلان و نورتون (کتابهای آنها در حوزه مدیریت استراتژیک به فارسی ترجمه شده) نیز در آثار خود بارها بر این نکته تأکید کردهاند که مشکل بسیاری از سازمانها نه در برنامهریزی بلندمدت و تدوین استراتژی است، بلکه در اجرای آن است. به همین دلیل همیشه تلاش کردهایم بیش از آنکه گرفتار طراحیهای بلندمدت شویم، بر استمرار و اجرای منظم جلسات تمرکز کنیم.
یک تجربه شخصی هم در این زمینه دارم. گروهی از دانشجویان را میشناختم که تصمیم گرفتند یک حلقه مطالعاتی تشکیل دهند. چندین ماه از وقت خود را صرف تدوین سیر مطالعاتی کردند و در نهایت فهرستی شامل حدودا سی کتاب تهیه کردند، اما جلساتشان تنها سه یا چهار ماه دوام آورد. همیشه با خودم فکر میکنم اگر همان زمان برنامهریزی را هم صرف مطالعه و برگزاری جلسات کرده بودند، احتمالاً نتیجه بهتری میگرفتند.آنچه باعث این تداوم ده ساله شده، مسئولیتپذیری دوستانِ برگزارکننده بوده نه دههاساعت برنامهریزی.
جلسات هر هفته سهشنبه برگزار میشود. ساختار اداره این جلسات چگونه است؟ سخنرانی محور است، گفتوگوی آزاد، یا ترکیبی؟ مخاطبان ثابت دارید؟ و طی این سالها، ترکیب مخاطبان چه تغییری کرده است؟
ما یک کمیته چهار نفره داریم که تحصیلات آنها در مقطع دکترا و کارشناسی ارشد در حوزه علوم انسانی است. آنها جلسات کوتاهمدتی را برگزار میکنند تا کتابها را انتخاب کنند. برای هر کتاب/موضوع هم یک تسهیلگر انتخاب میکنیم.
وقتی یک کتاب/موضوع انتخاب شد و تسهیلگر معرفی شد، ارائه فصول مختلف کتاب به افراد واگذار میشود. در هر جلسه متناسب با حجم کتاب و سطح مطالب آن، یکی دو فصل ارائه میشود و بعد از ارائه، مدتزمانی به گفتوگو تخصیص داده میشود.برخی از اعضای جلسات، پایثابت همیشگی هستند و برخی کم و بیش حضور پیدا میکنند. جلسات کتاب-گفتوگو با حضور حدودا ۳۰ نفر هر هفته برگزار میشود.
در طی این سالها از برخی مهمانان، به عنوان مشاور نیز بهره بردهایم. خصوصا جا دارد که از دو نفر از اساتید که حق بزرگی بر گردن جلساتمان دارند نام ببرم، دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی و دکتر جواد حیدری (مترجم آثار تامس نیگل)همینجا فرصت را مغتنم میشمارم و از کمکهای این دو استاد عزیز تشکر میکنم.
شما جلسات «گفتار و اندیشه» را برگزار میکنید. آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، تمرکز این جلسات بر کتابهای حوزه علوم اجتماعی و سیاسی است؛ بهویژه با توجه به تعلقات شما به حزب اتحاد ملت ایران. این برداشت درست است؟
ببینید، اینکه ما کتابهای حوزه علوم اجتماعی، اندیشه سیاسی و توسعه را انتخاب کردهایم، به این معنا نیست که ما در برگزاری این جلسات کار حزبی را بهصورت سیستماتیک دنبال میکنیم. هر فعالیت حزبی اقتضائات خودش را دارد. در بحث اصلاحات، موضوعی تحت عنوان اصلاحات جامعهمحور داریم -که تشریح مفهوم آن در این فرصت اندک ممکن نیست-، این جلسات را در راستای اصلاحات جامعهمحور تعریف میکنم. وقتی در ذهن خودم مرور میکنم، میبینم که انتخاب این آثار در نهایت به یک چیز بازمیگردد: مسأله ایران. ما از مسیر حوزه علوم اجتماعی، تاریخ، نظریههای توسعه و اندیشههای سیاسی به فهم مساله ایران تامل پیرامون پرسش «چه باید کرد؟» پرداختهایم.
مخاطبان جلسات «گفتار و اندیشه» در طول این سالها بیشتر چه گروه سنی و اجتماعی بودهاند و آیا این ترکیب در دورههای مختلف تغییر کرده است؟
ما در طول ده سال، ردههای سنی مختلفی را تجربه کردهایم. در بعضی دورهها حضور خانمها پررنگتر از آقایان بود، در بعضی دورهها جوانترها بیشتر مشارکت داشتند. اما باید صادقانه اعتراف کنم که میانگین سنی مخاطبان ما در مدت اخیر رو به افزایش بوده و دوستان در حال بررسی راهکارهایی برای جذب مجدد جوانترها هستند.
از نظر رشته تحصیلی و مقطع چطور؟
تنوع بالاست. بچههای رشتههای مهندسی، پزشکی، حقوق و علوم انسانی در جلسات حضور دارند. از نظر مقطع هم، از کارشناسی تا کارشناسی ارشد و دکتری همه را در میان مخاطبانمان داریم.
یک تجربه شخصی هم در این زمینه دارم. گروهی از دانشجویان را میشناختم که تصمیم گرفتند یک حلقه مطالعاتی تشکیل دهند. چندین ماه از وقت خود را صرف تدوین سیر مطالعاتی کردند و در نهایت فهرستی شامل حدودا سی کتاب تهیه کردند، اما جلساتشان تنها سه یا چهار ماه دوام آورد. همیشه با خودم فکر میکنم اگر همان زمان برنامهریزی را هم صرف مطالعه و برگزاری جلسات کرده بودند، احتمالاً نتیجه بهتری میگرفتند.آنچه باعث این تداوم ده ساله شده، مسئولیتپذیری دوستانِ برگزارکننده بوده نه دههاساعت برنامهریزی.
نکته جالبی در این میان وجود دارد؛ فعالان سیاسی و حزبی در این جلسات کمتر حضور دارند. این یکی از ویژگیهای جلسات شماست؟
بله، و این یک اعتراف سخت است. واقعیت این است که دوستان حزبی و فعالان سیاسی کمتر در این جلسات شرکت میکنند. هنوز دلایل را بررسی نکردهام،شاید خود را بینیاز از پرداختن به این موضوعات میدانند، شاید در این روزگارِ دشوار پرداختن به مسائل نظری را کماهمیت میدانند، باید بررسی شود. در هرصورت مخاطب اصلی ما کسانی هستند که اتفاقاً فعالیت سیاسی ندارند، اما به این مباحث علاقهمندند. دلیلش هم روشن است، وقتی شما سراغ توسعه یا تاریخ معاصر میروید، اینها همگی به نوعی دغدغههای اجتماعی مردم هستند، نه صرفاً دغدغههای سیاسی. ما در تلاشیم فراتر از سیاست به مسائل اجتماعی بپردازیم.
این روند افزایش سن مخاطبان یک نقطهضعف به نظر میرسد. برای جبران آن چه فکری کردهاید؟نسلهای قبلی همچنان ما را همراهی میکنند و این همراهی بسیار ارزشمند است. اما برای من جذابتر آن است که دهه هشتادیها هم پای کار بیایند. اخیراً با تعدادی از دهه هشتادیها جلسه جداگانهای داشتم و با آنها صحبت کردهام.
هدف دوگانه بود: اول اینکه ببینیم چگونه میتوانیم خود آنها را در جلسات فعالتر کنیم، دوم اینکه از تجربه و دیدگاهشان کمک بگیریم تا ببینیم چگونه میتوان همنسلان آنها را به جلسات جذب کرد.
یکی از انتقاداتی که ممکن است به جلسات شما وارد باشد، تمرکز بیش از حد بر حوزه علوم اجتماعی و سیاسی است. آیا قصد ورود به حوزههای دیگر مثل ادبیات، هنر یا روانشناسی را ندارید؟
ظرفیت محدود است و ترجیح دادهایم بر مأموریت اصلی جلسات، یعنی مطالعه مسائل ایران از منظر علوم اجتماعی، توسعه، تاریخ و اندیشه سیاسی متمرکز بمانیم. ما در حوزه ادبیات، هنر و روانشناسی تقریباً اصلاً ورود نکردهایم. در حوزه ادبیات فقط یک کتاب داشتیم که آن هم با حضور عبدالله کوثری برگزار شد.
چه کتابی؟
کتاب «سور بز». جالب اینجاست که حتی همان یک کتاب ادبی ما هم بُرد سیاسی داشت.فکر میکنم لااقل در شیراز خوشبختانه جلسات متعددی وجود دارد که به آن موضوعات میپردازند، در واقع ما سراغ یک خلاء رفتیم، یعنی کار فکری و نظری با محوریت آثار علوم اجتماعی، اندیشه سیاسی و توسعه.
اشاره کردید که دو هفته پیش از سالگرد، جلسهای برگزار شد. این جلسه چه ویژگی خاصی داشت؟
بله، دو هفته پیش، جلسهای با حضور دکتر محندجواد غلامرضاکاشی برگزار کردیم. جلسه بسیار خوبی بود و جمعیت خوبی هم آمده بود. خوشبختانه استقبال جوانها هم در آن جلسه خوب بود.
موضوع مورد بحث چه بود؟
کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» که اخیر توسط نشر اگر منتشر شده و دکتر کاشی نویسنده کتاب است. نکته دیگری که میخواهم به آن بپردازم این است که پرداختن به برخی موضوعات پس از تجربه جنگ، خصوصا برای نسل جوان شاید چندان جذاب نباشد یا حتی دور از ذهن به نظر برسد. دکتر کاشی در بخشی از سخنانشان - که کلیپ آن هم منتشر شده - به نکتهای اشاره کردند. ایشان گفتند وقتی با نسل جوان دهه هشتادی درباره عدالت و دموکراسی و ... صحبت میکنیم، آنها میگویند دست بردارید، این عدالت و دموکراسی را نمیخواهیم، فقط بگذارید زندگی کنیم، یک زندگی معمولی.
بیشتر توضیح میدهید؟
یعنی وقتی کسی مانند دکتر کاشی که سالها با جوانها در دانشگاه ارتباط داشته و در حوزه جامعهشناسی فعالیت کرده، فضای ذهنی نسل جوان را اینگونه توصیف میکند، حالا چگونه میتوان انتظار داشت که آنها در جلسهای بنشینند و درباره دموکراسی گفتوگو کنند؟! وقتی موضوع کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم» باشد، طبیعتاً برای نسلی که تجربه جنگ را پشت سر گذاشته، این مفاهیم شاید کمتر ملموس باشد. میخواهم بگویم جذب جوانان برای حضور در جلساتی با این موضوعات خیلی دشوار شده است، اما همچنان تلاش میکنیم که مشارکت آنها را افزایش بدهیم.
خاطره خاصی از برگزاری جلسات گفتار و اندیشه دارید؟
خاطرات شیرین و تلخ از این جلسات زیاد است. از تلخیها اگر بخواهم بگویم: درگذشت برخی اساتید که آنها را دعوت کرده بودیم. طی این سالها خبر فوت برخی مهمانان من را خیلی آزرد. از جمله مرحوم رضا بابایی، علی رضاقلی، امین قانعیراد، احمد گلمحمدی.
در پایان چنانچه صحبتی دارید بفرمایید.
این جلسات به همت اعضای شعبه فارس حزب اتحاد ملت برگزار می شود و محمدحسن گلرخیان به عنوان رییس شعبه نقش به سزایی در برگزاری جلسات داشتهاند. از همه دوستان حزبی و غیرحزبی که در تداوم این جلسات نقش دارند تشکر میکنم. همچنین سرکار خانم آذر منصوری دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی همواره حامی فکری و معنوی این جلسات بودهاند.
نظر شما