سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نادره جلالی؛ پژوهشگر و منتقد متون تاریخی: در فهرست بلندبالای بانوان عالمی که با چراغ خرد، در سپهر علم ایران میدرخشند، نام دکتر الهه الهی، استاد دانشگاه تهران در زمینه ژنتیک و زیستشناسی مولکولی ایران، جلوهای خاص دارد.
او در ۱۲ مرداد ۱۳۲۷ در تهران دیده به جهان گشود. زمینههای شکوفایی و تکوین شخصیت علمی وی را باید در پیوند میان «ساخت» و «عاملیت»، در بافتِ خانوادگی جست؛ محیطی که علم در آن فراتر از یک حرفه، شیوه زیست و بخشی از هویتِ بنیادین انسانی بود.
الهه الهی در پناه خانوادهای بالید که در آن، پدر در مقام پزشک، نخستین الگو برای جستوجوگری و مداوای انسانی و خدمت به سلامت بود و زیربنایی ساختاری بنا نهاد که در آن، دانش با اخلاق و مراقبت گره خورده بود. این بستر فرهنگی، هسته اولیه زندگی علمی وی را رقم زد؛ فضایی که در آن، کنجکاوی علمی، نه کنشی گذرا، بلکه میراثی اصیل و بخشی از ذات شخصیت او بود.
الهه در این مسیر، با گذار از مرزهای جغرافیایی و مهاجرت به آمریکا در سنین کودکی، وارد مرحله نوینی از تکامل شد. مواجهه با زیستجهان علمی پیشرفته و تحصیل در دانشگاههای تراز اول آمریکا، فراتر از فرآیند کسب دانش، در واقع رویارویی با ساختارهای معرفتی و استانداردهای جهانی بود. با این حال، آنچه میان یک متخصص مهاجر و او در جایگاه عالمی صاحب نظر مرز میگستراند، اشتیاقی ژرف برای بازگشت به وطن بود. در حالیکه بسیاری از سرمایههای علمی در جریان مهاجرت، در ساختارهای مرفه کشورهای توسعهیافته متوقف میشوند، او با نوعی «وطندوستی معرفتی»، تصمیم گرفت تا این سرمایه را به سوی سرچشمههای خود هدایت کند. از اینرو این بازگشت، نه انتخابی ساده، بلکه کنشی آگاهانه برای بازتعریف جایگاه علم در میهن بود و کوششی برای انتقال آن «سرمایه نمادین» که در غرب آموخته بود، به میدان علمی ایران.
اما یکی دیگر از ابعاد زیست علمی دکتر الهی که باید از آن یاد کرد، همانا مواجهه مستقیم او با ساختارهای سنتی علم در ایران است که همواره با ویژگیهایی مردانه و سلسلهمراتبی تعریف شدهاند؛ ساختارهایی که گاه با اعمال «خشونت نمادین»، حضور زنان را به حاشیهها رانده یا آنها را در قالبهای تکراری محدود میکنند. اما دکتر الهی با برخورداری از یک «عاملیت آگاهانه»، از نقش صرف انتقال دانش (تدریس) فراتر رفت و به جایگاه «تولیدکننده و رهبر فکری» دست یافت. او با تبدیل «سرمایه علمی» (Scientific Capital) خود به «سرمایه نمادین» (Symbolic Capital) توانست نهتنها در مرزهای دانش، بلکه در ساختار قدرت علمی نیز تأثیرگذار باشد و با حضور مقتدرانه خود، نشان دهد که زنان میتوانند بدون تن دادن به هنجارهای سنتی، ساختارهای موجود را بازتعریف کرده و فضایی روشن برای نسلهای آینده فراهم کنند.
براساس نظر آمارتیا کومار سن اقتصاددان هندی برنده جایزه نوبل اقتصاد که «با پیوندی که میان آزادی، عدالت و دموکراسی برقرار میکند، عاملیتبخشی به زنان را محور توسعه قرار میدهد و اعتقاد دارد توسعه در درجه نخست باید با تمرکز بر توانمندسازی زنان، آزادیهای ابزاری آنها را محقق سازد و در مرحله بعد، شرایط مناسب بیرونی را برای ابراز وجود و قدرت انتخابگری آنها فراهم کند»، دکتر الهی نیز اثبات کرد اگر به زن بهعنوان انسانی مسئول و مستقل توجه و عاملیت او در نظر گرفته شود، نقش او در مقام «نقش آفرین» با «نقشپذیر» متفاوت خواهد بود و تصمیمها و اقدامات او میتواند تأثیری عمیق بر زندگی مردم و جامعه بگذارد. کوششها و پژوهشهای سترگ ایشان در شناخت سازوکارهای ژنتیکی بیماریهای صعبالعلاج، از جمله «گلوکوم» (آبسیاه) که بیم از نابینایی را در جان انسانها مینشاند، نمونهای بارز برای پیوند میان «دانش جهانی» و «نیاز ملی» و رمزگشایی از پیچیدگیهای ژنتیکی است که مستقیماً با کاهش رنج انسانی در جامعه خود گره خورده است.
اما آنچه جایگاه دکتر الهی را از متخصصی برجسته و کنشگری فعال و پویا به استادی «اخلاقمدار» و «الگو» ارتقا میدهد، توازن میان «قدرت دانش» و «فروتنی معرفتی» (Epistemic Humility) اوست. ایشان راهی را در پژوهشهای سلولی و مولکولی پیمود، که کمتر کسی را یارای آن بود؛ تألیف و ترجمه آثار مرجع و حضور فعال در عرصههای داخلی و بینالمللی، دریافت جایزه «پیشکسوتان» در نخستین کنگره بینالمللی علوم و فناوریهای سلولهای بنیادی و ... نشان داد میتوان در اوج عاملیت و تأثیرگذاری، همچنان بر اخلاق و مسئولیتپذیری اجتماعی استوار ماند و در دام خودبزرگبینی یا تکبر علمی گرفتار نشد و یک عمر ایستادگی در سنگر علم؛ نه فقط در جایگاه بلند استاد ژنتیک، بلکه همچون جریانی پویا در تاریخ پزشکی ایران نام خود را ثبت کرد.
الهی، بانویی است که با هر پژوهش در حوزههای تخصصی ژنتیک و زیستشناسی سلولی و مولکولی، مرهمی بر دردهای بشری مینهد و با هر گام علمی، افقی تازه در برابر دیدگان جامعه علمی کشور ترسیم میکند و نشان میدهد دانش، نه در انزوای آزمایشگاه، بلکه در تلاقی «جستوجوی حقیقت» و «دردِ مردم» معنا مییابد.
کارنامه زندگی این بانوی فرهیخته، نمایانگر خودباوری، جسارت و شجاعت در برابر چالشها، جست و جوگری، عشق به زندگی و میهن است. او برای نسلهای آینده کشور، و بهویژه زنان، پیامی روشن دارد: موفقیت علمی، نه در شکستن مرزهای دانش، بلکه در ساختن پیوندی است که میان هویت، میهن، زن بودن و حقیقت علم برقرار میشود. زیرا علم، وقتی با عاملیت آگاهانه و هویت اصیل همراه شود، ابزاری برای تعالی ساختارها و شکوفایی انسان است.
سخن آخر، امروز، تنها زادروز استاد و پژوهشگری توانا نیست، بلکه سالگرد طلوع شخصیتی است که جهان را با چشم دانایی نگریسته و تجلیل از او، بزرگداشت مقام دانش است: علم از ذهنهایی میجوشد که در پی پاسخ هستند و در این راه، از پیمودن مسیرهای دشوار، با سربلندی، دقت و ایثار بیمی به دل را نمیدهند.

کتاب زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی «الهه الهی» استاد برجسته ژنتیک و زیستشناسی دانشگاه تهران از سوی انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی روانه بازار نشر شد.
در قسمتی از مقدمه این کتاب آمده است: «یکی از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی الهی، گشادهرویی، تواضع عالمانه و رفتار کریمانه ایشان با دانشجویان و اهل علم است. همه کسانی که توفیق همکاری یا شاگردی ایشان را داشتهاند، به نیکی میدانند که چگونه با صبر و حوصله به سخنان دیگران گوش میسپردند، جوانان را به تلاش و پژوهش تشویق میکردند. او همیشه جوانان را به فضای علمی با اخلاق، آرامش و احترام متقابل ترغیب میکردند. این منش انسانی و اخلاقمدار، در روزگاری که گاه شتاب و رقابتهای فرساینده، فضای علمی را از لطافت اخلاقی دور میکند، ارزشی دوچندان مییابد. کارنامه علمی الهی نیز به همان اندازه درخشان و شایسته تحسین است. تالیفات، مقالات علمی و پژوهشهای متعدد ایشان، سهمی ارزشمند در گسترش مرزهای دانش در حوزه تخصصی خود داشته و سالیان متمادی، مورد استفاده دانشجویان، استادان و پژوهشگران قرار گرفته است. آثار علمی ایشان، افزون بر استواری علمی، از دقت روششناختی، نگاه مسئلهمحور و اهتمام به نیازهای علمی جامعه برخوردار است و همین ویژگیها، نوشتهها و تحقیقات ایشان را به منابعی معتبر و ماندگار بدل ساخته است.»
الهه الهی متولد سال ۱۳۲۷ است. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته بیولوژی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به پایان رساند و در سال ۱۳۵۵ موفق به دریافت درجه دکتری علوم زیستی از دانشگاه میشیگان شد. وی در سال ۱۳۶۳ به عضویت هیاتعلمی دانشگاه تهران درآمد و در سال ۱۳۹۷ از این دانشگاه بازنشسته شد. او در این مدت نقش موثری در توسعه آموزش و پژوهش در حوزه ژنتیک و زیستشناسی مولکولی ایفا کرد. عضویت در هیاتعلمی انستیتو پاستور ایران، معاونت پژوهشی دانشکده زیستشناسی دانشگاه تهران، همکاری با مراکز علمی بینالمللی همچون دانشگاه ییل، دانشگاه استنفورد و مرکز بینالمللی مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی ایتالیا، مشارکت در تالیف و ترجمه آثار علمی، مدیرمسئولی و عضویت در هیات تحریریه نشریات تخصصی معتبر، شرکت موثر در برگزاری المپیاد بینالمللی زیستشناسی تهران و تدریس دروس ژنتیک و زیستشناسی مولکولی در مقاطع مختلف دانشگاهی از جمله فعالیتهای علمی، آموزشی و تحقیقاتی الهه الهی است.
نظر شما