سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۶
کتابخانه فتح‌المبین؛ جایی میان کتاب، آژیر و خاطره

خوزستان- کتابخانه فتح‌المبین در سال‌های دفاع مقدس مأمنی بود برای مردم؛ از دانش‌آموز و دانشجو گرفته تا رزمنده‌هایی که ساعاتی را در این کتابخانه تجدیدقوا می‌کردند. در این کتابخانه صدای ورق خوردن کتاب‌ها با آژیر خطر و صدای انفجار در هم می‌آمیخت و کتابداران و کتابخوانان، بخشی از روزهای جنگ را در میان قفسه‌ها تجربه کردند و خاطرات آن روزها، هنوز در روایت‌های کتابداران این کتابخانه زنده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – فریبا حیدرپور: جنگ تحمیلی هشت ساله، نه تنها زیرساخت‌های نظامی و شهری، بلکه شریان‌های فرهنگی خوزستان را نیز تحت فشار قرار داد. با این حال، گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که کتابخانه‌ها در این استان تنها محل امانت کتاب نبودند؛ آن‌ها به پناهگاهی برای آوارگان، محلی برای تقویت روحیه رزمندگان و مرکزی برای استمرار آموزش کودکان و نوجوانان تبدیل شده بودند. در این میان دزفول، شهر «استقامت» و «صبر»، در طول هشت سال دفاع مقدس، نه تنها خط مقدم نبرد نظامی بود، بلکه صحنه نبردی نابرابر برای حفظ جریان حیات اجتماعی و فرهنگی نیز به شمار می‌رفت. در میان شهری که بارها و بارها زیر آتش دشمن قرار گرفت، «کتابخانه فتح‌المبین» که از سال ۱۳۵۱ فعالیت خود را آغاز کرده بود، نمادی از تداوم روشنایی فرهنگ و اندیشه بود.

آغاز هفته دفاع مقدس، بهانه‌ای بود که سرگذشت این کتابخانه را در آن دوران سخت مرور کنیم.

کتابخانه فتح‌المبین؛ فضایی برای پایداری در دل دزفول جنگ‌زده

کتابخانه فتح‌المبین در سخت‌ترین روزهای جنگ، با همه تلاطم‌ها و ناملایمات تهاجم، تا اکنون که چهل و چندسال از آن روزهای تلخ و سخت جنگ می‌گذرد؛ چتر دانش خود را بر شهرستان دزفول باز کرده و در حال حاضر بیش از 50 هزار نسخه کتاب در بخش‌های مختلف (امانت، مطالعه، کودک، نشریات و…) دارد.

با توجه به اسناد موجود و وجود بمباران‌های گسترده شهر دزفول، اطلاعات مستقیمی مبنی بر آسیب دیدن ساختمان کتابخانه در منابع عمومی یافت نشده است. این خود نشان‌دهنده‌ پایداری زیرساخت‌های فرهنگی شهر است. اما نقش کتابخانه‌ها به عنوان مراکزی برای حفظ روحیه و تداوم فعالیت‌های فرهنگی، در دزفول جنگ‌زده، اهمیتی مضاعف داشت. در شهری که تمام ساختارها تحت فشار جنگ بود، کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی، نقش مهمی در حفظ روحیه جامعه، استمرار آموزش و انتقال مفاهیم ایفاء می‌کردند. کتابخانه فتح‌المبین، به عنوان یک نهاد فرهنگی پایدار، یکی از این نهادها است. در این میان اعضای کتابخانه نیز، تلاش می‌کردند با سلاح کتاب، سنگری از اندیشه در دل جبهه‌ها باز کنند. ترویج کتابخوانی، نقش کتابداران و نیز اعضا در حفظ سرمایه‌های فرهنگی و معنوی جامعه، به‌ویژه در بزنگاه‌های تاریخی این اهمیت را دوچندان می‌کند.

کتابخانه فتح‌المبین؛ جایی میان کتاب، آژیر و خاطره

وضعیت کتابخانه در دوران جنگ

عبدالعظیم چکاو با ۷۴ سال سن؛ ۲۹ سال مسئول کتابخانه‌های دزفول و در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، رئیس کتابخانه فتح‌المبین دزفول بود. وی با مرور خاطرات روزهای سال ۵۹ و شروع جنگ ۸ ساله گفت: کتابخانه فتح‌المبین پشت اداره مخابرات دزفول بود. در اسفندماه سال ۱۳۵۹، نزدیک کتابخانه موشک زده شد و بخشی از سقف کتابخانه ریزش کرد. نزدیک ما پناهگاهی نبود و هنگام موشک‌باران در محوطه بیرون کتابخانه می‌ماندیم. چندساعتی کتابخانه تعطیل می‌شد شاید نصف روز، اما فردا دوباره فعالیت کتابخانه آغاز می‌شد.

چکاو افزود: پس از ریزش سقف کتابخانه، کتاب‌ها را جمع‌آوری کردیم و به میراث فرهنگی که در اداره فرهنگ و ارشاد در خیابان میدان قلعه بود، انتقال دادیم. مدتی کتاب‌ها در آنجا بودند تا اینکه پس از آمارگیری، کتاب‌ها را به شهرک صفی‌آباد برده و در یک کانتینر جا دادیم. در اردوگاه اشرفی اصفهانی هم یک اتاق کوچک را به بخش دیگر کتاب‌ها اختصاص دادیم و کتابخانه کوچکی ایجاد کردیم. محل کتابخانه و کتاب‌ها با توجه به شرایط جنگی مدام در حال تغییر بود. در همین سال‌ها همه کتاب‌ها را از اردوگاه اشرفی اصفهانی، صفی‌آباد و اداره فرهنگ و ارشاد جمع‌آوری کردیم و به کلانتری در نبش خیابان امام و قاضی انتقال داده و کتابخانه‌ای تشکیل دادیم.

برپایی نمایشگاه کتاب در ایام جنگ

وی ادامه داد: در سال ۶۵ ساختمانی ساخته شد و همه کتاب‌ها به کتابخانه منتقل شدند و آنجا بود که نام فتح‌المبین برای کتابخانه انتخاب شد. ما زیر موشک کار می‌کردیم و مراجعان کتابخانه از مردم عادی، دانشجو و دانش‌آموزان بودند و کتاب به امانت می‌بردند. دانش‌آموزان هم در سالن‌های مطالعه درس می‌خواندند. رزمنده‌ها نیز با لباس شخصی می‌آمدند و مشخص نبود رزمنده هستند. مراجعان و اعضای کتابخانه اغلب کتاب‌های داستان، شعر، علمی، تاریخی و آثار مرتضی مطهری، محمدتقی شریعتی، جعفر سبحانی و آیت‌الله دستغیب را به امانت می‌بردند. در کتابخانه فتح المبین برنامه‌های روزمره کتابخانه برگزار می‌شد و در ایام دهه فجر برای برپایی نمایشگاه کتاب، به تهران می‌رفتیم و کتاب خریداری کرده و سپس نمایشگاه برپا می‌کردیم.

کتابخانه فتح‌المبین؛ جایی میان کتاب، آژیر و خاطره

مسئول کتابخانه فتح‌المبین دزفول در مورد سختی و خاطرات روزهای جنگ تحمیلی گفت: یک روز عصر در کتابخانه خیابان قلعه با همکارم خانم دانش‌فر مشغول رده‌بندی کتاب‌ها بودیم. صدای موشک آمد، ایشان چنان لرزید که نزدیک بود غش کند. ترس خود من هم کمتر از خانم دانش‌فر نبود ولی کتابخانه تحت هیچ شرایطی تعطیل نشد و فعالیتش همچنان ادامه داشت.

چکاو با اشاره به ایجاد کتابخانه در پادگان کرخه دزفول بیان کرد: در زمان جنگ بیشتر بمباران‌ها سمت پادگان‌ها و مرکز شهر بود. در همان زمان تصمیم گرفته شد که در جبهه و پادگان کرخه کتابخانه‌ای ایجاد شود. برای ساماندهی و تشکیل کتابخانه به پادگان رفتم اما متأسفانه چون نیرو نبود، کسی مسئولیت کتابخانه را قبول نکرد و کتابخانه تشکیل نشد.

وی همکاران کتابخانه فتح‌المبین در سال‌های جنگ را متشکل از خانم سهرابی، خانم دانش‌فر و آقای سرخه ذکر کرد و گفت: این جمع با تمام وجود و بدون ترس از اتفاقات جنگ، به مردم خدمات‌رسانی کردند و امروز هر کدام کوله‌باری از خاطره از آن روزها دارند.

زهره سهرابی کتابدار کتابخانه فتح‌المیبن که اکنون ۷۵ سال دارد، از سال ۱۳۵۳ فعالیتش را در کتابخانه آغاز کرد. او از شروع فعالیت در کتابخانه تا دوران جنگ هشت ساله را اینگونه توضیح داد: بودجه کتابخانه‌ها در آن زمان توسط شهرداری تقسیم و کتابخانه توسط هئیت امنا اداره می‌شد. ۹ ماه در این کتابخانه کار کردم و در سال ۵۴ برای دوره کتابداری به اهواز رفتم. کتابخانه نشاط در خابان نشاط که باغ شهرداری، مخابرات، آموزش و پرورش بود، قرار داشت. سال ۵۹ نزدیک کتابخانه که رسیدم اولین موشک زده شد و یادم هست که چند خانم من را کشان کشان بردند در یک خانه و به من آب قند دادند. همان شب دوباره نزدیک کتابخانه موشک زدند.

کتاب‌های سوخته شده در زیر موشک

سهرابی ادامه داد: کتابخانه و کتاب‌ها زیر موشک رفتند و بخشی از کتاب‌ها سوختند. در سال ۶۰ در یک خانه قدیمی که از بناهای تاریخی و متعلق به فرد سرشناسی بود، کتاب‌های سوخته و پاره شده را جدا کردیم. سال بعد کتاب‌های سوخته را در نمایشگاه به نمایش گذاشتیم.

وی عنوان کرد: مکان دیگر برای کتابخانه، ساختمان کلانتری نیمه کاره مصادره شده بعد از انقلاب بود. ساختمانی سرد و بدون هیچ وسایل در اختیار کتابخانه قرار گرفت. کتاب‌ها را از روی مُهر در دفتر جدید شماره دیویی زدیم و یک اتاق را به دختران و اتاق دیگری را به پسران اختصاص دادیم. برنامه‌های فرهنگی و فوق برنامه را اجرا می‌کردیم. برای بچه‌ها کتاب‌های موزیکال خریداری می‌کردم که با کتاب‌ها تئاتر اجرا می‌شد یا اینکه بچه‌ها موزیک گوش می‌دادند.

کتابدار کتابخانه فتح‌المبین گفت: تا سال ۶۲ در مکان کلانتری بودیم اما بعدها آنجا را از ما گرفتند و همکارها تقسیم شدند آقای چکاو و آقای سرخه به روستاها رفتند و خانم دانش‌فر در روستای شمس آباد در مسجدی مسئولیت کتاب‌ها را برعهده داشت من هم به عنوان کتابدار مهمان به اندیمشک منتقل شدم.

خاطرات روزهای جنگ در کتابخانه فتح‌المبین که قبل از جنگ تحمیلی مردم آن را با نام کتابخانه ارشاد می‌شناختند، بسیار است، خاطراتی سرشار از ترس و هیجان و اضطراب اما مملو از عشق به خدمت و عشق به کتاب و کتابخوانی. شاید ثبت این خاطرات، روزهای جنگ هشت ساله را برای آنها که در مناطق مرزی و شهرهای درگیر جنگ حضور نداشتند، ملموس کند و برگی به تاریخ سراسر شجاعت آن روزها بیفزاید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها