به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صادق چوبک که بسیاری او را همراه صادق هدایت و محمدعلی جمالزاده، پدران داستاننویسی نوین ایران میدانند صاحب آثار مشهوری چون رمانهای سنگ صبور و تنگسیر و مجموعه داستان انتری که لوطیش مرده بود است.
بیشتر شخصیتهای آثار چوبک اقشار پست و فرودست جامعهاند که با مشکلات متعددی همچون فقر، گرسنگی، جهل و خرافات دست به گریبانند و چوبک با روایت زندگی آنها تلاش کرده ضعفها و زشتیهای جامعه را در سالهای حیات خود نشان دهد.
بهتازگی انتشارات بدرقه جاویدان، نخستین ناشر آثار چوبک، کتابهای این نویسنده را بر اساس متن اصیل اولیه و طرح جلد نوستالژی بازنشر و عرضه کرده است. به همین بهانه گفتوگویی با علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر هنر و ادبیات درباره چوبک داشتهایم که در ادامه میخوانید:
به نظر شما مهمترین ویژگیهای داستاننویسی صادق چوبک چیست و چه عواملی باعث شده آثار او پس از گذشت چند دهه همچنان خواندنی و تأثیرگذار باشند؟
چندین ویژگی منحصربهفرد را در آثار چوبک میتوان دید در سالهای بین ۱۳۱۲ یا ۱۳۱۳ تا ۱۳۵۸ که چوبک از ایران رفت دو دوره تقریبا غیر قابل تفکیک را در آثار وی میتوان دید. و با اینکه ۵۰ سال از انتشار آثارش میگذرد قدرت قلم وی در توصیف جهان بیرونی و درونی چوبک را به عنوان نویسندهای کمنظیر ماندگار کرده است چراکه کمتر نویسندهای را سراغ داریم که به روایت زیبا و جذاب هم دنیای درون و هم جهان پیرامون شخصیتهای داستانی خود بپردازد؛ چوبک گاه چنان زیبا توصیف و روایتگری میکند که گویی به قول مسعود کیمیایی سینما نویسی میکند. از سوی دیگر چوبک به دلیل تعلق به بوشهر و منطقه جنوب ایران به توصیف دقیق فرهنگ و حالوهوای آن منطقه با گویش خاص جنوبی پرداخته و از این نظر در دورانی که به دلیل تحول شتابناک زبان، شیوه زیست و فرهنگ، گویشها در حال فراموشی هستند آثار این نویسنده میتواند ردپایی در آشنایی و حفظ گویش آن منطقه باشد.

برخی معتقدند صادق چوبک در آغاز راه داستاننویسی تحت تأثیر صادق هدایت بوده است. این تأثیر را تا چه اندازه درست میدانید و مرز میان تأثیرپذیری و استقلال سبکی چوبک را چگونه تعریف میکنید؟
میان تاثیرپذیری و تقلید تفاوت وجود دارد. تاثیرپذیری بازتولید به شکلی جدید و خلاقانه از منبع قدیمی و تقلید بازتولید سطحی و بیعمیق از اثر دیگر است. در آثار دوره اول فعالیت نویسندگی چوبک یعنی بین سالهای ۱۳۱۸ تا زمان مهاجرت به تهران و ازدواجش سایههایی را از تاثیرپذیری از هدایت میبینیم ولی نه در سبک و نثر چراکه نثر چوبک قویتر و پختهتر از هدایت است. آنچه چوبک را تحت تاثیر هدایت قرارداده دید تلخ هردوی آنها به زندگی و حیات انسانی و رکود چندصدساله این آب و خاک و فقر و ظلم مردم بوده که نویسندگان عمیق و حساسی مانند هدایت و چوبک را رنج میداده است. چوبک همچنین تحت تاثیر چندین نویسنده غربی و نه مقلد آنها بوده و توانسته با قریحه خود تکنیکهای آنها را با ذوق و ساختار نوشتاری خاص خودش ترکیب کند. حال و هوای داستانهای نویسنده مشهور آمریکایی، ادگار آلن پو و معجزه نویسندگی ارنست همینگوی و ناتورالیسم آشکار امیل زولا و گی دو موپاسان، نویسندگان مشهور قرن نوزدهم فرانسه را در آثار چوبک میتوان دید ولی قلم و اتمسفر و نوع دیدگاه متعلق به خودش و کاملا مستقل بوده است. دوره فعالیت نویسندگی چوبک نسبت به دوران زندگیش کوتاه بود و نوعی سرخوردگی از وضعیت جامعه در دهه ۴۰ را میتوان در آثارش دید. چوبک بیمار نوشتن بود و با مشقت دهها کیلو نوشته چاپ نشدهاش را جمعآوری کرد ولی سرانجام آنها را سوزاند. وی در دوران سرخوردگی خود دیگر تنها در خلوت دست به قلم برد و تجربههای زیستهاش را نوشت و در حالیکه در اواخر عمر بینایی خود را از دست داده بود و در اوج بیاعتمادی و ناامیدی به سرمیّبرد نوشتههای چاپ نشدهاش را از بین برد.
چوبک در بسیاری از آثارش به زندگی طبقات فرودست میپردازد. این دغدغه را بیش از هر چیز حاصل تجربه زیسته او میدانید یا برآمده از جهانبینی و حساسیت اجتماعیاش؟
این توجه به دلیل نگاه دلسوزانه وی به طبقه فرودست بوده نه تجربه زیسته چراکه او و هدایت و آلاحمد هر سه از طبقههای اعیان و البته غیراشراف بودند که سطحی از رفاه در زیست شخصی را داشتند؛ پس این توجه خاص نتیجه باطن عمیق و حساس چوبک و توجهش به رنج طبقه فرودست بوده که در آثار دیگر دوران مشروطه مانند کتابهای امثال مرتضی مشفق کاظمی و جهانگیر جلیلی هم شاهد هستیم و بخشی از حیثیت نویسنده مربوط به توجه وی به زندگی طبقات محروم اجتماع بود.

«تنگسیر» بیش از دیگر آثار چوبک در کشورهای مختلف ترجمه شده است. به نظر شما چه ویژگیهایی باعث شده این رمان برای مترجمان و مخاطبان غیرایرانی تا این اندازه جذاب و ترجمهپذیر باشد؟
تنگسیر اثری متفاوت و متمایز از سایر آثار چوبک است و چوبک در کودکی خود در یکی از کوچه پسکوچههای بوشهر ملاقاتی در زندگیش با فردی مانند شخصیت زارمحمد داشته و تنگسیر سراسر توصیف بیرونی و سینماگونه است. از ابتدا در تنگسیر با نثری یکدست و بدون دستانداز مواجهیم و قدرت زبان نویسنده این اثر را ترجمهپذیر کرده است. همچنین در این اثر فضای داستانهای پهلوانی ایرانی است که مردی با نیروهای شر میجنگد و خیر را نجات میدهد و نیز فضای فیلمهای وسترن مانند «ماجرای نیمروز» را میبینیم که تمام اینها در ذهن چوبک ترکیب شده و اثری بینظیر را خلق کرده است. البته بخشی از شهرت تنگسیر مدیون فیلمی است که امیرنادری در سال ۵۲ ساخت و نماهای زیبایی از بازار بوشهر را که امروز دیگر نیستند را میتوان در آن دید هرچند برخی بازی شخصیت اول فیلم را دوست نداشتند ولی فیلمی قابل توجه است که درشهرت فوقالعاده تنگسیر تاثیرداشته است.
نظر شما