سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سیدحسن حسینی نژاد: این روزها جنوب کشورمان و مردمانش را باید با نگاهی عمیقتر و مسئولانهتر ببینیم؛ سرزمینی که در میانه تابستانی سوزان و در هوایی نفسگیر، زیر حمله بیامان دشمن لحظههای دشوار و پرالتهابی را از کنارک و سیری و بندرعباس گرفته تا عسلویه و کنگان و دیر و دشتی و تنگستان و بوشهر و آبادان و خرمشهرو... از سر میگذراند.
جنوب این مرزپرگهر در چنین شرایطی، فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه جلوهگاه پایداری مردمانی است که ریشه در دریا، آفتاب، نخل و نجابت دارند. مردمانی که در سختترین لحظهها، با حفظ آرامش، همدلی و امید، معنای واقعی استقامت و میهن دوستی را به تصویر میکشند.
این پایداری، تنها ایستادگی در برابر سایه شوم جنگ نیست، بلکه تجلی روح بزرگ مردمی است که در برابر فشارها و تلاطم روزگار، قامت خم نمیکنند و با تکیه بر فرهنگ، هویت و پیوند عمیق خود با سرزمینشان، همچنان استوار بوده وبیش از هر زمان دیگری نماد مقاومت اجتماعی، نجابت تاریخی و امید ملی است.
در چنین روزهایی، توجه و بازخوانی فرهنگ، ادب، قصهها و سنتهای این دیار، فقط یک فعالیت فرهنگی ساده نیست؛ بلکه ادای احترام به مردمانی است که در متن روزهای دشوار جنگ، همچنان چراغ زندگی، مهر و هویت ایرانی و میهن دوستی را روشن نگه داشتهاند.
در همین راستا و در همین ایام، اقدام خلاقانه یک مهدکودک و پیش دبستانی با عنوان «باغ آلاله» در شهرستان گرگان برای معرفی فرهنگ، ادب، آداب و قصههای مردمان جنوب به کودکان، معنایی فراتر از یک برنامه معمول آموزشی و تربیتی پیدا کرد.
این ابتکار کیلومترها دورتر از جنوب در شمال کشور بی شک تلاشی هوشمندانه برای زنده نگهداشتن پیوندهای فرهنگی، تقویت حس همدلی ملی و آشنا ساختن نسل کودک با صبوری، نجابت و استقامت مردمان جنوب ایران به شمار میرود.
اینکه کودکان در نقطهای دور از جغرافیای جنوب، با لباسهای محلی، قصهها، نغمهها و جلوههای فرهنگی این خطه آشنا شوند، تنها یک تجربه شیرین کودکانه نیست؛ بلکه گامی مؤثر و کنشی فرهنگ ساز و الهام بخش در مسیر شناخت عمیقتر هویت ایرانی و ادای احترام به مردمانی است که در دل گرما و در متن روزهای دشوارجنگ، همچنان استوار و سربلند ایستادهاند.
و شاید درست در همین روزهاست که پوشش رسانهای چنین اقداماتی فرهنگ ساز و الهام بخش و یادآوری فرهنگ، ادب، قصهها و رنگهای این خطه، معنایی عمیقتر پیدا میکند و مهم باشد؛ اینکه کودکان کشورمان از همان سالهای نخست زندگی بدانند جنوب ایران و در مجموع ایران سرافراز فقط یک اقلیم نیست، بلکه بخشی زنده، ریشهدار و پرافتخار از هویت، تاریخ، فرهنگ و همبستگی ملی کهن دیار ایران است.
برای آگاهی از جزئیات این برنامه و چگونگی اجرای آن، به سراغ مدیر این مجموعه رفتیم تا از زبان او درباره اهداف این ابتکار فرهنگی، شیوه برگزاری برنامهها و واکنش کودکان به این تجربه متفاوت و آموزنده بشنویم.
نرگس علیزاده، ضمن قدردانی از مربیان و همکارانش در شکل دهی روزی فرهنگی با نام و یاد مردمان جنوب کشورمان، گفت: آشنایی کودکان با فرهنگ اقوام، آداب و رسوم، قصهها، پوششها، نغمهها و شیوههای زیست مردمان گوناگون این سرزمین، دیگر یک انتخاب فرعی در فرآیند آموزش و تربیت نیست، بلکه ضرورتی جدی و مؤثر در شکلگیری هویت، تقویت همدلی و پرورش حس تعلق ملی در نسل آینده به شمار میرود.
وی افزود: کودکانی که از همان سالهای نخست زندگی با رنگارنگی فرهنگی ایران آشنا میشوند، بهتر میآموزند که تفاوتهای ظاهری، زبانی و اقلیمی، نه فاصله، بلکه سرمایهای ارزشمند برای انسجام، همدلی و شناخت عمیقتر «ایران» است.
علیزاده ادامه داد: در روزهایی که فضای عمومی جامعه با نگرانیها، التهابها و فشارهای روحی بیشتری ناشی از جنگ همراه است، توجه به کار فرهنگی برای کودکان اهمیتی دوچندان پیدا میکند. در چنین شرایطی، آنچه برای جهان کودکانه بیش از هر چیز ضروری به نظر میرسد، خلق فضاهایی امن، لطیف، آموزنده و امیدبخش است؛ فضاهایی که بتواند مفاهیمی چون همدلی، مهربانی، تعلق، صبوری، احترام به دیگران و شناخت هویت ملی را با زبانی متناسب با سن و روحیه کودکان به آنان منتقل کند.
وی افزود: از همین رو، بهرهگیری از قصهخوانی، موسیقی، لباسهای محلی، بازی، رنگ و تصویر، از بهترین و اثرگذارترین شیوهها برای آشنا کردن کودکان با فرهنگ اقوام و پیوند دادن دلهای کوچک آنان با گستره بزرگ این سرزمین است.
نرگس علیزاده سپس گفت: در این میان، معرفی فرهنگ مردم جنوب ایران بخصوص در ایام دشوار جنگ به کودکان، تنها بازگویی بخشی از آداب و رسوم یک منطقه نیست، بلکه فرصتی ارزشمند برای روایت صبوری، نجابت، و اصالت مردمانی است که بخشی مهم از هویت ملی ما را شکل دادهاند. وقتی کودکان در نقطهای دور از جغرافیای جنوب، با لباسهای محلی، قصهها، نغمهها و نمادهای فرهنگی این خطه آشنا میشوند، در حقیقت گامی مؤثر در مسیر شناخت ایران، درک ارزش تنوع فرهنگی و تقویت همبستگی ملی برداشته میشود؛ مسیری که بیتردید از مهمترین وظایف نهادهای تربیتی و فرهنگی در روزگار امروز است.
علیزاده درباره برنامههای اجرا شده در این رویداد گفت: در بخشی از این برنامه، کودکان با پوشیدن لباسهای محلی جنوب، بیش از پیش با ظاهر، رنگها و جلوههای فرهنگی این خطه آشنا شدند. این تجربه، برای آنها تنها پوشیدن یک لباس متفاوت نبود، بلکه راهی عینی و ملموس برای لمس تنوع فرهنگی، زیباییهای اقوام ایرانی و درک پیوندی بود که مردمان این سرزمین را با وجود تفاوتهای اقلیمی و فرهنگی، در کنار یکدیگر قرار داده است.
وی افزود: شادی و اشتیاق کودکان در این بخش، نشان داد که آموزش مفاهیم هویتی و فرهنگی، هرگاه با خلاقیت و زبان کودکانه همراه شود، میتواند اثری عمیق و ماندگار بر ذهن و احساس آنها بر جای بگذارد.
علیزاده ادامه داد: همزمان با این بخش، پخش و اجرای موسیقیهای محلی جنوب نیز حال و هوایی گرم و صمیمی به برنامه بخشید و کودکان با نغمهها و آواهای این خطه همآوا شدند.
مدیر مهد باغ آلاله سپس گفت: قصهخوانی و کتابخوانی نیز از دیگر بخشهای اثرگذار این برنامه به شمار میرفت؛ جایی که کودکان با شنیدن روایتهایی از سرزمین جنوب، با دنیایی آکنده از دریا، نخل، آفتاب، مهربانی، صبوری و زندگی آشنا شدند.
وی افزود: انتخاب قصههایی متناسب با سن کودکان و روایت آنها با زبانی ساده و دلنشین، سبب شد مفاهیم فرهنگی و انسانی نه در قالب آموزش مستقیم، بلکه در بستر تخیل، احساس و تجربه ذهنی به کودکان منتقل شود. این قصهها، برای کودکان تنها داستان نبودند، بلکه پنجرهای بودند به سوی شناخت مردمانی که در گوشهای دیگر از این سرزمین زندگی میکنند و با فرهنگ و سبک زیست خود، بخشی از هویت ملی ما را شکل میدهند.
علیزاده گفت: در ادامه این برنامه، چهرهها، نویسندگان، مفاخر و مشاهیر جنوب نیز با بیانی کودکانه و قابل فهم به کودکان معرفی شدند تا آشنایی آنان با این خطه، تنها به جلوههای ظاهری و آیینی محدود نماند و ابعاد فرهنگی، ادبی و انسانی آن نیز مورد توجه قرار گیرد و معرفی این شخصیتها به زبان ساده، فرصتی فراهم کرد تا کودکان دریابند هر گوشه از ایران، گنجینهای از اندیشه، هنر، ادب و افتخار را در خود جای داده است و شناخت این گنجینهها، بخشی از مسیر شناخت هویت ایرانی به شمار میرود.
وی گفت: آنچه در این برنامه بیش از هر چیز جلوه داشت، توجه به زبان، نیاز و دنیای کودک بود؛ رویکردی که نشان داد میتوان حتی مفاهیم عمیق فرهنگی، هویتی و اجتماعی را آن هم در میانه جنگ سخت نیز بدون ایجاد اضطراب و با بهرهگیری از ابزارهای شاد، هنرمندانه و متناسب با سن، به کودکان منتقل کرد و برپایی چنین برنامههایی نهتنها به گسترش آگاهی فرهنگی در میان نسل کودک کمک میکند، بلکه بذر همدلی، احترام به تنوع، تعلق به سرزمین و شناخت متقابل را نیز از همان سالهای نخست در جان آنان میکارد.
نظر شما