پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵
موتیف معناساز در مثنوی و عرفان

مرکزی – در نشست تخصصی و درسگفتار «شرح و تفسیر مثنوی » با حضور مرتضی لطیفی استاد ادبیات و زبان فارسی، دل به عنوان یکی از مهم‌ترین درون مایه‌های عرفان فارسی و محور آگاهی، معرفت و عشق سلوک معنوی در اندیشه مولوی مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، مرتضی لطیفی، استاد ادبیات و زبان فارسی در این نشست تخصصی با اشاره به سیر تحول مفهوم دل، از یک اندام جسمانی تا کانون حقیقت و معنا گفت:«موتیف» در نقد ادبی امروز؛ عنصر، تصویر، واژه یا اندیشه‌ای است که پی در پی، در اثر یک نویسنده و شاعر تکرار شده، سبب انسجام، نیز انتقال معنای اصلی آن می‌شود.

وی بیان کرد: در همین سمت و سو «دل» و مشتقات و همپیوندهای آن مانند صاحبدل، دلدار، دلبر، بیدل، همدل، در شعر عرفانی فارسی، بویژه نزد مولوی ـ حافظ و دیگران، با ساخت شبکه معنایی، همواره یک موتیف جاندار و برجسته بوده است، به گونه‌ای که این واژه بیش از ۸۵۰ بار در مثنوی و بیش از ۷۰۰ بار در دیوان خواجه شیراز تکرار شده است.

لطیفی افزود: این تکرارها تصادفی یا بازی‌ها و ولگردی‌های زبانی نیستند، بلکه هر بار به یکی از مفاهیم بنیادین و ژرف در دستگاه فکری عرفان اشاره می کنند.

این استاد ادبیات و زبان فارسی ادامه داد: در روان‌شناسی امروز، ذهن، احساس، اراده و هویت غالباً از یکدیگر تفکیک می‌شوند؛ اما مثلأ در دستگاه فکری عرفان مولوی «دل» این‌ها به یکدیگر آمیخته، دل بعنوان کانون آگاهی، شناخت، اراده و حضور و مواجهه انسان با خدا و حقیقت و عشق است.

موتیف معناساز در مثنوی و عرفان

وی اظهار کرد: در عرفان، حقیقت را تنها با استدلال عقلی نمی‌توان باز شناخت.عقل راهنماست و شهود و معرفت در دلی که باید چون آینه از زنگار زدوده شده باشد، رخ می‌دهد.‌ سیر و سلوک در حقیقت، سفر دل است و همه مراحل عرفانی، از توبه و مجاهده تا عشق، فنا و بقا بر دل آدمی می‌گذرند.

لطیفی خاطرنشان کرد:«انسان صاحبدل» در مقابل « انسان نابالغ و خام و تبدار، اما مدعی حقیقت» از قهرمانان عرفان در مثنوی است. او انسان ِبالغ از بیماری رسته ، تربیت شده، خودشکوفا،خود فرمان، تمامیت یافته و بدون نقابی ست که در واقع، صاحب ِدل و قلمروی وجودی خویش است، از این رو در برابر موج‌ها، جریان‌ها، آشوب‌ها، تلاطم ها، آفت‌های درونی و بیرونی و به قول مولوی: «زهرهای قاتل و کشنده» ایمنی یافته است.

موتیف معناساز در مثنوی و عرفان

وی با اشاره به اینکه «زهر» در نگاه مولوی همه تعلقات و تأثیرات‌ یا دیوهای درونی و بیرونی مانند: آز، خشم، کینه، خشونت، بددلی، شهوت پول، مقام، قدرت، نام، شهرت و ... است، گفت: این عوامل با تیره و تار کردن آیینه دل، نمی‌گذارند آدمی با حقیقت زندگی و با خدا رو به رو شود و این ها، همان عوامل بیماری زایی هستند که انسان ناقص و خام و مدعی حقیقت را، گرفتار و دردمند کرده‌اند.

وی افزود: چنین کسی در مثنوی مولوی، چند سویه شخصیتی ــ وجودی دارد: دستش، به جای خدا، در دست شیطان و دیو بی حقیقتی است.

وی در پایان اظهار کرد: این انسان ادعای حقیقت یافتگی و مالکیت بر آن را دارد.‌ به قول مولوی در وجودش فرعون و نمرودی است که موسی و ابراهیم حقیقت را بر نمی تابد ؛ پیاده‌ای ست که به جنگ پیر و راهنما و معلم و استاد و معلم‌ سواره‌ای می رود که صاحبدلی، آموخته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها