سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): محرم و صفر در قزوین، عرصه ظهور مجموعهای از آیینها، مناسک و سنتهای ریشهداری است که طی دههها و حتی سدهها در حافظه تاریخی این شهر شکل گرفته و استمرار یافتهاند. از نوحهخوانی دستگاهی و حرکت دستجات عزاداری در محلههای قدیمی گرفته تا آیینهایی چون چهلمنبر، چهارپایهخوانی و تشییع نمادین شهدای کربلا توسط زنان بنیاسد، هر یک بخشی از هویت مذهبی و فرهنگی قزوین را بازنمایی میکنند.
با این حال، گذر زمان، تغییر سبک زندگی و ورود نسلهای تازه، برخی از این سنتها را دگرگون یا کمرنگ کرده است. محمدحسن سلیمانی، پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ عامه در گفتوگو با خبرنگار ایبنا از ویژگیهای منحصربهفرد عزاداری حسینی در قزوین، تحولات این سنتها و چشمانداز آینده آنها سخن گفته است.
از چه زمانی شاهد برگزاری آیینهای عزاداری محرم و صفر در ایران هستیم؟
آیینها و سنتهای مرسوم در عزای حسینی در جامعه شیعی ایران، عموماً ویژگیهای تاریخی مشابهی با یکدیگر دارند که مهمترین این ویژگیها، عشق و دلدادگی به حضرت ابا عبدالحسین علیهالسلام و ارادات خاص ایرانیان به خاندان پیامبر (ص) است و این عشق و دلدادگی را میتوان در همه آیینها، مراسم و سنتهایی که در سوگواره عظیم شهدای واقعه خونبار کربلا که در ماه محرم، به ویژه دهه اول این ماه برگزار میشود، مشاهده کرد.
آنچه از عشق و دلدادگی و ارادت خاص ایرانیان به حسینبن علی علیهالسلام و شهدای کربلا اشاره کردم، صرفاً مربوط به ۵۰۰ سال اخیر که مذهب جعفری اثنیعشری (تشیّع دوازده امامی) در دوره صفویه به عنوان مذهب رسمی کشور تعیین و اعلام شد، نیست بلکه حداقل از سده چهارم هجری که سلسله شیعی ایرانیتبار «آل بویه» در ایران و عراق به قدرت رسید، مسبوق به سابقه است. ابن جوزی، ابن اثیر، ابن کثیر و ذهبی، در ضمن وقایع سال ٣٥٢ قمری و سالهای بعد از آن، چگونگی عزاداری شیعیان در روز عاشورا را که نخستین بار، در قلمرو حکومت آل بویه و تحت حمایت آنان، به صورت علنی و عمومی در کوچه و بازار برگزار شد، گزارش کردهاند.

در قزوین چطور؛ آیا شاهد آیین عزاداری منحصر به فردی هستیم؟
در قزوین از دوره قاجار به بعد، برخی آئینها و مناسک عزاداری حسینی به لحاظ فرم و قالب و حتی محتوا یا نسبت به آنچه که در دیگر نقاط کشور در ماه محرم و صفر انجام میشده و یا همچنان میشود، تفاوتهای ویژهای داشته و دارد. به طور نمونه در این باره میشود به آیینها و مناسکی همچون تشییع نمادین شهدای کربلا در روز دوازدهم محرم توسط زنان بنیاسد، آیین طوق در آوردن، آیین عزاداری سحرگاه عاشورا پیرامون درخت چنار خونبار امامزاده علیاصغر روستای زرآباد الموت، استفاده از طبقِ چراغ در دستههای عزاداری، نوحه دستگاهی، سبک اصیل خاص قزوینیها در نوحهخوانی و نوحهسرایی، حرکت دستههای عزاداری در شهر از شب هشتم ماه محرم به سوی بقعههای مشخص براساس یک سنت ۲۵۰ ساله، نوع خاص عزاداری شام غریبان شهدای کربلا در غروب روز عاشورا و موارد متعدد دیگر که در این مجال، فرصت بیان همه آنها نیست، اشاره کرد.
قدیمیترین شکلهای عزاداری در قزوین که درباره آنها سند یا روایت وجود دارد، چه بوده و چگونه برگزار میشدند؟
حداقل از دوره قاجار مستندات و روایتهای متعددی چه در اسناد و متون تاریخی و چه در تاریخ شفاهی درباره مناسک و سبک و شیوه عزاداریهای حسینی در قزوین در دست است. مهمترین این سبکها و شیوهها را میشود در حرکت دستجات سینهزنی و زنجیرزنی همراه با برافراشتن بیرقهای عزا و حمل علامتهای فلزی (علامتکشی) و طبقهای چراغ (طبقکشی) در سطح شهر به ویژه از شب هشتم محرم تا شب یازدهم مشاهد کرد و یا سبک اصیل و خاص قزوینیها در نوحهخوانی و نوحهسرایی که به «نوحه دستگاه یا دستگاهی» معروف است. همچنین اجرای فراگیر نمایشهای آیینی شبیهخوانی (تعزیه) در قزوین، آن هم به گونهای که در دهه اول محرم، صبحها در مدرسه مولاوردیخان؛ ظهرها در تکیه حسننایب و شبها در تکیه محمدخان بیک به اجرا درمیآمد.
این نمایشها که هم به لحاظ فرم و هم محتوا، گاهی متفاوت از تعزیه در دیگر نقاط کشور بهویژه تهران بود، در دهه ماه صفر در مدرسه سردار برپا میشد؛ تیغزنی (قمهزنی) بهویژه در سحرگاه و ظهر روز عاشورا که این نوع عزاداری در چهار دهه گذشته حداقل به صورت علنی منسوخ شده است. همینطور آیین طوقدرآوردن از خانه امام جمعه در محله آخوند، آیین چهارپایه خوانی در بازار قزوین و آیین چهل منبر در عصر روز تاسوعا و شب عاشورا و موارد دیگر.
با توجه به پژوهشهایی که در حوزه فرهنگ عامه و تاریخ شفاهی دارید یکی از آیین های مختص قزوین را برای مخاطبان تشریح کنید.
تا اوایل مشروطه معمول بود ماههای محرم و صفر یا ۱۰ روزه عاشورا، بیشتر زن و مرد و بچه و بزرگ به احترام سوگواری خامس آل عبا (ع) لباس سیاه میپوشیدند و هر یک نذوراتی از شربت و شمع و خرما داشتند که انجام میدادند. یکی از نذوراتِ با تشریفات شبِ عاشورا، پای برهنه رفتن به چهل منبر [مجلس روضهخوانی] بود؛ یکی از منبرها در خانه امام جمعه [در محله آخوند] قرار داشت که از عصر نهم محرم و شب عاشورا، زن و مرد دسته دسته میآمدند، شمع روشن میکردند و با بوسیدن منبر میرفتند. بانویی هم کنار منبر میایستاد و پس از رفتن زائران، مانند تمام منابر شمعها را خاموش میکرد و در زیر منبر روی هم قرار میداد. عزاداران این عمل را در دیگر محلهای برگزاری مراسم روضه تکرار میکردند و معتقد بودند که با انجام آیین «چهل منبر»، آرزوها و حاجاتشان برآورده میشود.
به آیین «چهارپایهخوانی» که از پژوهشهای جالب شماست، اشاره کردید، آیا این نوع از نوحهخوانی فقط مختص بازاریان بوده است؟
چهارپایه خوانی سبکی از عزاداری سنتی است که در آن مداح یا مرثیهخوان روی چهارپایه چوبی میرود و در حالی که عزاداران حلقهوار دور او را میگیرند، شور و حال حسینی به پا میکند. در این آیین که از دوره قاجار تا میانه دهه شصت خورشیدی در بازار قزوین اجرا میشد، بازاریان که در دهه اول ماه محرم، راسته مشخصی از بازار را سیاهپوش کرده و هر روز بعدازظهرها در این راسته، مراسم روضهخوانی و عزاداری برپا میکردند، در سومین روز شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش، آیین چهارپایهخوانی را بهاجرا میگذاشتند. مرثیهخوانان که از میان خودِ بازاریان بودند، این آیین را در یکی از راستههای بازار آغاز میکردند و پس از دقایقی برپایی عزای حسینی که عموما با روضه بر مصائب امام زینالعابدین (ع) همراه بود، به سمت راسته دیگر میرفتند و این آیین تا حوالی ظهر در راستههای مختلف برگزار میشد. آیین بیپیرایه چهارپایهخوانی آنچنان در بازار قزوین دارای اهمیت و جایگاه بود که چنانچه فرصتی برای حضور در برخی از راستهها بهدلیل کمبود وقت و نزدیک شدن به اذان ظهر پیش نمیآمد، از کسبه آن راستهها کسب اجازه میشد تا سال دیگر، چهارپایهخوانی در راسته آنها اجرا شود.
نقش محلهها، تکیهها و حسینیههای قدیمی قزوین در شکلگیری و استمرار این آیینها چگونه بوده است؟
محلهها، مساجد، تکیهها و حسینیهها، از دوره صفویه به بعد، نقش محوری در شکلگیری هیئتها و دستههای متعدد عزاداری حسینی در قزوین داشتهاند و همین نقشآفرینی سبب گسترش دامنه عزاداریها و نیز بروز و ظهور سبکها و سنتهای مختلفی در مناسک سوگواری حسینی در قزوین شده است. هنوز هم بسیاری از دستههای عزاداری بهنام محلههای قزوین در دوره قاجار شناخته میشوند و رقابت بین محلهها بر سر دستههای عزاداری و نیز وسایل مورد استفاده در عزاداریها از جمله علامتها، علمها و طبقچراغها و نظایر اینها سبب گسترش این دستهها شده است؛ همچنانکه گاهی این که کدام دسته ابتدا حرکت کند، یا تلاش برای صاحب شدن طوقی که از خانه امام جمعه ظهر روز عاشورا بیرون آورده میشد (تیغهای آهنی نظیر سرنیزه منسوب به امام حسین علیهالسلام) به درگیری بین دستههای عزاداری محلههای مختلف از جمله آخوند، راهری، مغلاوک، پایین محله و قُیمیدان و نزاعهای موسوم به حیدری و نعمتی منتهی میشد.
با وجود تکیههای متعدد در قزوینِ دوره قاجار از جمله دولت، جوانشیر، طاقبهلول، حسننایب، محمدخان بیک، میرزا غلاغ، حاح میرزا فصیح، چاووشها، میرزا احمدخان، تنورسازان و حاج اسماعیل سبب گسترش آیین نمایشی شبیهخوانی (تعزیه) در قزوین و اجراهای متعدد نمایش تعزیه در ماههای محرم و صفر در عزای حسینی شد. همچنانکه مساجد و حسینیهها به عنوان کانون برگزاری مراسم مختلف عزاداری از روضهخوانی تا سینهزنی و یا حتی انجام نذورات و اطعام عزاداران، سهم بسیار مهمی در شکلگیری و استمرار آیینها و سنتهای مربوط به عزای حسینی داشتهاند.

در سالهای اخیر چه تغییراتی در آیینهای محرم قزوین رخ داده؛ چه چیزهایی کمرنگ شده و چه عناصر تازهای اضافه شدهاند؟
به طور طبیعی، در نتیجه گذر زمان، با تغییر سبک زندگی و باورهای عمومی، حضور نسلهای تازه و ضرورتها و بایستههای مختلف، شاهد تغییرات مختلفی در آیینهای مرتبط با عزای حسینی در قزوین بودهایم. برخی از آیینها یا کمرنگ شده و یا از میان رفتهاند و یا قالب و فرم شماری از سنت و رسوم عزاداری دچار تغییراتی شدهاند. امروز دیگر شاهد آیینهایی چون طوق درآوردن، چهل منبر و چهارپایهخوانی در بازار، یا رسومی مثل تیغ زدن (قمهزدن) و... نیستیم و این آیینها و رسوم یا بهکلی منسوخ شدهاند و یا در مورد قمهزنی به صورت آشکار اتفاق نمیافتد.
این تغییرات چرا به وجود آمد؟
تغییرات سبک زندگی و به صحنه آمدن نسلهای جدید با گرایشها و باورهای مختلف هم باعث شده که در حرکت دستههای عزاداری در دهه اول محرم در خیابانها، سینهزنی و زنجیرزنی چندانی مشاهده نشود و انواع آلات موسیقی غربی به ویژه طبلهایی در سایزهای مختلف، جایگزین آلات موسیقی سنتی در دستههای عزاداری شدهاند و نه فقط نوع موسیقی که فرم و سبک عزاداری نیز در نتیجه آنچه اشاره کردم، دچار تغییرات محسوسی شده است. یا بعد از شیوع ویروس کرونا، روضههای خانگی زنانه بهطور محسوسی کاهش یافت، همچنانکه با تغییر سبک زندگی، شاهد گسترش و تنوع نذورات و غذاهای نذری هستیم.
اگر در گذشته نذر آب و تأمین آب سقاخانهها با این نذر انجام میشد، طی شصت سال گذشته با انجام آب لولهکشی در قزوین، این نوع نذر یا امثال آن منسوخ شدند و به جای آنها، اشکال جدیدی از نذورات جایگزین شدهاند. از دوره قاجار تا دهه هفتاد، عمده غذاهای نذری در ایام محرم در قزوین به قیمه و آبگوشت منحصر بود، اما پس از آن، انواع اقسام غذاها متداول شد، بهگونهای که امروز شاهد توزیع انواع ساندویج و یا حتی برشهایی از پیتزا، سیبزمینی سرخ کرده، آبدوغخیار و یا سیبزمینی و تخممرغ آبپز در بین عزاداران حسینی هستیم. نکته قابلتوجه در مورد نذورات اینکه، در دو سه سال اخیر، شاهد نذر گُلِ سر و کش مو به یاد حضرت رقیه برای دختران خردسال و نوجوان، شیر بهیاد حضرت علیاصغر و گُل بهیاد حضرت علیاکبر در قزوین هستیم که این مسئله گویای تغییر نگاه نسلهای تازه و در نتیجه بهروز شدن و تنوع نذورات است.

به نظر شما مهمترین آیین یا مراسم خاص قزوین در ماه محرم چیست؟
به گمان من، مهمترین آیین یا مراسم خاص قزوینیها در ماه محرم و صفر، سینهزنی و نوحهخوانی دستگاهی است که سبک و فرم آن منحصربه فرد است و یا تشییع نمادین شهدای کربلا توسط زنان بنیاسد در روز دوازدهم محرم که این آیین هم که از اواخر دوره قاجار به صورت انحصاری در قزوین اجرا میشود، از آیینهای نمادینی است که قابلیت تبدیل به یک برند سوگواری در آیینهای عزای حسینی و جذب گردشگران داخلی و خارجی برای حضور در قزوین و مشاهده این رسم خاص را دارد.
آینده آیینهای محرمی قزوین را چگونه میبینید؟ آیا با خطر فراموشی مواجهاند؟
همانطور که اشاره کردم در گذار زمان و تحولات نسلی و نیز دگرگونی در باورها و حتی سبک زندگی، شاهد تغییراتی در این آیینها خواهیم بود؛ برخی به بوته فراموشی سپرده میشوند و آیینها و سنتهای تازهای شکل میگیرند و یا قالب و فرم شماری از این آیینها هم دچار تغییراتی میشوند. اما آنچه اشاره کردم نافی مسئولیت متولیان امور فرهنگی و مذهبی و همچنین هیئتهای عزاداری برای حفظ سنتهای اصیل و بیپیرایه پیشینیان در عزاداریهای حسینی نیست. یکی از این سنتها، سبک عزاداری شام غریبان مردم قزوین در غروب روز عاشورا با بیرقهای نیمه افراشته بود؛ سبک و شیوهای که متأسفانه فراموش شده و روشن کردن شمع در کنار سقاخانهها و یا تکایا و حسینیهها و اخیرا در جوار موکبها جایگزین آن شده است.
در گذشته، دستههای عزاداری در غروب روز عاشورا و قبل از اذان مغرب بدون همراه داشتن علامت و طبقچراغ؛ دو بیرق سیاه نیمهافراشته افقی را به موازات یکدیگر قرار میدادند به طوریکه پارچهها به سمت جلو و چوبها به سمت عقب بودند و هر بیرق را بهصورت موازی و فاصله یک متری از هم حمل و نوحهسرایی میکردند. در این آیین که در تاریکی شب در کوچهها و خیابانها برگزار میشد؛ طبل و شیپور میزدند و دسته عزاداری به دو دسته تقسیم میشد؛ یک دسته جلو بود و یک دسته عقب میایستاد. هر دستهای که نوبت نوحهخوانیاش بود میایستاد و سینه میزد و دسته دیگر مینشست و این نوحه را سر میداد:
شه، بیکفن است امشب؛ عریان بدن است امشب
انگشتر شاه دین، دست دشمن است امشب
و دسته دوم در پاسخ، میخواند:
فاطمه بیا بنگر، دشت کربلا بنگر
بیکفن حسین را، روی ریگها بنگر

در آیینهای محرمی قزوین، چه نقشهایی برای زنان تعریف شده و آیا این نقشها در طول زمان دچار تغییر شدهاند؟
علاوه بر مجالس روضهخوانی مخصوص خانمها که حداقل از دوره قاجار در ایام مختلف بهویژه بهطور خاص در ماه محرم و صفر پیشینه برگزاری در قزوین را دارد، شاید مهمترین نقشآفرینی خانمها در قزوین در ایام عزای حسینی، برپایی آیین نمادین تشییع شهدای واقعه خونبار کربلا توسط زنان طایفه بنیاسد در روز دوازدهم محرم هر سال است. آیینی خاص که بانوان قزوینی بهویژه بانوان طوایف و ایلات این شهر برپا کنندگان آن هستند و از حدود یکصد سال پیش تاکنون همچنان در قزوین برگزار میشود. معتقدم نقشآفرینی بانوان قزوینی در عزای حسینی در طول چند دهه گذشته، نه تنها کاهش نیافته که افزایش نیز یافته است و امروز شاهد حضور تاثیرگذار آنها در برپایی آیینهای مختلف و حتی طراحی و اجرای مراسم بهروز شده در سوگواره بزرگ عاشورایی هستیم.
نظر شما