دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

فردا، بامداد سه‌شنبه دوم تیرماه به وقت ایران، دیدار فرانسه و عراق برگزار می‌شود، این بازی می‌تواند بهانه‌ای باشد برای ورود به دو جهان ادبی متفاوت، یکی ریشه‌دار در سنت‌های کلاسیک و فلسفی اروپا و دیگری شکل‌گرفته در دل جنگ، تبعید و تجربه‌های پرتنش تاریخ معاصر. به جای آنکه فقط به نتیجه نگاه کنیم، می‌شود از این تقابل به یک پرسش ساده رسید: اگر بخواهیم ادبیات این دو کشور را بشناسیم، از کجا باید شروع کنیم؟

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - هر مسابقه فوتبال الزاماً نباید به یک رقابت روی چمن ختم شود. گاهی می‌شود آن را بهانه‌ای برای ورود به کتابخانه یک کشور دانست، جایی که شاید روایت‌های ماندگارتری از پیروزی، شکست، امید، ترس و زیستن پیدا کنیم.

دیدار فرانسه و عراق هم می‌تواند چنین فرصتی باشد. دو کشوری که در نگاه اول فاصله زیادی با یکدیگر دارند، یکی صاحب یکی از اثرگذارترین سنت‌های ادبی جهان و دیگری حامل ادبیاتی که در دل جنگ، تبعید، دگرگونی‌های سیاسی و بازتعریف مداوم هویت شکل گرفته است. قرار است به سراغ این پرسش برویم که اگر کسی بخواهد از ادبیات این دو کشور خواندن را آغاز کند، از کجا باید شروع کند؟

اگر قرار است ادبیات فرانسه را از جایی شروع کنیم

شروع کردن ادبیات فرانسه می‌تواند کمی ترسناک به نظر برسد. تعداد نویسندگان، جریان‌های ادبی و آثار کلاسیک آن‌قدر زیاد است که گاهی خواننده نمی‌داند از کجا باید وارد این جهان شود. اما شاید بهترین راه این باشد که به جای دنبال کردن یک تاریخ ادبی طولانی، سراغ چند نویسنده برویم که هر کدام دریچه‌ای متفاوت به این سنت گسترده باز می‌کنند.

فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

اگر قرار باشد از یک نام آغاز کنیم، مارسل پروست یکی از مهم‌ترین انتخاب‌هاست. او نویسنده حافظه است، کسی که نشان داد گذشته هیچ‌وقت کاملاً از بین نمی‌رود و می‌تواند با یک بو، یک مزه یا یک اتفاق کوچک دوباره به زندگی بازگردد. بعد از او، آلبر کامو قرار می‌گیرد، نویسنده‌ای که پرسش‌های فلسفی را وارد زندگی روزمره کرد. آثار او درباره پوچی، مسئولیت اخلاقی و جایگاه انسان در جهانی است که همیشه پاسخ روشنی برای پرسش‌هایش ندارد.

اگر بخواهیم به سمت روایت‌های شخصی‌تر برویم، مارگریت دوراس انتخاب مهمی است. او با نثری موجز و شاعرانه، عشق، حافظه و سکوت را به مرکز آثارش آورد و نشان داد که چگونه می‌توان با کمترین کلمات، بیشترین تأثیر را خلق کرد.

در ادبیات معاصر، ژرژ پرک مسیر متفاوتی را پیش می‌گیرد. او به جزئیات زندگی روزمره علاقه‌مند است و با فرم و ساختار روایت بازی می‌کند. در آثار او، چیزهایی که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند، به موضوع اصلی تبدیل می‌شوند.

در سال‌های اخیر هم آنی ارنو به یکی از مهم‌ترین صداهای ادبیات فرانسه تبدیل شده است. او مرز میان زندگی شخصی و حافظه جمعی را از میان برمی‌دارد و تجربه فردی را به ابزاری برای روایت جامعه تبدیل می‌کند.

در کنار این نام‌ها، امانوئل کارر نیز جایگاه ویژه‌ای دارد؛ نویسنده‌ای که میان ادبیات، روزنامه‌نگاری و زندگی‌نامه حرکت می‌کند و فرم‌های تازه‌ای از روایت را پیش روی خوانندگان قرار می‌دهد.

شاید مهم‌ترین ویژگی ادبیات فرانسه همین باشد، اینکه یک صدای واحد ندارد. از فلسفه و حافظه گرفته تا عشق، زندگی روزمره و تجربه‌های مستند، هر نویسنده راه متفاوتی برای فهمیدن انسان پیشنهاد می‌کند.

فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

اگر قرار است ادبیات عراق را از جایی شروع کنیم

ادبیات عراق، برخلاف ادبیات فرانسه، کمتر در فهرست‌های خواندنی جهانی دیده می‌شود اما این به معنای کم‌اهمیت بودن آن نیست. اتفاقاً یکی از غنی‌ترین سنت‌های ادبی جهان عرب در عراق شکل گرفته است. ادبیاتی که در طول یک قرن گذشته، هم‌زمان با تحولات سیاسی، جنگ‌ها، مهاجرت‌ها و تغییرات اجتماعی، بارها خودش را از نو تعریف کرده است.

شاید بهترین نقطه شروع، شعر باشد. بدر شاکر السیاب یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات عرب مدرن است، شاعری که به همراه چند نویسنده دیگر، قالب‌های سنتی شعر عربی را دگرگون کرد و راه را برای شعر آزاد هموار ساخت. در آثار او، طبیعت، اندوه، وطن و تجربه فردی در کنار هم قرار می‌گیرند.

در کنار او، نازک الملائکه قرار دارد، شاعری که نقش مهمی در تغییر نگاه به زبان و فرم شعر معاصر داشت. آثار او میان سنت و نوگرایی حرکت می‌کنند و همچنان از مهم‌ترین نقاط مرجع ادبیات عرب به شمار می‌روند.

اگر بخواهیم به سراغ رمان برویم، فاضل العزاوی یکی از چهره‌های مهم است. او ادبیات را با سیاست، خیال و تجربه تبعید پیوند می‌زند و جهانی می‌سازد که در آن، واقعیت و سوررئالیسم مدام در حال جابه‌جا شدن‌اند.

فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

در ادبیات معاصر، سنان انطون یکی از مهم‌ترین صداهای عراق است. او از دل زندگی روزمره، تجربه جنگ، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی را روایت می‌کند؛ نه از زاویه قهرمانان، بلکه از منظر آدم‌های معمولی که تلاش می‌کنند زندگی خود را حفظ کنند.

در کنار او، عالیه ممدوح با تمرکز بر تبعید، بدن و هویت، و احمد سعداوی با آثاری مانند «فرانکنشتاین در بغداد»، چهره‌ای تازه از ادبیات عراق را به مخاطبان جهانی معرفی کرده‌اند، ادبیاتی که از دل ویرانی، روایت‌های تازه‌ای می‌سازد.

شاید مهم‌ترین ویژگی ادبیات عراق همین باشد، اینکه هرگز فقط درباره جنگ نیست. این ادبیات، پیش از هر چیز، درباره انسان‌هایی است که در میانه آشوب، همچنان راهی برای ادامه دادن زندگی پیدا می‌کنند.

فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

اگر فقط سه کتاب از هر کشور بخواهید بخوانید

فهرست‌های طولانی همیشه وسوسه‌انگیزند، اما گاهی نتیجه معکوس دارند. شاید بهترین راه برای ورود به ادبیات یک کشور، انتخاب چند کتاب باشد که هم خواندنی‌اند و هم می‌توانند تصویری کلی از آن سنت ادبی ارائه کنند.

از فرانسه شروع کنیم:

«بیگانه» اثر آلبر کامو، شاید بهترین نقطه ورود به ادبیات فرانسه باشد. رمانی کوتاه که پرسش‌هایی بزرگ درباره انسان، اخلاق، بیگانگی و معنای زندگی مطرح می‌کند.

«سال‌ها» اثر آنی ارنو، کتابی که مرز میان زندگی شخصی و تاریخ جمعی را از بین می‌برد و نشان می‌دهد چگونه می‌توان یک جامعه را از خلال خاطرات یک فرد روایت کرد.

«عاشق» اثر مارگریت دوراس، روایتی موجز، شاعرانه و تأثیرگذار که عشق، خاطره و گذر زمان را در هم می‌آمیزد.

و از عراق:

«فرانکشتاین در بغداد» اثر احمد سعداوی، یکی از شناخته‌شده‌ترین رمان‌های معاصر عراق که با الهام از اسطوره فرانکشتاین، تصویری تازه از بغدادِ پس از جنگ ارائه می‌دهد.

«فهرس» اثر سنان انطون، رمانی که از خلال جزئیات زندگی روزمره، به مسئله جنگ، حافظه و نابودی فرهنگی می‌پردازد.

منتخبی از شعر بدر شاکر السیاب؛ شاید بهترین راه برای آشنا شدن با ادبیات عراق، خواندن شعر باشد، جایی که اندوه، وطن، طبیعت و تجربه انسانی در کنار هم قرار می‌گیرند.

این شش کتاب قرار نیست نماینده تمام ادبیات فرانسه و عراق باشند، اما می‌توانند یک نقشه اولیه در اختیار خواننده بگذارند، نقشه‌ای که او را از کلاسیک‌ها به آثار معاصر و از فلسفه به تجربه زیسته انسان امروز می‌رساند.

فرانسه و عراق در آستانه یک روایت ادبی

فرانسه و عراق کجا به هم می‌رسند؟

در نگاه اول، فرانسه و عراق دو جهان کاملاً متفاوت‌اند. یکی صاحب یکی از تأثیرگذارترین سنت‌های ادبی غرب و دیگری یکی از مهم‌ترین کانون‌های ادبی جهان عرب است. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، این دو ادبیات در نقطه‌ای مهم به هم می‌رسند، هر دو در نهایت به انسان بازمی‌گردند.

البته مسیرشان متفاوت است. ادبیات فرانسه اغلب از یک پرسش فلسفی شروع می‌کند، اینکه انسان چگونه جهان را می‌فهمد، چگونه با خودش روبه‌رو می‌شود و چگونه برای زندگی معنا می‌سازد. از پروست و کامو تا آنی ارنو، مسئله اصلی اغلب خود انسان و نسبت او با زمان، جامعه و حافظه است.

ادبیات عراق اما بیشتر از دل تجربه زیسته حرکت می‌کند، از جنگ، مهاجرت، تبعید و فروپاشی‌های سیاسی عبور می‌کند تا به پرسش‌های انسانی برسد. اگر فرانسه بیشتر به فهم جهان فکر می‌کند، عراق بیشتر به دوام آوردن در جهان می‌اندیشد.

با این حال، این تفاوت آن‌ها را از هم دور نمی‌کند. برعکس، نشان می‌دهد که ادبیات مسیرهای متفاوتی برای رسیدن به یک دغدغه مشترک دارد، روایت کردن زندگی انسان در جهانی که مدام در حال تغییر است.

درنهایت شاید بهترین نتیجه مسابقه، یک فهرست خواندنی باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها