سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
رمز محبوبیت کتاب‌های اوشیدا چیست؟

سامره عباسی، مترجم کتاب «برایتان دوباره گربه تجویز می‌کنیم» نوشته سی یو اوشیدا و کتاب «سرکشی‌های سی‌سالگی» نوشته سون وون پیونگ از روند ترجمه این آثاز می‌گوید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا به‌تازگی انتشارات مون دو ترجمه جدید از سامره عباسی را در حوزه ادبیات آسیای شرقی روانه بازار کرده است. از این آثار یکی «برایتان دوباره گربه تجویز می‌کنیم» نوشته سی یو اوشیداست که جلد دوم «برایتان گربه تجویز می‌کنیم» است همان اثری که به موفقیتی چشمگیر در سطح جهانی دست یافت و بسیار پرفروش شد.

دیگری «سرکشی‌های سی‌سالگی» نوشته سون وون پیونگ، نویسنده اهل کره جنوبی است که روایتی الهام‌بخش از مقاومت، دوستی، شکست، امید و تلاش برای بازپس‌گیری کرامت انسانی را دربردارد و خواننده را وادار می‌کند درباره نظم موجود و امکان تغییر جدی‌تر فکر کند.

به بهانه انتشار این دو اثر گفت‌وگویی با سامره عباسی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

اولین بار چگونه با رمان «برایتان گربه تجویز می‌کنیم» آشنا شدید و چه ویژگی‌ای در آن شما را به ترجمه این اثر ترغیب کرد؟

هم به دلیل علاقۀ شخصی به فرهنگ و هنر ژاپنی و هم به این دلیل که کار ترجمه را با آثار نویسندگان ژاپنی شروع کردم در همکاری با نشر مون غالباً به داستان‌های نویسندگان ژاپنی اقبال بیشتری دارم. کتاب‌های فانتزی و سرگرم‌کننده را دوست دارم و ترجمه چنین آثاری را برای بالا بردن روحیه جامعه و درک لذت کتاب خواندن لازم می‌دانم.

در سال‌های اخیر ادبیات ژاپن و به طور کلی ادبیات آسیای شرقی مخاطبان پرشماری در ایران پیدا کرده است. این استقبال را ناشی از چه عواملی می‌دانید؟

به گمان من این امر بیشتر به دلیل همذات‌پنداری فرهنگی ایجاد شده است؛ پدیده‌هایی همچون خانواده، جمع‌گرایی، فشارهای مالی و اجتماعی و احترام به بزرگتر در این جوامع مشترک است. شاید یکی دیگر از عوامل آن اشباع خوانندگان ایرانی از آثار غربی باشد و روی آوردن به حس و حال و جهان بینی متفاوتی که در این آثار وجود دارد و البته توجه و تمرکز این کشور بر ترجمه آثار نویسندگانش نیز تأثیر بسزایی در این امر دارد.

رمز محبوبیت کتاب‌های اوشیدا چیست؟
سی یو اوشیدا

«برایتان گربه تجویز می‌کنیم» در بسیاری از کشورها با استقبال چشمگیری روبه‌رو شده است. به نظر شما مهم‌ترین دلایل موفقیت این کتاب چیست؟

ترکیب زیبای درماندگی انسانی با شعور حیوانی؛ استرس شهری، فرسودگی شغلی و انزوای اجتماعی در بسیاری از کشورها مسئله‌ساز شده است و این کتاب به شکل ملایم و غیرمستقیم نشان می‌دهد رابطه با موجودی زنده و بی‌ادعا مثل گربه می‌تواند به اندازه دارو مؤثر باشد. همچنین واقع‌گرایانه نبودن داستان‌ها و ترکیب آن با جادو و تقدیر به همراه طنزی لطیف و گرم و فاصله گرفتن از فضای تراژیک و تلخ در داستان‌ها نیز می‌تواند از عوامل مهم این امر باشد.

پس از موفقیت جلد نخست، جلد دوم نیز منتشر شد. این دنباله تا چه اندازه توانست جهان داستانی کتاب اول را گسترش دهد و نظر مخاطبان را جلب کند؟

بزرگترین تفاوت این جلد نسبت به جلد اول، ساختار به هم پیوسته‌تر آن است؛ در حالی که جلد اول بیشتر مجموعه‌ای از داستان‌های مجزا بود، شخصیت‌های این کتاب در نقش‌های فرعی داستان‌های یکدیگر ظاهر می‌شوند و شبکه‌ای از روابط انسانی می‌سازند. شخصیت‌های اصلی درجلد دوم از پیچیدگی‌ها و رازآمیزی بیشتری برخوردار هستند. همچنین در جلد دوم با زندگی واقعی گربه‌ها، نیازها و مشکلاتشان به طرز ملموس‌تری آشنا می‌شویم؛ گرچه برخی ورود به جزئیات بیشتر در مورد زندگی گربه، غذا خوردن و حتی مدفوع آنها را نقطه ضعف کتاب دانسته‌اند.

اگر بخواهیم این کتاب را در بستر ادبیات معاصر ژاپن بررسی کنیم، چه ویژگی‌هایی آن را به یکی از آثار شاخص سال‌های اخیر تبدیل کرده است؟

احتمالاً یکی از مهمترین دلایل آن جایگاه مهم و محبوب گربه‌ها در فرهنگ باستانی ژاپن است؛ این حیوان از دیرباز مورد توجه و محبوبت مردم ژاپن قرار دارد و به افسانه‌های فولکلور مردم نیز راه یافته است. یکی دیگر از دلایل آن می‌تواند داستان آرام و التیام بخش آن باشد چراکه چنین داستان‌هایی بدون پیچیدگی‌های ذهنی با روایتی آرام و امیدوارکننده به مخاطب حس آرامش و مرهمی برای زخم‌های روحی می‌بخشند. یکی از ویژگی‌های ادبیات ماندگار، توانایی صحبت کردن از مسائل مختص عصر خود با زبانی جهانی است و این داستان‌ها از عهده این مهم برآمده‌اند.

گربه در این رمان صرفاً یک حیوان خانگی نیست و کارکردی نمادین پیدا می‌کند. به نظر شما نویسنده از این عنصر برای بیان چه ایده یا تجربه‌ای استفاده کرده است؟

هر بیماری که به کلینیک مراجعه می‌کند، دقیقاً گربه‌ای به او داده می‌شود که نیاز پنهان روح او را بازتاب می‌دهد مثلاً فردی که کنترل‌گر و سخت‌گیر است، گربه‌ای سرکش و لوس به او داده می‌شود تا بیاموزد که گاهی باید سختگیری را کنار بگذارد. درواقع انسان‌ها از طریق نگهداری از این حیوان بیشتر به درون خویش می‌نگرند و به خودشناسی می‌رسند. نگهداری از یک گربه می‌تواند مفاهیم بسیاری را برای انسان مدرن به چالش بکشد از جمله ساعات طولانی کار کردن بدون استراحت؛ در حالیکه گربه شما ساعت‌ها می‌خوابد یا بی‌حرکت می‌نشیند و به جایی زل می‌زند. در کنار گربه‌ها می‌توان آرامش و سکوت را تجربه کرد. درحضور یک گربه شما تنها نیستید و در عین حال نیازی هم به گفتگو وجود ندارد؛ در نهایت می‌توان نتیجه گرفت در این داستان‌ها ایده عشق بدون چشم‌داشت، سکوت همدلانه و رهایی از ترس دنبال می‌شود.

رمز محبوبیت کتاب‌های اوشیدا چیست؟

آیا می‌توان گفت کتاب بیش از آنکه درباره حیوانات باشد، درباره شیوه مواجهه انسان با تنهایی، اضطراب و زندگی روزمره است؟

بله قطعاً. این کتاب مشخصا درباره اضطراب‌های انسان مدرن و تنهایی و انزوای او و نیز اشتغال در مشاغلی فرساینده و بدون چشم‌انداز در آینده است. یک گربه همچون آموزگاری خاموش به ما می‌آموزد سختگیری و کنترل‌گری را رها کنیم و از اضطراب‌ها و تنش‌های بیهوده دست برداریم؛ به سکوت و آرامش جهان تن بسپاریم و به شفای درونی برسیم.

این مجموعه چه بازتابی در ژاپن داشته است؟ آیا توانسته فراتر از یک رمان سرگرم‌کننده، به بخشی از گفت‌وگوهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود؟

بله. فروش بالا و استقبال گسترده مردم نشان می‌دهد داستان‌ها مورد پذیرش و محبوبیت خوانندگان قرار گرفته است. وجود کتاب‌های بیشماری در این زمینه که به کتاب‌های التیام‌بخش معروف شده‌اند از جمله رمان‌های چند جلدی وقتی قهوه‌ات سرد شود و گربه آشپزخانه چیبینه‌کو که هر دو را به فارسی ترجمه کرده‌ام بخشی از یک جنبش فرهنگی بزرگ‌تر است که به نیاز جمعی جامعه جهانی و به ویژه ژاپنی برای آرامش و بازسازی امید پاسخ می‌دهد.

در ادبیات ژاپن بارها با کافه‌ها، کتابفروشی‌ها و مکان‌های کوچکِ شفابخش روبه‌رو می‌شویم. کلینیکِ تجویز گربه در این رمان چه نسبتی با این سنت روایی دارد؟

کلینیک تجویز گربه در این کتاب هم وارث این سنت است، هم آن را با نوآوری‌هایی جابه‌جا می‌کند. کلینیک تجویز گربه نه یک تقلید ساده که تکامل طبیعی این سنت روایی است؛ اگر کافه‌های جادویی به حسرت گذشته پاسخ می‌دادند و کتابفروشی‌ها به جستجوی معنا از طریق داستان می‌پرداختند، این کلینیک به مسئله‌ای تازه‌تر می‌پردازد و آن اضطراب حال است؛ راه‌ حل آن هم نه در بازگشت به عقب که تمرین زیستن در لحظه از طریق رابطه‌ای بدون انتظار و پر از تکرارهای آرام‌بخش است.

بازخورد مخاطبان ایرانی نسبت به این کتاب چگونه بوده است؟ آیا برداشت یا مواجهه‌ای وجود داشته که برای شما جالب یا غیرمنتظره باشد؟

بله در ایران نیز فروش بالای کتاب و ارتباط با مخاطبان این کتاب و دریافت بازخوردهای مثبت از سوی آنها نشان می‌دهد این داستان‌ها جای خود را در میان جمعیت کتابخوان ایرانی نیز باز کرده‌اند. بسیاری از افرادی که با خواندن این کتاب تصمیم گرفته‌اند گربه‌ای را به خانه بیاورند اذعان کرده‌اند این کار روند بهبودی‌شان را سرعت بخشیده‌است.

درباره دلایل محبوبیت «برایتان دوباره گربه تجویز می‌کنیم» به عنوان یکی از کتاب‌های التیام ‌بخش ژاپن صحبت کردید اما چه چیزی در «سرکشی‌های سی‌سالگی» توجه شما را جلب کرد و باعث شد این اثر را هم برای ترجمه انتخاب کنید؟

یکی از دلایل آن شباهتی بود که در زمینه مشکلات ساختاری اجتماعی و اقتصادی بین کره جنوبی و ایران احساس کردم. اگر نام افراد و مکان‌ها را تغییر می‌دادم می‌شد بدون هیچ گونه تغییری در بافت داستان عیناً آن را در ایران نیز روایت کرد. روایت داستان جوانان تحصیلکرده اما همچنان مانده در طبقات محروم جامعه و دست و پنجه نرم کردنشان از یک سو با سنت‌های درون خانواده و از طرف دیگر فشارهای اجتماعی در محل کار من را ترغیب کرد که این اثر را ترجمه کنم.

رمز محبوبیت کتاب‌های اوشیدا چیست؟
سون وون پیونگ

سون وون پیونگ را بیشتر با چه ویژگی‌هایی در داستان‌نویسی می‌شناسند و او چه جایگاهی در ادبیات معاصر کره جنوبی دارد؟

سون وون پیونگ نویسنده و فیلمساز اهل کره جنوبی است و تاکنون موفق به گرفتن دو جایزه ادبی شده نخست در سال ۲۰۱۶ برای رمان بادام و سپس در سال ۲۰۱۷ برای رمان سرکشی های سی سالگی؛ پیشینه حرفه‌ای او به عنوان فیلمساز و فیلم‌نامه‌نویس در ساختار داستان‌هایش دیده می‌شود. نقطه قوت اصلی او در به تصویر کشیدن دغدغه‌های نسل جوان با زبانی ساده اما تأمل‌برانگیز است و یکی از ویژگی‌های بارز سبک او این است که ابتدا موضوع اصلی را انتخاب می‌کند، بعد شخصیتی می‌سازد که بهترین راوی آن موضوع باشد. این نویسنده به بررسی معنای هستی و رشد انسان می‌پردازد و به بهره‌گیری از شخصیت‌های منحصر به فرد و پیشرفت سریع پیرنگ داستان شناخته می‌شود. او در داستان‌هایش به این پرسش پاسخ می‌دهد که انسان‌ها چگونه با رنج، تنهایی، ترس و تغییر روبه‌رو می‌شوند و در کل نثر او را می‌توان ترکیبی از روایت روان، شخصیت‌پردازی متفاوت و مضمون‌های انسانی و فلسفی دانست.

این رمان چه دغدغه یا مسئله‌ای را در مرکز توجه خود قرار می‌دهد و به نظر شما نویسنده در پی طرح چه پرسشی بوده است؟

دغدغه‌های اصلی در این رمان نقد نظام ناپایدار اشتغال و فرهنگ سمی محیط کار، شکاف نسلی و استبداد نهفته در دل جامعه و رؤیاهای محقق نشده است. به نظر می‌رسد سون وون پیونگ، فراتر از روایت سرخوردگی، قصد دارد این سؤال اساسی را با خواننده در میان بگذارد که وقتی نمی‌توانی سیستم کلان را تغییر دهی آیا انجام کارهای کوچک همچنان ارزش دارد؟ در این رمان شخصیت‌ها انقلاب نمی‌کنند؛ تخم‌مرغ به سمت یک سیاستمدار پرتاب می‌کنند، یادداشت توهین‌آمیزی درباره بوی بد دهان رئیس می‌گذارند یا روی دیوار اداره گرافیتی می‌کشند؛ این سرکشی‌ها عمدتاً کودکانه و بی‌ثمر به نظر می‌رسند اما دقیقاً به همین دلیل اصیل و باورپذیرند.

عنوان کتاب بر مفهوم «سرکشی» تأکید دارد. این واژه در جهان داستانی سون وون پیونگ چه معنا و ابعادی پیدا می‌کند؟

در جهان سون وون پیونگ، شخصیت‌ها به خوبی می‌دانند که نمی‌توانند سیستم سرمایه‌داری، فرهنگ سمی محیط کار یا ساختار قدرت را سرنگون کنند و سرکشی‌های آنها برای برنده شدن در جنگ نیست، بلکه برای بازپس‌گیری حس پایمال شده انسانی خودشان است. شخصیت‌های او به این نتیجه رسیده‌اند که در جهان عدالت برقرار نخواهد شد اما درست در اوج همین ناامیدی، تصمیم به سرکشی می‌گیرند و این نوعی بازتعریف شورش است نه برای برنده شدن بلکه برای حضور در میدان. سون وون پیونگ طنز را یکی از مؤثرترین ابزارهای سرکشی می‌داند و نوشتن پست وبلاگی طنزآمیز درباره رئیس، یادداشت توهین‌آمیز درباره بوی دهان او یا گرافیتی خیابانی بامزه همگی مصادیق «مسخره کردن قدرت» هستند. در فرهنگ کره‌ که سلسله‌مراتب و احترام به بزرگ‌تر بسیار جدی گرفته می‌شود، خندیدن به قدرت، خود عمیق‌ترین شکل سرکشی است.

بسیاری از خوانندگان این رمان را اثری درباره عبور از بحران‌های بزرگسالی می‌دانند. شما این توصیف را تا چه اندازه دقیق می‌دانید؟

من آن را در واقع ورود به نوعی بحران بزرگسالی می‌دانم اما اگر عبور را به معنای تغییر زاویه دید نسبت به زندگی و بازتعریف موفقیت در نظر بگیریم، آنگاه این توصیف بسیار دقیق است؛ جیهه و دوستانش در پایان کتاب دیگر آن آدم‌های سابق نیستند؛ شاید هیچ دستاورد ملموسی به دست نیاورده باشند اما چیزی که به دست آورده‌اند صدای خودشان است و این بسیار ارزشمند است. شاید دقیق‌ترین توصیف این باشد که کتاب درباره عبور از بحران بزرگسالی نیست، بلکه درباره بازماندن در بحران اما دیگر غرق نشدن است که شاید برای نسل امروز، همین یک پیروزی بزرگ محسوب شود. جالب است که خود نویسنده در مصاحبه‌ای می‌گوید هدفش از این کتاب «تسلی بخشیدن به خوانندگان» بوده و می‌گوید «در جهان‌شمولی ناامیدی‌های شخصیت‌ها، امیدی جمعی وجود دارد.» این دقیقاً همان عبور از طریق همدلی و هم‌نشینی با بحران اما نه از طریق غلبه بر آن است.

«سرکشی‌های سی‌سالگی» موفق به دریافت جایزه ادبیات صلح شده است. چه ویژگی‌هایی باعث شده این اثر مورد توجه داوران چنین جایزه‌ای قرار بگیرد؟

این داستان مقاومتی را به تصویر می‌کشد که صددرصد با ایده صلح و مقاومت مدنی بدون خشونت همخوانی دارد. شاید مهم‌ترین پیامی که این کتاب را به اثری شایسته یک جایزه‌ صلح تبدیل کرده تأکید بر فعال بودن در برابر ظلم است حتی اگر نتیجه‌اش نامشخص باشد. جلوگیری از عادی‌سازی ظلم و شکستن سکوت جمعی دقیقاً همان اهدافی است که بنیان‌گذاران جایزه صلح ججو برای صلح و دموکراسی تعریف کرده‌اند. خود شخصیت‌ها در پایان به زندگی عادی بازمی‌گردند اما تغییر کرده‌اند؛ آنها هویت و صدای خود را پس گرفته‌اند و صلح و کرامت انسانی نه در قهرمانی‌های بزرگ که در نه گفتن‌های کوچک روزمره معنا می‌شود.

رمز محبوبیت کتاب‌های اوشیدا چیست؟

یکی از موضوعاتی که در رمان به چشم می‌آید، شکاف میان نسل‌ها و تفاوت انتظارات آنها از زندگی است. این مسئله چگونه در داستان بازتاب پیدا می‌کند؟

در این رمان شکاف بین نسل‌ها و تفاوت انتظارات آنها از زندگی در دو وجه خانواده و محیط کار به چشم می‌خورد. نسل قدیمی هنوز داشتن شغلی ثابت، ازدواج و بچه‌دارشدن را معیارهایی برای موفقیت افراد در نظر می‌گیرند اما شخصیت‌ کتاب که متولد ۱۹۸۸ است در سن ۳۰ سالگی به هیچ یک از این شاخص‌ها نرسیده؛ یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های کتاب، گفتگوی جیهه با سرپرست یون است که وقتی جیهه می‌پرسد چرا در برابر رفتار تبعیض‌آمیز رئیس بخش (که از او می‌خواهد مدل مو و رنگ رژلبش را تغییر دهد) سکوت می‌کند، او پاسخ می‌دهد«یه روز خودت می‌فهمی جیهه. شاید وقتی ازدواج کردی و دو تا بچه داشتی.»

به نظر شما چرا آثار کره‌ای، به‌ویژه در میان نسل جوان، این اندازه مورد استقبال قرار گرفته‌اند و آیا این کتاب نیز در همین مسیر قرار می‌گیرد؟

شاید یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت ادبیات کره‌ای در خارج از کشور، صداقت بی‌پرده و اول شخص نویسندگان آن است. شخصیت‌های اصلی این داستان‌ها قهرمان به معنای کلاسیک نیستند؛ آنها آدم‌های معمولی‌اند که سعی می‌کنند در نظامی بزرگ‌تر از خودشان دوام بیاورند. این بازتاب واقع‌گرایانه از شرایط انسانی در عصر سرمایه‌داری متأخر، پلی عاطفی میان خواننده و اثر ایجاد می‌کند؛ آنها نسلی را به تصویر می‌کشند که با وجود تلاش، به شاخص‌های سنتی موفقیت از جمله شغل ثابت، ازدواج، خانه دست نیافته‌اند و روایت رویاهای محقق نشده برای جوانان در سراسر جهان آشناست.

بازخورد مخاطبان فارسی‌زبان نسبت به این اثر چگونه بوده است؟ آیا واکنش‌ها با آنچه در کره یا دیگر کشورها دیده شده شباهتی دارد؟

متأسفانه این کتاب زمانی منتشر شد که کشور درگیر بحران‌های بسیاری از جمله ناآرامی‌ها و جنگ شد و به زعم من هنوز فرصت معرفی درست آن به مخاطب به دست نیامده است اما به دلیل مشابهت‌های بسیاری که در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی بین کره جنوبی و ایران وجود دارد می‌تواند جای خود را بین مخاطبان کتابخوان ایرانی پیدا کند.

اگر بخواهید «سرکشی‌های سی‌سالگی» را در یک یا دو جمله برای خواننده‌ای که هنوز کتاب را نخوانده معرفی کنید، بر چه ویژگی‌هایی تأکید می‌کنید؟

رمانی طنزآمیز، خشمگین و در عین حال عمیقاً امیدوارانه درباره نسلی که یاد گرفته حتی با پرتاب یک تخم‌مرغ هم می‌توان به ساختار ظالمانه گفت دیگر بس است!

به عنوان پرسش نهایی آیا این روزها کتاب یا پروژه دیگری در دست ترجمه دارید که بتوانید درباره آن توضیح دهید؟

بله به تازگی ترجمه کتاب فوق‌العاده‌ای را به اتمام رسانده‌ام به نام وارثان از آساکو سریزاوا که جوایز متعددی از جمله جایزه پن را از آن خود کرده است. چندسالی به ترجمه‌اش مشغول بوده‌ام و هر بار مسائل و مشکلاتی کار ترجمه را کند می‌کرد یا به تعویق می‌انداخت و خوشبختانه حالا دیگر تمام شده است. رمانی ضد جنگ است و زندگی چندین نسل از خانواده‌های ژاپنی را دنبال می‌کند که جنگ تأثیرات مخربی بر آن‌ها و روابطشان گذاشته است؛ رمانی بسیار عمیق با قلمی گاه بسیار تلخ و گاه بسیار شاعرانه که واقعیت‌های هولناک جنگ را به عریانی پیش روی مخاطب می‌گشاید. سریزاوا با استادی کم‌نظیر چهره کریه و زشت جنگ را بی‌هیچ ملاحظه‌ای به تمامی به تصویر کشیده و خود من با ترجمه این رمان به حقایق دهشتناکی پی بردم که روح هر انسانی را ‌آزار می‌دهد. امیدوارم کتاب هرچه زودتر منتشر شود تا مخاطب ایرانی نیز از نعمت خواندنش بهره‌مند شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها