یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
خوانشی از «سرهنگ نمی‌خوابد» اثر امیلی ملفتو

«سرهنگ نمی‌خوابد» داستان مردی در رأس یک دستگاه امنیتی و سرکوبگر است؛ مردی که سال‌ها دستور داده، بازجویی کرده، امضا کرده و زندگی دیگران را زیرورو کرده است. او در ساختاری زندگی می‌کند که بر پایه ترس و اطاعت بنا شده، اما خود او گرفتار پدیده‌ای ساده و در عین حال ویرانگر است: بی‌خوابی. همین بی‌خوابی، به هسته مرکزی رمان بدل می‌شود. شب‌ها برای سرهنگ پایانی ندارند. سکوت خانه، تاریکی اتاق و صدای نفس‌کشیدن اطرافیانش، بدل به صحنه‌ای می‌شود که ذهن او در آن به پرسه می‌افتد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) –سمیه مهرگان، نویسنده و روزنامه‌نگار: امیلی مَلفَتو نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی متولد ۱۹۸۹ است که بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای خود را در خاورمیانه، به‌ویژه در عراق، گذرانده است. او به‌عنوان خبرنگار، سال‌ها درباره جنگ، خشونت‌های سیاسی و وضعیت زنان در جوامع بحران‌زده گزارش نوشته و همین تجربه زیسته، به آثار ادبی‌اش عمقی مستند و ملموس بخشیده است. ملفتو پیش از انتشار «سرهنگ نمی‌خوابد»، با رمان کوتاه «دجله به حال تو ناله کند» به شهرت رسید؛ اثری درباره قتل‌های ناموسی در عراق که تحسین گسترده منتقدان را برانگیخت و جایزه گنکور نخستین رمان را برای او به ارمغان آورد. «مارها به سراغ تو می‌آیند» اثر بعدی او بود. او همچنین در حوزه گزارش‌نویسی نیز جوایز معتبری دریافت کرده و صدای ادبی‌اش را بر پایه مشاهده مستقیم واقعیت‌های خشن جهان معاصر بنا کرده است.

رمان «سرهنگ نمی‌خوابد» در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و خیلی زود توجه محافل ادبی فرانسه را به خود جلب کرد. این اثر نیز مانند کار قبلی او، کوتاه اما کوبنده است؛ رمانی کم‌حجم که با ایجاز و فشردگی، جهانی تاریک و مضطرب را پیش چشم خواننده می‌گذارد. ترجمه فارسی آن با قلم ابوالفضل اله‌دادی و توسط نشر افق منتشر شده و فرصتی فراهم آورده تا مخاطب فارسی‌زبان نیز با یکی از صداهای مهم ادبیات معاصر فرانسه آشنا شود.

«سرهنگ نمی‌خوابد» داستان مردی در رأس یک دستگاه امنیتی و سرکوبگر است؛ مردی که سال‌ها دستور داده، بازجویی کرده، امضا کرده و زندگی دیگران را زیرورو کرده است. او در ساختاری زندگی می‌کند که بر پایه ترس و اطاعت بنا شده، اما خود او گرفتار پدیده‌ای ساده و در عین حال ویرانگر است: بی‌خوابی. همین بی‌خوابی، به هسته مرکزی رمان بدل می‌شود. شب‌ها برای سرهنگ پایانی ندارند. سکوت خانه، تاریکی اتاق و صدای نفس‌کشیدن اطرافیانش، بدل به صحنه‌ای می‌شود که ذهن او در آن به پرسه می‌افتد.

ملفتو با هوشمندی، جغرافیای داستان را بی‌نام نگه می‌دارد. کشور مشخصی ذکر نمی‌شود، اما فضا برای خواننده آشنا است: حکومتی اقتدارگرا، ساختاری امنیتی، بازداشت و حذف مخالفان. این بی‌نامی، اثر را از یک روایت صرفاً سیاسی به متنی جهان‌شمول تبدیل می‌کند. سرهنگ می‌تواند در هر جایی باشد که قدرت بر پایه خشونت استوار است. اما نویسنده به‌جای تمرکز بر ساختار بیرونی قدرت، به درون فرد می‌رود؛ به شکاف‌هایی که در ذهن و بدن او پدید آمده‌اند.

خوانشی از «سرهنگ نمی‌خوابد» اثر امیلی ملفتو

نثر ملفتو سرد، موجز و ضربه‌زننده است. جملات کوتاه‌اند و فضای روایت، سنگین و فشرده. خشونت در این رمان به‌ندرت به‌صورت مستقیم توصیف می‌شود. ما صحنه‌های شکنجه یا بازجویی را به تفصیل نمی‌بینیم؛ بلکه پژواک آن‌ها را در ذهن سرهنگ حس می‌کنیم. تصویر چشم‌هایی که نگاه می‌کنند، صداهایی که در تاریکی بازمی‌گردند، و خاطراتی که از کنترل خارج می‌شوند. بی‌خوابی در این‌جا فقط یک عارضه جسمی نیست؛ شکافی است در سازوکار قدرت: «سرهنگ به بیرون نگاه می‌کند و از خود می‌پرسد نکند خواب می‌بیند، نکند واقعاً خوابیده است. سپس در خود فرو می‌رود، از این جیپِ پرسروصدا و این شهر ویران کناره می‌گیرد و با بی‌تفاوتی به آن زندانیانی می‌اندیشد که، پس از شکنجه‌های بسیار، کابوس‌های شبانه آن‌ها را می‌کُشند، بی‌آن‌که کسی بتواند کاری کند. ناراحت‌کننده است، اطلاعات از دست می‌رود، فرماندهی را می‌رنجاند. با خود قرار می‌گذارد که فردا به این مسئله فکر کند، هرچند فردا ناگهان بسیار دور به نظر می‌رسد، چون او خسته است، چنان خسته که گویی با جریانی تند از ساحلی دور می‌شود...»

یکی از نقاط قوت رمان، پیچیدگی شخصیت اصلی است. ملفتو سرهنگ را به هیولایی تک‌بعدی تقلیل نمی‌دهد. او بی‌تردید در نظامی خشونت‌بار نقش دارد، اما روایت تلاش نمی‌کند با قضاوتی سطحی او را توضیح دهد. آیا بی‌خوابی‌اش از عذاب وجدان سرچشمه می‌گیرد؟ یا ترس از فروپاشی جایگاهش؟ یا هراس از این‌که روزی خود در موقعیت قربانی قرار گیرد؟ پاسخ قطعی داده نمی‌شود. همین ابهام، خواننده را در وضعیت ناراحت‌کننده‌ای قرار می‌دهد: ما ناچاریم در ذهن کسی بمانیم که احتمالاً از او بیزاریم.

در کنار سرهنگ، نشانه‌هایی از زندگی خانوادگی او نیز دیده می‌شود. خانه‌ای که باید پناهگاه باشد، به فضایی پرتنش بدل شده است. همسر و فرزند حضور دارند، اما رابطه‌ها زیر سایه شغل و گذشته او ترک برداشته‌اند. این تقابل میان چهره عمومی و زندگی خصوصی، یکی از لایه‌های مهم رمان است. قدرتی که در بیرون مطلق به‌نظر می‌رسد، در درون خانه شکننده است. بی‌خوابی، اقتدار ظاهری را فرسوده می‌کند.

ملفتو، به‌عنوان نویسنده‌ای که تجربه روزنامه‌نگاری در مناطق جنگی را دارد، با سازوکارهای خشونت آشنا است. اما او در این رمان به سراغ گزارش نمی‌رود؛ بلکه با ابزار ادبیات، به تحلیل درونی قدرت می‌پردازد. «سرهنگ نمی‌خوابد» بیش از آن‌که درباره قربانیان باشد، درباره عاملان خشونت است؛ درباره این‌که آیا خشونت، حتی برای اعمال‌کننده‌اش، بی‌هزینه می‌ماند؟ رمان پاسخ می‌دهد که نه؛ خشونت همچون بومرنگی خاموش بازمی‌گردد، شاید نه در قالب مجازات رسمی، بلکه در شکل بی‌خوابی، اضطراب و فروپاشی تدریجی.

بی‌خوابی در این اثر، استعاره‌ای چندلایه است. جامعه‌ای که در آن سرکوب نهادینه شده، جامعه‌ای است که خواب ندارد. آرامش در آن ساختگی است. شب، زمان بازگشت سرکوب‌شده‌ها است. آنچه در روز پنهان شده، در تاریکی سر برمی‌آورد. این ساختار دوگانه روز و شب، کنترل و رهایی، یکی از عناصر فرمی مهم رمان است.

«سرهنگ نمی‌خوابد» کتابی است که خواننده را به تأمل وامی‌دارد، نه به آسودگی. روایتی است درباره شکاف در دل اقتدار، درباره تَرَک‌هایی که از درون آغاز می‌شوند. ملفتو بار دیگر نشان می‌دهد که می‌تواند با کمترین حجم، بیشترین تاثیر را بگذارد. او با نگاهی انسانی اما بی‌اغماض، سازوکار قدرت را کالبدشکافی می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در بالاترین سطوح فرمان‌دهی، انسان از سایه‌های خود در امان نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها