به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، لمیا دانهلوئیپور در «پیراهن خاکستری» ۱۱ داستان کوتاه را با حال و هوا و فرهنگ تبریز عرضه کرده است.
عنوان داستانهای کتاب شامل «تصاویر ذهنی»، «اسکن»، «گلدان»، «سقفی بالای سر»، «وقتی شهر خفته بود»، «شیشههای رب»، «پیراهن خاکستری»، «بیستتومانی»، «باغ زردآلو»، «مشهدی رمضان» و عباس شمر است و نویسنده اثر خود را به غلامحسین ساعدی تقدیم کرده است.

در بخشی از داستان عباس شمر که در پشت جلد کتاب نیز آمده میخوانید: «هرکدام از حرکت غافلگیرانه دیگری میترسید. گلاویز شدند. احد دستش را برد سمت یقه عباس. با یک حرکت سریع عباس قمه را کشید. دستش میلرزید. قمه را از غلاف بیرون کشید و آن را در هوا بلند کرد. قمه آمد پایین و خورد به پهلوی احد. احد آخی گفت و دستش را برد روی شانه عباس که نیفتد. سریع این اتفاق افتاد. هنوز کسی متوجه نشده بود که احد پخش زمین شد و خون از پهلویش فواره زد. همه شوکه شده بودند. عباس قمه را انداخت زمین و به دستش خیره شد. بعد یک قدم عقب رفت و گفت: به خدا قسم من نزدم. من نزدم. قمه خودش حرکت کرد. نتواانستم کنترلش کنم. نتوانستم. نیروش خارج از کنترل بود. کسی کاری به کارش نداشت. عباس بر روی احد خم شد. آشکارا گریه میکرد. بعد بلند شد. هراسان بود. چند قدم که دور شد پا گذاشت به فرار.»
انتشارات عنوان بهتازگی این اثر را در ۹۴ صفحه و با قیمت ۲۹۵ هزار تومان عرضه کرده است.
نظرات