سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – امید بحرینی: گاهی رمانهایی وجود دارند که نه با حادثههای بزرگ، نه با تعلیقهای نفسگیر و نه با شخصیتهای پرهیاهو، بلکه با نوع نگاهشان به جهان خواننده را مجذوب میکنند. رمان «در مدار» اثر سامانتا هاروی که مرزهای متعارف رمان را جابهجا میکند، از این دسته آثار است. داستان این کتاب که موفق شد جایزه معتبر بوکر را در سال ۲۰۲۴ از آن خود کند، در ایستگاه فضایی بینالمللی میگذرد؛ جایی که شش فضانورد از ملیتهای مختلف در حال گردش مداوم به دور زمین هستند. اما این رمان بیش از آن که دربارۀ فضا باشد، درباره انسان است. انسانهایی که از فاصلهای دور به سیاره خود نگاه میکنند و در برابر عظمت جهان، معنای زندگی، عشق، خاطره، مرگ و تعلق را دوباره مرور میکنند.
یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب، توانایی آن در ایجاد حس شگفتی است. خواننده همراه فضانوردان طلوعها و غروبهای پیاپی را تماشا میکند، عبور طوفانها را میبیند و به این فکر فرو میرود که زندگی روزمرۀ ما از چه فاصله ناچیزی در کیهان معنا پیدا میکند. رمان بدون آن که شعار بدهد، نگاهی عمیق به محیطزیست، زمان، تنهایی و پیوند میان انسانها دارد.
نخستین ویژگی برجستۀ «در مدار» پرهیز آگاهانۀ آن از پیرنگ متعارف است. در این رمان خبری از بحرانهای فنی، برخورد شهابسنگها یا نبرد برای بقا نیست. فضانوردان مشغول انجام وظایف روزمرۀ خود هستند؛ آزمایشهای علمی انجام میدهند، با خانوادههایشان ارتباط برقرار میکنند، غذا میخورند و به زمین مینگرند. اما همین زندگی روزمره، در ارتفاعی چندصد کیلومتری از سطح زمین، معنایی دیگر مییابد. فاصله گرفتن از زمین باعث نمیشود شخصیتها از آن رها شوند؛ برعکس، هرچه دورتر میروند، پیوندشان با خانه، خاطرات و انسانهای محبوبشان آشکارتر میشود. هاروی با ظرافتی مثالزدنی نشان میدهد که انسان حتی در دورترین نقاط ممکن نیز از جاذبۀ عاطفی زمین گریزی ندارد.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم کتاب، ایجاد حس حقارت انسان و همزمان عظمت انسان است. فضانوردان در برابر پهنۀ بیکران کیهان موجوداتی ناچیز به نظر میرسند، اما همین موجودات کوچک توانستهاند از سیارۀ خود فاصله بگیرند، آن را از بیرون مشاهده کنند و دربارۀ جایگاه خویش در جهان بیندیشند. این دوگانگی میان ناتوانی و شکوه، در سراسر رمان جریان دارد و به آن کیفیتی فلسفی میبخشد.
قدرت اصلی رمان در زبان آن نهفته است. نثر هاروی شاعرانه، موسیقایی و سرشار از تصاویر بدیع است. او بهجای توضیح مستقیم، از طریق توصیفهای حسی و تأملات درونی شخصیتها، خواننده را وارد تجربهای ذهنی میکند. زمین از منظر فضانوردان دیگر صرفاً یک سیاره نیست؛ موجودی زنده، شکننده و زیباست که مرزهای سیاسی و اختلافات انسانی در آن محو میشوند. از ارتفاع مدار، جنگها، مرزها و نزاعهای روزمره بیمعنا به نظر میرسند و آنچه باقی میماند تصویری واحد از خانۀ مشترک بشر است. همین نگاه است که رمان را به اثری عمیقاً انسانگرایانه و در عین حال زیستمحیطی تبدیل میکند. هاروی بدون شعار دادن، خواننده را به تأمل درباره آسیبپذیری زمین و مسئولیت انسان در قبال آن فرامیخواند.
ترجمۀ مشترک مصطفی انصافی و نگار سنجریفر از نقاط قوت نسخۀ فارسی کتاب به شمار میرود. در این ترجمه با متنی روبهرو هستیم که توانسته بخش مهمی از ظرافتها و موسیقی نثر هاروی را به زبان فارسی منتقل کند. مترجمان با انتخاب دقیق واژگان، حفظ لحن شاعرانۀ اثر و پرهیز از پیچیدگیهای غیرضروری، موفق شدهاند متنی روان و در عین حال وفادار به روح اثر ارائه دهند. انتقال نثری که بخش عمدۀ تأثیر خود را از ریتم، تصویرسازی و فضای ذهنی میگیرد، کاری دشوار است، اما این ترجمه در بسیاری از بخشها از عهدۀ این چالش برآمده و تجربهای نزدیک به متن اصلی را برای خواننده فارسیزبان فراهم میکند.
«در مدار» کتابی برای کسانی است که از ادبیات تأملبرانگیز لذت میبرند. کسانی که به دنبال داستانی پرکشش با فراز و فرودهای متداول هستند، ممکن است با ریتم آرام و تأملی آن ارتباط برقرار نکنند. اما برای خوانندگانی که از ادبیات بهعنوان ابزاری برای اندیشیدن، مشاهده و تجربۀ زیبایی زبان بهره میبرند، این کتاب تجربهای کمنظیر است، اثری آرام اما تأثیرگذار که پس از پایانش، احتمالاً برای مدتی به آسمان و زمین با نگاهی متفاوت خواهید نگریست. سامانتا هاروی در این اثر نشان میدهد که گاهی برای فهم بهتر زمین، باید از آن فاصله گرفت؛ و گاهی برای شناخت انسان، کافی است او را در سکوت بیکران فضا به تماشا نشست. «در مدار» بیش از آنکه رمانی دربارۀ فضا باشد، رمانی دربارۀ خانۀ مشترک ما، یعنی زمین، و دربارۀ معنای انسان بودن است.
این رمان در سال ۱۴۰۴ با ترجمۀ مصطفی انصافی و نگار سنجریفر به همت انتشارات مؤسسۀ فرهنگی هنری هنرمندان مشرق زمین در ۳۰۰ نسخه منتشر شده است.
نظر شما