شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
زندگی در سایه مهاجرت

«به جز این سراسرایی» را می‌توان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های جامعه‌شناختی سال‌های اخیر درباره مهاجرت دانست. ارزش اصلی آن نه در ارائه آمارهای تازه، بلکه در معرفی زبانی جدید برای فهم واقعیتی آشناست. نویسنده نشان می‌دهد که در ایران امروز، مسئله فقط مهاجرت نیست؛ مسئله زندگی در سایه مهاجرت است.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: کتاب «به جز این سراسرایی» با عنوان فرعی تمنای مهاجرت و زیستن دائمی در وضعیت موقت نوشته امید آسایش و عبدالمحمد کاظمی پور که به تازگی از سوی نشر نی منتشر شده، تلاشی است برای فهم پدیده مهاجرت در ایران؛ اما نه مهاجرت به معنای متعارف آن. نویسنده در این اثر توجه خود را از «مهاجران» به گروهی معطوف می‌کند که معمولاً از چشم پژوهشگران پنهان مانده‌اند: کسانی که هنوز نرفته‌اند اما زندگی‌شان حول امکان رفتن شکل گرفته است. کتاب می‌کوشد نشان دهد که در ایران امروز، مهاجرت صرفاً یک کنش نیست، بلکه به یک وضعیت ذهنی، فرهنگی و اجتماعی بدل شده است؛ وضعیتی که بر انتخاب‌های فردی، روابط اجتماعی، برنامه‌ریزی اقتصادی و حتی تعریف موفقیت اثر می‌گذارد.

زندگی در سایه مهاجرت
عبدالمحمد کاظمی‌پور

نویسنده و جایگاه او

عدالمحمد کاظمی‌پور و امید آسایش، نویسندگان کتاب سال‌ها بر مطالعات مهاجرت، روش‌های کیفی و تحلیل فرهنگی تمرکز داشته و این اثر حاصل «چندین سال مطالعه منابع، پژوهش میدانی و تأمل بر مسئله مهاجرت» معرفی شده است. آنچه نویسندگان را از بسیاری از پژوهشگران مهاجرت متمایز می‌کند، تلاش ایشان برای عبور از دوگانه کلاسیک «مهاجر/غیرمهاجر» است. در ادبیات رایج مهاجرت، معمولاً کسانی موضوع مطالعه قرار می‌گیرند که یا مهاجرت کرده‌اند یا در کشور مقصد زندگی می‌کنند؛ اما نویسندگان معتقدند گروه سومی در حال ظهور است که تأثیر اجتماعی آن کمتر از خود مهاجران نیست: مهاجرت‌اندیشان. این تغییر زاویه نگاه، مهم‌ترین نوآوری نظری کتاب به شمار می‌آید.

زندگی در سایه مهاجرت
امید آسایش

ایگاه کتاب در سنت مطالعات مهاجرت

مهم‌ترین ویژگی کتاب آن است که می‌کوشد خلأیی جدی را در مطالعات مهاجرت پر کند. بخش بزرگی از ادبیات کلاسیک مهاجرت بر جابه‌جایی فیزیکی افراد تمرکز دارد؛ یعنی بر کسانی که کشور خود را ترک کرده‌اند. اما نویسنده استدلال می‌کند که در بسیاری از جوامع، به‌ویژه در ایران، شمار افرادی که آرزوی مهاجرت دارند اما موفق به انجام آن نشده‌اند، به حدی رسیده که خود به یک گروه اجتماعی مستقل تبدیل شده‌اند.

از این منظر، کتاب تنها پژوهشی درباره مهاجرت ایرانیان نیست؛ بلکه کوششی برای بازاندیشی در نظریه مهاجرت است. نویسنده معتقد است نظریه‌های موجود هنوز نتوانسته‌اند پدیده‌ای را توضیح دهند که آن را «موقت بودن دائمی» می‌نامد؛ وضعیتی که در آن فرد نه در کشور مقصد است و نه واقعاً در کشور مبدأ زندگی می‌کند، بلکه ذهن و برنامه‌هایش در جایی میان این دو معلق مانده است.

زندگی در سایه مهاجرت

پیشگفتار؛ از مهران کریمی ناصری تا میلیون‌ها مهاجرت‌اندیش

نویسنده روایت خود را در پیشگفتار کتاب با داستان مشهور مهران کریمی ناصری آغاز می‌کند؛ مرد ایرانی‌ای که سال‌ها در فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی کرد و الهام‌بخش فیلم ترمینال شد. اما اهمیت این روایت در خود داستان نیست. نویسنده از آن به عنوان استعاره‌ای برای توضیح وضعیت جدیدی استفاده می‌کند که میلیون‌ها نفر در جهان تجربه می‌کنند. او می‌پرسد اگر کریمی ناصری هرگز موفق به ترک ایران نمی‌شد و سال‌ها در انتظار ویزا می‌ماند، زندگی او چه شکلی پیدا می‌کرد؟ این پرسش ساده در واقع نقطه عزیمت کل کتاب است.

در اینجا مفهوم محوری کتاب، یعنی «مهاجرت‌اندیش» (Homo Emigraturus)، متولد می‌شود. مهاجرت‌اندیش کسی است که خود را در آستانه ترک کشور می‌بیند، حتی اگر هرگز موفق به مهاجرت نشود. زندگی او بر مبنای آینده‌ای فرضی سامان می‌یابد؛ آینده‌ای که شاید هیچ‌گاه فرا نرسد. از نظر ادبی و روایی، پیشگفتار بسیار موفق است. نویسنده به جای آغاز با آمار و نظریه، از یک داستان انسانی بهره می‌گیرد و سپس به تدریج دامنه بحث را به سطحی کلان و نظری گسترش می‌دهد. همین ویژگی باعث می‌شود خواننده از همان صفحات نخست درگیر مسئله شود.

زندگی در سایه مهاجرت
مهران کریمی ناصری

ایده مرکزی کتاب؛ فرهنگ مهاجرت

اگر بخواهیم تمام کتاب را در یک مفهوم خلاصه کنیم، آن مفهوم «فرهنگ مهاجرت» است. نویسنده معتقد است در برخی جوامع، مهاجرت از یک انتخاب شخصی فراتر می‌رود و به ارزشی اجتماعی تبدیل می‌شود؛ ارزشی که بر تعریف موفقیت، منزلت اجتماعی و تصور آینده سایه می‌اندازد. در چنین شرایطی، افراد مسیر تحصیل، شغل، روابط عاطفی و حتی مدیریت مالی خود را بر اساس احتمال مهاجرت تنظیم می‌کنند. مهاجرت دیگر صرفاً تصمیمی فردی نیست؛ بلکه به یک افق جمعی تبدیل می‌شود.

این ایده، مهم‌ترین دستاورد نظری کتاب است. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، فقط افزایش میل به مهاجرت نیست، بلکه شکل‌گیری یک فرهنگ جدید است که رفتارهای اجتماعی را بازسازی می‌کند.

فصل نخست: مهاجرت به مثابه دغدغه عمومی

این فصل به بررسی حضور مهاجرت در رسانه‌ها، فرهنگ عامه، گفتمان سیاسی، شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی می‌پردازد. نویسنده نشان می‌دهد که مهاجرت چگونه از یک موضوع تخصصی به مسئله‌ای عمومی تبدیل شده است. اهمیت این فصل در آن است که زمینه فرهنگی لازم را برای فهم مفهوم «مهاجرت‌اندیشی» فراهم می‌کند. مهاجرت در اینجا نه یک رخداد فردی، بلکه بخشی از فضای ذهنی جامعه است.

فصل دوم: فرهنگ مهاجرت

این فصل قلب نظری کتاب است. در اینجا نویسنده نشان می‌دهد که فرهنگ مهاجرت چگونه شکل می‌گیرد، چه پیامدهایی برای افراد مختلف دارد و چگونه با سایر نیروهای اجتماعی تعامل می‌کند. مفهوم فرهنگ مهاجرت یادآور مفاهیمی چون «فرهنگ مصرف» یا «فرهنگ موفقیت» در جامعه‌شناسی فرهنگی است. مهاجرت به تدریج به معیار ارزش‌گذاری افراد تبدیل می‌شود.

فصل سوم: مهاجرت‌اندیشی

این فصل به تجربه زیسته مهاجرت‌اندیشان اختصاص دارد؛ کسانی که مهاجرت در ذهنشان به پروژه‌ای دائمی بدل شده است. موضوعاتی مانند برنامه‌ریزی برای مهاجرت، تلاش‌های ناموفق و آثار روانی انتظار در این بخش بررسی می‌شود. به نظر می‌رسد این بخش یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های تجربی کتاب باشد، زیرا به گروهی می‌پردازد که تاکنون کمتر موضوع پژوهش قرار گرفته‌اند.

فصل چهارم: مهاجرت آرمانی

در این فصل نویسنده به رؤیاسازی درباره مهاجرت می‌پردازد؛ به تصویرهای آرمانی از کشورهای مقصد و تصوراتی که از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تولید می‌شوند.

فصل پنجم: فرهنگ مهاجرت

در اینجا ابعاد گسترده‌تر این فرهنگ بررسی می‌شود: از رؤیای مهاجرت در کودکی تا مهاجرت به مثابه سرمایه اجتماعی، آیین گذار و حتی بخشی از هویت افراد.

فصل‌های مربوط به مهاجران، بازگشت‌کنندگان و مهاجرت‌ستیزان

بخش‌های بعدی کتاب به سه گروه مهم می‌پردازند: مهاجرت‌اندیشان کامیاب (کسانی که مهاجرت کرده‌اند)، مهاجران بازگشت و مهاجرت‌ستیزان. این تقسیم‌بندی از نقاط قوت کتاب است، زیرا نویسنده نشان می‌دهد فرهنگ مهاجرت فقط بر مهاجران اثر نمی‌گذارد، بلکه حتی مخالفان مهاجرت و بازگشت‌کنندگان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

چهار تیپ اجتماعی؛ مهم‌ترین نوآوری کتاب

داستان‌های تارا، اردلان، نیما و سوسن صرفاً روایت‌های شخصی نیستند؛ آنها نمونه‌های آرمانی چهار موقعیت اجتماعی‌اند. تارا نماد مهاجرت‌اندیشی است؛ کسی که سال‌ها زندگی خود را حول رؤیای مهاجرت سامان داده است. اردلان نماینده مهاجرت‌ستیزان است؛ فردی که ماندن را انتخاب کرده اما ناچار است دائماً از این انتخاب دفاع کند. نیما نماد مهاجرت‌اندیش کامیاب است؛ مهاجری که پس از رسیدن به مقصد درمی‌یابد واقعیت پیچیده‌تر از رؤیاهایش بوده است. سوسن نماینده مهاجران بازگشته است؛ کسی که پس از بازگشت، با نگاه منفی جامعه مواجه می‌شود و ناچار است تصمیم خود را توجیه کند.

این چهارگانه از نظر جامعه‌شناختی بسیار هوشمندانه طراحی شده است، زیرا به نویسنده امکان می‌دهد تمام طیف‌های مرتبط با فرهنگ مهاجرت را در یک چارچوب نظری واحد قرار دهد.

نخستین نقطه قوت کتاب، نوآوری مفهومی آن است. مفهوم «مهاجرت‌اندیش» ظرفیت آن را دارد که وارد ادبیات مطالعات مهاجرت شود و در پژوهش‌های بعدی به کار رود. دومین نقطه قوت، پیوند میان نظریه و تجربه زیسته است. نویسنده صرفاً در سطح مفاهیم انتزاعی باقی نمی‌ماند، بلکه از روایت‌های انسانی برای توضیح نظریه خود بهره می‌گیرد. سومین امتیاز، نگاه چندوجهی به مهاجرت است. برخلاف بسیاری از آثار که یا مهاجرت را ستایش می‌کنند یا محکوم، این کتاب می‌کوشد پیچیدگی‌های آن را نشان دهد. چهارمین نقطه قوت، توجه به پیامدهای فرهنگی مهاجرت است. کتاب نشان می‌دهد که اثر مهاجرت فقط در خروج افراد از کشور خلاصه نمی‌شود، بلکه بر ارزش‌ها، آرزوها و روابط اجتماعی نیز تأثیر می‌گذارد.

با وجود ارزش بالای کتاب، چند پرسش نیز می‌توان مطرح کرد. نخست اینکه نویسنده گاه چنان بر «فرهنگ مهاجرت» تأکید می‌کند که ممکن است نقش عوامل ساختاری ــ اقتصادی، سیاسی و نهادی ــ در افزایش میل به مهاجرت کم‌رنگ شود. این خطر وجود دارد که مهاجرت بیش از اندازه به یک پدیده فرهنگی فروکاسته شود.

دوم اینکه مرز میان «فرهنگ مهاجرت» و واکنش عقلانی به شرایط اجتماعی همیشه روشن نیست. آیا همه کسانی که به مهاجرت می‌اندیشند تحت تأثیر فرهنگ مهاجرت‌اند، یا بخشی از این میل نتیجه محاسبه‌ای واقع‌بینانه درباره فرصت‌های زندگی است؟ سوم اینکه مفهوم مهاجرت‌ستیزی، هرچند جذاب است، ممکن است طیف بسیار متنوعی از افراد را زیر یک عنوان واحد قرار دهد؛ از وطن‌دوستان آرمان‌گرا تا کسانی که صرفاً امکان مهاجرت ندارند.

«به جز این سراسرایی» را می‌توان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های جامعه‌شناختی سال‌های اخیر درباره مهاجرت دانست. ارزش اصلی آن نه در ارائه آمارهای تازه، بلکه در معرفی زبانی جدید برای فهم واقعیتی آشناست. نویسنده نشان می‌دهد که در ایران امروز، مسئله فقط مهاجرت نیست؛ مسئله زندگی در سایه مهاجرت است.

کتاب تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که بخش بزرگی از اعضایش در «آستانه رفتن» زندگی می‌کنند؛ جامعه‌ای که در آن مهاجرت از یک تصمیم فردی به افق مشترک تخیل اجتماعی تبدیل شده است. حتی اگر خواننده با همه نتایج نظری نویسنده موافق نباشد، دشوار است اهمیت پرسشی را که کتاب مطرح می‌کند نادیده بگیرد: وقتی رؤیای رفتن به یکی از مهم‌ترین آرزوهای جمعی یک جامعه تبدیل می‌شود، چه بر سر آن جامعه می‌آید؟ این پرسش، دلیل اصلی اهمیت و ماندگاری این کتاب است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها