شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۴
«غبار غلیظ» داستانی مومنانه است

قم- یک نویسنده و منتقد ادبی با بیان اینکه داستان مؤمنانه درباره‌ ایمان سخن نمی‌گوید بلکه در اتمسفر ایمان تنفس می‌کند، گفت: «غبار غلیظ» داستانی مومنانه است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، حجت‌الاسلام ابوالفضل هادی‌منش در هفتادوپنجمین نشست از انجمن ادبی «ماها» که به رونمایی و بررسی کتاب «غبار غلیظ»، نوشته شبنم مسعودنیا اختصاص داشت، بیان کرد: کتاب «غبار غلیظ» نوشته‌ای برخاسته از شور و شعور عاقلانه دختری تحصیل‌کرده و عاشق معماری ایرانی اسلامی است که در جریان دراماتیک عاشقانه از لنز «رمان اجتماعی» حوادث سال ۱۴۰۱ را روایت می‌کند.

وی ادامه داد: مینو عظیمی، نقش اول و راوی داستان است که شعور و معرفت اجتماعی خود را فدای عشق و عاشقی یک مهندس پولدار و دلداده نمی‌کند. در اثنای داستان، او وقتی می‌فهمد که مهندس دلداده، لیدر اغتشاشات است، دست از رویای خود برمی‌دارد و بطور منطقی، پا پس می‌کشد.

هادی‌منش تصریح کرد: داستان، ریتم تندی دارد و مخاطب را خیلی زود وارد فضای اصلی داستان می‌کند. زیاده گویی و اضافات ندارد. پردازش‌ها، شیرین و قلم صمیمانه و شفاف است که بیانگر رمان‌خوان بودن نویسنده است.

این منتقد ادبی یادآور شد: نویسنده، عناوین فصل‌ها را مناسب موضوع قرار می‌دهد و از اصطلاحات معماری ایرانی الهام گرفته و مخاطب را از بیرونی به رواق، اندرونی و سراچه می‌برد. بنای نویسنده، دوری از کلیشه‌هاست و تلاش می‌کند فضای معقول و منطقی برای آشنا زدایی‌ها و گره گشایی‌ها حاکم کند و در این زمینه موفق است.

وی تاکید کرد: مهمترین نکته این کتاب، خودیافتگی حقیقت توسط راوی‌ست که‌ می‌توان آن را یک «داستان مومنانه» خواند. داستان مومنانه، یک ژانر ادبی نیست. بلکه، یک «تجربه‌ زیسته‌ شهودی» است. نه برچسبی الصاقی بر پیکره‌ متن که با تزریق چند واژه‌ مقدس یا الصاق نمادهای آیینی شکل بگیرد؛ تجسدِ کالبدیافته‌ باوری است که در ژرفای جانِ نویسنده ریشه دوانده و خودش آن را یافته و با شجاعت، روی میز می‌کوبد و آن را به عنوان «یافته‌ خودم» و نه القای کتاب‌ها و «همراهی جماعت» اعلام می‌کند.

داستان مؤمنانه درباره‌ ایمان سخن نمی‌گوید

هادی‌منش بیان کرد: مرز ظریفِ داستان مؤمنانه با ادبیاتِ شعارزده در همین نقطه عیان است که داستان مؤمنانه درباره‌ ایمان سخن نمی‌گوید، بلکه در اتمسفر ایمان تنفس می‌کند و ترجیح داده باورمندانه سخن بگوید تا از روی تقلید یا فشار جمع موعظه نمی‌کند و ردای نصیحت‌گر به تن نویسنده نمی‌کند؛ جهان‌بینیِ عمیق و خودیافته‌ و مومن خود را در تار و پودِ روایت، کنشِ شخصیت‌ها، و بحران‌های دراماتیک می‌تند.

این فعال فرهنگی اضافه کرد: در داستان مومنانه، اعتقادِ نویسنده نه به مثابه‌ یک وصله‌ ناجور، که همچون خونی گرم در شریانِ پیرنگِ داستان جریان دارد. مؤلفِ داستان مؤمنانه، مقلدِ طومارهای موروثی نیست؛ سالکی با بصیرت است که از پس غبار غلیظ و هیاهوهای سیاسی، حقیقت را پیدا می‌کند و از ورای کوره‌راه‌های تردید، بادرنجِ جستجو و مکاشفاتِ قلبیِ خویش به آن می‌رسد. نویسنده کوشیده تا این ایمانِ مستقر در لایه‌های پنهانِ ضمیر خود رادر قالب داستان بریزد.

وی افزود: در «غبار غلیظ»، مینو فرو می‌ریزد ولی دوباره خود را با ایمانی شگرف به حقیقت، بازیازی می‌کند و زیر آوار دروغ‌ها کمر راست می‌کند و وقتی لکه خون آرمان علی‌وردی را روی آستین عاشق دلداه خود می‌بیند، خط قرمزی روی عشق دروغین می‌کشد و دم خروس را باور نمی‌کند و رنگ و بویی از حضورِ یک معنای متعالی به داستان می‌بخشد و این یعنی داستان مومنانه. یعنی یافتن حقیقت از پس هیاهوهای اجتماعی.

هادی‌منش گفت: در داستان مؤمنانه، کشمکش‌ها تنها تقابلِ خیر و شرِ نیستند؛ بلکه تقابلِ نور و ظلمت در پیچیده‌ترین لایه‌های روانِ آدمی‌اند. شخصیت‌ها در مواجهه با تراژدی‌ها و بحران‌ها، در خلأیی پوچ رها نمی‌شوند، بلکه تکاپوی آن‌ها، بازتابی از کششِ روح به سمتِ یک نقطه آرمانی است. حتی گناه و سقوط در داستان مؤمنانه، در سایه‌سارِ امکانِ شکوهمندِ توبه و رستگاری روایت می‌شود. این داستان، عصاره‌ خلوصِ مؤلفی است که پیش از نگاشتنِ هر کلمه، قلبِ خویش را در چشمه‌ یقین شست‌وشو داده است.

وی تصریح کرد: داستان مؤمنانه، پیمانِ ناگسستنیِ میانِ جانِ نویسنده و یافته‌های قلبی اوست و ایمان، عنصری الحاقی یا تزئینی نیست. ایمان خودیافته نویسنده، روحی است که در پیرنگ دمیده شده است. زاویه‌ دید، لحنِ راوی و حتی کنشِ شخصیت‌ها، جملگی از این منبع، سیراب می‌شوند. در هندسه‌ این داستان، هیچ‌چیز تصادفی نیست. گره‌افکنی‌ها، نه تقابل‌هایِ سطحی، که تجلیِ کشمکشِ نور و ظلمت در جانِ آدمی‌اند. نویسنده جهان را نه آشوب، که تابلویی حکیمانه می‌بیند. این داستان، دعوتی است به ضیافتِ کشف. دعوتی است به تماشایِ حقیقتی که پیش از ثبت بر کاغذ، در محرابِ ضمیرِ مؤلف به یقین رسیده است و این‌ها همه در داستان غبار غلیظ موج می‌زد.

«غبار غلیظ» رمانی اجتماعی است

در بخش دیگری از این نشست آریار ستوده داستان‌نویس گفت: «غبار غلیظ»، رمان رئال و اجتماعی است که در این اثر وقایع سال ۱۴۰۱ ایران و حوادث آن از نگاه مینو مورد بررسی قرار می گیرد. رمانی با موضوعیت تاریخی که اتفاقات جنبش زن زندگی آزادی از نگاه این دخترِ دانشجو و اهلِ شهرِ تهران، واکاوی می‌شود. مینو به سببِ آشنایی و نامزدی با سینا (رئیس موفقِ یک شرکت ساختمانی) ناخواسته از برخی جریانات و اتفاقات خاصِ آن جنبش، آگاه می‌شود.

ستوده ادامه داد: رمان از عناصری مانند انتخاب راویِ درست، زوایه دید مناسب و صحنه پردازی‌هایِ خوب سود می‌برد. درونمایه این رمان نیز بر این اساس استوار است که با وجودِ اشکالات و کاستی‌های ملموس، نویسنده در کل انجام برخی اصلاحات در سیستم حکومتی را کافی می داند. البته نویسنده رمان می‌توانسته با پرداختن به خصوصیات درونیِ بسیاری از آدم‌های آورده شده در داستان بر غنای کار خود و باور پذیریِ هرچه بیشتر اثر بیفزاید.

وی بیان کرد: یعنی به نظر، این رمان به بیشتر نوشته شدن نیاز دارد. همچنین این اثر را از نظر نوع نثر نیز می‌توان مورد بررسی قرار داد. نثری که خصوصا در نیمۀ اول کتاب، گاهی خاص بودن قلمِ نویسندۀ خود را به رخ خواننده می‌کشد. نثری که شاعرانگی و ترکیب و ترتیب‌بندیِ جملات را با توجه به سبک خاص نویسنده در بیان جمله، گاه به گاه و به صورت ذوقی به نمایش می‌گذارد.

این داستان‌نویس تصریح کرد: درباره باور پذیریِ کار، نویسنده به صورت هوشمندانه، مناسب‌ترین راوی و زوایه دید را انتخاب می‌کند که در پاسخ به هر انتقادی می‌تواند به این نکته اتکا نماید که آنچه در رمان می‌خوانید، صرفا برداشت‌های شخصیِ مینوست. هر چند نویسنده در چند جایِ داستان با آوردن چند جمله و چند اشاره، در خصوصِ شخصیت او آشنایی‌هایی بدست می‌دهد که البته همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، لزوم معرفیِ هر چه بیشتر شخصیت مرکزی رمان و پرداخت گسترده‌تر به دیگر آدم‌هایِ آورده شد در داستان ملموس و مشهود است.

«غبار غلیظ» داستانی مومنانه است

سفارشی بودن یک اثر لزوما به معنای ضعیف بودن آن نیست

در بخش پایانی شبنم مسعودنیا نویسنده اثر، در پاسخ به این سوال که آیا رمان «غبار غلیظ» سفارشی است یا خیر، گفت: باید بگویم خیر. این کار سفارشی نیست اما ایده اولیه آن توسط دوستی مطرح شد و بنده ابتدا سعی کردم ایده را مالِ خودم کنم.

وی ادامه داد: اگر نویسنده‌ای قصد نوشتن کار سفارشی هم دارد، باید ابتدا مسئله را برای خودش کند و سپس به نگارش آن بپردازد. سفارشی بودن یک اثر لزوما به معنای ضعیف و یا شعاری بودن آن نیست و بسته به نوع مواجهه نویسنده، می‌تواند متفاوت باشد.

مسعودنیا ادامه داد: متاسفانه فضای فرهنگی حاکم بر بدنه هنر کشورمان، به گونه‌ای است که هنرمندان متعهد را به انزوا می‌کشاند. اگر هنرمندی اثری متعهد خلق کند، هر چند با رعایت اصول و قواعد رشته هنری خود باشد، معمولا از طرف جامعه هنری به شعارزدگی متهم می‌شود. متاسفانه این امر باعث شده است که هنرمندان متعهد در اقلیت قرار بگیرند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها