شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸
تمام شرط‌بندی‌های یک کتاب

شهریار نظری مجموعه داستانی «شرط‌بند»، خود را به یک شیوه روایی محدود نکرده است. از داستان‌های واقع‌گرای اجتماعی تا روایت‌های تاریخی، از رئالیسم جادویی تا فضاهای سوررئال و نمادین، همگی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و مجموعه‌ای متنوع پدید آورده‌اند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مرضیه سبزعلیان، منتقد ادبی: در جهان داستانی «شرط‌بند»، انسان‌ها مدام در حال آزمودن بخت، باورها و انتخاب‌های خود هستند. یکی با یک اسکناس پاره، دیگری با وسوسه قمار، یکی در میانه جنگ و دیگری در قلمرو رؤیا و افسانه. با وجود تنوع چشمگیر فضاها و شخصیت‌ها، اغلب آثار این مجموعه پیرامون پرسشی مشترک شکل گرفته‌اند: انسان در برابر سرنوشت، شانس و پیامد انتخاب‌هایش چه جایگاهی دارد؟

شاید به همین دلیل عنوان «شرط‌بند» فراتر از نام یکی از داستان‌های کتاب عمل می‌کند و به استعاره‌ای برای کل مجموعه تبدیل می‌شود. در این جهان، تقریباً همه شخصیت‌ها به شکلی بر سر چیزی شرط می‌بندند؛ راوی «اسکناس پاره» بر شانس خود، خبرنگار داستان «شرط‌بند» بر عقل و قطعیت، «الیاس» بر انسانیت در دل تاریخ، ژاک در «مرد خوابیده در گل‌ها» بر امکان صلح، مجروحان «خوش‌شانس» بر بقا و علاالدین در «غول چراغ» بر معنای آرزوها. گویی نویسنده از خلال روایت‌هایی گوناگون، بارها به این پرسش بازمی‌گردد که زندگی چیزی جز مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و شرط‌بندی‌های کوچک و بزرگ نیست.

شهریار نظری در این مجموعه خود را به یک شیوه روایی محدود نکرده است. از داستان‌های واقع‌گرای اجتماعی تا روایت‌های تاریخی، از رئالیسم جادویی تا فضاهای سوررئال و نمادین، همگی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و مجموعه‌ای متنوع پدید آورده‌اند. این تنوع سبب می‌شود هم مخاطب عام با داستان‌های خوش‌خوان و موقعیت‌های ملموس ارتباط برقرار کند و هم مخاطب جدی‌تر ادبیات، لایه‌های فلسفی و تأمل‌برانگیز آثار را دنبال کند.

«شرط‌بند» مجموعه‌ای شامل ۲۹ اثر در قالب داستان کوتاه و نمایشنامه است که توسط انتشارات «فرهامه» منتشر شده است؛ مجموعه‌ای که می‌کوشد از مسیر روایت‌هایی متنوع، به دغدغه‌ای واحد برسد: تأمل درباره انسان و انتخاب‌هایی که سرنوشت او را رقم می‌زنند.

ایده‌پردازی و جهان‌بینی

مهم‌ترین نقطه قوت «شرط‌بند» را باید در ایده‌های آن جست‌وجو کرد. نویسنده در اغلب آثار، فراتر از روایت یک ماجرا یا بازآفرینی یک موقعیت، در پی طرح پرسش‌هایی بنیادین درباره زندگی انسان است. مفاهیمی چون: شانس، سرنوشت، انتخاب، خشونت، قدرت، آرزو، هویت و معنای زندگی و مرگ و... این مضامین در داستان‌های مختلف تکرار می‌شوند و به‌رغم تفاوت‌های زمانی و مکانی، نوعی پیوستگی معنایی میان آثار ایجاد می‌کنند.

همه ما شرط‌بندیم

فضای غالب مجموعه آمیزه‌ای از طنز تلخ، تأمل انسانی و نگاهی گاه انتقادی به جهان پیرامون است. داستان‌های این مجموعه اغلب بر یک هسته مفهومی روشن استوارند. از تأمل درباره ماهیت شرط و تصادف در «شرط‌بند» گرفته تا چرخه تکرارشونده نفرت در «الیاس ابراهیمی»، تقابل دانش و قدرت در «احمق‌ها» و جست‌وجوی معنای آرزو در «غول چراغ». این رویکرد سبب شده بسیاری از داستان‌ها پس از پایان نیز در ذهن مخاطب باقی بمانند و او را به تأمل درباره مضمون اثر وادارند.

البته همین ویژگی گاه به نقطه ضعف برخی آثار تبدیل می‌شود، گاهی چنان وزن ایده‌های فلسفی و نمادین پررنگ می‌شود که بر سایر عناصر داستان سایه می‌اندازد. در برخی آثار، ایده مرکزی بیش از شخصیت‌ها و کنش روایی در کانون توجه قرار می‌گیرد؛ مسئله‌ای که هرچند از ارزش فکری آثار نمی‌کاهد، اما گاه از پویایی دراماتیک آن‌ می‌کاهد.

فضاسازی

یکی دیگر از ویژگی‌های قابل توجه مجموعه، توانایی نویسنده در خلق فضاهای متنوع و باورپذیر است. نظری توانسته در مجموعه داستان «شرط‌بند» خواننده را از خیابان‌ها و قهوه‌خانه‌های آشنا به میدان‌های جنگ، از تاریخ معاصر به قلمرو افسانه و رؤیا، و از واقعیت روزمره به جهان‌های نمادین و سوررئال ببرد. این جابه‌جایی گسترده، بدون آنکه به آشفتگی بینجامد، نشان از تخیل فعال و دامنه وسیع تجربیات زیستی نویسنده دارد.

فضاسازی در بسیاری از داستان‌ها تنها نقش پس‌زمینه را ایفا نمی‌کند، بلکه به بخشی از معنای اثر تبدیل می‌شود. برف و سکوت رازآلود «چگور»، میدان جنگ در «مرد خوابیده در گل‌ها» و جهان کابوس‌گونه «رویا» صرفاً مکان وقوع حوادث نیستند، بلکه در شکل‌گیری حال‌وهوای داستان و انتقال مفاهیم آن نقشی اساسی دارند. همین توجه به تصویرسازی و جزئیات حسی، به بسیاری از آثار کیفیتی سینمایی و به ‌یادماندنی بخشیده است.

شخصیت‌پردازی

شخصیت‌های «شرط‌بند» بیش از آنکه بر پایه جزئیات روان‌شناختی پیچیده شکل گرفته باشند، در خدمت موقعیت‌ها و ایده‌های داستانی قرار دارند. نویسنده معمولاً با قرار دادن شخصیت‌ها در موقعیت‌های خاص و گاه استثنایی، به دنبال آشکار کردن یک پرسش یا دغدغه انسانی است. از این منظر، شخصیت‌ها اغلب کارکردی نمادین یا تمثیلی پیدا می‌کنند و حامل بخشی از اندیشه مرکزی اثر می‌شوند.

این شیوه در داستان‌های فلسفی و تمثیلی مجموعه تا حد زیادی موفق عمل می‌کند، اما همین امر موجب شده شخصیت‌پردازی دچار چالش‌هایی شود و در برخی مواقع کارکترها تنها در حد تیپ باقی بمانند. با این حال، همین رویکرد سبب شده بسیاری از آثار از سطح روایت‌های صرفاً واقع‌گرا فراتر بروند و به تأملاتی گسترده‌تر درباره وضعیت انسان تبدیل شوند.

زبان و نثر

زبان داستان‌های این مجموعه عموماً در خدمت روایت و انتقال معنا قرار دارد و نویسنده کمتر در پی خودنمایی زبانی یا پیچیده‌سازی عمدی متن بوده است. این ویژگی به خوانایی اثر کمک کرده و امکان ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطب را فراهم آورده است. در بسیاری مواقع نثر نویسنده تصویری، روان و هماهنگ با فضای داستان عمل می‌کند و به فضاسازی و انتقال احساسات یاری می‌رساند.

در مقابل، مهم‌ترین چالش فنی این مجموعه داستان را می‌توان در حوزه ویرایش و پرداخت نهایی دانست. در برخی داستان‌ها جملات طولانی، توضیح‌گویی‌های زائد یا تکرار بعضی مفاهیم از ضرباهنگ روایت می‌کاهد. همچنین برخی ایده‌ها ظرفیت بیشتری برای گسترش دارند و بعضی پایان‌بندی‌ها به اندازه مسیر جذابی که داستان طی کرده است، ماندگار و غافلگیرکننده نیستند. با این حال، این کاستی‌ها بیش از آنکه به ضعف در تخیل، یا عدم شناخت ساختار داستان مربوط باشند، به پرداخت نهایی آثار و ویرایش متن بازمی‌گردند.

دو داستان شاخص مجموعه

داستان «احمق‌ها» از موفق‌ترین نمونه‌های طنز در این مجموعه است؛ اثری که با بهره‌گیری از رئالیسم تاریخی، گروتسک و رگه‌هایی از کمدی ابزورد، تقابل میان دانش، قدرت و سوءبرداشت را به تصویر می‌کشد. نقطه قوت اصلی داستان در ایده هوشمندانه، وارونگی مفهوم «حماقت» و خلق موقعیت‌هایی است که از دل سوءتفاهم‌های ظاهراً ساده، ابعاد بزرگ‌تری از ناآگاهی و قدرت را آشکار می‌کنند. هرچند در بخش‌هایی گفت‌وگوهای توضیحی و غلبه ایده بر کشمکش نمایشی از پویایی اثر می‌کاهد، اما «احمق‌ها» همچنان یکی از به‌یادماندنی‌ترین و اندیشمندانه‌ترین آثار مجموعه باقی می‌ماند.

همچنین داستان «غول چراغ» نیز با بازخوانی افسانه مشهور علاالدین، آن را به تأملی فلسفی درباره قدرت، خواستن و معنای رضایت انسانی تبدیل می‌کند. ایده مرکزی داستان و پایان نمادین آن، به اثر، هویتی مستقل و تأمل‌برانگیز می‌بخشد. هرچند در برخی بخش‌ها حجم جزئیات و توضیحات از تمرکز روایت می‌کاهد، اما داستان به واسطه نگاه خلاقانه و طرح پرسش‌هایی بنیادین درباره آرزو و خوشبختی، از آثار شاخص مجموعه به شمار می‌آید.

ساختار و چیدمان مجموعه

نکته دیگری که می‌توان درباره «شرط‌بند» مطرح کرد، تعداد نسبتاً بالای آثار و ترکیب قالب‌های روایی آن است. مجموعه ۲۹ اثر را در قالب داستان کوتاه و نمایشنامه در کنار یکدیگر گرد آورده؛ تصمیمی که از یک سو دامنه علایق و توانایی‌های نویسنده را نشان می‌دهد، اما از سوی دیگر تا حدی از تمرکز و یکدستی کتاب می‌کاهد. چرا که نمایشنامه‌های مجموعه عمدتا از نظر فضا و شیوه روایت تفاوت محسوسی با داستان‌های کوتاه دارند و این احساس را ایجاد می‌کنند که چه بسا می‌توانستند در قالب کتابی مستقل بیشتر بدرخشند.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد می‌توان در چیدمان برخی آثار، به ‌ویژه انتخاب داستان پایانی، تأمل بیشتری داشت. به گمانم «غول چراغ» با لحن فلسفی و مضمون جمع‌بندی‌کننده‌اش، ظرفیت آن را دارد که به عنوان پایان مجموعه عمل کند و بسیاری از دغدغه‌های فکری کتاب را در نقطه‌ای واحد گرد آورد. از این منظر، قرار گرفتن داستان «تلاشی دیگر» در انتهای مجموعه، اندکی از قدرت فرجام‌بندی کتاب کاسته است.

در نهایت «شرط‌بند» مجموعه‌ای است که بیش از هر چیز با ایده‌های خلاقانه، تنوع فضاها و دغدغه‌های انسانی‌اش شناخته می‌شود. نویسنده ‌کوشیده است از خلال روایت‌هایی متفاوت، پرسش‌هایی مشترک درباره انسان، انتخاب و سرنوشت را پیش روی مخاطب قرار دهد و در این مسیر اغلب موفق عمل کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها