به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از فایننشال تایمز، کتاب «چطور یک زبان را بکشیم» (How to Kill a Language) با نگاهی انتقادی به ایده «یک زبان جهانی» آغاز میشود؛ ایدهای که نویسنده آن را نوعی آرمانگرایی شکستخورده میداند. به باور او، رشد زبان انگلیسی در جهان باعث شده بسیاری از گویشوران آن تصور کنند این زبان به طور طبیعی همه جا قابل فهم خواهد بود، در حالی که زبانهایی مانند ماندارین نیز از نظر تعداد گویشوران بومی جایگاه بسیار قدرتمندی دارند.
نویسنده تاکید میکند که «یک زبان مشترک به تنهایی نمیتواند جوامع انسانی را متحد کند یا مشکلات جهان را حل کند». او در مقابل، از تنوع زبانی دفاع میکند و آن را منبعی برای پیوندهای فرهنگی، مقاومت اجتماعی، دانش بومی و حتی خدمات درمانی میداند.
کتاب به شکل میدانی به نقاط مختلف جهان از جمله عمان، غنا و کردستان سفر میکند و وضعیت زبانهای در معرض خطر را بررسی میکند. نویسنده برای توصیف روند نابودی زبانها از اصطلاح «زبانکشی» استفاده میکند؛ فرایندی که میتواند از سیاستهای دولتی و فشارهای اقتصادی تا سلطه اینترنت و بازار جهانی را شامل شود.
در بخشهایی از کتاب، داستان شخصی نویسنده و رابطه او با مادربزرگش نیز روایت میشود؛ مادربزرگی که به چند زبان از جمله ایتالیایی و گویش محلی منطقه پیاتسا صحبت میکرد. این روایت شخصی، نقطه شروعی برای پرسش نویسنده درباره ریشههای هویت زبانی و تلاش برای بازسازی ارتباط او با زبان ایتالیایی است.
کتاب همچنین به تاریخ شکلگیری زبان ایتالیایی استاندارد اشاره میکند؛ زبانی که در روند دولت-ملتسازی قرن نوزدهم نقش متحدکننده داشت، اما همزمان بسیاری از گویشها و زبانهای محلی را به حاشیه راند. به گفته نویسنده، تنها در سال 1999 ایتالیا تحت فشار اتحادیه اروپا بخشی از زبانهای اقلیتی خود را به رسمیت شناخت.
یکی از مثالهای مهم کتاب، وضعیت زبان بومی «کاروک» در کالیفرنیاست؛ زبانی که تنها حدود 12 گویشور مسن دارد. نویسنده این وضعیت را نمونهای از نابودی گسترده تنوع زبانی در آمریکا میداند، جایی که پیش از استعمار صدها زبان مختلف وجود داشته است.
کتاب در عین هشدار درباره خطر نابودی زبانها، به تلاشهای احیای آنها نیز میپردازد؛ از «مهدکودکهای زبانی» که کودکان را با سالمندان گویشور زبانهای بومی پیوند میدهند تا پروژههای دیجیتال و ویکیپدیایی برای ثبت و حفظ زبانهای در حال انقراض.
در نهایت، پیام اصلی کتاب این است که از دست رفتن یک زبان فقط از بین رفتن یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه حذف بخشی از حافظه تاریخی، دانش بومی و هویت جمعی انسانهاست. نویسنده تاکید میکند که حفظ تنوع زبانی، نه یک انتخاب فرهنگی لوکس، بلکه ضرورتی برای بقا و سلامت جوامع انسانی است.
نظر شما