شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۶
«رُبّان»؛ برشی از لباس خونین جنگ در آغوش خلیج

رُبّان» کتابی است که بیش از هر چیز، اهمیت سوژه‌اش مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند. روایت بخشی کمتر گفته‌شده از دفاع مقدس در خلیج فارس و زندگی یکی از فرماندهان نیروی دریایی...

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: «هواپیمایی مسافربری ۶۵۵ ایران اِیر، مورد اصابت موشک ناو جنگی وینسنس قرار گرفت. هواپیما در آسمان هزارپاره شد. انفجار دود از همه‌جا شره می‌کرد. علی فریاد زد: «یا جَدا» یونس دودستی توی سرش کوفت. روی آب نزدیک لارک، بارش عروسک تکه‌تکه‌شده، کفش پاره شده، روسری بدون صاحب باریدن گرفت. تکه‌ای از دریا زخمی شد.» این جملاتِ کوتاهِ تصویریِ آغشته به یک اتفاق تلخ، نمادی از تمام ابعاد کتابِ تازه‌چاپِ «رُبّان» است؛ کتابی که زهرا شکراللهی، نویسنده‌ی آن، در مقدمه‌اش معتقد است که فرهنگ لغات، این اسم را به معنای ناخدا، کشتی‌بان و ملوان معرفی کرده است.

جلد کتاب هم خالی از لطف تماشا نیست چون یک عکس جان‌دار است از اقتدار، آن هم در عین سادگی. محاصره نفت‌کش آمریکایی را توسط قایق‌های ساده و کوچک ایرانی نشان می‌دهد که با همان کوچکی، توانسته‌اند آن بزرگیِ کشتی نفت‌کش را به شوخی بگیرند و برای جلوگیری از پیشروی عامدانه، آتشش بزنند.

به هر صورت نمی‌توان انکار کرد که عنوان و طراحی جلد کتاب، گیرا است؛ به خصوص در این روزها که «جنوب» و «خلیج فارس» و «تنگه هرمز» مثل یک مروارید از گردن همه‌ی ما ایرانی‌ها آویزان است و سنگش را به سینه‌هایمان می‌زنیم.

پس مقدمه را می‌خوانم. کتاب می‌گوید که قرار است ناگفته‌های جنگ خلیج‌فارس را به روایت زندگی سردار دریادار دکتر ابراهیم رستمی برایمان نقل کند و قصه، از زایمان سخت مادر ابراهیم در روستای کنگان و زیر احاطه‌ی آفتاب تند و تیز فسا شروع می‌شود. نویسنده اقرار می‌کند که باید به جنگ‌های دریایی هم پرداخت و جزئیاتشان را گفت اما تا اواسط کتاب، به جز روی جلدش، خبری از دریا نیست! و مخاطب تنها با یک روایت خطی که گاهی داستانی و گاهی گزارش اتفاقات جنگ‌های زمینی است مواجه می‌شود، آن هم با مجموعه‌ای از اصطلاحات بومی و محلی مانند «دول آب» «خورشیدِ زوال» «دِ یارد نی» «آفتاب سر ظهر ۱۷ مرداد، ۴۲ گرم بود.» «بتولکه که بیاد.» که در هیچ پرانتز یا پاورقی‌ای برای آن‌ها توضیح و تعریفی نوشته نشده و مخاطب غیربومی را دچار آشفتگی می‌کند.

هرچند که سوژه و موضوع کتاب، هوشمندانه، جذاب و قابلیت داستان‌پردازیِ بر مبنای مستندات و واقعیات را دارد اما پرت‌شدگی‌های مدام و نداشتنِ وحدت قلم در نوشتار، یکی از چالش‌های اصلی این کتاب است. در صفحه‌ای از آن، نویسنده، شروع جنگ زمینی ایران و عراق و چگونگی پیوستن ابراهیم یا همان شخصیت اصلی را به کاروان خودجوش رزمندگان توضیح می‌دهد اما ناگهان به ماجرای دریاقلی سورانی پرت می‌شویم و بعد از توضیح یکنواخت آن، دوباره به قصه برمی‌گردیم، چیزی شبیه ترکیب اخبار با داستان! همان‌قدر توجه‌برانگیز اما ناموزون و غیرمتجانس.

کتاب، با مقدمه‌ی پرداختن به یک واقعه جنگی و دریایی مهم در جمهوری اسلامی ایران در قالب داستانی مستند معرفی می‌شود اما تا بخش قابل توجهی از صفحات و فصل‌هایش، براساس جنگ‌های زمینی دفاع مقدس و شکستن حصرها و آزاد شدن شهرها پیش می‌رود؛ تکراری از رویدادهای از پیش گفته شده، که مخاطبِ تشنه و در جست‌وجوی دانستن از جنگ‌های دریاییِ وطنش را برای ادامه‌ی همزیستی با داستان، دلسرد و دلزده می‌کند. و این در حالی است که از فصل‌های آخر کتاب، مواجه با دریا و جنگ‌های آن، ساختار موجه‌تری می‌گیرد و اگر داستان از همان‌جا شروع می‌شد، به عنوان و هدف کتاب، بسیار نزدیک‌تر بود.

با این همه، قدرت روایتِ صاف، منطقی، بومی و مستند نویسنده را می‌توان از نقاط قوتی دانست که اگر همه‌ی بخش‌های کتاب را شامل می‌شد و یکپارچه‌سازی داشت، کتاب را به همان نقطه مطلوبش می‌رساند؛ نقطه‌ای که شاید در گیرودار شتاب‌زدگی برای تحویل اثری با موضوعیت جنگ‌های دریایی، سوژه‌ای ناب را کمتر از آنچه سزاوارش بود نشان داد و جز در بخش‌هایی محدود که اطلاعاتی تازه و با خطی داستانی به مخاطب می‌داد، درخشندگی چندانی نداشت.

«چند ماه بعد، بالگردهای آمریکایی، نادر مهدوی و بیژن گرد، این دو مرد نیروی هوایی را که به یکی از کشتی‌های رزم شبانه زده بودند به شهادت رساندند. پیکرشان را روی عرشه‌ی کشتی به میخ بستند. عقده‌هایی را که نمی‌دانستند کجا خالی کنند روی پیکر شهید ایران خالی کردند.»

در مجموع، «رُبّان» کتابی است که بیش از هر چیز، اهمیت سوژه‌اش مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند. روایت بخشی کمتر گفته‌شده از دفاع مقدس در خلیج فارس و زندگی یکی از فرماندهان نیروی دریایی، ظرفیتی دارد که می‌توانست به اثری ماندگار در ادبیات مستند جنگ تبدیل شود؛ اما پراکندگی روایت، تأخیر در ورود به موضوع اصلی و ناهماهنگی میان گزارش و داستان، اجازه نمی‌دهد این ظرفیت به تمامی شکوفا شود. با این همه، هرجا که نویسنده به دریا نزدیک می‌شود و روایت را بر موج واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده پیش می‌برد، کتاب نیز جان تازه‌ای می‌گیرد و نشان می‌دهد که «رُبّان» بیش از آنکه در خشکی روایتش به یاد بماند، در آب‌های خلیج فارس نفس می‌کشد. شاید این کتاب همه ظرفیت‌های سوژه ارزشمندش را بالفعل نکرده باشد، اما دست‌کم یادآور حقیقتی مهم است؛ اینکه تاریخ دفاع مقدس تنها بر خاک نگذشته، بخشی از آن هنوز بر آب‌های خلیج فارس موج می‌زند و روایت آن، همچنان چشم‌انتظار داستان‌هایی است که با انسجامی بیشتر و نگاهی عمیق‌تر نوشته شوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها