شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

کامیار عابدی، منتقد و پژوهشگر ادبی کشورمان به مناسبت تالیف کتاب «شاعران ایران و هجوم متفقین» گفت: حفظ حدود و ثغور کشور مورد موافقت اغلب شاعران ایرانی دوران جنگ جهانی دوم است هرچند از نظر نحوه عمل، اختلافاتی با همدیگر دارند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا کامیار عابدی پژوهشگر و منتقد سرشناس و پرکار شعر و ادبیات معاصر، به قول نویسنده و تاریخ‌نگار مشهور فقید، احسان یارشاطر «از صاحبنظران بسیار بصیر شعر معاصر است که تالیفاتش حکایت از ذوق سلیم و بی‌طرفی و انصاف و دوری از تمایلات سیاسی دارد». این پژوهشگر و منتقد ادبی به تازگی اثر پژوهشی تازه‌ای با رویکرد تحلیلی درباره جنگ جهانی دوم در آیینه شعر فارسی با عنوان «شاعران ایران و هجوم متفقین» تالیف کرده که به همت انتشارات موسسۀ جهان کتاب عرضه شده است.

شاعرانی که آثارشان در این کتاب مفصل آمده شامل محمود تندری قمی، محمدتقی بهار، اسماعیل دهقان، ابوالقاسم لاهوتی، نظام‌وفا، احمد بهار، مفتون همدانی، حسین مسرور، عباس رسام ارژنگی، سیدحسن شکوهی، محمود افشار یزدی، محمود فرخ خراسانی، علی‌محمد پیمان یغمایی، حسین کوهی کرمانی، حسین گل گلاب، نیما یوشیج، علی‌اکبر فیاض، حبیب یغمایی، حسین پژمان بختیاری، علی اکبر گلشن آزادی، صابر همدانی، محمداسماعیل فردوس فراهانی، محمدجعفر واجد شیرازی، بدری تندری، محمدحسین شهریار، محمدعلی‌نجاتی، علی‌اصغر حریری، صادق سرمد، غلامعلی رعدی آذرخشی، محمدحسن رهی معیری، گلچین گیلانی، محمدعلی جواهری، قاسم رسا، کاظم رجوی دیلمقانی، علی اصغر معینیان، مریم میرهادی، میرنقی میلانی، ابوالقاسم حالت، مهدی حمیدی شیرازی، خوشدل تهرانی، احمدعلی رجایی بخارایی، یزدان‌ّبخش قهرمان، احمد گلچین معانی، بسیج خلخالی، فریدون تولَلی، محمدامین ریاحی، عبدالعلی ادیب برومند، منوچهر شیبانی، محمود منشی کاشانی، اسماعیل نواب صفا، احمد شاملو، پروین حکیم معانی، محمد مُکری، ن. آتشپاره، محمدجعفر ایران‌پور تویسرکانی، پرمن، سیدرضا عقیلی استرآبادی، میرموسی مشیری کردستانی و یک شاعر بی‌نام هستند.

در این کتاب با بهره‌گیری از منابع متنوع و گاه کمتردیده شده، اشعار این شاعران در موضوعاتی چون خبرهای جنگ، ورود متفقین به ایران، توجه به سوسیالیسم و کمونیسم، تاکید بر مام میهن، ورود و خروج متفقین، حاکمیت و سپس شکست فرقه دموکرات در تبریز و زمینه‌های وابسته به آنها از جمله تقبیح نازی‌ها و تحسین اتحاد شوروی و گاه تقبیح هردو کشور اخیر و تاکید بر صلح گردآوری شده است.

به مناسبت انتشار «شاعران ایران و هجوم متفقین» گفت وگویی با کامیار عابدی درباره این پژوهش و نیز بررسی سیر تاریخنگاری ادبی کشورمان با نگاه به دوران جنگ جهانی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

این، شاید اولین بار است که درباره یک دوره کوتاه شش ساله ، یعنی نه حتی یک دهه، پژوهشی صورت می‌گیرد چه شد که تصمیم گرفتید کتابی درباره جنگ جهانی دوم در آیینه ادبیات و شعر تالیف کنید؟

راستش یکی از علایق اصلی من از قدیم، خواندن و مرور و ورق زدن و یادداشت‌برداری دفترها و دیوان‌ها و مجموعه اشعار و تذکره‌ها و جُنگ‌های ادبی و نشریات فرهنگی است؛ البته نه فقط جستجوی آثار شاعران مشهور که شاعران کم‌تر مشهور و حتی بسیار گمنام. بخشی از مقالات و کتاب‌هایی که تالیف و تدوین کرده‌ام اصولا از این علاقه متولد شده و سپس گسترش یافته است. کتاب «شاعران ایران و هجوم متفقین» هم در خرداد ۱۴۰۲ از دل این کنجکاوی بیرون آمد و گردآوری و تالیف آن به پایان رسید تا آنکه سرانجام در تابستان ۱۴۰۵ توانست چاپ و منتشر شود.

اما کتاب شما حاصل یک کار تخصصی است؛ این طور نیست؟

اصولا در جهان با رشد دانش و شاخه‌های مختلف آن، تخصص اهمیت زیادی پیدا کرده است و نمی‌توان کسانی را پیدا کرد یا به‌ندرت کسانی را می‌توان پیدا کرد که حتی در یک رشته و زمینه، جامع و مانع باشند. اکنون زمانه‌ای است که پژوهش‌های خُرد در حال تکمیل همدیگر هستنند و شما این ویژگی را در تحقیقات ایرانشناسان فرنگی، که به وفور، به فارسی هم ترجمه شده است و می‌شود، مشاهده می‌کنید. البته این ویژگی انتقاداتی هم گاهی به حق، از نظر فقدان نگاه کلی برانگیخته است اما واقعیت این است که با موقعیت مورد اشاره، شماری از پژوهش‌های کلانی که به ویژه در سال‌های اخیرتر انجام شده است، درواقع فاقد اصالت است و حاصل ترکیب یا گاه چهل تکه /کولاژ کردنِ تحقیقات خُرد است. در حوزه تاریخ‌نگاری ادبی یا ادبیات با نگاه تاریخی هم تمرکز بر موضوعات یا دوره‌های کوچک افزایش یافته است.

شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

این کتاب در چه فرایندی شکل گرفت و تدوین آن چقدر زمان برد؟ همچنین لطفاً درباره ساختار کتاب و بخش‌های مختلف آن توضیح دهید.

نمی‌توانم بازه زمانی دقیقی برای تالیف این کتاب خدمتتان عرض کنم چون این نوع کتاب‌ها حاصل گردآوری و مطالعه سالیان است، به تدریج طی سال‌ها قبل در ذهن آدمی شکل می‌گیرد و منابع و مآخذ لازم یا کافی آهسته آهسته شناسایی می‌شود تا آنکه در طی چهار- پنج ماه کتاب به شکل نهایی‌اش می‌رسد. این کتاب دو بخش دارد. بخش مفصل آن همان بخش دوم یا متن شعرهاست که براساس سال تولد هر شاعر تنظیم شده است؛ ویژگی این بخش این است که شعرها تا حد امکان تاریخمند است و اگر تاریخ دقیق نداشته باشد از حال و هوای شعر بر خواننده بسیار آشکار است که مربوط به همین دوره و حتی احتمالا کدام سال و کدام واقعه است. نمی‌توان ادعا کرد که اینها همۀ شعرهای مرتبط با جنگ جهانی دوم است که در این دوره سروده شده است اما احتمالا بخش قابل توجهی از آنها در این بازۀ زمانی در ۶۵۰ صفحه گردآوری و تنظیم شده است. همچنین در بخش اول، که ۱۰۰ صفحه نخست کتاب را شامل می‌شود و شاید برخی آن را مقدمه‌ای بر کتاب بدانند، در طی چهار فصل، ابتدا کوشیده‌ام که از سیر جنگ جهانی دوم و ابعاد آن صحبت شود و ورود و گسترش جنگ جهانی دوم در ایران مورد تحلیل قرار گیرد. در این دو فصل خلاصه‌ای از تحقیقات محققان خارجی و ایرانی همراه با نقد و بررسی آنها آمده است. در دو فصل بعد هم فضای ادبی این دوره و طبقه‌بندی شاعران از نظر توجه آنها به جنگ جهانی دوم مورد نظر بوده است. البته پس از آن، درباره تک تک شاعران هم آگاهی زندگی‌نامه‌ای، ادبی و نیز شعریِ مرتبط با کتاب آمده است که طبعا هر چهار فصل دریچۀ لازمی برای ورود به مطالعه بخش اصلی است.

جنگ جهانی دوم چه تاثیری بر ادبیات جهان و به طور مشخص ادبیات ایران گذاشت و شاعران شاخص جهان که درباره جنگ جهانی دوم شعر دارند کدام‌ها هستند؟

شاعران جهان به ویژه در کشورهای غربی یا شرقی که درگیر جنگ بودند از این واقعۀ عظیم متاثر شدند و در ادبیات فرانسه و انگلستان و آلمان و ایتالیا و کشورهای دیگر نمونه‌های مرتبط با جنگ جهانی دوم اندک نیست که محض نمونه می‌توان از پل الوار و لویی آراگون و رنه شار در فرانسه نام برد. اگر این موضوع را به انگلیسی در گوگل جست‌وجو کنید به نام کتاب‌ها و مقاله‌های متعددی می‌رسید که در این موضوع تالیف و گردآوری شده است اما با کمال تاسف به فارسی تقریبا چیزی نمی‌یابید. دلیلش این است که شماری از محققان و منتقدان ادبی ما در حال حاضر به این نوع جست‌وجوهای موضوعی و تاریخی علاقه ندارند و بعد از روانشاد یحیی آرین‌پور این نوع نگاه در ادبیات کهن و معاصر به حاشیه بلکه محاق رفته است.

شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

برای گردآوری اشعار از چه منابعی استفاده کرده‌اید چون ۷۰ درصد این تعداد زیاد شاعران گمنام هستند.

منابع و مآخذ این کتاب، دیوان‌ها و دفترها و تذکره‌ها و جُنگ‌ها و گاه نشریه‌های مرتبط بوده است که در کتابخانه‌های تخصصی و حتی گاه عمومی در دسترس همگان است و البته گاهی هم منابعی است که باید با دقت لازم و کافی به جست‌وجویشان پرداخت و اصطلاحا می‌توانیم آنها را «منابع پنهان» نامگذاری کنیم؛ اما آنچه مربوط به شاعران کمتر شناخته شده است معمولا به سبب همین گمنام بودن توجه‌ها را کمتر به خود جلب می‌کند. البته همچنان که عرض شد، پیوند ادبیات و تاریخ هم چه به صورت تاریخ ادبیات و چه به شکل رویکرد تاریخی به ادبیات، الان چندان مطمح نظر فضای کنونی تحقیق و نقد ادبی ما نیست و استقبال خوانندگان هم از این نوع آثار چندان بالا نیست.

دلیل گمنامی این تعداد زیاد از شاعران با اینکه درباره رویداد بزرگی شعر گفته‌اند چه بوده است؟

معمولا در هر دوره ادبی عده‌ای از شاعران، که از نظر نوآوری یا توانایی ادبی در موقعیت بالایی هستند و آثارشان اصطلاحا گل می‌کند، بیشتر شناخته می‌شوند و درباره‌شان مقاله و کتاب و تحقیق و نقد انجام می‌شود و بقیه به تذکره‌های سنتی یا جدید هدایت می‌شوند و در آن چهارچوب مورد بررسی قرار می‌گیرند. من از جمله جست‌وجوگران ادبیی هستم که فکر می‌کنند هم باید به برجسته‌ها و شناخته شده‌ها پرداخت و هم به دیگران. به عبارت دیگر، کشف و بررسی شاعران و ادیبانِ کمتر شناخته شده یکی از کارهای محققان و منتقدان ادبی است وگرنه شناخته شده‌ها معمولا سهم خود را از خوانندگان و تاریخ ادبی کاملا دریافت کرده‌اند و دریافت می‌کنند یا به مقدار زیادی آثارشان معرفی و تحلیل شده است و معرفی و تحلیل می‌شود. اما از یک نکته نباید غافل بود و آن این است که همۀ این شاعران در دوره خودشان گمنام نبوده‌اند بلکه به دلیل اینکه روند نوگرایی ادبی به تَبَع نوگرایی اجتماعی در کشور پس از این دوره به ویژه از دهۀ ۱۳۳۰ به بعد وسیع بود، بسیاری از این شاعران در دهه بعد کاملا تحت‌الشعاع شاعران جوانی قرار گرفتند که به ساختارهای نو تمایل داشتند، بنابراین اغلب شاعران سنت‌گرای مورد اشاره شهرتشان کمتر شد و در داخل انجمن‌های ادبی محصور ماند و شاعران نوگرای جوان مطبوعات و نیز حتی رادیو و تلویزیون را به تسخیر درآوردند.

شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

شاعران مورد اشاره در این کتاب اغلب به کدام جریان فکری و اجتماعی تعلق دارند و به چه موضوعاتی مرتبط با جنگ جهانی دوم اشاره کرده‌اند و نگاهشان سیاسی بوده یا اجتماعی؟

در بررسی‌ها و تحقیقاتم کوشش کرده‌ام که خودم را تا آنجا که در توانم بوده، از بلای تعصب و یکسوبینی و انجماد فکری دور نگه دارم. بنابراین در این کتاب شما از همۀ گروه‌های فکری آن دوره یعنی ملی‌گرایان متمایل به حکومت وقت، ملی‌گرایان منتقدِ حکومت وقت، ملی‌گرایان معتدل، ملی – مذهب‌گرایان، چپ‌های معتدل و چپ‌های تندرو نشانه‌های مختلفی می‌بینید و من از همۀ آنها اگر نمونه‌هایی یافته‌ام در کتاب آورده‌ام و هیچکدام را نادیده نگرفته‌ام. البته تصور می‌کنم تعداد شاعران متمایل به ملی‌گرایی معتدل در این بازۀ زمانی یعنی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ از بقیه گرایش‌های فکری بیشتر باشد. آزادی نسبی شاعران در این دوره در بیان آرای خودشان نکته بسیار مهم و درخورتوجهی است و این نکته در این کتاب تا حد ممکن بازتاب پیدا کرده است. به هرروی، آرا و افکار متضاد در این شعرها اندک نیست و همه اینها در موقعیتی دموکراتیک در این کتاب گرد هم آمده است. به طور خلاصه، باید اشاره کنم که پژوهشگر ضمن حفظ آرا و عقاید شخصی خود، باید با نهایت سعه صدر و تسامح به میدان و موضوع تحقیق خود نگاه کند. طبعا اگر این آرا و عقاید مُنبعث از نگاه ایدئولوژیک باشد، چنین کاری برایش بسیار مشکل است و نظایر چنین آثاری را همۀ ما می‌شناسیم.

بازه زمانی مورد نظر چه حوادثی را دربر می‌گیرد و چه آرا و عقایدی را شامل می‌شود؟

بسیاری از محققان بر این عقیده‌اند که جنگ جهانی دوم با ورود متفقین به ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ شروع می‌شود و با شکست محتوم فرقۀ دموکرات و متعاقب آن، خروج اعضای این فرقه و نیز باقی مانده نیروهای شوروی از ایران در۲۱ آذر ۱۳۲۵، جنگ جهانی دوم در ایران به پایان می‌رسد، هرچند جنگ جهانی دوم سال قبل در جهان پایان رسیده بود. بخش اعظم شعرهایی که در کتابم گردآوری کرده‌ام در این بازه زمانی سروده شده است و البته شاعران این شعرها آرا و عقاید سیاسی و اجتماعی مختلفی دارند که اشاره کردم. برخی از این شاعران منتقد حاکمیت وقت هستند و با همین روحیه، شعرهایشان را سروده‌اند و بعضی دیگر هم موافق حاکمیت وقت هستند. البته، حفظ حدود و ثُغور کشور مورد موافقت اغلب این شاعران است هرچند از نظر نحوه عمل، اختلافاتی با همدیگر دارند.

شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

آیا این آثار از نظر ادبی همه یکسان هستند؟

به هیچ وجه چنین نیست. این شاعران در سطوح مختلف ارزش و اعتبار ادبی هستند و از لحاظ تسلط بر ساختارهای ادبی در موقعیتهایی متفاوت قراردارند. چون شاعران سنت‌گرا در این دوره اکثریت دارند باید بگویم که شاعران سنت‌گرا را باید با معیارهای شعر سنتی مورد ارزیابی قرار دهیم نه با معیارهای شعر مدرن. هرچند سلطۀ درونی بر سنت و استفاده از آن با توجه به ذوق هر شاعر دارای مراتب گوناگون است و نمی‌توان همۀ شاعران سنتی را یکسان پنداشت مثلا ابوالقاسم حالت در سرایش شعر طبع روانی دارد اما زبان شعرش برگرفته از زبان روزنامه‌های آن دوره است و مخاطب او هم خوانندۀ میانه احوال این روزنامه‌هاست و در مقابل، مثلا رعدی آذرخشی در قصیده هایش بر زبانی ادبی و فخیم تکیه دارد که طبعا خاص‌پسند است و برای مخاطب روزنامه‌ها در این دوره چندان جذابیت ندارد.

شاعران دوران جنگ جهانی دوم بیشتر در چه قالب شعری شعرسرایی کرده‌اند و تا چه اندازه ردپای ادبیات کهن به‌ویژه شاهنامه را در سبک و قالب و محتوا و واژه‌های به کار رفته می‌توان در این اشعار دید؟

از نظر قالب‌های شعری طبعا گرایش به سنت در این دوره بیش‌تر از نو است چون هنوز شعر نو در موقعیت نخستین گام‌های خود است یعنی نیما و منوچهر شیبانی و فریدون توللی و جواهری رواهیچ و شاملو تعدادشان در اقلیت است. از نظر قالب‌های سنتی هم غزل و قصیده و سپس قطعه و مثنوی و گاه رباعی و دیگر انواع شعر سنتی در آثار این دوره به چشم می‌خورد اما قالب غزل و قصیده برای شاعران سنتی بیشتر اهمیت دارد. اگر احیانا شاعر نگاه حماسی داشته باشد که گاهی چنین است، طبعا مستقیم یا غیر مستقیم از «شاهنامه» هم تاثیر پذیرفته است هرچند بیان رنج‌ها و نومیدی‌ها، همچنان که می‌دانید متمایل به بهره‌یابی از شعر غنایی است و در این کتاب هم نمونه‌های شعر غنایی با چهارچوب گرایش ایرانی و تمایل به ادبیات سنتی ما اندک نیست.

شاعران ایران درباره جنگ جهانی دوم چه شعرهایی سروده‌اند؟

آیا شاعران ایرانی دوران جنگ جهانی دوم در اشعارشان از نظر سبک و نوع نگاه و محتوا تاثیراتی از شاعران کشورهای دیگر پذیرفته‌اند و آیا اشعارشان صرفا ملی است یا پیام جهانی هم دارند؟

در این دوره هنوز فضای شعر فارسی متمایل به سنت است و تاثیر از شاعران اروپایی جز در نمونه‌هایی از شعر نیما و یکی دو نفر دیگر حالت محدودی دارد. اما شاعران سنتی ما در این دوره خبرهای جهان را از طریق روزنامه‌ها و رادیو و احیانا برخی کتاب‌ها دنبال می‌کنند و با شاعران پیشامشروطه به کلی متفاوت‌اند. آنها درباره آلمان و شوروی و انگلستان و غیره فکر می‌کنند، خودشان ورود متفقین به شهر و روستا را دیده‌اند و رنج کمبود غذا و آب و نان را حس کرده‌اند. البته شاعرانی هم بوده‌اند که به رنج‌های بشری در این دوره توجه داشته‌اند و نگاهشان از مرزهای ملی فراتر رفته است.

کدام شاعران ایرانی بیشترین شعر را درباره جنگ جهانی سروده‌اند و امروز هم اشعارشان شهرت بیشتری دارد؟

از شاعران پُرشعر ایران در موضوعات مرتبط با جنگ جهانی دوم باید به ابوالقاسم لاهوتی (البته وی ساکن اتحاد شوروی بود)، رسّام ارژنگی، پیمان یغمایی، صابر همدانی، رهی معیری، ابوالقاسم حالت، مهدی حمیدی شیرازی، بسیج خلخالی، ادیب برومند و مشیری کردستانی اشاره کرد. از نظر شعرهای مشهور احتمالا دو سه شعر مشهور از نیما و شهریار را باید از سروده‌های شناخته شده این دوره دانست مثل «آی آدم‌ها»ی نیما و شعر شهریار درباره پیوند جاودانی آذربایجان با ایران با عنوان «به پیشگاه آذربایجان عزیزم». البته نباید فراموش کرد که متن ترانه «ای ایران» سرودۀ حسین گل گلاب، استاد دانشگاه تهران هم از درون این دوره بیرون آمد و پس از آن به سرود ملی غیررسمی ایران تبدیل شد.

مطالعه اشعار شاعران دوران جنگ جهانی چقدر می‌تواند مورداستفاده جامعه‌شناسان و محققان تاریخ باشد؟

این مجموعه و اصولا مجموعه‌هایی از این دست نه فقط برای علاقه‌مندان و محققان ادبی که برای علاقه‌مندان و محققان جامعه‌پژوه و تاریخ‌پژوه هم اهمیت دارد چون از لابه‌لای آن می‌توانند نمونه‌هایی از طرز تفکر جامعه و سیر تاریخ یک دوره را مشاهده و تجزیه و تحلیل کنند. البته الان محققانی که به فضای بین‌رشته‌ای علاقه دارند تعدادشان قدری بیشتر از سابق است و احتمالا آنها هم چنین موضوعاتی را مورد نظر قرارخواهند داد.

جای پژوهش ادبی درباره کدام برهه‌های تاریخی کشورمان را هنوز خالی می‌دانید؟

راستش را بخواهید نمی‌دانم. فقط می‌دانم که موضوع تحقیق امری انتزاعی و بیرونی نیست که به ذهن‌ها وارد شود. به نظرم موضوع و گرایش پژوهش از درون مطالعه دایمی و علاقه ذاتی یا تدریجی به قسمت‌هایی از دانسته‌ها و آگاهی‌ها و سپس توسعه و انکشاف آنها به دست می‌آید. به عبارت دیگر، پژوهشگر در ضمن مطالعه تخصصی و عمومی است که سرنخ‌ها را به دست می‌آورد و درواقع، این، خودِ موضوع است که در نهایت، پژوهشگرش را انتخاب می‌کند مشروط بر اینکه آن پژوهشگر اهل جست‌وجو باشد و البته در این صورت، جست‌وجوها نیز او را به غوررسی دقیق‌تر و وسیع‌تر هدایت می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها