سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- ماهرخ ابراهیمپور؛ نمایش «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی»، با متنی از برتولت برشت این شبها در سالن انتظامی خانه هنرمندان به روی آنتن میرود. سالنی کوچک که برای تماشای نمایشی ۹۰ دقیقهای، تجربهای دلچسب را برای تماشاگران به ارمغان نمیآورد!
نمایشنامه «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» نخستین بار در سال ۱۹۴۸ وارد بازار نشر شد. در ایران این اثر سال ۱۳۴۹ توسط رضا کرم رضایی، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون ترجمه شد و پس از آن از سوی شریف لنکرانی با عنوان «ارباب پونتیلا و بردهاش ماتی» در نشر مروارید به فارسی برگردانده شده است. اما میکائیل شهرستانی که در پایان تئاتر اشاره کرد یک سال به همراه گروهش بر روی این متن کار کرده، خود بار دیگر این متن را ترجمه کرده است. تئاتری که شهرستانی در سالن انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه برده، برداشت او از کار برشت است و سعی کرده در زمانه ما که به ویژه در شرایط نه جنگ نه صلح قرار داریم، وضعیت متفاوت دو قشر ثروتمند و فقیر را یادآوری کند و به رفتاری که ناشی از طبقه اجتماعی افراد است، بپردازد.
شخصیت دوگانه ارباب پونتیلا
تئاتر «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی»، پونتیلا، فئودالی فنلاندی است که شخصیتی دوگانه دارد و در هنگام مستی، فردی مهربان و بخشنده است اما در زمان هوشیاری به شخص خشن، تندخو و مستبد تبدیل میشود. ارباب پونتیلا دختری به نام ایوا دارد که میخواهد او را به فردی اهل سیاست اما دارای شخصیتی سست بدهد و در زمان مستی این شخص را نمیپسندند و دلش میخواهد دخترش شوهری مانند رانندهاش ماتی داشته باشد. در این اینجا رابطه ارباب با دخترش، راننده و اطرافیانش دستمایه نمایش شده است. اربابی که شخصیت عجیبی دارد و در واقع قصد برشت از این نمایشنامه نقد نظام فئودالی است. میکائیل شهرستانی که در نمایش قبلی خودش «ارزشهای نسبی» نوشته نوئل کاورد را روی صحنه برد که نقطه ثقل آن نقد مرز باریک ریاکاری و درستکاری بود.
شهرستانی در تئاتر «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» دکورهای پویا و متغیری را طراحی کرده بود اگرچه ساده (شاید در حد وسع گروه) بود، بازی بازیگران خلاق و پرجنبش و جوشی را رقم زد که گاه روایات کلامی با موسیقی پخش میشد. به نوعی تفسیر سخنان بازیگران اصلی بود و به مخاطب این درنگ را میداد که فکر کند و فقط جنبه سرگرمی و عاطفی آن را نبیند، بلکه فرصت درنگ و اندیشه هم داشته باشد.
انعکاس دیالوگها به صورت ترانه یا صدای ضبط شده باعث میشد، کار در ذهن مخاطب بنشیند و علاوه بر آن فضای نمایش یکنواخت و خسته کننده نباشد. اما بازی بازیگرانی که همه شاگردان میکائیل شهرستانی بودند، خوب بود و در حضور استاد بازی خوبی ارائه دادند، اما بازیگر نقش ارباب پونتیلا تا حدود زیادی توانست فراز و فرود نقش را در بیاورد، هر چند گاهی در زمان مستی برخی حرکات مبالغهآمیزی داشت.
اربابی که املاک وسیعی دارد و در تدارک مراسم عروسی دخترش است. و در زمانی مست و سرخوش است با مهربانی با افراد و کارکنانش رفتار میکند و در زمان هوشیاری رفتار خشن و تندی از خود بروز میدهد. در زمان هوشیاری دامادی دارد که سیاست پیشه است و اسم و رسمی دارد و اما دخترش او را دوست ندارد و پونتیلا اصرار به این وصلت دارد. برعکس در زمان مستی این داماد سیاستپیشه در چشمش نمیشنید و دوست دارد رانندهاش ماتی دامادش باشد. بدون اینکه طبقه و شغل ماتی را در نظر بگیرد، اما همین که خمار مستی از سرش میپرد، اربابی بیرحم و زورگو هویدا میشود که کوچکترین رافتی نسبت به کارکنانش ندارد. قد و هیکل و سبیل کامران جامع (بازیگر نقش ارباب پونتیلا در روزهای زوج) تا حدود زیادی در ارائه شخصیت موفق بوده و در کنار آن محمدرضا محبی نیز که نقش (آتاشه) داماد سیاستپیشه را بازی میکند، هم جالب توجه بود.
کارگردانی هوشمندانه شهرستانی
بازیگران زنی که نقشهای کوتاهی داشتند از شیرفروش تا متصدی داروخانه بازیهای خوبی ارائه کردند. زنانی که در شرایط دشواری قرار داشتند و بر این تصور بودند که با نزدیکی به ارباب پونتیلا میتوانند قدری از دشواری زندگی خود بکاهند، اما با روی دیگر سکه مواجه شدند.
میکائیل شهرستانی در این کار نیز مانند نمایش «ارزشهای نسبی» از هنرجویانی که خود آنها را آموزش داده، استفاده کرده است و در این کار هم مانند کار پیشین، بازیگران شبهای فرد و زوج با هم متفاوتند.
تماشا و اجرای نمایشی پربازیگر مثل «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» در سالن انتظامی خانه هنرمندان کار راحتی نیست ولی شهرستانی به خاطر آشنایی با متن و شناخت ریتم درست، کمتر اجازه خستگی به مخاطبان میدهد.
استفاده از موسیقی و نحوه اجرای برخی صحنهها با ریتمی سریع، نشان میدهد میکند شهرستانی به عنوان یکی از پیشکسوتان حوزه تئاتر، میداند چگونه باید صحنهها را کارگردانی کند تا اثرش از نفس نیفتد.
در روزهایی که سالنهای نمایشی به متنهای نه چندان قوی و غنی رو میآورند، تماشای نمایشی از برشت فرصت مغتنمی است. نمایشی که دغدغههای انسانی و اجتماعی در آن موجود میزند و همانند دیگر آثار برشت، در زیرمتن، پیامهای خاص خودش را دارد.
نظر شما