سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: قدمعلی سرامی، نویسنده، پژوهشگر و عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی، همزمان با نمایشگاه مجازی کتاب، در گفتوگویی به تحلیل و بررسی عوامل موفقیت یک کتاب و نیازهای مخاطب امروز پرداخت.
اهمیت ایجاز و تأثیرات روانی بر مخاطب
سرامی در پاسخ به این پرسش که چه کتابهایی برای توسعه ادبیات و نفع مردم پیشنهاد میشوند، اظهار داشت: «مسائل فرمیک یعنی شکل ظاهری، جلد و عنوانی که به کتاب میدهیم، بسیار مهم هستند. آنچه در مرحله اول روی روان انسانها نقش بازی میکند، خودِ تبلیغات است؛ هرچه تبلیغات تصویریتر باشد، بهتر عمل میکند. اما اصل اساسی این است که در تمام امور مربوط به کتاب، باید جانب «ایجاز» را مراعات کنیم. هرچه حرفمان را با مخاطب راحتتر، کوتاهتر و کمحجمتر بزنیم، اثرگذاری آن بیشتر است.»
وی با یادآوری کتاب «نفسة المصدور» نوشته «شهابالدین زیدری نسوی» که به معنای «آه سینهسوز» است، افزود: «من در مقدمهای بر این کتاب نوشتم که ایرادِ اثر در طولانی بودن گلهگزاری است. آدم وقتی گله میکند، باید آن را در کوتاهترین کلمات بگوید؛ وقتی طولانی گله کنی، کسی به حرفت گوش نمیدهد. من معتقدم اگر جای نویسنده بودم، اینقدر طولش نمیدادم. در مقابل، وحشی بافقی شعری دارد که آدم را اسیر میکند: «گلهای دارم از تو و گلهای/ که نگنجد به هیچ حوصلهای». این ایجاز واقعاً اثرگذار است؛ مخاطب با خود میگوید این آدم چقدر باانصاف است که دردش را تنها در یک جمله با من در میان میگذارد.»

چالش رمانهای چندجلدی و تغییر حوصله جامعه
این پژوهشگر پیشکسوت با اشاره به تغییرات اجتماعی ۵۰ سال اخیر گفت: «در گذشته نویسندگانی مثل آقای دولتآبادی رمانهای چندجلدی نظیر «کلیدر» را نوشتند که در زمان خودشان هم بسیار پرفروش بودند، اما امروزه اگر ناشری کتابی ۱۰ جلدی منتشر کند، قطعاً روی دستش میماند. مردم دیگر حوصله و زمان برای خواندن هزاران صفحه را ندارند. ازسویدیگر، مسائل اقتصادی و کرایهخانهها باعث شده مردم دیگر جایی برای نگهداری کتابخانههای بزرگ و کتابهای چندجلدی نداشته باشند.»
سعدی؛ الگوی بزرگ کاریکلماتور در زبان فارسی
سرامی با تأکید دوباره بر ایجاز، به سبک «کاریکلماتور» اشاره کرد و گفت: «یکی از بهترین نمونههای کاریکلماتور در تاریخ ما سعدی است. کل «گلستان» را میتوان نوعی کاریکلماتور دانست؛ چرا که اکثر حکایتهای آن، جز موارد معدود، بسیار کوتاه و گاه در حد یک سطر است. مثلاً در باب هشتم میگوید: «مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال». آدم با همین یک جمله حال میکند.»
او افزود: «ایجاز و شوخطبعی در سخن مانند نمک در غذاست؛ شاید وزن زیادی نداشته باشد، اما طعم کل غذا را نمکین و خوشمزه میکند.»

تکنولوژی و جانشینی موبایل بهجای کتاب
عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی در تحلیل کاهش کتابخوانی گفت: «امروزه هر فرد یک کتابخانهی سیار به اسم موبایل در دست دارد. دلیل استقبال از آن، قابلیت حمل، همیشه در دسترس بودن و رابطه «گفتوشنود» آن با آدم است. موبایل چون سریعاً نیاز خبری و اطلاعاتی فرد را رفع میکند، جانشین کتاب شده است. کتاب را نمیتوان همهجا حمل کرد، اما موبایل مثل یک کمپرسور بزرگ لبالب از اطلاعات است.»

ریشهشناسی واژه «خدا» و ظرافتهای واژگانی
سرامی در بخش پایانی گفتوگو به ظرفیتهای بینظیر زبان فارسی پرداخت و خاطرنشان کرد: «کلمه «خدا» به معنای موجودی است که «خود میآید». وقتی از واژه «خود» استفاده میکنیم با خدای یگانه یکی میشویم؛ «خود» یادآور خودآگاهی و «خویش» یادآور ناخودآگاه است.»
وی با قرائت رباعی از سرمد کاشانی و اشارهای به اشعار مولانا، به اشتراک واژگانی «دار» پرداخت و گفت: «در زبان فارسی «دار» به معنی درخت است. مولانا میوهها را به حلاج تشبیه میکند که طبیعت آنها را به دار (درخت) زده است. جالب اینجاست که از همین «دار»، هم میشود منبر ساخت و هم دارِ مجازات.»
او در پایان کتابهای «تاریخ ایران باستان حسن پیرنیا»، «تاریخ تمدن ویل دورانت» و «امثال و حکم دهخدا» را کتابهای بیمانندی دانست و مطالعهشان را توصیه کرد.
نظر شما