پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۳
مرگ در ادبیات کودک با نگاهی به کتاب «چتر تابستان» بررسی شد

خراسان رضوی - مرگ، واقعیتی تلخ و ناگزیر که همواره ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. اما چگونه باید این حقیقت را با دنیای لطیف کودکان در میان گذاشت؟ در یازدهمین نشست «ابک‌تاب»، مهدی فردوسی مشهدی با رویکردی نظری و با محوریت کتاب «چتر تابستان»، به شیوه‌های مختلف مواجهه با مفهوم مرگ در ادبیات کودک پرداخت و راه‌هایی برای عبور از «مرگ‌هراسی» و رسیدن به «پذیرش» را ترسیم کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، مهدی فردوسی مشهدی ظهر پنجشنبه در یازدهمین نشست از سلسله نشست‌های ابک‌تاب، در قالب باشگاه دانش‌افزایی و بهره‌وری ادبیات دینی کودک و نوجوان که با موضوع نقد و نظریه ادبیات کودکانه مرگ و بررسی نمونه‌ای کتاب «چتر تابستان» نوشته لیزا کولین گراف، که در مؤسسه پردیس هنر و رسانه برگزار شد ضمن یادآوری این نکته که نقد ادبی بدون پشتوانه‌ای به نام نظریه یا نظریه‌ها، به چیزی در سطح اظهار نظر شخصی و ارزیابی سلیقه‌ای و ارزش‌داوری ذوقی مبتنی بر خوش‌آیند و بدآیند فروکاسته می‌شود به جغرافیای موضوع «مرگ در ادبیات کودک و نوجوان» پرداخت و گفت: سیمای جمهوری اسلامی در این روزها بارها و بارها تصویر هوایی گورستان قربانیان کودک و دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب را نشان داده است و من اندوه عمیق و واکنش عاطفی و گریستن هم‌سالان نوجوان آنان را بر اثر دیدن این تصویر، مشاهده کرده‌ام و با توجه به همین اوضاع و احوال موجود، مقرر شد که در این نوبت از نشست‌های موضوع‌محور و کتاب‌محور بادبادک، به پدیده مرگ در ادبیات کودک و نوجوان بپردازیم.

وی در بخش نخست سخنانش به تقسیم‌بندی ادبیات کودکانه مرگ پرداخت و افزود: هر یک از پدیدآورندگان ادبیات کودک و نوجوان، از منظری و با رویکرد خاصی به پدیده مرگ پرداخته و آن را در اثر کودکانه‌شان تعبیه کرده‌اند. این منظرها را به چهار بخش می‌توان تقسیم کرد، منظر زیست‌شناختی، منظر روان‌شناختی، منظر هستی‌شناختی و الهیاتی و منظر جامعه‌شناختی.

وی افزود: کسانی که از منظر اول به تولید ادبیات کودک و نوجوان پرداخته‌اند، بر چند ویژگی مرگ تأکید می‌کنند یکی بازگشت‌ناپذیری، یعنی اگر کسی بمیرد، هرگز زنده نمی‌شود. یکی گریزناپذیری یعنی سرانجام همه زندگان می‌میرند. یکی کارکردزدایی، یعنی کارهای موجود زنده برای رفع نیازهایش، پس از مرگ از آن زدوده می‌شود و به تعبیر ساده‌تر، دیگر کار نمی‌کند، یعنی حرکت و رشد او متوقف می‌شود. یکی سبب‌محوری یعنی این‌که همه انواع مرگ‌ها سببی و علتی دارند. برای نمونه، کشته شدن (در جنگ و درگیری) یا بیمار شدن یا پیر شدن یا حادثه‌های طبیعی و...، سبب‌های مرگ افرادند.

این دین‌پژوه، بیان کرد: کسانی که از منظر دوم به تولید ادبیات کودک و نوجوان پرداخته‌اند، بر احساسات و عواطف بازماندگان مردگان تأکید کرده‌اند؛ یعنی کسانی که فقدان دیگران را تجربه می‌کنند و بنابراین، به احساساتی مانند خشم یا اندوه یا ترس و هراس یا تنهایی و دیگر عواطف پیچیده برآمده از این روی‌داد، دچار می‌شوند.

فردوسی مشهدی ادامه داد: کسانی که از منظر سوم به تولید ادبیات کودک و نوجوان پرداخته‌اند، بر شناخت چیستی (ماهیت) پدیده مرگ با توجه به مفهوم مقابل آن یعنی زندگی، تأکید کرده‌اند یا با توجه به مضامین متون مقدس درباره مرگ و زندگی جاودان مردگان و جهان معنوی واپسین و ویژگی‌های آن و سرنوشت را توضیح داده‌اند.

این استاد دانشگاه با اشاره به منظر چهارم، تصریح کرد: کسانی که از منظر چهارم به تولید ادبیات کودک و نوجوان پرداخته‌اند، بر هنجارهای آیینی پس از فقدان و مرگ افراد تأکید کرده‌اند؛ یعنی چگونگی خاک‌سپاری مردگان (در فرهنگ‌های متأثر از ادیان ابراهیمی) و سوگواری برای آنان و در یک کلام، مناسک فرهنگی پس از مرگ.

فردوسی مشهدی با تأکید بر این‌که بسیاری از آثار کودکانه درباره مرگ، محتوایی تلفیقی متأثر از این منظرها، در بردارند و فقط در یک دسته از این دسته‌ها جای نمی‌گیرند، به ذکر نمونه‌هایی از آثار چاپ و منتشر شده برای هر یک از منظرها پرداخت و در بخش بعدی سخنانش، دیدگاه‌های گوناگون را درباره تعریف «مرگ» توضیح داد؛ سپس به محتوای رمان «چتر تابستان» نوشته خانم لیزا گراف نویسنده کودک و نوجوان معاصر امریکایی اشاره کرد و افزود: نویسنده این کتاب از منظر زیست‌شناختی و روان‌شناختی به تولید ادبیات نوجوانانه درباره مرگ می‌پردازد. شخصیت اصلی این داستان، انی ریچارد دختر 10 ساله‌ای است که پس از مرگ ناگهانی برادرش جَرِد، به ترسی دائم از رویدادهای ناگوار دچار می‌شود و پیوسته مراقب همه چیز است تا گزندی به او نرسد. به همین دلیل انواع کتاب‌ها و مقاله‌های پزشکی را می‌کاود تا بیماری‌ها و عوامل مرگ را بشناسد؛ چنان‌که از دید دوستانش، به «وسواس» درباره پیش‌گیری از بیماری دچار می‌شود.

فردوسی مشهدی ادامه داد: خانم همسایه جدید به محله آنان می‌آید و رابطه‌اش با اَنی نزدیک می‌شود و با تجربه‌ای مشابه تجربه انی؛ یعنی فقدان شوهرش، به انی کمک می‌کند تا از مرحله اندوه و ترس و به مرحله پذیرش حرکت کند و انی آرام آرام بر اثر راهنمایی این همسایه تازه‌وارد به درک تازه‌ای از زندگی و فقدانِ عزیزان دست می‌یابد؛ یعنی به کمک او، خانواده و دوستانش، یاد می‌گیرد که با «چتر» ترس و پیش‌گیری از عوامل مرگ (بیماری در این داستان)، نمی‌توان در برابر بارش و تابش رویدادهای کُشنده ایستاد، بلکه مرگ ناگزیر خواهد آمد.

وی با اشاره به مفعوم چتر در این داستان گفت: چتر نماد حفاظت در برابر ناامنی‌ها و رویدادهای آسیب‌زا و دردناک است که انی آن را همیشه با خودش همراه می‌کند، زیرا معتقد است اگر انسان آماده بدترین روی‌دادها باشد، غافل‌گیر نمی‌شود.

فردوسی مشهدی هم‌چنین به پیام اصلی این داستان اشاره کرد که زندگی با چترِ همیشه ‌باز، به‌رغم این‌که از پرتوهای آسیب‌زننده خورشید جلوگیری می‌کند، اما موجب می‌شود که فرد نور و گرما را هم از دست بدهد؛ یعنی نویسنده با این نماد نشان می‌دهد ترس از درد و آسیب و بیماری، انسان را از تجربه شادی محروم می‌کند. شخصیت باهوش، دقیق و وسواسی و مضطرب داستان که مرگ‌هراسی او از اندوه فقدان برادرش متأثر است، در فرآیندی تحولی، به شخصیت تبدیل می‌شود که می‌پذیرد نمی‌توان همه چیز را ضبط و مهار (کنترل) کرد.

این استاد دانشگاه پس از بیان ویژگی‌های ساختاری و سطح ارزش هنری اثر، در بخش پایانی سخنانش افزود: این کتاب چنان‌که گفته شد از دو منظر زیست‌شناختی و روان‌شناختی به پدیده مرگ می‌پردازد نه از منظر فلسفی ـ الهیاتی، اما به شکل ضمنی و تلویحی دلالتی الهیاتی نیز دارد؛ زیرا متون مقدس ادیان ابراهیمی افزون بر تصریح به گریزناپذیری پدیده مرگ، از ممکن نبودن پیش‌گیری و جلوگیری در این زمینه یاد کرده‌اند.

وی با ذکر نمونه‌ای گفت: قرآن گفته است «حتی اگر در ساختمان‌ها بلند استوار باشید، مرگ شما را درمی‌یابد». این مضمون به معنای بی‌تدبیری در شهرسازی و خانه‌سازی و سبک زندگی و بی‌اعتنایی به مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی و نظامی و امنیتی و... نیست، بلکه به معنای قدرت نفوذ مرگ حتی در گنبدهای آهنین و سوراخ کردن همه چترهای زندگی و پذیرش این قدرت است.

این دین‌پژوه تاکید کرد: نوجوانی که می‌بیند هم‌سالانش زیر آوار ساختمان‌های فروافتاده پاره پاره شده‌اند و به همین سبب اندوهگین و خشمگین و گریان و هراسان می‌شود، با توجه کردن به گریزناپذیری مرگ و تسلیم شدن در برابر قدرت آن، مرحله اندوه و انکار سوگ را زودتر از سر می‌گذراند و زودتر به مرحله پذیرش و آرامش می‌رسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها