سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): پس از یک دوره تعطیلی ناخواسته که در پی التهابات اخیر منطقه و وقوع جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل رخ داده بود، بار دیگر اهالی قلم و دوستداران کتاب در استان البرز گردهم آمدند. انجمن ادبی بخوان با ما که طی سالهای اخیر با فعالیتهای مستمر خود به کانون تپنده کتابخوانی کرج تبدیل شده، پس از آرام شدن اوضاع، نود و دومین نشست خود را با نگاهی به آثار کریستین بوبن در خانه هنر مرکز فرهنگی هارمونی جشن گرفت.
ساناز اسفندیاری، مدیر موسسه فرهنگی و هنری بخوان با ما در این نشست که حال و هوایی متفاوت داشت، ضمن خوشآمدگویی به اعضایی که پس از مدتها دوباره گردهم آمده بودند، به تبیین چشماندازهای سال جدید پرداخت.
وی با تأکید بر اینکه مطالعه در شرایط بحرانی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای یافتن معناست، بر تداوم مسیر ترویج فرهنگ کتابخوانی به عنوان تنها راه صیانت از اندیشه در دنیای پرچالش امروز تاکید کرد.
بوبن؛ فیلسوفی که شاعر شد
در بخش ابتدایی تحلیل این کتاب، اسحاق دریوش، نویسنده کتاب ایران ۸۴ به کالبدشکافی شخصیت کریستین بوبن پرداخت و با اشاره به تحصیلات فلسفی بوبن گفت: آثار بوبن که بیش از ۳۰ مجلد را در بر میگیرد، زنجیروار به هم متصلاند. او مفاهیم انتزاعی نظیر تنهایی، کودکی و عشق را به گونهای ترسیم میکند که هر اثر، روشنیبخش اثر دیگر است و در نهایت تابلویی تمامعیار از افکار او را مقابل دیدگان خواننده قرار میدهد.
در ادامه، فاطمه مومننژاد با ارائه گزارشی از پیرنگ کتاب فراتر از بودن، این اثر را گفتوگویی میان مرگ و زندگی خواند. او گفت: ما با مردی مواجهیم که از پسِ پرده مرگ با همسرش سخن میگوید. او مینویسد تا دوست بدارد و این پیام را ابلاغ میکند که عشق حقیقی، هیچ مانعی حتی مرگ را برنمیتابد.
عشق؛ از نگاه عرفانی تا تحلیل فلسفی
علیرضا حشمدار یکی از شرکت کنندگان در محفل کتابخوانی «بخوان با ما» هم افزود: کتاب فراتر از بودن در واقع نامهای عاشقانه و سوگوارانه به ژیسلن است. بوبن با زبانی شاعرانه و ساده، از عشق، مرگ، فقدان و زیبایی زندگی سخن میگوید؛ فراتر از بودنِ روزمره، جایی که روح عاشقان ابدی میماند.
وی همچنین نثر آرام این کتاب را همدلانه و عرفانی دانست و گفت: این کتاب خواننده را به تأمل در مرگ و عشق دعوت میکند. بسیاری آن را دوستِ دلتنگی میدانند؛ توصیفات خلاقانه و ستایش بیپایان از ژیسلن، حس شادی و حسرت را همزمان برمیانگیزد.
یکی از بخشهای پرشور نشست، تحلیل میثم ادیب بود که نگاه بوبن را در امتداد آرای سورن کییر کگور فیلسوف دانمارکی، قرار داد با تبیین مراحل سهگانه هستی (زیباییشناختی، اخلاقی و دینی)، چهار ویژگی بنیادین عشق بوبنی را چنین برشمرد گفت: از نگاه کییر کگور عشق یک وضعیت هستی شناختی است.
وی اولین ویژگی عشق بوبنی را عشق به مثابه «هیچ» دانست و گفت: از نظر بوبن، عشق در چیزهای بزرگ، پرهیاهو و باشکوه پیدا نمیشود. او در آثارش همواره بر ناچیزها تأکید میکند. برای او، عشق در لحظات سکوت، در نگاهی گذرا به یک گل، در تنهاییِ یک کودک، یا در یک تبسم ساده نهفته است. او معتقد است که عشق فضایی است که ما در آن از منِ پرمدعا و خودِ اجتماعی خود تهی میشویم تا جا برای دیگری باز شود.
به گفته این کارشناس ادبی دومین ویژگی عشق بوبنی، عشق به عنوان «بیدفاعی» است و گفت: یکی از مضامین تکرار شونده در آثار بوبن، آسیبپذیری است. او عشق را نوعی تن دادن به بیدفاع بودن میداند. در حالی که دنیا به ما میآموزد که زره بپوشیم و قدرتمند باشیم، بوبن معتقد است که تنها راه رسیدن به عشق، شکستن این زره است. او میگوید؛ عشق یعنی اجازه دهی کسی تو را ببیند، آنگونه که هستی، بدون نقاب.» در این معنا، عشق همزمان هم خطرناکترین کار است و هم تنها راهِ زنده ماندن.
عشق به ما میآموزد که همهچیز رفتنی است
وی سومین ویژگی عشق بوبنی را عشق، معجزهِ حضورِ دیگری اعلام کرد و گفت: بوبن در آثارش تأکید میکند که عشق، معجزه است. او معتقد است وقتی کسی را واقعاً دوست داریم، او را از مرگ نجات میدهیم. یعنی با دیدنِ عمیقِ یک نفر، به وجود او معنایی میبخشیم که پیش از آن نبوده است. در نگاه او، عشقِ واقعی، نگاه کردن است. کسی که دوست میدارد، به شکلی خیره به دیگری مینگرد که گویی او تنها موجود زنده در جهان است.
ادیب چهارمین ویژگی عشق از نگاه بوبن را جدایی عشق از تملک دانست و افزود: او به شدت با نگاهِ تملکگرایانه به عشق مخالف است. برای بوبن، عشق به معنای نگهداشتن و حبس کردنِ دیگری نیست. اتفاقا عشق یعنی آزاد گذاشتن. او میگوید؛ عشق به ما میآموزد که همهچیز رفتنی است و زیباییِ عشق دقیقاً در همین زودگذر بودن و فانی بودنِ آن است. این عشق، شباهت زیادی به نوعی رهاشدگیِ عارفانه دارد.
نقد کلیشهها؛ وقتی مهربانی مرز نمیشناسد
در پایان، فرشته کاریزی با ارائه دیدگاهی متفاوت، ساختار روایی کتاب را ستود و در پاسخ به کسانی که این اثر را فاقد حادثه میدانند، گفت: این اثر خارقالعاده است چون شخصیت ژیسلن را به ما معرفی میکند؛ زنی که توان عشقورزی او ورای تعلقات است. او حتی در نقش مادری، خود را تنها متعلق به فرزندانش نمیداند، بلکه مهربانیاش را بیحد و حصر به تمام جهان میبخشد. در این روزهای خاکستری، تامل در چنین متنی، همان کورسوی نوری است که به ما توان ادامه دادن در مسیر پرپیچوخم زندگی را میدهد.
این نشست، که به نوعی جشن بازگشت دوباره انجمن بخوان با ما به فضای فرهنگی شهر بود، با وعده استمرار این گردهماییها و رونمایی از آثار جدید در نشستهای آتی به کار خود پایان داد.
نظر شما