به گزارش سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صحبت کردن از مفاهیم عمیقی مانند خدا، اینکه خالق ما همواره بندگان خود را دوست دارد و برای اینکه احساس کنیم دوستداشتنی هستیم، نه باید توجهی به دیدگاه و نظرات باقی انسانها داشته باشیم، برای کودکان بسیار سنگین است و جا انداختن این مفاهیم، بدون داشتن زبان کودکانه، امکانپذیر نخواهد بود. علاوه بر داشتن زبان و تصویرسازیهای کودکانه و وارد شدن به تخیل بچهها، بهتر است این مفاهیم در بستر داستانها و قصههایی که برای بچهها ملموس هستند، به آنها منتقل بشوند. باید به شیوه رمزگونه میتوان این مفاهیم را برای بچهها جا انداخت، چراکه در غیر این صورت جنبه نصیحت پیدا میکند و هدف اصلی از دست خواهد رفت. این کاریست که در کتاب «پانچلو کوچولو تو بینظیری» بهخوبی به تصویر کشیده شده است.
پانچلو، آدم چوبی کوچکی است که در شهر آدمچوبیها دائماً از همشهریهایش دایره دریافت میکند. در این شهر، کسانی که توانمندی و زیبایی دارند، ستاره میگیرند و کسانی که نمیتوانند موفق باشند، دایره دریافت میکنند. پانجلو، که از دریافت کردن دایره خسته شده، سراغ نجاری که همه این آدمها را ساخته میرود و متوجه میشود که او همه آنها را دوست دارد و نظر دیگر آدمچوبیها اهمیت چندانی ندارد.
در این داستان کودکانه و ساده، نجاری که آدمچوبیها را ساخته، نماد خالق جهان هستی است که نظر اصلی و مهم را بر عهده دارد و برای دوستداشتنی بودن، نیازمند نظر دیگر افراد نیستیم و باید تنها به کسی نگاه کنیم که ما را آفریده و توانمندی ما را بیشتر از هر کس دیگری میشناسد.
این کتاب با مفهوم عمیق را مکس لوکیدو نوشته و سرجیو مارتینز تصویرهایش را کشیده است. لیلا کاشانی وحید نیز آن را به زبان فارسی ترجمه کرده و انتشارات مهرسا آن را به بهای ۲۵۰ هزار تومان در دسترس علاقمندان قرار داده است.
نظر شما