پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲
اندیشه سعدی، ریشه در اعتدال دارد

سعيد حميديان در دومين درس گفتار درباره سعدي گفت: سعدی از تیره دیگری بود. تیره اندیشه سعدی در مقابل طرز فکر عرفا قرار می‌ِگیرد که از حس آغاز، ولی در نهایت حس را نفی می‌کنند. ولی تیره اندیشه سعدی، ریشه در اعتدال دارد. عرفان سعدی بی‌همانند است.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، سعيد حميديان در دومين درس‌گفتار درباره سعدي كه به «سعدي، از پندار تا واقعيت» اختصاص داشت، گفت: بسياري از بزرگان ما نسبت به سعدي ديدگاه انتقادي دارند و بي توجهي‌هايي را به او روا داشته‌اند، آن‌ها به ستيز با سعدي برخاسته‌اند چرا كه اقتضاي زمانه‌شان اينگونه بوده كه سعدي را ناچيز بشمارند. 

وي كه عصر روز گذشته (۱۶ اردیبهشت) در مركز فرهنگي شهركتاب سخن مي‌گفت به شاعران نوپرداز اشاره كرد و افزود: شمار ديگري از منتقدان سعدي، شاعران نوپرداز بوده‌اند. كلام اين شاعران در مخالفت با سعدي تنها يك چيز بوده: ستيز لجوجانه با سعدي و رودررو قرار دادن او با حافظ. آنها بر همه چيز سعدي تاخته‌اند. مثلا گفته‌اند كه چرا سعدي در روزگاري كه مغولان بر ايران تاخته بودند، به جهانگردي پرداخت؟ يا ايراد گرفته‌اند كه چرا سعدي در زمانه آشوب و حمله‌ مغول، غزل عاشقانه گفت؟ 

استاد دانشگاه علامه طباطبايي خاطرنشان كرد:‌ بر عشق مذكر سعدي هم تاخته‌اند و براي اثبات سخن خود به چند حكايت او استناد كرده‌اند. اين منتقدان مي‌گفتند كه سعدي عشق‌هاي ناروا را تشويق مي‌كند؛ اما به‌راستي اين خرده‌گيران حتي آن حكايت‌ها را هم به درستي نخوانده‌ و نفهميده‌اند. اين اندازه هم همت نداشته‌اند كه شعر و نثر اين سخنور بزرگ را با دقت و حوصله بخوانند. من در كساني كه اينگونه داوري نسنجيده مي‌كنند، اظهار نظري درست و منطقي نديده‌ام، براي نمونه آن‌هايي كه مي‌گويند سعدي اخلاق كاسب‌كارانه دارد، يك مثال هم براي درستي دعوي خود نياورده‌اند. 

وي در ادامه سخنانش افزود: بايد به اين نكته توجه داشت كه سعدي در ۸۰۰ سال پيش مي‌زيست و با معيارها، هنجارها و قواعد روزگار خودش زندگي مي‌كرد. ممكن است بعضي از آموزه‌هاي زمانه او مورد قبول ما نباشد. اگر ما روش زندگي مردمان هم عصر او را نمي‌پسنديم، سعدي چه گناهي دارد؟ 

اين مصحح شاهنامه يادآور شد: امروزه كسي به سخن سعدي، به عنوان معيار اخلاقي نگاه نمي‌كند. ما شعر و نثر او را يك اثر نفيس هنري مي‌دانيم؛ نه بيشتر. رودررو قرار دادن سعدي و حافظ هم كار ناپسندي است. حافظ ارادت عميق به سعدي دارد و از شعر و انديشه سعدي بسيار تاثير پذيرفته است. من در اين جا نمي‌خواهم كسي را تطهير كنم. سعدي نيازي به دفاع من ندارد. او وظيفه خود را در دنياي هنر انجام داد و از اين جهان رفت. 

وي افزود: سعدي در سوگ خليفه بغداد قصيده گفته است. ما ايراني‌ها از اين كار او رنجيده خاطريم چون از خلفاي عباسي بسيار زيان ديده‌ايم؛ اما نمي‌توان با سعدي ستيزه كرد و پسند و انديشه‌ او را نادرست دانست. 

اين استاد دانشگاه گفت:‌ اين را انكار نمي‌توان كرد كه پاره‌اي تعصبات مذهبي هم در سعدي هست؛ چون سعدي پرورده مدرسه نظاميه بغداد بود و در محيطي درس خواند كه بسيار سخت‌گير بود. در مدارس نظاميه، جز به مذهب شافعي به هيچ مذهب و دين ديگري اجازه خودنمايي نمي‌دادند و برخي از تعصبات سعدي از آنجا ناشي مي‌شود.

وي در بخش ديگري از سخنان خود به مغانه اشاره كرد و افزود: در ادبيات فارسي شعرهايي وجود دارد كه به آنها «مغانه» مي‌گويند. مغانه‌ها برگرفته از ادبيات باستاني ايران‌اند، مغانه در دوران بعد به ويژه در غزل بسيار تجلي كرد. غزليات حافظ عالي‌ترين نمونه شعر مغانه است؛ اما اين نوع شعر پيش از حافظ نيز وجود داشته است‌. مثلا در شعر سنايي مغانه‌ها بسيار نمايان و چشمگيرند. انوري در غزلياتش، خاقاني‌، عطار و حتي مولانا هم شعرهاي مغانه فراواني دارند؛ اما شگفت است كه سعدي هرگز شعر مغانه نگفته و اين به دليل تاثيرپذيري از آموزه‌هاي مكتب نظاميه بغداد بوده است.

وي افزود: سعدي در غزلياتش تنها يك بار واژه «مغ» را مي‌آورد، آن هم به اشتباه. چون مغ را بت‌پرست تصور مي‌كند. چه بپسنديم چه نپسنديم، چنين نادرستي‌هايي در شعر سعدي وجود دارد. او اينگونه مي‌انديشيد؛ اگر چه مي‌دانيم كه نادرست و غلط مي‌انديشيده است. اين نكته‌ها را بازگو مي‌كنم تا بدانيد كه من يكسره در مقام ستايش از سعدي نيستم. 

حميديان گفت: اعتدال سعدي بسيار شگفت‌آور است. اگر سخن سعدي را بنگريم آن را مي‌توان در يك كلمه خلاصه كرد و آن اعتدال است. اين اعتدال جوهره شعر، نثر و انديشه سعدي به‌شمار مي‌رود. از همين روست كه سعدي با مولانا هم مخالفت مي‌كند. نه تنها با مولانا، بلكه با همه‌ تندروان تصوف مخالفت مي‌كند براي اينكه سعدي اهل اعتدال و ميانه‌روي است.

وي افزود: سعدي در جواب يكي از غزل‌هاي مشهور مولانا، غزلي دارد كه بسيار انديشه برانگيز است. غزل مولانا اينگونه است: «بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست». غزل مولانا زيباست. پاسخ سعدي لطف غزل مولانا را ندارد؛ اما فكر و انديشه در آن هست‌. سعدي در پاسخ مولانا مي‌گويد‌: «از جان برون نيامده جانانت آرزوست؟» و آنگاه به صراحت مي‌گويد: «فرعون‌وار لاف اناالحق همي زني/ وانگاه قرب موسي عمرانت آرزوست؟». 

اين سعدي‌شناس خاطرنشان كرد:‌ سعدي حتي با چهره‌هاي بزرگ عرفان و تصوف ايران، همانند بايزيد و حلاج هم سر ناسازگاري دارد. اين مخالفت‌ها و ستيزها ناشي از وجود دو گونه فكر است. از يك‌سو فكر سعدي و از سوي ديگر انديشه مولانا و عرفاي ديگر است. سعدي رستگاري انسان را در فروتني و خاكساري او مي‌داند؛ به همين دليل شطحيات و طامات گفتن عارفان را هرگز نمي‌پسندد. اعتدالي كه از آن سخن گفتيم در شعر سعدي اثر پايدار گذاشته است. در شعر او توازن و تعادل ميان شكل و محتوا به روشني نمايان است.

حميديان يادآور شد: اگر منظومه‌هايي را كه شاعران ديگر سروده‌اند با «بوستان» سعدي بسنجيم، با دو تيره از فكر و انديشه روبرو خواهيم شد. تيره نخست از آن كسي همانند «سنايي» است كه يكسره به دنبال محتواست و تيره دوم از آن نظامي گنجوي است كه تابع شكل در شعر است. در ميان اين دو تيره «بوستان» سعدي قرار دارد كه در عين حال كه از شكل بهره برده، محتوا را هم در نظر داشته است. پس همان اعتدالي كه در شخصيت و انديشه سعدي وجود دارد در شعر او هم آشكار است. 

وي افزود: «ريچاردز» منتقد ادبي باور دارد كه تصويرهاي شاعرانه ممكن است خيلي كلي باشد، اما آن تاثيري كه در خواننده مي‌گذارد بايد به همان اندازه كه تصويرهاي بسيار پيچيده‌ شعري دارد اثرگذار باشد. تصاوير سعدي در ظاهر بسيار ساده و پيش پا افتاده است و دقت‌هاي تصويرگري مولانا و حافظ را ندارد؛ اما بسيار تاثيرگذار است. 

وي به تشبيهات سعدي اشاره كرد و گفت: تشبيهات سعدي هم كلي است؛ با اين همه ذوق و نبوغ بسياري در همين تصاوير و تشبيهات نشان مي‌دهد. وقتي او از «سرو» نام مي‌برد بدين خاطر است كه سرو هم نشانه‌اي از بالا بلندي معشوق است و هم نموداري از زيبايي او. به‌راستي كه سعدي در بيت‌هاي كوتاه و تشبيهات مختصر، دنيايي از معني را جاي مي‌دهد. 

اين استاد دانشگاه علامه خاطرنشان كرد: اگر اين‌هايي كه برشمردم هنر سعدي نيست پس چيست؟ آنهايي كه از سعدي انتقاد مي‌كنند و غزل او را نظم مي‌دانند نه شعر، ناعادلانه به شعر سعدي نگريسته‌اند. همان تصويرگري‌ها كه اوج هنر سعدي را نشان مي‌دهد دليل روشني بر نادرستي داوري آنهاست. منتقدان سعدي سخن‌هاي آراسته‌اي گفته‌اند كه خالي از دقت و محتواست. 

این استاد ادبیات فارسی یادآور شد: يكي از تعبيرهاي نادرستي كه درباره غزليات سعدي معمول است، آن است كه اشعارش را تنها عاشقانه و مغازله‌اي مي‌دانند و از جنبه‌هاي عرفاني آن غافلند. در حاليكه غزل سعدي جوهر و چكيده عرفان است و نمونه و همانندي براي آن نمي‌توان يافت.

وي يادآور شد: حكايت‌هاي بوستان سعدي با آثار عرفايي مانند عطار و مولانا همسان نيست. سعدي اهل جهان حس و لمس است و تفاوت او با آن بزرگان در اين است كه عرفا از حس استفاده مي‌كنند؛ اما نهایت سخن آنها به انتزاع و ذهنيات مي‌انجامد. آن‌ها جهان بيرون را نفي مي‌كنند و زمان و مكان را قبول ندارند چون زمان و مكان را از عوارض ماده مي‌دانند. 

حمیدیان تاکید کرد: برخلاف آنها در شعر سعدي زندگي مي‌جوشد و نگاه كردن به جهان در سخن او موج مي‌زند. تجربه كردن و ديدن زندگي نزد سعدي جايگاه بسيار والایی دارد. سعدي نسبت به آنچه در جهان بيرون مي‌گذشت بي تفاوت نبود. او شيراز را با همه ظرافت‌ها و زيبايي‌هايش مي‌ستود. 

دومين درس‌گفتار درباره سعدي كه به «سعدي، از پندار تا واقعيت» اختصاص داشت، عصر دیروز چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت با حضور علاقه‌مندان در مركز فرهنگي شهركتاب برگزار شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها