نجمه خیری، نویسنده و کارگردان جوان کشورمان معتقد است که بزرگترین ضعف سینمای ما فیلمنامهنویسی است؛ بههمین دلیل نیاز امروز سینمای ماست که بچههای ادبیات را وارد فیلم کوتاه کنیم.
او ادامه داد: بهخوبی میدانم که کار گروهی کردن بسیار دشوار است و راحتتر است که کارگردان نویسنده اثر نیز باشد؛ اما این نیاز امروز فیلم کوتاه است و باید انجام شود. به نظر من فیلمسازان باید با اهالی ادبیات ارتباط برقرار کنند و از طرفی میزان مطالعه خود را بالا ببرند؛ چراکه دیالوگهای یک کتاب میتواند به درخشانشدن یک فیلم سینمایی کمک شایانی کند. دوستان فیلمساز من نباید فراموش کنند که سینما قصد دارد یک قصه تعریف کند و قصه باید ابتدا و انتها داشته باشد. درست است که امروز فیلمهای پایان باز بسیار پرطرفدار شده است اما همان فیلم هم باید در انتها، اندیشهای را در ذهن مخاطب ایجاد کند تا او بتواند بهتفکر برسد.
خیری درباره میزان مطالعهاش گفت: راستش را بخواهید من علاقهی بسیار زیادی به کتاب دارم اما مانند خیلی از دوستان «حوزه کتاب» نیستم و ترجیح میدهم هدفمند ادبیات را دنبال کنم. من برخلاف جامعه امروز عاشق داستان کوتاه هستم و به مطالعه هر داستان کوتاه جذابی که بهدستم برسد، میپردازم. داستانهای تصویری من را بهخود جلب میکنند بههمین دلیل علاقهی زیادی به نوشتههای فریبا وفی دارم.
این فیلمساز جوان با اشاره به شیوهی مطالعهاش عنوان کرد: من مانند دوستان ادبیاتی براساس لیست ادبیات را دنبال نمیکنم؛ بلکه بهدنبال آن میروم که امروز به چهچیزی نیاز دارم؛ بههمین دلیل این امکان وجود دارد که امروز کتاب روانشناسی بخوانم، فردا بهسراغ فلسفه بروم و یک هفته مشغول خواندن رمانی جذاب باشم. در دنیای من کتاب بهعنوان معرف زندگی بهتر است.
خیری که امسال با یک فیلم کوتاه در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران شرکت کرده بود و جزو نامزدهای نهایی این بخش بود، در توضیح اثرش گفت: فیلم «ماه سمنبر» که کارگردانی و نویسندگی آن با من بوده است در بخش «کتاب و سینما»ی سی و چهارمین جشنواره فیلم کوتاه تهران بهعنوان کاندید معرفی شد. این فیلم از منظومه «حیدر بیگ و سمنبر» اقتباس شده است. منظومهای که متعلق به دوره صفوی است و من قصه آن را از مادربزرگم شنیدهام.
او ادامه داد: از مدتها پیش دوست داشتم که این داستان را اقتباس کنم؛ چراکه این داستان بسیار امروزی و قابل درک برای مخاطب است. یعنی در عین حال که داستانی اسطورهای است فضا و خصوصیاتش برای آدمهای جامعه امروز قابل لمس است و مخاطب خیلی سریع با آن همذاتپنداری میکند. کاراکتر زن این داستان پزشکی داروساز است که از کشمیر به ایران آمده، زنی که در داستان علاوه بر زیبایی، هوش، دانایی ، شهامت و مهارتش در جنگیدن تاکید شده است و بین او و حیدربیگ قزلباش شاه عباس اتفاقاتی رخ میدهد که به نظر من بسیار جذاب آمد. این کاراکتر من را مجاب کرد تا بهساختن این فیلم اقدام کنم.
این فیلمساز جوان با اشاره به تفاوتهای این داستان ایرانی با داستانهای خارجی گفت: این داستان برخلاف داستانی مانند سیندرلار که کاراکتر آن اجازه انتخاب ندارد، کاملا باز و خودمختار است. یعنی کاراکترها حق انتخاب دارند، مسئولیتپذیر هستند و برای خواستههای خود تلاش میکنند. در ضمن هیچ جادو و داستان عجیب و غریبی وجود ندارد. اما داستانی اسطورهای با همان مناسبات خاص خودش است.
او ادامه داد: ساخت این فیلم احیای تاریخ و ادبیات فولکلور ماست. یعنی داستانی که سینهبهسینه نقل شده و امروز به دست ما رسیده است؛ بههمین دلیل فکر میکنم مورد توجه داوران مرحله اول قرار گرفت. این فیلم از دو بخش تشکیل شده است که قسمت دوم حالت مستند دارد و من از تنها ریش سفیدان و گیس سفیدانی که داستان را هنوز به طور کامل به خاطر داشتند خواهش کردم که در این بخش جلوی دوربین بیایند و این داستان را بهشکل خودشان روایت کنند.
خیری در توضیح نسخه اصلی این اقتباس گفت: علاوه بر داستانی که از مادربزرگم شنیده بودم، به مطالعه نسخه خطی این داستان که در کتابخانه مجلس وجود دارد، نیز پرداختم و در کنار آن یک نسخه چاپی آن را نیز از دستفروشان کتابهای قدیمی در شیراز خریداری کرده بودم. من طی ماهها چندین بار دو کتاب را خواندم تا بتوانم آن را در قالب تصویر بیان کنم.
او ادامه داد: قسمت اول فیلم داستان پسر جوانی است که از یک خانم کتابفروش خوشش آمده است و حالا تقابل این دو را در دنیای امروز در مقایسه با حیدربیگ و سمنبر میبینیم. من در نوشتن فیلمنامه «ماهسمنبر» از دوست خوبم ترانه برومند کمک گرفتم. ترانه برومند نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و مترجم بسیار توانایی است و این شانس من بود.
این فیلمساز جوان با اشاره به دغدغههایش برای ساخت این اثر گفت: بیشتر حرف من از ساخت این فیلم و پرداختن به این موضوع نشان دادن شجاعت در ابراز عشق بود. مخاطب با دیدن دوبخش فیلم متوجه میشود که چطور یک داستان اسطورهای به فیلمی امروزی تبدیل شده است و میآموزد که چطور حیدربیگ در آن زمان تلاش کرده است تا نظر معشوق خود را جلب کند.
خیری در بخش پایانی صحبتهایش درباره وضعیت آثار اقتباسی این دوره از جشنواره عنوان کرد: اگر بخواهم درباره آثار اقتباسی نظر بدهم، میتوانم بگویم که داستانها بهشکلی بود که مخاطب در کنار دیدن فیلم به مطالعه کتاب نیز نیاز داشت تا متوجه قصه شود. بهنظر من این کار اشتباه است؛ چراکه کار سینما این است که به آن داستان اعتبار دهد و بهشکلی داستان را مطرح کند که مخاطب جذب آن شود و دوست داشته باشد که آن داستان را بخواند، نه اینکه بهدلیل فهمیدن موضوع فیلم به سراغ کتاب برود.
نظر شما