یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۸
کاستاندا؛ نویسنده‌ای که در گمنامی مشهور بود

کارلوس کاستاندا، نویسنده امریکایی زاده پرو، ۱۰ سال پیش در ۲۷ آوریل ۱۹۹۸ میلادی، دیده از جهان فروبست. وی گمنام زیست و اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست و کتاب‌های او همواره دستمایه جنجال بوده‌اند./

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کارلوس کاستاندا، در سال ۱۹۲۵ میلادی در کاحامارکا (منطقه‌ای در پرو) متولد شد. البته این نکته بعد از مرگ او مشخص شد و کاستاندا قبلا خود را متولد ۱۹۳۱و برزیلی معرفی کرده است. این که او به چه دلیل کشور و سال تولد خود را پنهان کرده هنوز مشخص نیست.

این نویسنده در دانشکده ملی هنرهای زیبا در «لیما»و در رشته‌های مجسمه‌سازی و نقاشی تحصیل کرد و در نظر داشت که مجسمه‌ساز شود، اما به اعتراف خودش فاقد خلاقیت و قدرت تخیل کافی برای این کار بود.

وی در ۱۹۵۱ به آمریکا مهاجرت کرد و چهار سال بعد در دانشگاه لوس آنجلس به هدف تحصیل در رشته روانشناسی مشغول به تحصیل شد. این نویسنده سپس در ۱۹۵۹ عقیده خود را عوض کرده و در رشته مردم‌شناسی به تحصیل ادامه داد. کاستاندا بالاخره در ۱۹۶۰ ازدواج کرد. تا این زمان همه چیز در زندگی او روال عادی و طبیعی خود را طی می‌کرد. کار، تحصیل، ازدواج و تلاش برای تشکیل یک زندگی سالم و معمولی.

ماجرای کاستاندای نویسنده و مردم‌شناس از آن ‌جا آغاز می‌شود که او در سال ۱۹۶۰با یک استاد «شمن» روبرو شد."شمن" باوران معتقدند كه بوسيله تماس با ارواح مي توان بيماري ها و رنج افراد را تشخيص داد و آن را درمان كرد.


 وی که برای تحقیق در مورد گیاهان توهم‌زا به مکزیک رفته بود، از طریق یکی از دوستانش با «دون خوان» آشنا شد. کاستاندا از حدود سال‌ ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ نزد دون خوان آموزش ‌دید. دون خوان ابتدا به او گفت:"راه سالکان اصلی ربطی به استفاده از گیاهان توهم‌زا ندارد؛ ولی چون تو یک غربی غیر آشنا به این مسائل هستی اول از این گیاهان شروع می‌کنیم! در حالی که یک سالک اصیل نیازی به تاتوره و سکالتیو (دو نوع گیاه توهم‌زا) ندارد و راه را به کمک دل انتخاب می‌کند." گیاهان توهم‌زا گیاهانی اند که توسط سرخ‌پوستان سونورای مکزیک مصرف می‌شوند و اثرات عجیبی روی شخص می‌گذارند. مثلا قدرت‌های شنوایی یا بینایی عجیبی به او می‌دهند. از زندگی خود "دون خوان" اطلاعات زیادی در دست نیست. چرا كه وي اجازه نمی‌داد کاستاندا عکسی از او بردارد یا صدایش را ضبط کند. کاستاندا از طریق او با دون خونارو هم آشنا شد که از دوستان نزدیک دون خوان بود. معروف است که دون خوان جادوگر بوده و از گفته‌های کاستاندا هم چنین چیزی برمی‌آید؛ اما خودش می‌گفته: کار من جادوگری نیست؛ جادوگری گام نهادن در کوچه‌ بن‌بست است.

کاستاندا در ۱۹۶۸ اولین کتاب خود را منتشر کرد که در واقع یادداشت‌های تحقیقی مردم‌شناسی از گفت و گو با این سرخپوست است و توسط دانشگاه کالیفرنیا منتشر شد.

به‌رغم مخالفت‌‌های بسیار، با پشتیبانی و اصرار دو استادی که از ابتدا بر کار کاستاندا نظارت داشتند کتاب او سرانجام به عنوان پایان‌نامه فوق لیسانس، تایید و توسط انتشارات دانشگاه لوس‌آنجلس منتشر شد. 

همسر وی می‌نویسد که کاستاندا همزمان با تحقیقات مردم‌شناسی در خصوص آیین شمنی، نوشتارهای"تالکوت پارسونز"،فیلسوف و زبان‌شناس را به دقت خوانده و بسیار تحت تاثیر استاد خود "هرولد گارفینکل" بوده که در زمینه پدیدارشناسی کار می‌کرد.

کتاب بعدی کاستاندا با عنوان «سفر به دیگر سو» نیز با وجود انتقادهای شدیدی که در هیات علمی دانشگاه در خصوص تردید در واقعی بودن گزارش‌های او ابراز می‌شد به عنوان رساله دکترای وی مورد قبول قرار گرفت. از آن پس سال‌ها در مورد زندگی خصوصی کاستاندا هیچ گزارشی منتشر نشد و او به جز چند مورد محدود در هیچ مصاحبه یا سخنرانی رسمی شرکت نکرد. 


کارلوس کاستاندا را پدر عصر جدید و مشهورترین نویسنده گمنام جهان! لقب داده‌اند. از اولین کتاب وی که همزمان رساله فوق لیسانس او در رشته مردم‌شناسی بوده، تاکنون یک میلیون نسخه به زبان انگلیسی به فروش رفته است. شیوه نگارش کاستاندا و جذابیت فلسفه و فرهنگ عهد باستان که بخش اصلی نوشته‌های وی را در بر می‌گیرد و نیز تمایل وی به گمنام زیستن شاید دلایل اصلی شهرت او باشند. 

کتاب‌های کاستاندا از دهه ۱۳۶۰ شمسی به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد.

از آثار وی می‌توان: «تعلیمات دون خوآن»، «حقیقتی دیگر»، «دومین حلقه قدرت»، «سفر به دیگر سو»، «افسانه قدرت»، «هدیه عقاب»، «آتش درون»، «قدرت سکوت»، «کرانه فعال بی‌کرانگی» و «هنر رویا دیدن» را نام برد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها