یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۱
خلاقيت هنري در آثار و انديشه‌هاي مولانا نمايان است

نوزدهمین دوره از درس‌گفتارهايی درباره‌ مولانا با عنوان «خلاقيت هنري در آثار و انديشه‌هاي مولانا» با سخنرانی دکتر حسن شهرستانی 9 آبان‌ماه در شهرکتاب مركزی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتدای نشست دکتر حسن شهرستانی، معاون پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی گفت: حجم کار مولوی در حوزه هنر به انواع گوناگون هنرهای تجسمی اختصاص دارد كه نمایش تصویری، داستان‌پردازی و خلاقیت هنری را در بردارد.

وی افزود: موضوع هنرهای تجسمی که مهم‌ترین آن نقاشی است از آغاز زندگی انسان همراه او بوده است، نقاشی انسان‌های نخستین و گرافیک نیرومندی که در هزاره‌های دوري خلاقیت و نقش‌های گویایی را خلق ‌کرده‌اند. نقش، نقاشی و رنگ که تجلی خارجی در تابلوست از نظر مولانا از منظر دیگری مشاهده می‌شود و به مباحث و آراي قدمای پیش از خود دقت دارد و به نحو اجمالی، تفضیل و مبهم نقل می‌کند، اما توجه او به مساله نقش، نقاش و رنگ و انوع هنرها، هنرمندی و نقش‌پذیری فراوان است كه در مثنوی مولانا مشاهده مي‌شود.

معاون پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی، خاطرنشان کرد: مولانا همه پدیده‌های طبیعی، اجتماعی و معنوی را در خدمت هدف والای خود قرار می‌دهد و مرکبی است برای بیان نکات مورد نظر او و رسیدن به کمال و توجه انسان کامل و الگوی اعلایی که مورد نظر اوست، این هدف غایی است و بقیه واژگان مرکب‌هایی هستند برای پیمودن راه.

وي افزود: مولانا در مورد رنگ بسیار سخن گفته و رنگ را به نور منسب می‌دهد، نور مفاهیم گسترده‌ای است که در سراسر شعر مولانا وجود دارد. نور متر ادبیات عرفانی است؛ همچنین در حوزه عرفان متر عشق است، عرفا از نور استفاده می‌کنند و معتقد هستند که حیوان نورانی‌تر از گیاه است و انسان از همه نورانی‌تر و تا شمس تبریزی که نور مطلق است می‌رسد و بالا می‌رود و به حقیقت مطلق و مطلق حقیقت از نور تعبیر می‌شود و هیچ نمادی در عالم ظاهر بهتر از نور این تفکیک وجود را نشان نمی‌دهد.

معاون پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی اظهار داشت: مولانا معتقد است كه اگر نور نباشد تشخیص رنگ معنی ندارد و رنگ‌ها را به رنگ خدایی و ضد آن، رنگ درون و رنگ برون تقسیم‌بندی می‌کند، رنگ حس‌آمیزی زیبایی است که صفت تیره و روشن، شفاف و غیرشفاف در آن وجود دارد که مولانا در مثنوی از آن نام می‌برد و بار معنایی به رنگ‌ها می‌دهد، رنگ سرخ رنگ برافروختگی و شکر و سپاس است، رنگ زرد دعوت به آرامش و صبوری در مقابل رنج‌ها است. روان‌شناسی رنگ‌ها در آثار مولانا وجود دارد و برای رنگ معانی متعالی را ذكر مي‌كند.

شهرستانی خاطرنشان کرد: نکته دیگر از هنر که مورد توجه مولاناست مسأله‌اي است که به آن هنرهای نمایشی و دراماتیک می‌گوییم و این تقسیم‌بندی ارسطویی است که دراماتيك به درام و سوگندنامه‌ها تبدیل می‌شود، همچنين کمدین بیان طنزگونه کمدی است. در نمایش‌ها و فضای نمایشی امکانات زیادی برای بیان داریم. در حوزه سینما تکنولوژی مطرح مي‌شود و حرکت در حالتی انجام مي‌شود که شاعر هیچ یک از ابرازها را در اختیار ندارد و خلاقیت و توانمندی شاعر از آن بروز مي‌كند. نیرومندی طنز مولانا در این است که شما را مبهوت می‌کند و به گریه وامی‌دارد در طول داستان می‌خنداند و در پایان به بهت می‌رساند.

وی افزود: مولانا تمام خدمت خود را در اشعار عرفانی آورده است كه تصویرهای بسیار شفافی در آن وجود دارد همچنین قصه‌پردازی رکن اساسی در اشعار مولاناست، تمثیل حاصل قصه‌های مولاناست و قصه مرکب را برای بیان دشوار حکمی و فلسفی به کار می‌برد و عبرت‌های بزرگ را با قصه مطرح می‌کند. بیان مطالب در قصه‌هاي مولانا حکمت است و شاهکارهایی می‌آفریند. داستان‌های مولانا چندگونه است داستان‌های حکمی و نتیجه‌گیری‌های معقول و گاهی با بیان طنز و شیرین مطرح می‌شود. مولانا تفاوت هزل و فکاهه و شوخی را با طنز مطرح مي‌كند، ما بعضی لوده‌گیری‌ها و مسخره‌بازی‌ها را به جای طنز می‌آوریم ولی طنز و کمدی تلخ‌ترین موارد اجتماعی را در قالب طنز و فکاهی مطرح می‌کند كه حکام نتوانند از نمایشگران و هنرمندان گزگ بگیرند و این هوشیاری آن‌ها را نشان می‌دهد. مولانا استاد این کار است.

معاون پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی خاطرنشان کرد: در باب موسیقی هیچ شاعری در بین شاعران ما به اندازه مولانا با موسیقی آشنا نیست و هیچ‌کس تنوع عروض شعر و توانمندی او را ندارد. 54 عروض فارسی در غزلیات شمس دیده می‌شود که بسیار دشوار است و این توانایی بيش از حد مولانا را مي‌رساند. هیچ‌کس به اندازه مولانا به عروض آشنا نیست ولي گاهی به آن حمله می‌کند و می‌خواهد بگوید حقیقت شعر نه عروض، نه قافیه و نه لفظ آن است بلکه حقیقت شعر مسأله دیگری است که اگر ما انتقادی به موضوع داریم از سر دانایی باشد نه نادانی. مولانا با اصطلاحات موسیقی آشناست از جمله واژه رباب كه مظهر عشق است و به معنی ابر باران‌‌زاست. رباب دل را شست‌وشو می‌دهد، همان‌طور که از ابر باران می‌بارد و همه جا را شست‌وشو می‌دهد و وزن‌های خیزابی و پرهیجان آن مطرح می‌شود.

وي در خاتمه سخنانش يادآور شد: در زیر مجموعه موسیقی سماع را داریم  سماع یک وجد طبیعی است که در اثر نشاط و نزدیکی به معشوق و شادابی به انسان روی می‌آورد این یک وجد طبیعی است این سماع‌ ها دکور است كه براي مولانا برپا مي‌كنند. مولانا معتقد است سماع بدون خدا معنا ندارد و یک رقص تصنعی نیست از روح معنوی وي سرچشمه گرفته است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها