نگاهی به روایت کتاب «امدادگر کجایی؟»

از سرخوشی در بی‌خبری تا رنج آگاهی

یک منتقد ادبی درباره کتاب «امدادگر کجایی؟» نوشت: اما در این میان هنوز موضوعاتی مغفول مانده یا کم‌تر به آن پرداخته شده است.‌ یکی از آن‌ها پرداختن به خاطرات امدادگران مرد و رانندگان آمبولانس در زمان جنگ است و همین مسئله نشان‌دهنده این است که کم‌تر کسی به اهمیت کار این قهرمانان بی‌سلاح واقف بوده است.‌
از سرخوشی در بی‌خبری تا رنج آگاهی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «امدادگر کجایی؟» یکی از آثار سال‌های اخیر درباره فعالیت‌های امدادگری در دوران دفاع مقدس است که تلاش کرده خارج از روایت رسمی فعالیت‌های امدادگری در جنگ را روایت کند. این کتاب به قلم معصومه رامهرمزی روایت «علی عچرش» از امدادگران دوران دفاع مقدس را بیان می‌کند. کتاب «امدادگر کجایی؟»طی روزهای اخیر بعد از تجدید چاپ و بازنگری با طرح جلدی جدید از سوی نشر مرز و بوم روانه بازار نشر شده است. (لینک)

به تازگی هم سیده فاطمه موسوی، منتقد ادبی درباره این کتاب یادداشتی را آماده و در اختیار ایبنا قرار داده است که در ادامه می‌خوانید: «در بستر حراست از آنچه که از حوادث سال‌های نه‌چندان دور جنگ برای آیندگان مانده، خاطره‌ها نگاری‌ها همیشه بار اصلی را به دوش کشیده‌اند.‌ در طی این سال‌ها صدها کتاب خاطره از تنور داغ نشرها بیرون آمده، برخی آن‌ها با استقبال بسیار مواجه شده و برخی خاموش و بی‌صدا فقط ثبت کرده‌اند آن چیزی را که وظیفه داشته‌اند بر تارک تاریخ این مملکت ثبت کنند.‌
 
اما در این میان هنوز موضوعاتی مغفول مانده یا کم‌تر به آن پرداخته شده است.‌ یکی از آن‌ها پرداختن به خاطرات امدادگران مرد و رانندگان آمبولانس در زمان جنگ است.‌ - البته که برای ثبت خاطرات بانوان امدادگر اهتمام بیشتری صورت گرفته است - و همین مسئله نشان‌دهنده این است که کم‌تر کسی به اهمیت کار این قهرمانان بی‌سلاح واقف بوده است.‌
 
اولین چیزی که از یک امدادگر به ذهن می‌رسد، مردی با اونیفرم هلال‌احمر و یک برانکارد است که تنها کارش رسیدگی و حمل مجروح می‌تواند باشد.‌ تصویری کلیشه‌ای که همه ما بیش و کم از یک امدادگر در ذهن داریم و تنها چیزی که از زمان جنگ ممکن است چاشنی آن کنیم، توپ و تانک و خمپاره است.‌ اما این تنها بخشی از واقعیت موجود است؛ کوه یخی که تنها نوکش پیداست.‌ کتاب «امدادگر کجایی» با کمک ذهن راوی و قلم نویسنده آن قرار است کلیشه‌ها را در ذهن بشکند و معبری به دنیای بزرگ و پرمسئولیت امدادگری بگشاید.‌

ظرفیت خاطرات راوی، دایره گسترده مسئولیت‌های او با چاشنی قلم توانای نویسنده‌ای که خودش با راوی قرابت دارد و امدادگری در جنگ را تجربه کرده، لحظات ناب زیادی را در کتاب خلق کرده است.‌
 
از نقاط قوت هر کتاب، شروع خوب آن است.‌ شروع خوب و تأثیرگذار، خواننده را برای خواندن ادامه کتاب مجاب می‌کند و نویسنده آگاهانه توانسته از این خوان سربلند بیرون بیاید.‌ خاطرات ناب کودکی، شنا در شط بهمنشیر از هول گرمای طاقت‌فرسا بدون ترس از حمله کوسه‌ها، زندگی در خانه‌ای روبه‌روی کشتارگاه و توصیف آنچه در این مکان می‌گذشته همراه با پرداختن به آداب و سنت‌ها، شیطنت‌های دوره کودکی و نوجوانی و فضای گرم و دوستانه‌ای که میان خانواده‌ها و دوستان برقرار است، آن‌چنان زنده و جاندارند که خواننده به‌راحتی می‌تواند همه‌چیز را تصور کند و از خوانش آنچه پیش روی اوست، نهایت لذت را ببرد.‌ یک روایت زیبا از آبادان دهه سی، چهل و پنجاه که تنها در بیست‌وسه صفحه اطلاعات مهمی را از بافت اجتماعی و سنتی آن ارائه می‌کند.‌ در ادامه روایت هولناک ماجرای سینما رکس، قربانیان آن و عبدالخضر و اسفندیار و آنچه که بر سر قربانیان و خانواده‌ها آمده و توصیف فضای قبرستان و دفن دسته‌جمعی اجساد سوخته شهدا و پس‌ازآن برگزاری دادگاه عامل اصلی ماجرا آن‌چنان نفس‌گیر و دردناک است که در کمتر کتابی می‌توان آن را با ذکر نام راوی دست اول یافت.‌

 
سیر تحول زندگی راوی و مردم آبادان را به‌خوبی می‌توان حس کرد.‌ سرخوشی در بی‌خبری به آگاهی و انقلاب می‌انجامد.‌ ذهن‌ها رشد پیدا می‌کند، مردم کتاب‌خوان می‌شوند، اجتماعات دینی و فرهنگی شکل می‌گیرد و پرداختن به همنوع اولویت اساسی بسیاری می‌شود.‌ نویسنده از پرداختن به گروه‌های مختلف سیاسی غافل نیست.‌ درگیری‌ها روایت می‌شوند تا این‌که آنچه نباید، اتفاق می‌افتد.‌ جنگی که از خرمشهر خرم و آبادان آباد و مردمش انتقام می‌کشد و ویرانی و خانمان‌سوزی به ارمغان می‌آورد.‌ آوارگی مردمی که دلشان نمی‌خواهد از شهر و دیارشان آن‌چنان فاصله بگیرند صادقانه روایت می‌شود.‌ شرایط پیچیده و بغرنج آوارگان در سراسر ایران و به‌ویژه ماهشهر تصویر دردناکی است.‌ اما قرار نیست راوی و مردم، قهرمانان شعاری و بی‌عیب و نقص باشند.‌ آن‌ها هم می‌لغزند، عصبانی می‌شوند، بر سر هم فریاد می‌زنند، خسته می‌شوند، بعضی بازیچه منافقین و گروهک‌ها می‌شوند و حتی بعضی از آنان در پی سوءاستفاده از شرایط موجودند اما جو غالب، جو همدلی و صبر بر مصیبت‌هاست.‌ مصیبت‌هایی که حتی یکی از آنان برای از پادرآوردن آدم‌ها کافی است.‌ تشکیل ستاد امداد و نجات، بیان ازجان‌گذشتگی امدادگران و رانندگان آمبولانس و سازمان‌دهی آنان، کار فشرده و شبانه‌روزی و خلاقیت‌هایی که از کمبود شدید امکانات سرچشمه می‌گیرد، کلیشه‌ها را در ذهن خواننده دستخوش تغییر می‌کند.‌ جان‌برکفان بی‌سلاحی که معمولاً «موردتوجه مسئولان نیستند؛ نه رزمنده هستند که مستقیم بجنگند و نه پزشک هستند که نقش کلیدی در درمان داشته باشند.‌ کسی حواسش به آن‌ها نیست اما اگر روزی نباشند همه متوجه نبودنشان می‌شوند؛ چون کارهای زیادی روی زمین می‌ماند.‌» (ص ۲۲۸)  آن‌ها «سربازان بی‌سلاح و بی‌صدایی بودند که مدیران جنگ آن‌ها را کمتر می‌دیدند و اهمیت کارشان را درک می‌کردند.‌» (ص ۱۸۵)
 
شاید بتوان گفت که در کنار تمامی سختی‌هایی که امدادگران متحمل شده‌اند هیچ گروهی چون آنان لحظات عاطفی در جنگ را حس نکرده و تحت‌فشار روانی نبوده است.‌ مجروحانی که شهید شده‌اند و کاری از دست آنان برنیامده یا شهدایی که هرکدام عزیز خانواده‌ای بوده‌اند، هرکدام بخشی از روح آنان را با خود کنده و برده‌اند.‌
 
بخش مهم دیگر کتاب پرداختن به حج و امدادگری در موسم حج است که اطلاعات دست اولی را در اختیار خواننده قرار می‌دهد.‌ خواننده‌ای که امدادگری در حج را تنها فرصت زیارت می‌داند و نهایتاً رسیدگی به چند بیمار، ناگاه بار سنگین و کار طاقت‌فرسای آنان، خودش را هم از نفس می‌اندازد!
 
در میانه کتاب گاهی روایت دچار افت و اطناب و حتی در برخی موارد تکرار برخی جملات می‌شود اما بلافاصله نویسنده با بیان بخش دیگری از ناگفته‌های ناب، این نقص را جبران می‌کند.‌
 
خواندن این کتاب چه برای آنان که جنگ را درک کرده‌اند و چه برای آنان که از جنگ تنها نامش را شنیده‌اند، خالی از لطف نیست.‌ نتیجه‌اش تغییر نگرش و ذهنیتی است که خواننده به‌وضوح پس از اتمام خواندن کتاب آن را حس خواهد کرد و برخی صحنه‌ها در یادها به یادگار خواهد ماند.‌ می‌توان گفت نگارش کتاب امدادگر کجایی گام مهمی در روایت آن بخش از خاطراتی است که از چشم همگان پنهان مانده است.‌»
 
این کتاب حاصل شصت ساعت مصاحبه در فاصله سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۴ است که در ۴۱۷ صفحه و هشت فصل تنظیم شده است.‌
کد مطلب : ۳۲۶۲۴۵
https://www.ibna.ir/vdcjxmetiuqe88z.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خاکریز کتاب