پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲
بررسي كتيبه «ضد ديو» خشارياشا در كتاب «كريستن سن»

مهرداد ملك‌زاده گفت: «كريستن سن» در كتاب «مطالعاتي درباره ديويسنان ايراني»، كه دكتر احمد طباطبايي آن را با عنوان ابتكاري «آفرينش زيانكار در روايات ايراني» به فارسي ترجمه كرده، به كتيبه «ضد ديو» خشايارشا اشاره مي‌كند كه نمي‌تواند ارتباطي با لشكركشي خشايارشا به يونان و آتش زدن معبد آكروپوليس داشته باشد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در نشست باستان‌شناسي دين مهر كه عصر روز چهارشنبه (29 دي‌ماه) در فرهنگسراي هنر (ارسباران) برگزار شد از جديدترين شماره دوفصلنامه باستان‌پژوهي نيز رونمايي شد. شماره جديد مجله باستان‌پژوهي اقدام به انتشار پرونده ويژه‌اي درباره موضوع «باستان‌شناسي آيين مهر» كرده و در خلال آن به مطالعات باستان‌شناسي انجام شده در اين باره پرداخته است. 

در اين نشست کاوش‌هاي باستان‌شناسي در مهرکده محمدآباد (دشتستان ـ برازجان) با سخنراني احسان يغمايي، مهرپرستي و پرسش‌هايي درباره باستان‌شناسي دين با سخنراني مهرداد ملک‌زاده، ردپاي ايزد مهر در باورهاي ديني عصر آهن در جنوب درياي کَسپي با سخنراني علي‌اکبر وحدتي و چو خورشيد زد پنجه بر پشت گاو... آيا شاهين نماد جانورنماي ايزد مهر است؟ با سخنراني شهرام زارع بررسي ‌شد. 

مهرداد ملك‌زاده، عضو پژوهشكده باستان‌شناسي و عضو شوراي واژه گزيني باستان‌شناسي در فرهنگستان زبان و ادب فارسي گفت: «كريستن سن» در كتاب «مطالعاتي درباره ديويسنان ايراني»، كه دكتر احمد طباطبايي در سال 1353 آن را با عنوان ابتكاري «آفرينش زيانكار در روايات ايراني» به فارسي ترجمه كرده، به كتيبه «ضد ديو» خشايارشا اشاره مي‌كند و درباره آن چنين مي‌گويد كه ماجراي اين كتيبه، برخلاف آنچه كه گمان ُبرده‌اند، نمي‌تواند ارتباطي با لشكركشي خشايارشا به يونان و آتش زدن معبد آكروپوليس داشته باشد. 

وي افزود: كتيبه خشايارشا، كه بعدها به نام «كتيبه ضد ديو» معروف شد، در روز 26 ژوئن 1935 در كاوش‌هاي تخت جمشيد و توسط حفاران دانشگاه شيكاگو كشف شد. اين كتيبه، نمونه منحصر به فردي است كه بر خلاف كتيبه‌هاي ديگر، متني تكراري نيست و خشايارشا داستاني را روايت مي‌كند و مي‌گويد كه در ميان سرزمين‌هايي كه قلمرو او را تشكيل مي‌دادند، جايي بود كه ديوان را مي‌پرستيدند. خشايارشا ادامه مي‌دهد كه من دستور دادم كه ديوان پرستيده نشوند و «ديو دان‌ها» را بركنند. روشن است كه اين كتيبه، خبر از رويداد مذهبي مهمي مي‌دهد. 

خشايارشا در كتيبه خود نمي‌گويد كه ديوپرستان در كجا زندگي مي‌كردند؟ به همين دليل در تحليل كتيبه او بحث‌هاي فراواني شده است. گروهي از باستان‌شناسان مي‌گويند كه محل ديوپرستان در بابل بوده است و اين كتيبه اشاره به فتح اين شهر توسط خشايارشا و ويران كردن باروي شهر دارد. گروهي ديگر اين رويداد را با لشكركشي خشايارشا به يونان و آتش زدن پرستشگاه آنها مربوط مي‌دانند اما همانگونه كه گفتم، كريستن سن اين ديدگاه را نمي‌پذيرد. 

دليلي كه كريستن سن مي‌آورد چنين است كه در كتيبه ياد شده، دو واژه «ارته» كه شكل مادي و پارسي «اشه» اوستاست و نيز واژه «برسم» آمده است. پس آن رويداد در داخل ايران، و نه در يونان، روي داده و خبر از مبارزه با مذهبي الحادي دارد. كريستن سن مي‌گويد كه اين اتفاق همزمان است با نوشته شدن «ونديداد»، كه مانيفست يا مبارزه نامه مغان مزديسنا عليه مغان ديويسنا بوده است. 

كاوش‌هاي نوشجان تپه، تاييدي بر ديدگاه «كريستن سن» 
اين باستان‌شناس يادآور شد: سال‌ها اين نظر كريستن سن در بين باستان‌شناسان پذيرفته شده بود. اگر چه برخي مخالف آن بودند. تا اين كه دكتر «استروناخ» در نوشجان تپه ملاير دست به كاوش‌هاي باستان‌شناسي زد و ساختماني مذهبي متعلق به دوره مادها را كشف كرد. اين ساختمان مجموعه‌اي از تالارهاي ستون‌دار و انبار بود. 

نكته جالب توجه آن بود كه روي اين بنا را پوشانده بودند. اين اتفاقي شگفت‌انگيز در باستان‌شناسي بود. در واقع فضاي مذهبي بنا، پس از پايان كاركرد آن، ويران نشده بود، بلكه پوشانده شده بود. مساله اين بود كه چه اتفاق و فرآيند مذهبي ُرخ داده كه چنين رفتاري با نوشجان تپه صورت گرفته بود؟

چندي بعد «گريشمن» مقاله‌اي نوشت و با يادآوري كتيبه ضد ديو خشايارشا، ساختمان نوشجان تپه را يك «ديو دان» دانست. مدتي طول نكشيد كه در نواحي شرقي تر ماد نيز چند نمونه از اين بناها كه آنها نيز پوشانده شده بودند، كشف شد. پيدا بود كه بنا را با احترام كامل رها كرده بودند. چرا چنين اتفاقي روي داده بود؟ 

به نظر مي‌رسد كه در آن زمان به كساني كه براي نيايش به آنجا مي آمده‌اند، دستور داده شده كه دست از اعمال مذهبي خود بكشند و از پرستش ديودان‌ها خودداري كنند اما چون زمين پرستشگاه يا همان ديودان، را مقدس مي‌دانسته‌اند، به جاي ويران كردن آن، سطح آن را پوشانده‌اند. اكنون پرسشي كه ممكن است پيش بيايد اين است كه ربط اين ماجرا با مهرپرستي چيست؟ 

وي افزود: «ديويسني»، يا پرستندگان ديو، در نزد مزديسنان يك اصطلاح توهين‌آميز در حق كساني بوده است كه پيرو دين يكتاپرست مزدايي نبوده‌اند. از سويي ديگر در همان منطقه‌اي كه ديودان‌ها پيدا شده‌اند، گورهاي كشف شده كه مردگان آن دستبندهايي داشته‌اند كه بر روي آنها دو سر مار نقش شده است. مي‌دانيم كه در دين مزدايي، مار نماد اهريمني است. امكان ندارد كه كسي پيرو مزديسنا باشد و از نماد مار، آن هم به صورت دستبند، استفاده كند. پس اين گورها متعلق به پيروان مذهب ديگري بوده است. 

با اين حساب آيا نمي‌توان حدس زد كه ديودان‌ها متعلق به مهرپرستان، يعني همان كساني كه گورهاي آنها در نزديكي ديودان‌ها پيدا شده، بوده باشد؟ و «ديويسنان» اشاره‌اي از سوي مزديسنان به آنان باشد؟ به گمان من براي اين حدس، مي‌توان شواهد باستان‌شناسي مطمئني پيدا كرد. 

اين نكته را هم بايد توضيح داد كه مهرپرستي رايج در ايران، گاه آنچنان با آيين ميترائيسم رومي تفاوت دارد كه پژوهشگر رغبت پيدا مي‌كند كه اين دو را متفاوت از هم بداند. مهرپرستي در روم، پيشينه روشن و شناخته شده‌اي دارد. نگاره‌هاي فراواني هم از آن به دست آمده است اما در قلمرو ايران، ما چيزي از مهرپرستي، جز همان اشاره‌هايي كه در اساطير ايران آمده است، نمي‌دانيم. 

نشست «باستان‌شناسي و آيين مهر» با حضور شماري از استادان باستان‌شناس در سالن اصلي فرهنگسراي ارسباران انجام گرفت. در پايان مراسم شماره 6 (از سال سوم) دو فصلنامه «باستان‌پژوهي» (مجله باستان‌شناسي، ميراث فرهنگي و علوم وابسته) رونمايي شد. اين شماره از مجله «باستان‌پژوهي» دربردارنده مقالاتي ويژه درباره آيين مهر است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها