شنبه ۱ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۹
ممارست‌هاي نظامي و ارزش ادبي «مخزن الاسرار»

دكتر مهدي محبتي گفت: «مخزن الاسرار» اولين اثر نظامي است. احتمالا پيش از آن او شعر مي‌گفته است. چون بدون سابقه ذهني، بعيد است كه شاعري بتواند چنان بيت‌هاي استواري بگويد. قطعا قبل از آن ممارست‌ها كرده تا توانسته است كتابي به ارزش ادبي «مخزن الاسرار» را بيافريند.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، هشتمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ نظامي به بررسي و تحليل سلوک شعري و فکري نظامي در «پنج گنج » اختصاص داشت که با سخنراني دکتر مهدي محبتي در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. 

هدف اين درس‌گفتار بررسي و اثبات اين نکته بود که «خمسه» حکيم نظامي نوعي سلوک شعري ـ فکري ـ شهودي خاصي است که به صورتي مبنادار و همخوان از «مخزن‌الاسرار» آغاز مي‌‌شود و تا «اسکندرنامه»، دايره‌وار ادامه مي‌يابد و به همين دليل درک منطق قصه‌گويي، شعرسرايي و انديشه رزمي نظامي ـ به ويژه شخصيت‌هاي تيپيک او ـ نيازمند درکي همسان و واحد از کليت «خمسه» او به عنوان يک اثر يگانه است. 

مهدي محبتي خاطرنشان كرد: افسانه‌هايي كه درباره يك شبه شاعر شدن سخنوران مي‌گويند، براي پنهان كردن عدم كاميابي ما در كشف ريشه‌هاي عقلاني شعر فارسي است؛ چون چنين امري هر چند امكان عقلي دارد، امكان وقوعي نخواهد داشت. 

وي افزود: نظامي در «مخزن الاسرار» سخنور بسيارداني است كه بين سال‌هاي 27 تا 37 سالگي به‌سر مي‌برده است. تصويري كه در اين كتاب از خود نشان مي‌دهد، مردي است كه بسيار به شريعت پاي‌بند است و از فضل و دانش خود، فراوان سخن مي‌گويد. براي نظامي، ارزش «مخزن الاسرار» در بُعد معنايي آن است. 

او حتي با آن كه مي‌پذيرد كه از «حديقه» سنايي اثر پذيرفته است، اما كتاب خود را برتر از اثر سنايي مي‌داند. يك نمونه از بخش‌هاي «مخزن الاسرار» كه ميزان فضل و دانش نظامي را نشان مي‌دهد، آن جايي است كه او از فلسفه خلقت ياد مي‌كند. در شعر فارسي سابقه نداشته كه كسي پيش از نظامي، فلسفه آفرينش را بدان گونه زيبا و استوار، مطرح كرده باشد. 

وي افزود: نظامي در اين باره حرف‌هايي مي‌زند كه پيش از او كسي در شعر فارسي بر زبان نياورده بود. تكيه او در آن بيت‌ها بر فلسفه اشراقي نوافلاطوني، ميراث قرآن، حديث و يافته‌هاي خودش است. او بدين صورت، فلسفه‌اي نيمه عقلاني و نيمه شهودي را بر «مخزن الاسرار» حاكم مي‌كند. 

شاعرانگي و انديشه‌ورزي در سخن نظامي
اين استاد دانشگاه يادآور شد: بيت‌هاي نظامي درباره رابطه انسان با خدا چنين است «تا كرمش در تتق نور بود/ خار ز گل ني ز شكر دور بود/ چون كه به جودش كرم آباد شد/ بند وجود از عدم آزاد شد». مي‌بينيم كه او مساله خلقت را بر اساس «جود» مطرح مي‌كند. نظامي مي‌گويد كه تمام وجود، امتداد سخن خداست. او هستي را خدا مي‌داند و هر كلمه را سخايي از خداوند بر هستي مي‌شمارد و مي‌گويد: 

«باغ سخا را چو فلك تازه كرد/ مرغ سخن را فلك آوازه كرد». سپس مي‌افزايد: «پاي سخن را كه دراز است دست/ سنگ سراپرده او سر شكست». نظامي اشاره مي‌كند كه سخن، مقهور ذهنيت گوينده است، پس تا كنار پرده گاه پيش مي‌آيد اما نمي‌تواند راه به داخل پرده بيابد. 

او از اين هم فراتر مي‌رود و مي‌گويد: «وهم تهي پاي بسي ره نوشت/ هم ز درش دست تهي بازگشت». مي‌بينيم كه نظامي جوان، با چه زيبايي، مساله وجود را با عبارات شاعرانه مطرح مي‌كند. اين كار دشواري است كه شاعرانگي و انديشه‌ورزي را پا به پاي هم پيش برد.
وي افزود: نظامي هنگامي هم كه وارد مناجات مي‌شود، همين سير را ادامه مي‌دهد «اي همه هستي ز تو پيدا شده/ خاك ضعيف از تو توانا شده/ زير نشين علمت كاينات/ ما به تو قائم چو تو قائم به ذات/ هستي تو صورت و پيوند ني/ تو به كس و كس به تو مانند ني/ آن‌چه تغير نپذيرد تويي/ و آن كه نمرده است و نميرد تويي». اين‌ها مناجات‌هاي جواني است كه در آستانه شكوفايي است. حرف‌هاي تازه‌اي است كه نه فلسفيدن صرف است و ورود به كنج‌هاي تاريك فلسفه ذهني، و نه شعر مطلق. 

باز ادامه مي‌دهد «رفتي اگر نآمدي آرام تو/ طاقت عشق از كشش نام تو/ تا كرمت راه جهان برگرفت/ پشت زمين بار گران برگرفت». انسان هنگامي كه وارد هستي مي‌شود، مفهوم عشق را درمي‌يابد. يكي از جاهايي در شعر نظامي كه انسان و خدا، عميقا با هم گره مي‌خورند، همين جاست. اين نمونه‌ها، فضل نظامي را در آغاز سرايش نخستين منظومه‌اش نشان مي‌دهد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها