سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): امسال، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران درحالی برگزار میشود که شرایط روز کشور، علاقمندان به کتاب را از مراجعه حضوری به این مهمترین آوردگاه فرهنگی کشور بازداشته، امکان تورق کتاب را در میان انبوه جمعیت از میان برده است. امسال نیز ناشران بسیاری بههمراه کتابهای چاپی و الکترونیک در نمایشگاه حضور دارند و اینبار مخاطبان حوزه کتاب، جای پرسه زدن در میان سالنها را به گشتوگذار در وبسایت نمایشگاه دادهاند. از جمله خیل گسترده ناشران در نمایشگاه، هرمس با عناوینی چند، از جمله دو کتاب تازه به نمایشگاه آمده است.

کتاب نخست «مسیح؛ یک زندگینامه» بهقلم جاک مایلز با ترجمه زانیار ابراهیمی است که در 442 صفحه منتشر شده است. اثر، جلد دوم از سهگانه جک مایلز ادبپژوه آمریکایی است که در آن، سه خدای ادیان ابراهیمی، یهوه، مسیح و الله را بررسی میکند. نگاه مایلز در این کتاب، رویکردی ادبی و نه الحادی یا اعتقادی است. همانطورکه در جلد سوم آمده، این رویکرد ادبی مستلزم تعلیق باور یا ناباوری است؛ بر این اساس، میتوانیم وقتی عهدین یا قرآن میخوانیم عجالتاً فرض را بر این بگذاریم که خدا شخصیتی ادبی است که وقایعی را از سر میگذراند. از این منظر، سهگانه مایلز، روایتی جذاب از تحول و تغییر یهوه، مسیح و الله در مقام شخصیتی ادبی است.
بهاعتقاد ابراهیمی، «با اینهمه، وقتی ما مسلمانان چنان متنهایی را میخوانیم ممکن است بهرغم تلاش بسیارمان، نتوانیم رویکرد تعلیق باور را عملی کنیم». بر طبق ایمان قرآنی ما، مسیح نه خدا یا پسر او، بلکه یکی از پیامبران اولوالعزم و فرستاده خداست. در نتیجه، از منظر اعتقادی، «پروژه مایلز را میتوان مردود دانست، چون سهگانه او نه روایت و مقایسه سه چهره خدا، بلکه مقایسه دو چهره خدا و یک پیامبر است». همچنین «علاوه بر این، چنانکه صراحتاً در آیات شریفه قرآنی (سوره نسا، آیه 157) آمده است، خداوند مسیح را بهسوی خود بالا میبرد و چنین نیست که او را به صلیب کشیده باشند، بلکه او را با شخصی مشابه اشتباه گرفتهاند». بنابراین «خود این فرضیه مایلز که مسیح، در مقام خدا، بحرانی در زندگی یهوه است و چهره دیگری از او است که تغییر و تحولات او از عهد عتیق را به عهد جدید منتقل میکند، از منظر اعتقادات اسلامی، فرضیهای مردود است». نهایتاً میتوان گفت که مایلز تفاوت سرشت وحی در این سه کتاب مقدس را لحاظ نمیکند. بهباور مترجم «چنانکه میدانیم، آنچه در عهد عتیق و جدید آمده است، نه وحی مستقیم خداوند، بلکه تفاسیری است که در طول دههها و سدهها جمعآوری شده و بر سر تقدم و تأخر آنها و میزان اصالتشان، مناقشههای فراوانی در کار بوده است. بهرغم تمام اینها، آنچه ترجمه و انتشار این کتاب را برای خوانندگان غیریهودی و غیرمسیحی فایدهمند میسازد آشنایی با اصول اعتقادات و چارچوبهای فکری برسازنده جهان غرب است». ابراهیمی نهایتاً بر آن است که شاید بهتر است پیچشی در تعلیق ناباوری ایجاد کنیم و اینبار، ما مسلمانان عدم اعتقادمان به آن اصول اعتقادی را صرفاً بهجهت آشنایی، که از قضا مضمونی قرآنی است (سوره حجرات، آیه 13) موقتاً تعلیق کنیم تا ضمن آگاهی از باورهای خودمان و حفظ آنها، فرصت عمل به این توصیه قرآنی را از دست نداده باشیم. بخش اول کتاب «منجی، تصویری کنایی»، بخش دوم «پیامبری علیه وعده»، بخش سوم «خداوند کفر»، و بخش چهارم «برّه خدا» نام دارد. همچنین، موخره کتاب مشتمل بر دو ضمیمه «یک کتاب مقدس از میان کتب مقدس» و «کتاب مقدس چونان پنجرهای با شیشه رنگی» است.

دیگر عنوان هرمس در این نمایشگاه، کتاب «نیستی از بند رسته؛ روشنگری و انقراض» نوشته ری برسیه فیلسوف انگلیسی با ترجمه سیدمحمدجواد سیدی است که در 343 صفحه روانه بازار نشر شده است.
از منظر مترجم، دلیل نگارش کتاب حاضر، این اعتقاد است که مطالب فلسفی مهم و بنیادینی همچنان ناگفته باقی مانده و در بنرسالههای فاضلانه در باب خاستگاههای تاریخی، تتبعات معاصر و تضمنات درازمدت نیهیلیسم مدفون شده است. دو اعتقاد بنیادین کتاب بدین قرارند. نخست اینکه افسونزدایی از جهان بهمثابه پیامد رونی که طی آن، روشنگری «زنجیره عظیم هستی» را از هم گسست و «کتاب جهان» را مخدوش کرد پیامد ضروری توان درخشان عقل است، و در نتیجه، بردار نیروبخش کشف عقلانی است، و نه فروکاستی مصیبتبار. دومین اعتقاد بنیادین کتاب این است که نیهیلیسم برخلاف آنچه یاکوبی و بسیاری از فلاسفه دیگر از زمان او تاکنون گفتهاند، تشدید پاتولوژیکی سوبژکتیویسم نیست، که جهان را امحا میکند و واقعیت را به متضایف اگوی مطلق فرومیکاهد، بلکه برعکس، نیهیلیسم همبسته گریزناپذیر این اعتقاد رئالیستی است که واقعیتی مستقل از ذهن وجود دارد که علیرغم نارسیسیسم انسان و گستاخی او، به وجود ما بیاعتنا است و هیچ وقعی به «ارزشها» و «معانیای» که همچون پردهای بر روی وجود خویش میکشیم تا آن را مطبوع سازیم نمینهد. این امکان اخیر است که کتاب حاضر در تلاش برای بررسیدن آن است.
کتاب سه بخش دارد. فصل اول، درونمایه بخش نخست کتاب است، یعنی «نابودن کردن تصویر مستقر» از طریق بررسی تمایزی که ویلفرد سلارز بین تصاویر «مستقر» و «علمی» از «انسان-در-جهان» عرضه میکند. این فصل آغازین سپس به رویارویی بین مدعیات هنجارین گفتمان روانشناسی عامه میپردازد، و علم درحالظهر شناخت که باور به «باور» را کاملاً حذف میکند تا ذهن را بار دیگر در تصویر علمی جای دهد. فصل دوم به نقد نافذ آدورنو و هورکهایمر بر عقلانیت علمی میپردازد، نقدی که بهنام تصویر بدیلی از نسبت بین عقل و طبیعت پیش میرود که متأثر از هگل و فروید است. فصل سوم، فصل آخر بخش اول، نقد کانتن میسو بر «تضایفگرایی» را بررسی میکند که در بنیان روایت کانتی-هگلی نسبت بین عقل و طبیعت جای دارد و سپس به مشکلات موجود در تلاش خود میسو در جهت احیای شهود ریاضیاتی میپردازد. بخش دوم کتاب «آناتومی منفی» را ترسیم میکند و با فصل چهارم آغاز میشود که ارزیابی راهحل الن بدیو برای معضلات پیش روی میسو است وقتی که از طریق تصوری تفریقی از هستی که از ایئالیسم شهود احتراز میکند، به شهود عقلانی متوسل میشود، اما بهبهای نوعی ایدئالیسم به همین میزان مشکلساز، یعنی ایدئالیسم نگاشت. فصل پنجم میکوشد راهی به بیرون از بنبست بین ایدئالیسم تضایف از یکسو و ایدئالیسم شهود ریاضیاتی و نگاشت از سوی دیگر بیابد، آن هم از طریق تکیه بر اندیشه فرانسوا لاروئل بهمنظور بسط نوعی رئالیسم نظری که بر مبنای یک منطق غیردیالکتیکی نفی عمل میکند. بخش سوم و پایانی کتاب «پایان زمان» میکوشد این منطق را به کار بندد. نخست در فصل ششم، کارکرد هستیشناختیای که هایدگر در هستی و زمان و دلوز در تفاوت و تکرار به مرگ و زمان نسبت میدهند بهشکل انتقادی بازسازی میشود. در نهایت، فصل هفتم روایت نیچه از چیرگی بر نیهیلیسم را در پرتو بصیرتهای انتقادی بسطیافته در فصول قبل دوباره بررسی میکند و سپس باز-نگاشت نظریای از نظریه رانه مرگ فروید عرضه میکند که طبق آن، والایش رانه مرگ کلید درک نسبت نزدیک بین خواست شناخت و خواست نیستی است.
نظر شما