دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۲
برگردان پژوهش‌هاي ايلام ضرورت كار تاريخ‌پژوهان ايران باستان

محمد منتظري در نشست «ايلامي‌ها و ايران باستان» گفت: ‌باستان‌شناسان فرانسوي، 57 جلد كتاب درباره‌ تاريخ باستاني ايران و كاوش‌هاي خود در فلات ايران نوشته‌اند‌ اما متأسفانه تنها 5 يا 6 جلد از آن كتاب‌ها به فارسي برگردان شده است. مترجمان چندان تلاشي براي برگردان پژوهش‌هاي انجام شده درباره‌ ايلام نمي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «ايلامي‌ها و ايران باستان» عنوان نشست تخصصي بود كه با نگاهي به كتاب‌هاي «تاريخ امپراتوري هخامنشيان» نوشته پير بريان، «تاريخ عيلام» ترجمه دكتر شيرين بياني و «تاريخ و تمدن ايلام» دكتر يوسف مجيدزاده در موسسه فرهنگي ـ هنري جمشيد برگزار ‌شد. در اين نشست، محمد منتظري پژوهشگر فرهنگ و تاريخ ايران درباره تاريخ كهن ايلامي‌ها و ايران باستان سخن گفت. 

وي در ادامه سخنانش افزود: ‌باستان‌شناسان فرانسوي، 57 جلد كتاب درباره‌ي تاريخ باستاني ايران و كاوش‌هاي خود در فلات ايران نوشته‌اند‌ اما شوربختانه تنها 5 يا 6 جلد از آن كتاب‌ها به فارسي برگردان شده است. در دانشگاه شيكاگو نيز درباره‌ بخش بزرگي از تاريخ و تمدن ديرينه‌ ايلام كار و پژوهش شده است. و همه‌ اين‌ها در حالي كه در ايران چندان تلاشي براي برگردان پژوهش‌هاي انجام شده درباره‌ ايلام ديده نمي‌شود. 

به گفته‌ وي بررسي آن‌چه باستان‌شناسان درباره‌ تمدن و فرهنگ ايلام نوشته‌اند از آن‌رو بايستگي دارد كه ما را با زبان‌، خط‌، شيوه‌ زندگي و ديگر پژوهش‌هاي مردم‌شناسي آن گستره از تمدن فلات ايران آشنا مي‌كند. 

منتظري خاطرنشان كرد: شكل‌گيري فرهنگ و تمدن ايلام در هزاره چهارم پيش از ميلاد بوده است. ايلامي‌ها در فلات ايران تمدن و فرهنگي را بوجود آوردند كه امروزه در بسياري از كتاب‌هاي خاورشناسان، باستان‌شناسان و نيز تاريخ هنر، جاي خود را باز كرده است اما متاسفانه درباره اين تمدن درخشان، به مانند تاريخ و فرهنگ مصر تحقيق گسترده‌اي انجام نشده است. انگليسي‌ها و فرانسويان و ديگر پژوهشگران غربي، بيش از 200 سال است كه در حوزه باستان‌شناسي درباره تمدن مصر تحقيق كرده‌اند و توانسته‌اند كه بيش از 208 هرم و معبد را كشف كنند. 

اين پژوهش‌ها تا زماني كه سومر و ايلام كشف نشده بود، ادامه داشت. بيشتر كتاب‌هاي درسي جهان نيز درباره تمدن مصر بود. اگر هم در مورد ميانرودان سخني به ميان مي‌آمد، بيشتر درباره سومري‌ها و اكدي‌ها بود و ايلام جايي در تحقيقات آن‌ها نداشت. تا آن كه با كاوش‌هاي باستان‌شناسي، پي به گستردگي تمدن ايلام و جايگاه آن بردند. 

اثرپذيري هخامنشيان از تمدن كهن ايلام
وي افزود: در پاسارگاد تصويري كشف شده است كه بسياري از باستان‌شناسان آن را تصوير كوروش هخامنشي مي‌دانند. در اين تصوير، لباسي بر تن كوروش ديده مي‌شود كه همانند لباس ايلامي‌هاست. مي‌دانيم كه كوروش در «انشان» تاجگذاري كرد. اين شهر، به همراه شوش، از مهمترين شهرهاي ايلامي‌ها بوده است. در كتيبه شاهزاده ايلامي «هني» كه در مالمير خوزستان كشف شده است، نام «انشان» ديده مي‌شود. 

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه انشان در فارس و نزديك به پاسارگاد قرار داشته است. انشان نه تنها شهر چندين هزار ساله‌اي بود و تمدني درخشان داشت، بلكه از مهمترين مراكز پادشاهي ايلام به‌حساب مي‌آمد. اين كه كوروش در چنين شهري تاجگذاري مي‌كند نشان از پيوستگي تمدن هخامنشي و تمدن ايلامي دارد. 

وي افزود: از سوي ديگر مهرهاي نو ايلامي از دوران هخامنشيان به‌جاي مانده است. اين مهرها حتي در زمان كوروش و داريوش اول نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت. به همين دليل است كه در كتاب «پير بريان» از تاثيرپذيري هخامنشيان از تمدن ايلام سخن گفته شده است. بريان با نقد نوشته‌هاي «هرودوت» و «كتزياس» نشان مي‌دهد كه مي‌توان تاريخ ايران را چهار هزار سال دورتر از دو هزار و پانصد سالي برد كه امروزه سرآغاز تاريخ ايران محسوب مي‌كنند. 

اما متاسفانه در هيچ كجا، تاريخ ايلام را بعنوان بخشي از تاريخ ايران نمي‌شناسند. حتي به مطالب نادرستي از اين دست برمي‌خوريم كه مي‌نويسند ايلامي‌ها وحشي بودند و هخامنشيان آن‌ها را با تمدن آشنا كردند! اين سخن نادرستي است. اگر كتيبه‌هاي شاهان آشور، مانند كتيبه‌ها «آشور بانيپال»، را بررسي كنيم خواهيم ديد كه آشوريان از تمدن، گستردگي شهرها و معابد ايلامي‌ها ياد كرده‌اند. اين خود نشان مي‌دهد كه آن‌ها پيش از برسر كار آمدن پارس‌ها، چه تمدن درخشاني داشته‌اند. 

اشاره شد كه مهر كوروش و داريوش هخامنشي برگرفته از مهرهاي ايلامي است. نكته درخور اهميت آن است كه اگر به مهر داريوش اول دقت كنيم خواهيم ديد كه اسب او از روي پيكر بي جان سربازان و مردگان نمي‌گذرد، بلكه از روي اجساد آنان پريده است. در حالي كه در مهرها و كتيبه‌هاي پادشاهان ديگر، همانند پادشاهان آشور، ارابه‌ها و اسب‌ها، به نشانه قدرت، به گونه‌اي نشان داده شده‌اند كه مردگان و اجساد را لگدكوب مي‌كنند. 

ستايش ايزدان توسط ايلامي‌ها
منتظري يادآور شد: بيشترين كتيبه‌هايي كه از دوران ايران باستان، يعني پيش از بر سر كار آمدن هخامنشيان، بجاي مانده است، كتيبه‌هاي ايلامي است. اين كتيبه‌ها به صورت «آجر نوشته» اند و حاوي سطرهايي درباره خدايان و ايزدان ايلامي است. ايزدان، در نزد ايلامي‌ها، فرشته‌هاي نگهبان بوده‌اند. اين تفكر به تفكر ايراني بسيار نزديك است. ايراني‌ها قدرت‌هاي طبيعي را بصورت ايزد ستايش مي‌كردند. اين ايزدان هرگز پرستيده نمي‌شدند بلكه مورد ستايش بودند. ايلامي‌ها نيز به ستايش ايزدان خود مي‌پرداختند. 

وي افزود: شهرياران ايلامي، كه آن‌ها را «سوكل مخ» مي‌ناميدند، نيز بزرگترين كاهنان به‌شمار مي‌آمدند. وظيفه اين شهرياران، يا كاهنان، زيارت معابد بود. در نزد ايلامي‌ها، معابد چنان اهميت و تقدسي داشت كه تنها برگزيدگان و شهرياران مي‌توانستند وارد آن شوند. «سوكل مخ» ها را مي‌توان نخستين مغ‌هاي فلات ايران دانست. 

دكتر مجيدزاده در كتاب «تاريخ و تمدن ايلام»، سوكل مخ‌ها را جز اولين سلسله‌هاي مذهبي در ايران بحساب مي‌آورد. آن‌ها نظام گسترده‌اي از كاهنان بودند كه دست به پيش‌گويي مي‌زدند. پيشگويان ايلامي يا در شمار درباريان بودند يا كاهناني بحساب مي‌آمدند كه در كوه‌هاي انشان زندگي مي‌كردند. 

اين پژوهشگر تاريخ ايران باستان گفت: در يك نقش برجسته بازمانده از تمدن ايلام، معبدي به نام «هوسا» ديده مي‌شود كه بخشي از زيگورات چغازنبيل بوده است. اين معبد 6 هزار سال پيش در شوش ساخته شده است. در دو طرف آن شاخ‌هايي ديده مي‌شود. اين شاخ‌ها نشانه الوهيت يا خدايي داشتند. نكته جالب اين است كه در هزاره چهارم، سوم و دوم در ايران، هيچ بتي ديده نمي‌شود و خداي ايلامي‌ها «اينشوشيناك» نيز هرگز بت نبوده است. حقيقت آن است كه خدايان ايلامي بسيار مرموزند و همان‌گونه كه اشاره شد، ايزداني بوده‌اند كه ستايش مي‌شدند. 

خط، زبان و تبار ايلامي‌ها
وي افزود: خط در نزد ايلامي‌ها، در ابتدا تنها در حوزه حسابداري استفاده مي‌شد. در كتيبه‌هاي گلي آن‌ها نشانه‌هايي ديده مي‌شود كه حكايت از خريد و فروش كالا دارد. پس مي‌توان آن كتيبه‌ها را يادداشت‌هاي حسابداري ناميد. اين يادداشت‌ها خط‌هاي آغازين ايلامي‌ها بوده‌اند و به صورت تصويري نشان داده مي‌شدند. اين نظام خطي، بعدها به گونه خط ميخي درآمد. ايلامي‌ها از خط ميخي خود در كنار خط ميخي اكدي استفاده مي‌كردند. زبان آن‌ها نيز زباني پيوندي بود. به اين معنا كه پسوندها را به يك ريشه زباني اضافه مي‌كردند. چنين كاري در نگارش خط تاثير مي‌گذاشت. 

گردآورنده «دانشنامه ايلام» گفت: درباره تبار ايلامي‌ها نيز تحقيقاتي شده است. اما متاسفانه همه تاريخ گسترده و طولاني آن‌ها با نام كلي تاريخ ايلام مي‌شناسانند. در حالي كه ايلامي نو، ايلامي ميانه و ايلامي قديم با هم فرق داشته‌اند. كتيبه‌هايي به زبان ايلامي هخامنشي بجاي مانده است كه مربوط به دوره ايلامي نو است. اين دوره با آن‌چه از ايلامي ميانه مي‌شناسيم، تفاوت داشته است و اين دو از لحاظ ساختار زباني همسان نبوده‌اند. اما رسم شده است كه همه را به نام تاريخ ايلام بنامند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها